Art Ashes
24.1K subscribers
6.87K photos
946 videos
2.42K links
به کانال خاکستر هنر خوش اومدید
.
.
.
هنر داریم تا حقیقت ما را نابود نکند
ف.ن
Download Telegram
من از صفت خوب هم نمی توانستم بهره ای ببرم و از خودم چیزی بسازم. پس، نه می توانستم ببخشم و صرف نظر کنم، زیرا کسی که به من توهین کرده و من به گونه ام سیلی زده چون من مشمول قوانین طبیعی است و طبق همان قوانین رفتار کرده است و قانون طبیعت را نه می شود بخشید و نه می توان فراموش کرد. زیرا قوانین طبیعی، اگر صدبار بیشتر هم طبیعی باشند باز هم آزار دهنده اند و نه می توانستم انتقام بگیرم. یعنی اگر می خواستم از کسی که به من توهین کرده انتقام بگیرم، نمی توانستم. اصلا از هیچ کس و به هیچ علتی قادر نبودم انتقام بگیرم، زیرا اساسا برای من غیر ممکن بود که تصمیم به کاری بگیرم هر کاری که می خواهد باشد. حتی در صورتی که قادر به انجام کاری نیز بودم، باز نمی توانستم آن را به اجرا درآورم. چرا نمی توانستم؟

داستایوسکی

@grayart
تا زمانی که شناخت شما از خودتان
بر اساس گفته‌ها و حرف‌های دیگران باشد، شما درباره دیگران شناخت پیدا می‌کنید، نه خودتان!


کريشنا مورتی

@grayart
«تنهایی است که مرا شکل می‌دهد نه انسان‌ها. نمی‌دانم این جمله برگرفته از "روسو" است یا "سنانکور" اما قطعأ برخاسته از ذهنی شبیه ذهن من است.
تنهای تنها بودن چه خوب است، انسان می‌تواند با خود بلند بلند صحبت کند و قدم بزند، بی آنکه نگاه‌ها مزاحمش شوند، می‌تواند درون رویایی ناخواسته به متکایی تکیه دهد! تمامی خانه به مزرعه تبدیل ‌شود و هر سالنی از گستردگی زمین کشاورزی بهرمند ‌گردد.

خودم را ویران کردم تا بتوانم بفهمم. فهمیدن یعنی از کف دادن دوست داشتن... تنهایی تباهم می‌سازد، بودن در جمع آزارم می‌دهد.»  

دلواپسی
فرناندو پسوا


@grayart
حالا میفهمم که نیمچه خدا شده بودم، ماورای همه احتیاجات پست و کوچک مردم بودم، جریان ابدیت و جاودانی را در خودم حس می کردم...ابدیت چیست...؟ برای من ابدیت عبارت ازین بود که در کنار نهر سورن با آن لکاته سرمامک بازی بکنم و فقط یک لحظه چشمهایم را ببندم و سرم را در دامن او پنهان بکنم...


بوف کور
صادق هدایت


@grayart
نباید تمام گناهان خود را بخشید. نباید همیشه به خود آسان گرفت. گاهی بخشیدن خود کاری نابخشودنی است!


جز از کل
استیو تولتز


@grayart
این امر را چطور توجیه می‌کنی که خشم همواره به سوی خود فرد خشمگین باز می‌گردد، و هیچ فرد ترس‌آفرینی نیست که خود از ترس رها نباشد؟ در این مورد باید سخن مشهور لابریوس را به یاد آوری، همان سخنی که وقتی در میانه‌ی جنگ ادا شد، توجه تمام مردم را به خود جلب کرد:

«کسی که بسیاران از او می‌ترسند، باید از بسیاران بترسد.»

سنکا

@grayart
دشوارترین شکنجه این بود
که ما یک به یک
به درون خویش
تبعید شدیم...


شفیعی کدکنی

@grayart
این شبِ بی‌انتها، همانندِ روزهای تیره‌ی آغازِ خلقت است.
من به سرنوشتِ پست‌ترین جانوران رشک می‌برم،
که می‌توانند در خوابی حیوانی فرو روند، در آن مدت که کلافِ زمان، آرام آرام در هم پیچیده می‌شود.


شارل بودلر

@grayart
فلیسه‌ی عزیز
اشباحی هستند که آدم را در جمع تعقیب می‌کنند و اشباحی هستند که در تنهایی این کار را می‌کنند؛
حالا نوبتِ این دومی است، به خصوص وقتی باران می‌آید و هوا سرد است...
زمان می‌گذرد، و آدم هم بی‌هدف همراه آن می‌گذرد.


نامه به فلیسه
فرانتس کافکا


@grayart
نگاهش به من، چون نگاه موسیقیدانی پیش از شروع به نواختن به سازش بود؛
احساس درک و بالاتر قرار داشتن، احساس می‌کردم چنان درونم را می‌بیند که گویی جزئی از او هستم.

و چقدر دوست داشتم سازی باشم که او می‌نوازد.


آرتور گلدن

@grayart
همه از من ایراد می گیرند چون جسارت دارم که به روش خودم زندگی کنم.
آن هم جلوی چشم همگان و شاید با خرابکاری هایی بیش از دیگران ، اما با شرافت و حقیقتی بیشتر.


فرانسواز ژیلو

@grayart
من از آسایش دست کشیدم. شاید این سیاهی مضحک باارزش‌تر از خاکستری باشد که من را احاطه کرده. شاید تمام این حرف‌ها در مورد روشنی و تاریکی مزخرف باشد!


ساموئل بکت

@grayart
اگر می خواهید خوش بین شوید و زندگی را درک کنید، پس از باور آنچه می گویند و می نویسند دست بردارید، بلکه خودتان مشاهده کنید و در آن عمیق شوید.

چخوف

@grayart
او فکر میکرد میدید از آغاز بچگی خودش تاکنون همیشه اسباب تمسخر یا ترحم دیگران بوده،یادش افتاد اولین بار که معلم سر درس تاریخ گفت که اهالی (اسپارت) بچه های هیولا یا ناقص را میکشتند همه شاگردان برگشتند و به او نگاه کردند، و حالت غریبی باو دست داد. اما حالا او آرزو میکرد که این قانون در همه جای دنیا مجرا میشد و یا اقلا مثل اغلب جاها قدغن میکردند تا اشخاص ناقص و معیوب از زناشوئی خودداری بکنند، چون او میدانست که همه اینها تقصیر پدرش است...

داود گوژپشت
صادق هدایت


@grayart
خسته، تهی، ملول، ضربه‌پذیر
و خالی از شوق.


نامه به میلنا
فرانتس کافکا


@grayart
رفتم جلو آینه به صورت خودم دقیق شدم، تصویری که نقش بست بنظرم بیگانه آمد، باورنکردنی و ترسناک بود، عکس من قوی‌تر از خودم شده بود و من مثل تصویر روی آینه شده بودم، بنظرم آمد نمی‌توانستم تنها با تصویر خودم در یک اطاق بمانم، می‌ترسیدم اگر فرار بکنم او دنبالم بکند.


بوف کور
صادق هدایت


@grayart
آیا هرگز با خودت نگفته‌ای که وقتی خوابی کسانی هستند که در خوابشان می‌میرند؟ آیا هرگز وقتی دندان‌هایت را مسواک می‌زنی فکر نکرده‌ای که: ایناهاش، این آخرین روزم است؟ آیا هرگز احساس نکرده‌ای که باید تند بروی، تند، تند... و مَجال کم است؟ آیا به گمان‌ات نامیرنده‌ای؟ نیمی از سرِ چالش‌جویی، نیمی بی‌اختیار پاسخ می‌دادم: «همین است: به گمان‌ام نامیرنده‌ام.» هیچی دروغ‌تر از این نبود.


ژان پل سارتر

@grayart
در جهان به ارزش‌های واقعی اعتنایی نمی‌کنند و به آنچه اعتنا می‌کنند، ارزشی ندارد. انزوای انسانهای شایسته و ممتاز، هم علت این امر است و هم نتیجه‌ی آن. بنابر آنچه گفته شد، روش خردمندانه‌ی زندگی برای هرکسی که ارزشی در درون خود دارد این است که در صورت لزوم نیازهای خویش را محدود کند تا بتواند آزادیش را نگاه دارد یا گسترش دهد و از آنجا که آدمی ناگزیر با همنوعان خود سر و کار دارد بهتر است تا آنجا که ممکن است آنان را به زندگی خصوصی خود راه ندهد.

در باب حکمت زندگی
آرتور شوپنهاور


@grayart
از هیچ‌کس نمی‌خواهم که برای من زندگی کند و من هم برای کسی زندگی نخواهم کرد...


آین رند

@grayart
اکثر انسانها فراموش کرده‌اند که کیستند‌، از کجا آمده‌اند، اینجا چه می‌کنند و به کجا باید بروند و از همه مصیبت بارتر اینکه، این فراموشی را هم فراموش کرده‌اند.


بودا

@grayart
هیچ چیز راحتم نمی‌کند. نه دریا، نه آفتاب، نه درخت‌ها، نه آدم‌ها، نه فیلم‌ها، نه لباس‌هایی که تازه خریده‌ام. نمی‌دانم چه کار کنم. بروم و سرم را به درخت‌ها بکوبم، داد بزنم، گریه کنم؛ نمی‌دانم.


نامهٔ فروغ⁩ ‌ فرخزاد⁩ به ابراهیم گلستان

@grayart