Art Ashes
24.1K subscribers
6.87K photos
946 videos
2.43K links
به کانال خاکستر هنر خوش اومدید
.
.
.
هنر داریم تا حقیقت ما را نابود نکند
ف.ن
Download Telegram
من كاملا تهی هستم. می‌دانيد كاملا تهی بودن يعنی چه؟ تهی بودن مثل خانه‌ايست كه كسی در آن زندگی نكند. خانه‌ای بدون قفل بدون اينكه كسی در آن زندگی كند. هر كسی می‌تواند وارد شود هروقت كه بخواهد و اين چيزيست كه بيشتر از همه مرا می‌ترساند.


کافکا در کرانه
هاروکی موراکامی


@grayart
هرازگاهی می گویم که از رنج هایم لذت می برم.
امّا در حقیقت می خواستم طور دیگری باشند.


فرناندو پسوا

@grayart
با ما در اینستاگرام هم همراه باشید:
https://instagram.com/_u/grayartt
در حقیقت باید گفت که یگانه هدف هستیِ ما معرفت یافتن بر این است که بهتر بود "وجود" نمی داشتیم. امّا این، مهمترینِ همه‌ی حقایق است، و از این رو، هرچه قدر هم که مخالفِ شیوه‌ی امروزیِ اندیشه‌ی اروپایی باشد، باز باید بیان شود. از سوی دیگر، این حقیقت، حقیقتِ بنیادینی است که از سه هزار سال پیش تاکنون در سرتاسر آسیای غیر اسلامی به طور عمومی پذیرفته و تصدیق می‌شود.


جهان همچون اراده و تصور
آرتور شوپنهاور


@grayart
دور و برم ‌را ضعیف‌ها گرفته بودند بجای قوی‌ها، زشتها بجای زیباها، بازنده‌ها بجای برنده‌ها. انگار این سرنوشتم بود که در طول زندگی با این جماعت همنشین باشم. راستش اینکه من از نظر این احمق‌های کندذهن، قوی و جذابم آزارم نمی‌داد. عوض اینکه گُلی باشم که زنبورها و پروانه‌ها می‌پسندند، بیشتر مثل پشگلی  بودم که مگس‌ها را دور خودش جمع می‌کند. دلم می‌خواست تنها زندگی کنم، وقتی تنها بودم حالم خیلی بهتر بود. اما آنقدر زورم ‌نمی‌رسید که بتوانم خودم را از شرشان خلاص کنم‌. شاید آنها ارباب‌های من بودند: پدرهایی به شکلی دیگر.

ساندویچ ژامبون
چارلز بوکوفسکی


@grayart
او مثل دیگران نبود! یعنی عادت نکرده بود، چرا؟! او خسته بود خسته به حد مرگ، همه چیز برای او بی‌معنی و پوچ شده بود!


سامپینگه
صادق هدایت


@grayart
ثانیه‌ها می‌گذرند، از راه می‌رسند،
بنگ بنگ، محکم به آدم می‌خورند،
کمانه می‌کنند، می‌افتند و دیگر هرگز تکان نمی‌خورند.


نام ناپذیر
ساموئل بکت


@grayart
هرچه انسان با وضوح بیشتری بشناسد و هوشمندتر باشد درد نیز بیشتر میشود. شخصی که در او نبوغ یافت شود بیش از همه رنج می‌برد.


جهان همچون اراده و تصور
آرتور شوپنهاور


@grayart
اما سرانجام باید رفت و انسان سر از کار طبیعت در نمی آورد. جهان کر و کور و گنگ است و به ندای ما پاسخ نمی دهد، و رنج ما نیز دقیقاً در همین نکته قرار دارد.


آلبر کامو

@grayart
انسان بیش از آن که به توانایی‌های خودش تکیه کند روی کَرم و بخشش دیگران حساب می‌کند. و این یکی از پایه‌های اصلی خداپرستی است.


متعلقات و ملحقات
آرتور شوپنهاور


@grayart
The fact that no one knows where I am is my only happiness. If only I could prolong this forever! It would be far more just than death. I am empty and futile in every corner of my being, even in my happiness.”

تنها شادی‌ام این است که هیچ‌کس نمی‌داند کجا هستم. کاش می‌توانستم همین را تا ابد کِش بدهم! خیلی دلخواه‌تر از مرگ است. در کنه‌ی وجودم خالـی و بی‌حاصلم، حتی در احساسِ شادمانی‌ام.

فرانتس کافکا

@grayart
از همه‌ چیز این دنیا جنایت
تراوش می‌کند،
روزنامه‌ها
دیوارها
و چهره‌ی انسان‌ها.


بودلر

@grayart
همه آرزوها از نیاز سرچشمه میگیرد، یعنی کمبودها و رنجها.


آرتور شوپنهاور

@grayart
خوشبختی به آسانی دست یافتنی نیست،
یافتن آن در درون خود مشکل
و در جای دیگر ناممکن است.


در باب حکمت زندگی
آرتور شوپنهاور


@grayart
«تکرار» را خواستن، شهامت می‌طلبد. آن‌که امید می‌ورزد بزدل است. آن‌که فقط به یاد می‌آورد هوس‌باز است. ولی او که تکرار را می‌خواهد مَرد است. ولی آن‌که درنمی‌یابد که زندگی تکرار است و این زیباییِ زندگی است، خود را محکوم کرده است و سزاوارِ چیزی بیش از آن‌چه به طورِ قطع بر سرش می‌آید نیست ــ هلاکت.


سورن کی‌یرکگار

@grayart
نمی‌دانم چرا باید این‌قدر افسرده باشم،
همان حس شرم‌آور و دلگیرِ" کسی دوستم ندارد" به سراغم آمده..


سیلویا پلات

@grayart
ما نوشتیم و گریستیم
ما خنده کنان به رقص بر خاستیم
ما نعره زنان از سر جان گذشتیم...
کسی را پروای ما نبود.
در دور دست مردی را به دار آویختند:
کسی به تماشا
سر برنداشت
ما نشستیم و گریستیم
ما با فریادی
از قالب خود برآمدیم


احمد شاملو

@grayart
من همیشه چیزهایی را آرزو می‌کنم که در آخر من را خواهند کشت.


سیلویا پلات

@grayart
میل به رفتن بود، اما این‌بار قصد رفتن داشتم! نه مثل گذشته که آنهمه نقشه‌اش را کشیده بودم اما نتوانسته بودم اجرایش کنم. نمی‌خواستم از خودم یا هرکس دیگری انتقام بگیرم، و به شرافتم سوگند می‌خورم که با آنکه همه‌شان تحقیرم کرده بودند واقعاً قصد انتقام نداشتم. ناخوش و درمانده در اتاق آرمیده بودم؛ با درد تشخیص می‌دادم که چقدر درمانده‌ام.
هیچ‌زمانی از زندگی‌ام را به یاد ندارم که به اندازه‌ی اولین روزهای نقاهتم یعنی موقعی که همچون ترکه‌ای سست بر بسترم افتاده بودم احساس نخوت و غرور کرده باشم.


فئودور داستایوسکی

@grayart
من می‌دانم که در وجودم بدی‌ها و زشتی‌های بسیاری بود، و شایسته‌ی هیچ ستایش و ترحمی نیستم. آنکه مرا سرزنش کند باید بداند که من خود، پیوسته مشغول ملامت خویش بوده‌ام...


نیکالای لسکوف

@grayart