Art Ashes
24.1K subscribers
6.87K photos
946 videos
2.43K links
به کانال خاکستر هنر خوش اومدید
.
.
.
هنر داریم تا حقیقت ما را نابود نکند
ف.ن
Download Telegram
چیزی که می‌ماند همان خوشی است، وقت را باید غنیمت شمرد. باقیش پوچ است، و بعد افسوس دارد.


صورتکها
صادق هدایت


@grayart
«حق با دکتر بود: من از انجامِ کار‌ها طفره می‌روم، دست به هیچ‌کاری نمی‌زنم چون نمی‌توانم بپذیرم که ممکن است در انجام‌شان شکست بخورم…»


یادداشت‌های روزانه
سیلویا پلات


@grayart
خواب‌های آینده‌ام را دیده‌ام
سال‌های بعدی‌ام را زیسته‌ام
و این اضافه‌گی آزارم می‌دهد
کاش این‌ همه عجله نمی‌داشتم
دستِ‌کم آن‌وقت مثلِ همه
در زمان می‌گنجیدم
و با دوست و شهر و زمین کنار می‌آمدم
این‌همه بَردَر کوبیدن بیهوده است
درها را باز نمی‌کنند
نه کسی می‌بیند تو را
و نه صدایت را می‌شنوند.


شهرام شیدایی

@grayart
انسان خودش نمی‌داند که چرا زنده است و برای چه به زندگی علاقه دارد و چون علت این علاقه را نمی‌تواند درک کند، طبعاً زندگی برای او ارزش پیدا می‌کند.


هستی و نیستی
سارتر


@grayart
ببین چطور آرزوهای ما آب می‌روند تا در حصارِ تنگِ کنونی‌مان جا شوند. امروز دیگر حتا نمی‌خواهم حالم بهتر شود، فقط همین‌طور که هست بماند.


در وادی درد
آلفونس دوده


@grayart
من در کلام هستم، ساخته شده از کلام،
کلام دیگران.


نام‌ناپذیر
ساموئل بکت


@grayart
خیلی درمانده‌ام، این همه سؤال مطرح است و هیچ راه‌حلی بنظرم نمی‌رسد و چنان فلک‌زده و ناتوانم که می‌توانم برای ابد روی نیمکت دراز بکشم و بدونِ اینکه تفاوتش را حس کنم چشمانم را باز و بسته نگهدارم. قادرم نه چیزی بخورم و نه خوابی بکنم.


نامه به فلیسه
فرانتس کافکا


@grayart
من دلبستگی نداشتم. به هیچ چیز دلبستگی نداشتم. هیچ چیز هم نمی دانستم. حتی نمی دانستم چطور باید فرار کنم. بقیه دست کم حساب دست‌شان آمده بود که چطور زندگی کنند. آن‌ها ظاهرا چیزی را فهمیده بودند که من نفهمیده بودم. شاید چیزی در من کم بود. احتمالش وجود داشت. اغلب احساس میکردم پست‌تر از دیگرانم، یا شهروند درجه دو ام. فقط دلم میخواست از همه‌شان فاصله بگیرم. اما جایی برای رفتن نداشتم.
خودکشی؟ همین هم دردسر و مصیبت خودش را داشت. احساس می کردم دلم میخواهد پنج سال تخت بخوابم ولی این جماعت نمیگذاشتند.

چارلز بوکوفسکی

@grayart
‏- از آن‌ها متنفرم!
‏- از کی؟
‏- از همه.


‏ ⁧ سرانجام انسان طراز نوین⁩
‏ ⁧ سوتلانا الکسیویچ⁩


@grayart
چه غم‌انگیز است
هر چه که دور و بر من است!


نامه به فلیسه
فرانتس کافکا


@grayart
کسانی را دوست داشتم، از دستشان دادم. وقتی این ضربه به من وارد شد، دیوانه شدم. چون عین جهنم است. اما دیوانگی‌ام بی‌شاهد ماند، سرگردانی‌ام ظاهر نمی‌شد. فقط باطنم دیوانه بود. گاهی به خشم می‌آمدم. به من می‌گفتند: چرا این‌قدر آرامید؟ حال آن‌که از سر تا به پا سوخته بودم. شب‌ها در کوچه می‌دویدم. نعره می‌کشیدم. روز به آرامی کار می‌کردم.


موریس بلانشو

@grayart
خودم را تا حد بی‌عاطفگی محض از همه کنار کشیده‌ام.
همه را با خود دشمن کرده‌ام،
با هیچ کس حرف نمی‌زنم.
مردی با چشمان سیاه و بی ترحم که انبوهی کت کهنه بر دوش دارد.


یادداشت‌ها
فرانتس کافکا


@grayart
باز شروع کردم به زندگی کردن. اما کم‌کم با یه هدف دیگر. ابداً نه برای پیروزی، بلکه برای شکست!


مالون می‌میرد
ساموئل بکت


@grayart
حالا پی بردم که پُر ارزش‌ترین قسمت من همین تاریکی، همین سکوت بوده. این تاریکی در نهاد هر جنبده‌ای هست، فقط در انزوا و برگشت بطرف خودمون، وختیکه از دنیای ظاهری کناره گیری میکنیم بما ظاهر میشه.
اما همیشه مردم سعی دارن از این تاریکی و انزوا فرار بکنن، گوش خودشونو در مقابل صدای مرگ بگیرن، شخصیت خودشونو مییون داد و جنجال و هیاهوی زندگی محو و نابود بکنن!

تاریکخانه
صادق هدایت


@grayart
او هیچگاه هیأتی حقیرانه نمی‌گیرد. دستانش نمی‌لرزد و چشمانش پر اشک نیستند. او همیشه اطمینان را با سادگی، شجاعت را با نیرومندی مثل یک فاتح در خود جمع دارد، اگرچه گاهی ممکن است با خشونت و بی‌اعتنایی رفتار کند. او همان خدای فاتح در برابر دیوهای مغلوب است، از این رو با اطمینان هر چه بیشتر، سرود شادی سر می‌دهد.


فریدریش نیچه

@grayart
تمام آن افسردگی دردناک گذشته، کودکی انزواجویانه و مغموم، رؤیاهای ابلهانه‌ام در بسترم، عهد و پیمان‌هایم، محاسبه‌هایم، حتی اندیشه‌ام، برای چه بود ؟ دریغا که این همه به نام عشق، بزرگواری، افتخار و شرف صورت گرفت و بعد نفرت‌انگیز، شرم‌آور و رسوا از کار درآمد.


داستایوسکی

@grayart
و به اصرار، هربار که برج ساعت زنگ می‌زند، یادآوری می‌کند که زمان دارد می‌گذرد، که پس از یک شب وحشتناک، روز وحشتناک برمی‌دمد.
چه شکوه‌ احمقانه‌ای!
و با این همه کاملاً می‌دانم که باید بگذرد و من در این میان هلاک نخواهم شد.

نامه به گرته بلوخ
فرانتس کافکا


@grayart
درماندگی خودم بی‌نهایت است و تمام جهان در برابر آن هیچ است.


موریس بلانشو

@grayart
... از روز مدتی گذشته، چشم‌ها را می‌بندم و منتظر دردم می‌مانم تا با آن بتوانم کمی دوام بیاورم.


طوری که هست
ساموئل بکت


@grayart
از زندگی تو نیمی سپری شده است.
عقربه ساعت به پیش می‌رود.
روح لرزان تو از مدتها قبل سرگردان و پُرسنده است.
اما بی‌آنکه چیزی بیابد لختی درنگ می‌کند.
از زندگی تو نیمی سپری شده است؛ و هر لحظه‌ی آن درد و خطا بوده است.
آیا باز هم می‌خواهی جستجو کنی؟ چه چیز را؟ و چرا؟
من به دنبال دلیلِ دلیل می‌گردم.


فردریش نیچه

@grayart
خودکشی، مانند انتحار در نمایشنامه‌های تند، نوعی اعتراف است. اعتراف به این است که از قافله‌ی زندگی عقب مانده‌ایم یا معنی زندگی را نمی‌فهمیم.


دلهره‌ هستی
آلبر کامو


@grayart