اندیشهبرانگیزترین امر در زمانهی اندیشهبرانگیزِ ما این است که ما هنوز اندیشه نمیکنیم.
مارتین هایدگر
@grayart
مارتین هایدگر
@grayart
عزیز دلم
آیا حافظهات خوب است؟
من که حافظهای ندارم..
به سبب فراموشکاریام، هر آنچه از روی میزم برداشته شود، از نقطه نظر من هرگز وجود نداشته است.
نامه به فلیسه
فرانتس کافکا
@grayart
آیا حافظهات خوب است؟
من که حافظهای ندارم..
به سبب فراموشکاریام، هر آنچه از روی میزم برداشته شود، از نقطه نظر من هرگز وجود نداشته است.
نامه به فلیسه
فرانتس کافکا
@grayart
تنهایی روح مرا هیچچیز جبران نمیکند. مثل یک ظرف خالی هستم. کاش میتوانستم مثل آدمهای دیگر خودم را در ابتذال زندگی گم کنم. کاش لباس تازه یا یک محیط گرم خانوادگی و یا یک غذای مطبوع میتوانست شادمانی را در لبخند من زنده کند. کاش رقصیدن دیگران میتوانست مرا فریب بدهد و به صحنههای رقص و بیخبری و عیاشی بکشاند… آخ تو نمیدانی من چقدر بدبخت هستم. من در زندگی دنبال فریب تازهای میگردم ولی افسوس که دیگر نمیتوانم خودم را گول بزنم. من خیلی تنها هستم..!
فروغ فرخزاد
@grayart
فروغ فرخزاد
@grayart
چیزی برای دیدن نمانده، همه را دیدهام، آنقدر که چشمانم قی گرفته...
متنهایی برای هیچ
ساموئل بکت
@grayart
متنهایی برای هیچ
ساموئل بکت
@grayart
اگر برای خیلی ها
حق انتخاب میان عمر جاودانه
و مرگ بدهی
همیشه
این آخری را انتخاب میکنند
که همین ثابت میکند
خیلی ها عاقلتر از آنند
که ما فکر میکنیم.
چارلز بوکفسکی
@grayart
حق انتخاب میان عمر جاودانه
و مرگ بدهی
همیشه
این آخری را انتخاب میکنند
که همین ثابت میکند
خیلی ها عاقلتر از آنند
که ما فکر میکنیم.
چارلز بوکفسکی
@grayart
میل به رفتن بود، اما اینبار قصد رفتن داشتم! نه مثل گذشته که آنهمه نقشهاش را کشیده بودم اما نتوانسته بودم اجرایش کنم. نمیخواستم از خودم یا هرکس دیگری انتقام بگیرم، و به شرافتم سوگند میخورم که با آنکه همهشان تحقیرم کرده بودند واقعاً قصد انتقام نداشتم. ناخوش و درمانده در اتاق آرمیده بودم؛ با درد تشخیص میدادم که چقدر درماندهام.
هیچزمانی از زندگیام را به یاد ندارم که به اندازهی اولین روزهای نقاهتم یعنی موقعی که همچون ترکهای سست بر بسترم افتاده بودم احساس نخوت و غرور کرده باشم.
فئودور داستایوسکی
@grayart
هیچزمانی از زندگیام را به یاد ندارم که به اندازهی اولین روزهای نقاهتم یعنی موقعی که همچون ترکهای سست بر بسترم افتاده بودم احساس نخوت و غرور کرده باشم.
فئودور داستایوسکی
@grayart
آه، هیچ گاه، هیچ گاه، مردم بدون ما نمی توانند خود را سیر کنند! تا آن زمان که آزاد بمانند، هیچ علمی نانشان نخواهد داد. در پایان آزادیشان را به پای ما خواهند ریخت و به ما خواهند گفت :(( ما را بنده خود کنید، اما سیرمان کنید)) عاقبت خودشان در خواهند یافت که آزادی و نان کافی با هم برای همگان تصور ناشدنی است، چون هیچ گاه، هیچ گاه نخواهند توانست آنها را بین خود قسمت کنند.
برادران کارامازوف
داستایفسکی
@grayart
برادران کارامازوف
داستایفسکی
@grayart
وقتی که دیگران رنج میبردند من خواب بودم؟ الان هم خوابم؟
فردا که بیدار شدم یا گمان کردم بیدار شدهام راجع به امروز چه بگویم؟ بگویم اینجا با دوستم استراگون تا وقتی که هوا تاریک شد منتظر گودو بودم؟ بگویم پوتزو با نوکرش از اینجا رد شد د با ما هم حرف زد؟ شاید. اما چه حقیقتی تو همهی اینهاست؟
در انتظار گودو
ساموئل بکت
@grayart
فردا که بیدار شدم یا گمان کردم بیدار شدهام راجع به امروز چه بگویم؟ بگویم اینجا با دوستم استراگون تا وقتی که هوا تاریک شد منتظر گودو بودم؟ بگویم پوتزو با نوکرش از اینجا رد شد د با ما هم حرف زد؟ شاید. اما چه حقیقتی تو همهی اینهاست؟
در انتظار گودو
ساموئل بکت
@grayart
دو روز است متوجه شده ام، که هروقت اراده کنم، در خودم سردی و بی تفاوتی می بینم. دیشب، موقع پیاده روی، هرصدای کوچک در خیابان، هر چشمی که به طرف من بر می گشت، هر تصویری که توی ویترینی می دیدم، در نظرم مهم تر از خودم بود.
یادداشتها
فرانتس کافکا
@grayart
یادداشتها
فرانتس کافکا
@grayart
به افکار تحمل ناپذیری که هنگام خوابیدن به مغزم خطور میکند،
به راه رفتن در خواب،
به سکندری خوردن و بیحوصله قدم زدن در خیابانها،
به قلبم که دیگر نمیتپد و فقط عضلهای است که زور میزند.
نامه به فلیسه
فرانتس کافکا
@grayart
به راه رفتن در خواب،
به سکندری خوردن و بیحوصله قدم زدن در خیابانها،
به قلبم که دیگر نمیتپد و فقط عضلهای است که زور میزند.
نامه به فلیسه
فرانتس کافکا
@grayart
هرچه انسان با وضوح بیشتری بشناسد و هوشمندتر باشد درد نیز بیشتر میشود. شخصی که در او نبوغ یافت شود بیش از همه رنج میبرد.
جهان همچون اراده و تصور
آرتور شوپنهاور
@grayart
جهان همچون اراده و تصور
آرتور شوپنهاور
@grayart
پس شما تمام این مدت را چه میکنید؟
_چشم براه هستیم...هزارجور حرف میزنند،
میگویند که دوباره برمی گردیم روی زمین... افسوس، آیا ممکن است؟
روی زمین یک امید فرار هست آنهم مرگ است، مرگ!
ولی اینجا دیگر مرگ هم نیست، ما محکومیم، میشنوی، محکوم یک اراده کور هستیم.
آفرینگان
صادق هدایت
@grayart
_چشم براه هستیم...هزارجور حرف میزنند،
میگویند که دوباره برمی گردیم روی زمین... افسوس، آیا ممکن است؟
روی زمین یک امید فرار هست آنهم مرگ است، مرگ!
ولی اینجا دیگر مرگ هم نیست، ما محکومیم، میشنوی، محکوم یک اراده کور هستیم.
آفرینگان
صادق هدایت
@grayart
میکوشم بخشی از زندگیام را ببخشم، تلاشی بیهوده، زندگی فقط مال خودش است، پشیزی نمیارزد... میگفت زندگی فقط همین نیست، اما بود، هنوز هم هست، همانند سابق، هنوز در درونش هستم، همانند سابق، بر سرش صورتهایی میگذارم، نامهایی، جاهایی، همه را بههم میآمیزم...
ساموئل بکت
@grayart
ساموئل بکت
@grayart
چیزی که میماند همان خوشی است، وقت را باید غنیمت شمرد. باقیش پوچ است، و بعد افسوس دارد.
صورتکها
صادق هدایت
@grayart
صورتکها
صادق هدایت
@grayart
«حق با دکتر بود: من از انجامِ کارها طفره میروم، دست به هیچکاری نمیزنم چون نمیتوانم بپذیرم که ممکن است در انجامشان شکست بخورم…»
یادداشتهای روزانه
سیلویا پلات
@grayart
یادداشتهای روزانه
سیلویا پلات
@grayart