Art Ashes
24K subscribers
6.87K photos
946 videos
2.42K links
به کانال خاکستر هنر خوش اومدید
.
.
.
هنر داریم تا حقیقت ما را نابود نکند
ف.ن
Download Telegram
من در زمان زیستم. من به آغاز و انجام فکر کردم. من به خود فکر کردم. من به دیگران فکر کردم. من از طبیعت‌ بیرون شدم. من شدم. من غیرطبیعی شدم. من صاحب سرگذشت شدم. من فهمیدم که تو نیستم. من توانستم سرگذشت خود را بیان کنم. من توانستم سرگذشت خود را سکوت کنم..


پیتر هانتکه

@grayart
دنیا می گوید: «تو نیازهایی داری، آنها را برآورده کن. چون حقوق تو به همان اندازه ثروتمندان و مقام های بالای جامعه است، از اقناع کردن نیازهایت ترسی به خودت راه نده و حتی چندین برابرشان کن»؛ نظريه فعلی مردم دنیا این است. آنها آزادی را در این می بینند و این حقوق با چندین برابر کردن خواست ها و نیازها به کجا می انجامد؟ میان ثروتمندان به «انزوا» و خودکشی معنوی، میان تهیدستان به غبطه و جنایت، چون حق برآورده کردن شان را به آنها داده اند؛ ولی وسایل برآورده کردن آنها را تعیین نکرده اند.


برادران کارامازوف
فئودور داستایفسکی


@grayart
شاید رویاست،
همه‌اش یک رویا،
رویایی که غافلگیرم خواهد کرد.
بیدار خواهم شد در سکوت،
و دیگر هرگز نخواهم خوابید...


ساموئل بکت

@grayart
میتوانی استخوان هایت را خرد کنی، میتوانی چشمهایت را از حدقه درآوری، ولی خودت هستی، بلی خودت هستی که در مورد دردت تصمیم میگیری. در مورد هر کدام ما، تجاوزی به حساب می آید، زیرا دیگران هستند که آن را به ما تحمیل کرده اند.


سارتر

@grayart
ایوان : من دارم میروم؛ اما کاترینا ایوانا باور کن که تو فقط او را دوست می داری. و هرچه بیشتر به تو توهین روا دارد، بیشتر دوستش میداری - «سوزدل» تو اینست. او را آنچنان که هست دوست میداری؛ دوستش میداری به خاطر روا داشتن توهین به تو. اگر سر به راه می شد، فوری از او دست میکشیدی و دیگر هم دوستش نمیداشتی. اما به او نیاز داری تا بدان وسیله بر وفای قهرمانی خودت اندیشه کنی و او را به خاطر بی وفاییش شماتت کنی. همه اش هم زیر سر غرور توست. آه، خفت و خواری فراوانی در آن هست، اما همه اش از غرور می آید. من خیلی جوانم و بیش از اندازه به تو مهر ورزیده ام.

برادران کارامازوف
فئودور داستایفسکی


@grayart
اکثر مردم هنگامی که به پایانِ کار می‌رسند و نظری بر گذشته می‌افکنند، درمی‌یابنند که سرتاسرِ زندگی را چون چیزی گذرا زیسته‌اند و با حیرت مشاهده می‌کنند که آنچه بی‌اعتنا از کنارش گذشته‌اند و لذّتی از آن نبرده‌اند، همان زندگیشان بوده است؛ یعنی همان چیزی که به خاطرش زندگی کرده‌اند. انسان فریاد بر می‌آورد که امید و آرزو او را فریفته‌اند تا این‌که عاقبت در آغوش مرگ به رقص درآید! آه چه مخلوق حریصِ سیری ناپذیری است این انسان!


جهان‌ و تاملات‌ فیلسوف
آرتور شوپنهاور


@grayart
برای داشتن چشم زیبا، زیبایی های مردم را ببینید برای داشتن لب زیبا، مهربانانه صحبت کنید و برای داشتن اندام زیبا، غذای خود را با فقرا تقسیم کنید.


آدری هپبورن

@grayart
آن‌ها می‌خواهند ذهنی داشته باشم که گردن‌دردم یک بار و برای همیشه در آن ثبت شود، ثبت شود که مگس‌ها دارند مرا می‌بلعند و آسمان نمی‌تواند هیچ کمکی بکند.


نام ناپذیر
ساموئل بکت


@grayart
این‌ها لباس اندوه است و نه خود اندوه. اما حقیقت اندوه من به هیچ چیز خارجی شبیه نیست و در قلب من پنهان است.


هملت
ویلیام شکسپیر


@grayart
می خواهند به نام گذشته‌ی تاریخی مردم را مشغول و سرگرم بکنند و ضمناً خودشان را سرجمع افتخارات آتیه ملت جا بزنند.
ولی غافل از آنکه چند نفر قلدر و دزد آدم‌کش افتخار تاریخی برای ملت نیستند.
امروز دوره‌ای نیست که به صرف گذشته‌ی تاریخی خود ببالیم و بدون کار و جدیت حقوقی برای خودمان قائل بشویم.


اشک تمساح
صادق هدایت


@grayart
راستی و یک‌رویی موهبتی است که به اندازه ی هوش و زیبایی نادر است و بی‌انصافی است که انسان آن را از همه کس طلب کند.


رومن رولان

@grayart
تمام آن افسردگی دردناک گذشته، کودکی انزواجویانه و مغموم، رؤیاهای ابلهانه‌ام در بسترم، عهد و پیمان‌هایم، محاسبه‌هایم، حتی اندیشه‌ام، برای چه بود ؟ دریغا که این همه به نام عشق، بزرگواری، افتخار و شرف صورت گرفت و بعد نفرت‌انگیز، شرم‌آور و رسوا از کار درآمد.


داستایوسکی

@grayart
زیر پایم بوته های خشک با اندوه می نالند:
چهره ی خورشید شهر ما دریغا سخت تاریک است...


فروغ فرخزاد

@grayart
فقط آنهایی که زیاد گریه می‌کنند،
می‌توانند قدر زیبایی‌های زندگی را بدانند
و از ته دل بخندند...


اوریانا فالاچی

@grayart
به اطراف خود گام بر‌می‌دارم
لمس می‌کنم
می‌بویم
می‌شنوم
در پسِ هر قدمی که بر‌می‌دارم
هر ثانیه پژواکِ تنهاییِ من است


یانیس ریتسوس

@grayart
دهانش را خشک می‌کند، حوله را جلو دهانش می‌گیرد، با دو دستش آن را می‌گیرد و فریاد می‌کشد: خوشبخت مرده‌هایی که می‌میرند!


مِرسیه و کامیه
ساموئل بکت


@grayart
اگر مرگ پایان عادی و منطقی همه‌چیز است، پس برای چه باید مانع مردن مردم شد؟ چه سودی دارد که فلان کاسب یا کارمند پنج یا ده سال بیشتر زنده بماند؟
اگر هدف پزشکی را در این بدانیم که به کمک دارو از رنج‌ها کاسته شود، بی‌اختیار این سؤال در ذهن شکل می‌گیرد: برای چه باید از این رنج‌ها کاسته شود؟
اولاً می‌گویند رنج انسان را به سوی تکامل سوق می‌دهد، ثانیاً اگر بشریت واقعاً یاد بگیرید که رنج‌های خود را به وسیلهٔ قرص و قطره تخفیف دهد، پس حتماً مذهب و فلسفه را که تا امروز از‌ همهٔ بلاها به آن‌ها پناه می‌برد، و حتی خوشبختی را کنار خواهد گذاشت...

آنتون چخوف

@grayart
همیشه درباره آدم هایی که عاشقشان هستیم، دوبار خودمان را فریب می دهیم.
ابتدا برای مزیت هایشان، سپس برای نقص هایشان.


آلبر کامو

@grayart
هیچ کس با آرزو کردن چنین و چنان نمی‌شود، هر چند از ته دل آرزو کند. اعمال او از شخصیت فطری و لایتغیر او ناشی می‌شوند و به نحوی بی‌واسطه‌تر و خاص‌تر توسط انگیزه‌ها تعیین می‌شوند. بنابراین رفتار انسان محصول ضروریِ شخصیت و انگیزه است.


در باب طبیعت انسان
آرتو شوپنهاور


@grayart
عجیب و غریب: ناتوان از تنها بودن،
ناتوان از تنها نبودن.
آدم هر دو را می پذیرد، هر دو سودمندند.


آلبر کامو

@grayart
مثلِ کسی که خانه‌اش ناامن است و می‌خواهد در کنارِ آن خانه‌ای امن بسازد، احتمالاً با مصالحِ خانه‌ی قدیمی. اما بدی‌اش این است که وسطِ ساختن توانایی‌اش تمام شود و حالا به جای خانه‌ای گرچه ناامن اما کامل، یک خانه‌ی نیمه‌ویران و یک خانه‌ی نیمه‌تمام دارد، یعنی هیچی ندارد. نتیجه‌اش دیوانگی است.


فرانتس کافکا

@grayart