متاسفانه اين هدف كه انسان بايد "خوشبخت" باشد در برنامه ريزی "آفرينش" گنجانده نشده است.
تمدن و ناخشنودیهای آن
فروید
@grayart
تمدن و ناخشنودیهای آن
فروید
@grayart
لحظه هایی هست که تنهای تنها می شوی و به آخر هرچیزی که ممکن است برایت اتفاق بیفتد میرسی. این آخر دنیاست. خود غصه. غصه ی تو دیگر جوابگویت نیست و باید به عقب برگردی، وسط آدم ها، هرکه میخواهد باشد. در این جور لحظه ها به خودت سخت نمی گیری، چون حتی به خاطر اشک ریختن هم باید به آغاز هرچیز برگردی، به جایی که همه ی دیگران هستند.
سفر به انتهای شب
لویی فردینان سلین
@grayart
سفر به انتهای شب
لویی فردینان سلین
@grayart
به ندرت میتوانی حالِ مرا بفهمی
و به ندرت میتوانم حالِ تو را بفهمم
فقط آنگاه که در لجن دیدار کنیم
میتوانیم بیدرنگ یکدگیر را دریابیم.
هانریش هاینه
@grayart
و به ندرت میتوانم حالِ تو را بفهمم
فقط آنگاه که در لجن دیدار کنیم
میتوانیم بیدرنگ یکدگیر را دریابیم.
هانریش هاینه
@grayart
برای ما خیلی مهم است که از همان ابتدای جوانی بفهمیم که داریم در بالماسکه زندگی میکنیم، چون در غیر این صورت قادر به درک بسیاری از چیزها نخواهیم بود و در برابر همه چیز متعجب میمانیم، و از همه متعجبتر کسانی خواهند بود که «تیتان قلبشان را از گِل بهتری سرشته است» چیزهایی از قبیل بختی که نصیب پستی و رذالت میشود. تقریبا همیشه جنس اصل دور انداخته میشود و همه دنبال جنس بنجلاند. باید به جوانان بیاموزیم که در این بالماسکه سیبها از موم اند، گلها پلاستیکی و ماهیها مقواییاند، و همه چیز اسباب بازی و الکی است. باید به آنها بگوییم که از هر دو نفری که به جد بر سر چیزی بحث میکنند، یکی متاع قلب می فروشد و دیگری سکهی تقلبی بابتاش میپردازد.
آرتور شوپنهاور
@grayart
آرتور شوپنهاور
@grayart
من از کلماتی میپرسم که باقی ماندهاند: خواب، بیداری، صبح، شب. این کلمات هم چیزی ندارند که بگویند.
دست آخر
ساموئل بکت
@grayart
دست آخر
ساموئل بکت
@grayart
دچارِ نوعی بهتزدگی و بیحسی شدهام. احساسِ خستگی نمیکنم، خوابم نمیآید، غصهدار نیستم، شاد هم نیستم؛ قدرتِ این را ندارم که تو را با خیالِ خودم به اینجا بیاورم. هر چند که تصادفاً سمتِ راستم یک صندلیِ خالی وجود دارد، گویی برای تو گذاشته شده است؛
در چنگالِ چیزی هستم و نمیتوانم خودم را از دستش رها کنم.
فرانتس کافکا
@grayart
در چنگالِ چیزی هستم و نمیتوانم خودم را از دستش رها کنم.
فرانتس کافکا
@grayart
به خود گفتم بگذار باشد
و مگذار کسی تو را ببیند؛
بدون گذاشتن پیمانی
بر سر خوشیهای والاتر.
مگذار چیزی بازدارت
ای انزوای شاهانه.
آرتور رمبو
@grayart
و مگذار کسی تو را ببیند؛
بدون گذاشتن پیمانی
بر سر خوشیهای والاتر.
مگذار چیزی بازدارت
ای انزوای شاهانه.
آرتور رمبو
@grayart
آنچه را که آدمی در ذات خود هست، آنچه را که در تنهایی همراه دارد، هیچکس نمی تواند به او اعطا کند یا از او بگیرد و این از هر چه در تملک اوست یا در انظار دیگران وجود دارد، برای او مهم تر است.
در باب حکمت زندگی
آرتور شوپنهاور
@grayart
در باب حکمت زندگی
آرتور شوپنهاور
@grayart
لحظهای كه هنرمند به خواسته ديگران اعتنا میكند و میكوشد به درخواست ايشان پاسخ گويد، ديگر هنرمند نيست و بدل میشود به صنعتگری ملالانگيز يا سرگرمكننده، سوداگری امين يا متقلب.
اسکار وایلد
@grayart
اسکار وایلد
@grayart
هرگز نمی شود آنطور که باید و شاید به کلمات اعتماد کرد.
ظاهری بی آزار دارند. ابدا به نظر نمی رسد که ممکن است خطرناک باشند. بیشتر به باد هوا شباهت دارند به صداهای کوچک دهن،
نه شورند و نه بی نمک، و به محض اینکه از دهن بیرون می آیند از راه گوش به وسیله توده نرم و خاکستری مخ، درک می شوند.
هیچ کس به کلمات خودش شک ندارد و مصیبت از همین جا شروع می شود...
سفر به انتهای شب
لویی فردینان سلین
@grayart
ظاهری بی آزار دارند. ابدا به نظر نمی رسد که ممکن است خطرناک باشند. بیشتر به باد هوا شباهت دارند به صداهای کوچک دهن،
نه شورند و نه بی نمک، و به محض اینکه از دهن بیرون می آیند از راه گوش به وسیله توده نرم و خاکستری مخ، درک می شوند.
هیچ کس به کلمات خودش شک ندارد و مصیبت از همین جا شروع می شود...
سفر به انتهای شب
لویی فردینان سلین
@grayart
وضعام حالتِ کرمی را بهیاد میآورد که نیمهی عقبِ بدنش را لگد کردهاند و حالا دارد نیمهی جلوی بدنش را جدا میکند و به کناری میکشد.
نامه به پدر
فرانتس کافکا
@grayart
نامه به پدر
فرانتس کافکا
@grayart
پیوندِ دو تن نباید به زنجیر کشیدنِ دو جانبه باشد. بلکه باید یک شکفتگیِ دو طرفه باشد.
جان شیفته
رومن رولان
@grayart
جان شیفته
رومن رولان
@grayart
دیگر نمیدانم برای چه کسی بنویسم، از هر لحاظ که نگاه میکنم همه ی آن ها از من فاصله دارند، و هیچ شباهتی بین زندگی من و آن ها نیست. روحشان را عوض کرده اند که بتوانند راحت تر خیانت کنند ، راحت تر فراموش کنند ، همه ش از چیزهای دیگر حرف بزنند، از خاطرات، خاطره های قدیمی که سمج اند، اما شکننده هم هستند.
سلین
@grayart
سلین
@grayart
آیا تو به شیوهی خودت همانند منی؟
و از اینکه از هر لحاظ ناموفق بودهای احساس شرمساری میکنی؟
نگاه کن، من هم حال و روزی مشابه تو داشتم،
تنها که هستم به حال و روزی که از سر گذراندهام گریه میکنم.
بیا، دوتایی گریه کردن شیرینتر است.
داستانهای کوتاه
فرانتس کافکا
@grayart
و از اینکه از هر لحاظ ناموفق بودهای احساس شرمساری میکنی؟
نگاه کن، من هم حال و روزی مشابه تو داشتم،
تنها که هستم به حال و روزی که از سر گذراندهام گریه میکنم.
بیا، دوتایی گریه کردن شیرینتر است.
داستانهای کوتاه
فرانتس کافکا
@grayart
چه خوب که هدر رفت، که هرگز هیچچیز شروع نشد، هرگز هیچچیز به جز هرگز و هیچچیز، هرگز هیچچیز به جز کلمات بیجان.
متنهایی برای هیچ
ساموئل بکت
@grayart
متنهایی برای هیچ
ساموئل بکت
@grayart
شش هزار سال است که مردم جهان به آدم کشی مشغول اند.
و در این مدت خداوند بیهوده وقت خود را در راه پدید آوردن
گلها و ستارگان تلف میکند...
ویکتور هوگو
@grayart
و در این مدت خداوند بیهوده وقت خود را در راه پدید آوردن
گلها و ستارگان تلف میکند...
ویکتور هوگو
@grayart
آرام و غمگین در برابرم ایستاده است و سایههای شعلهها، بر چهرهاش درگذرند. این موجودِ درازِ لاغرِ خمیده، با گونههای فرو رفته و چشمانِ مرده. من، پُر شگفتی به خودم مینگرم. به خود، جدا از خود.
نسیمی شعله را پَر میزند. پرندهای سپید از بالای سرمان میگذرد و در سیاهی فرو میرود.
میگوید:
به چه کاری؟
میگویم؛
تکرار
عباس نعلبندیان
@grayart
نسیمی شعله را پَر میزند. پرندهای سپید از بالای سرمان میگذرد و در سیاهی فرو میرود.
میگوید:
به چه کاری؟
میگویم؛
تکرار
عباس نعلبندیان
@grayart