Art Ashes
24K subscribers
6.87K photos
946 videos
2.42K links
به کانال خاکستر هنر خوش اومدید
.
.
.
هنر داریم تا حقیقت ما را نابود نکند
ف.ن
Download Telegram
و انسان گردن خواهد نهاد. رنج خواهد برد،
عشق خواهد ورزید. بدین گونه؛ مثل همیشه چنان خواهیم بود که از پیش بودیم، رنج خواهیم برد. بناهای سوخته را برپا خواهیم کرد، آواز خواهیم خواند و لیوان آبجو را بر میز خواهیم کوبید و بر شوربختیمان خواهیم گریست..


پوست انداختن
کارلوس فوئنتس


@grayart
خندان می گویم: «تو این فکر بودم که همه مان اینجا داریم می خوریم و می نوشیم تا وجودهای گرانبهایمان را حفظ کنیم و حال آنکه هیچ ، هیچ ، هیچ جور دلیلی برای وجود داشتن نیست»


تهوع
ژان پل سارتر


@grayart
مادرم را به یاد نمی‌آورم. یک ساله بودم که مُرد.
هر آنچه که در قابلیت احساس من پراکنده و پابرجاست از کمبود این گرمای مادرانه نشأت می‌گیرد و انتظار بیهوده‌ی بوسه‌ها که آن‌ها را به خاطر نمی‌آورم.
من موجودی مصنوعی‌ام. همواره بر بستر سینه‌ی بیگانگان بیدار شده‌ام و خود را در بیراهه گم کرده‌ام.
اگر از لطافت سهمی نصیب من می‌شد چه انسانی می‌شدم!

دلواپسی
فرناندو پسوا


@grayart
ﻣﻦ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻢ
ﻫﻤﻪ‌ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯه ﺧﻮﺭﺩ!
ﺣﺘﯽ ﻏﺼﻪ ﺭﺍ‌...


ﺍﻟﺒﺎ ﺩﺳﺲ ﭘﺪس

@grayart
در رختخوابم می غلتم، يادداشتهای خاطره ام را بهم ميزنم، انديشه های پريشان و ديوانه مغزم را فشار ميدهد. پشت سرم درد ميگيرد، تير می كشد، شقيقه هايم داغ شده، بخودم می پيچم. لحاف را جلو چشمم نگه ميدارم، فكر ميكنم. خسته شدم، خوب بود ميتوانستم كاسه سر خودم را باز بكنم و همه اين توده نرم خاكستری پيچ پيچ كله خودم را درآورده بيندازم دور، بيندازم جلو سگ.

زنده بگور
صادق هدايت


@grayart
«حال همه بدست. همه سرگردان. همه نگرانِ فردا، پول‌دار وُ بی‌پول پای هیچ‌کس جایی بند نیست؛ در تاریکی، بی‌جائی، در بی‌راه، در مِه وُ دودی که دید را در یک‌قدمی محدود می‌کند، رها شده‌اند، بهت‌زده، منتظر درجا می‌زنند. صبح روز بعد مثل غار دهان باز کرده، خمیازه می‌کشد، از فرط خستگی، ملال وُ دل‌مردگی بیدار نمی‌شود وُ خواب‌زدگی وُ کابوس را مثل جادّه‌ی پهن وُ فشارنده‌ای جلو پای همه باز کرده؛ یگانه جادّه‌ی ضروری که رفتن روی آن ناچار وُ ناگزیرست، زمان که می‌گذرد ما را به روی آن می‌رانَد. همه در انتظاری پوچ فلج شده‌اند. بدون این‌که چیزی ببینیم، آینده را نگاه می‌کنیم، می‌خواهیم با تیرِ نگاه، دیوارِ کوری را سوراخ کنیم که می‌دانیم آن‌طرف‌اش چیزی نیست، منظره‌ای، دیدگاهی برای چشم وجود ندارد، ابهام وُ آشفتگی و نومیدی‌ست. کابوس است.»

روزها در راه
شاهرخ مسکوب


@grayart
می خواهند به نام گذشته‌ی تاریخی مردم را مشغول و سرگرم بکنند و ضمناً خودشان را سرجمع افتخارات آتیه ملت جا بزنند.
ولی غافل از آنکه چند نفر قلدر و دزد آدم‌کش افتخار تاریخی برای ملت نیستند.
امروز دوره‌ای نیست که به صرف گذشته‌ی تاریخی خود ببالیم و بدون کار و جدیت حقوقی برای خودمان قائل بشویم.


اشک تمساح
صادق هدایت


@grayart
می‌شود زندگی را چون محصول و داستان فرعی و بی‌ارزش نمایش عظیم جهان نگریست‌، حادثه‌ای که خواب خجسته و با شکوه نبودن و نیستی را بر هم می‌زند. و در هر حال، حتی اگر همه چیز با شما خوب راه آمده و قابل تحمل بوده باشد، هر چه بیشتر و بیشتر عمر کنید با وضوح بیشتری در خواهید یافت که زندگی سراسر جز نومیدی، جز یک فریب نیست.


در باب آلام جهان
آرتور شوپنهاور


@grayart
دغدغه فکری مردم عادی فقط این است که وقت بگذرانند، اما دغدغه کسی که استعدادی دارد این است که از آن استفاده کند.


در باب حکمت زندگی
آرتور شوپنهاور


@grayart
دنیا واقعاً رنج‌آور است، یک اشتباه عظیم است ولی مسکن‌هایی هم وجود دارند. باریکه‌های شادی‌آور هم می‌شود پیدا کرد. و هیچ باریکه‌ای شادی‌آورتر از هنر نیست.


قطار فلسفه
اریک واینر


@grayart
منی که دیگر حتی صورتی ندارم، یعنی چه که جنسیت داشته باشم ؟ همه وجودم پوسیده و ریخته، همه‌اش، چشم‌هایم، موهایم، بی‌‌ آن که کوچکترین نشانی از آن‌ها باقی مانده باشد، چنان دور و عمیق که هیچ صدایی به گوشم نرسید، شاید هنوز هم دارند می‌ریزند، موهایم آهسته آهسته مثل ذره‌های دوده ریختند، و از این ریزش‌ها هیچ صدایی به گوشم نرسید.


ساموئل بکت

@grayart
تنهایی را به گروهی که به آن تعلق ندارید ترجیح دهید.


شوپنهاور

@grayart
"من با چیزی زنده‌ام که دیگران از آن می‌میرند" (میکل آنژ). در باب تنهایی، بر این گفته هیچ نمی‌توان افزود.


امیل سیوران

@grayart
شخص میل دارد آنچه را نمی تواند به دست بیاورد، بی ارزش تلقی کند.


قدم اول
فریدریش نیچه


@grayart
" آنکه بر فرازِ بلندترین کوه رفته باشد، خنده می‌زند بر همه‌ی نمایش‌های غمناک و جدی بودن‌های غمناک."

نیچه

@grayart
دیگر نمیدانم برای چه کسی بنویسم، از هر لحاظ که نگاه می‌کنم همه ی آن ها از من فاصله دارند، و هیچ شباهتی بین زندگی من و آن ها نیست. روحشان را عوض کرده اند که بتوانند راحت تر خیانت کنند ، راحت تر فراموش کنند ، همه ش از چیزهای دیگر حرف بزنند، از خاطرات، خاطره های قدیمی که سمج اند، اما شکننده هم هستند.


سلین

@grayart
یک اثر هنری زیبا،
موسیقی، رقص، نقاشی، داستان؛ قادر است وراجی‌های درون ذهن ما را ساکت کند و ما را به جایی دیگر ببرد...


رابرت مک کی

@grayart
هزار جور فکر‌های شگفت‌انگیز در مغزم می‌چرخد و می‌گردد. همهٔ آن‌ها را می‌بینم. اما برای نوشتن کوچک‌ترین احساسات یا کوچک‌ترین خیال گذرنده‌ای، باید سر تا‌ سر زندگانی خود را شرح بدهم و این مسئله ممکن نیست. این اندیشه‌ها و این احساسات، نتیجهٔ یک دوره زندگی من است؛ نتیجهٔ این طرز زندگی، افکار موروثی و آنچه دیده، شنیده، خوانده، حس کرده یا سنجیده‌ام. همهٔ آن‌ها وجود موهوم و مزخرف مرا ساخته.

زنده به گور
صادق هدایت


@grayart
متاسفانه بسیار واضح است
که اگر روح فردی احیا نشود،
روح جامعه هم احیا نمی شود.
زیرا جامعه،
مجموع افراد "نیازمند درک انسانیت شان"
است...


کارل گوستاو یونگ

@grayart
در مرز بودن و نبودن نه صدا، نه کلمات، و نه دست و پا هیچ‌کدام به کار نمی‌آید. حتی تاسف خوردن هم فایده‌ای ندارد.
او از صداها رنج می‌کشید، همان‌طور که همیشه می‌کشید. صداهایی که به جز ایجاد رنج هیچ سود دیگری نداشتند.


نام ناپذیر
ساموئل بکت


@grayart
آن‌وقت‌ها دل من چشمه زلالی بود، حالا چاهی که جنازه‌ای ته آن افتاده، جنازه امید به رستگاری انسان، امیدی که آنوقت‌ها زنده بود.


روزها در راه
شاهرخ مسکوب


@grayart