Art Ashes
24.1K subscribers
6.87K photos
946 videos
2.42K links
به کانال خاکستر هنر خوش اومدید
.
.
.
هنر داریم تا حقیقت ما را نابود نکند
ف.ن
Download Telegram
دشوارترین شکنجه این بود
که ما یک به یک
به درون خویش
تبعید شدیم...


شفیعی کدکنی

@grayart
این شبِ بی‌انتها، همانندِ روزهای تیره‌ی آغازِ خلقت است.
من به سرنوشتِ پست‌ترین جانوران رشک می‌برم،
که می‌توانند در خوابی حیوانی فرو روند، در آن مدت که کلافِ زمان، آرام آرام در هم پیچیده می‌شود.


شارل بودلر

@grayart
فلیسه‌ی عزیز
اشباحی هستند که آدم را در جمع تعقیب می‌کنند و اشباحی هستند که در تنهایی این کار را می‌کنند؛
حالا نوبتِ این دومی است، به خصوص وقتی باران می‌آید و هوا سرد است...
زمان می‌گذرد، و آدم هم بی‌هدف همراه آن می‌گذرد.


نامه به فلیسه
فرانتس کافکا


@grayart
نگاهش به من، چون نگاه موسیقیدانی پیش از شروع به نواختن به سازش بود؛
احساس درک و بالاتر قرار داشتن، احساس می‌کردم چنان درونم را می‌بیند که گویی جزئی از او هستم.

و چقدر دوست داشتم سازی باشم که او می‌نوازد.


آرتور گلدن

@grayart
همه از من ایراد می گیرند چون جسارت دارم که به روش خودم زندگی کنم.
آن هم جلوی چشم همگان و شاید با خرابکاری هایی بیش از دیگران ، اما با شرافت و حقیقتی بیشتر.


فرانسواز ژیلو

@grayart
من از آسایش دست کشیدم. شاید این سیاهی مضحک باارزش‌تر از خاکستری باشد که من را احاطه کرده. شاید تمام این حرف‌ها در مورد روشنی و تاریکی مزخرف باشد!


ساموئل بکت

@grayart
اگر می خواهید خوش بین شوید و زندگی را درک کنید، پس از باور آنچه می گویند و می نویسند دست بردارید، بلکه خودتان مشاهده کنید و در آن عمیق شوید.

چخوف

@grayart
او فکر میکرد میدید از آغاز بچگی خودش تاکنون همیشه اسباب تمسخر یا ترحم دیگران بوده،یادش افتاد اولین بار که معلم سر درس تاریخ گفت که اهالی (اسپارت) بچه های هیولا یا ناقص را میکشتند همه شاگردان برگشتند و به او نگاه کردند، و حالت غریبی باو دست داد. اما حالا او آرزو میکرد که این قانون در همه جای دنیا مجرا میشد و یا اقلا مثل اغلب جاها قدغن میکردند تا اشخاص ناقص و معیوب از زناشوئی خودداری بکنند، چون او میدانست که همه اینها تقصیر پدرش است...

داود گوژپشت
صادق هدایت


@grayart
خسته، تهی، ملول، ضربه‌پذیر
و خالی از شوق.


نامه به میلنا
فرانتس کافکا


@grayart
رفتم جلو آینه به صورت خودم دقیق شدم، تصویری که نقش بست بنظرم بیگانه آمد، باورنکردنی و ترسناک بود، عکس من قوی‌تر از خودم شده بود و من مثل تصویر روی آینه شده بودم، بنظرم آمد نمی‌توانستم تنها با تصویر خودم در یک اطاق بمانم، می‌ترسیدم اگر فرار بکنم او دنبالم بکند.


بوف کور
صادق هدایت


@grayart
آیا هرگز با خودت نگفته‌ای که وقتی خوابی کسانی هستند که در خوابشان می‌میرند؟ آیا هرگز وقتی دندان‌هایت را مسواک می‌زنی فکر نکرده‌ای که: ایناهاش، این آخرین روزم است؟ آیا هرگز احساس نکرده‌ای که باید تند بروی، تند، تند... و مَجال کم است؟ آیا به گمان‌ات نامیرنده‌ای؟ نیمی از سرِ چالش‌جویی، نیمی بی‌اختیار پاسخ می‌دادم: «همین است: به گمان‌ام نامیرنده‌ام.» هیچی دروغ‌تر از این نبود.


ژان پل سارتر

@grayart
در جهان به ارزش‌های واقعی اعتنایی نمی‌کنند و به آنچه اعتنا می‌کنند، ارزشی ندارد. انزوای انسانهای شایسته و ممتاز، هم علت این امر است و هم نتیجه‌ی آن. بنابر آنچه گفته شد، روش خردمندانه‌ی زندگی برای هرکسی که ارزشی در درون خود دارد این است که در صورت لزوم نیازهای خویش را محدود کند تا بتواند آزادیش را نگاه دارد یا گسترش دهد و از آنجا که آدمی ناگزیر با همنوعان خود سر و کار دارد بهتر است تا آنجا که ممکن است آنان را به زندگی خصوصی خود راه ندهد.

در باب حکمت زندگی
آرتور شوپنهاور


@grayart
از هیچ‌کس نمی‌خواهم که برای من زندگی کند و من هم برای کسی زندگی نخواهم کرد...


آین رند

@grayart
اکثر انسانها فراموش کرده‌اند که کیستند‌، از کجا آمده‌اند، اینجا چه می‌کنند و به کجا باید بروند و از همه مصیبت بارتر اینکه، این فراموشی را هم فراموش کرده‌اند.


بودا

@grayart
هیچ چیز راحتم نمی‌کند. نه دریا، نه آفتاب، نه درخت‌ها، نه آدم‌ها، نه فیلم‌ها، نه لباس‌هایی که تازه خریده‌ام. نمی‌دانم چه کار کنم. بروم و سرم را به درخت‌ها بکوبم، داد بزنم، گریه کنم؛ نمی‌دانم.


نامهٔ فروغ⁩ ‌ فرخزاد⁩ به ابراهیم گلستان

@grayart
خوب خوابم می‌برد، اما پس از یک ساعت بیدار می‌شوم،‌ گویی که سرم را در سوراخی نادرست کرده باشم. کاملا بیدارم، احساس می‌کنم که ابدا نخوابیده‌ام یا فقط چشمی برهم گذاشته‌ام، آنچه پیش رو دارم، زحمتِ دوباره خوابیدن است و این احساس که خواب مرا پس می‌زند. و باقی شب،‌ تا حدود پنج، همین‌طور است، به طوری که می‌خوابم اما در عین حال رویاهای واضح بیدارم ‌نگه می‌دارد، من به اصطلاح کنار خودم می‌خوابم، در حالی که خودم باید با رویاها دست و پنجه نرم کنم. حدود پنج، آخرین رد پایِ خواب محو می‌شود، فقط رویا می‌بینم که بسیار خسته کننده‌تر از بیداری است.


فرانتس کافکا

@grayart
باید از خیر و شر خویش فراتر رفت. آموزه ی من این است. چرا که بزرگترین شر برای انسان برتر، بزرگترین خیر است...


چنین گفت زرتشت
فردریش نیچه


@grayart
من هیچ‌وقت هیچ چیز نمی‌خواهم. همه چیز را پس می‌زنم. نه بوسه می‌خواهم، نه هیچ! فقط می‌خواهم ولم کنند! همین!
تنها چیزی که می‌خواهم، خاطرات! وضعیت‌ها! هنوز بیشتر به نفرت زنده‌‌ام تا به آب و نان! اما نفرت درست! نه نفرتِ «تقریبی»، «کم یا بیش»!


قصر به قصر
لویی فردینان سلین
 

@grayart
تو به کسی نیاز نداری که بهت بگوید چه کسی یا چه چیزی
هستی، تو همانی هستی که هستی...!


جان لنون

@grayart
تمام تنم تکه‌هایی بود وصله‌شده. تکه‌ای خیس، تکه‌ای مست، تکه‌ای دست که وحشتناک بود، تکه‌ای گوش که هولناک بود، تکه‌ای دوستی با مرد انگلیسی که خیلی تسلی‌بخش بود، تکه‌ای زانو که همین‌طوری ول می‌شد، تکه‌ای گذشته که خوب به یاد دارم هنوز دنبال این بود که آویزانِ زمان حال شود و دیگر نمی‌توانست ــ‌ و بعد تکه‌ای  آینده که بیشتر از کل تکه‌پاره‌های دیگر مرا می‌ترساند، و آخرسر هم تکه‌ای مسخره که می‌خواست از ورای سایر تکه‌ها ماجرایی برایم تعریف کند.

جنگ
لویی فردینان سلین


@grayart
این جماعت هزار رنگ با وجود درک ِسطحی که دارند، این سیاه‌ بازی را جدی می‌گیرند، و تراژدیشان همین است. البته، آنها رنج می‌برند. اما زندگی هم می‌کنند، زندگی‌ای واقعی و نه موهوم، چون رنج زندگی است. بدون رنج، لذت زندگی چیست؟
زندگی به مناسکی بی‌پایان بدل می‌شود؛ مقدس، اما ملال‌آور می‌شود.
اما من چکاره‌ ام؟
من رنج می‌برم، و با این حال، زندگی نمی‌کنم.
در معادلهٔ مجهولی عدد ایکس هستم. در زندگی نوعی شبحم که بدایت و نهایتش را گم کرده و حتی اسمش را هم از یاد برده.

جنایت و مکافات
داستایفسکی


@grayart