🌿Don't show off🌿
🍁پز نده🍁
🦚دُنت شُ آف🦚
🌿Are you nuts??🌿
🍁خل شدی؟؟🍁
🌳آر یو ناتس🌳
🌿So be it!🌿
🍁هر چه بادا باد!🍁
🦚سُ بی ایت🦚
🌿It's what is it!🌿
🍁همینه که هست!🍁
🌳ایتس وات ایز ایت🌳
#اصطلاح
🍀ثبت نام کلاس انلاین:
🆔 T.me/Englisheasy2000
🍁پز نده🍁
🦚دُنت شُ آف🦚
🌿Are you nuts??🌿
🍁خل شدی؟؟🍁
🌳آر یو ناتس🌳
🌿So be it!🌿
🍁هر چه بادا باد!🍁
🦚سُ بی ایت🦚
🌿It's what is it!🌿
🍁همینه که هست!🍁
🌳ایتس وات ایز ایت🌳
#اصطلاح
🍀ثبت نام کلاس انلاین:
🆔 T.me/Englisheasy2000
❤3👍3
🔹 ۱. It’s no use + (verb+ing)
📖 فایده نداره …
💬 مثال:
It’s no use arguing with him.
📝 ترجمه: فایده نداره باهاش بحث کنی. 🙅♂️
🔹 ۲. There’s no point in + (verb+ing)
📖 بیفایدهست …
💬 مثال:
There’s no point in crying now.
📝 ترجمه: الان گریه کردن فایده نداره. 😢
https://t.me/grammarfad
📖 فایده نداره …
💬 مثال:
It’s no use arguing with him.
📝 ترجمه: فایده نداره باهاش بحث کنی. 🙅♂️
🔹 ۲. There’s no point in + (verb+ing)
📖 بیفایدهست …
💬 مثال:
There’s no point in crying now.
📝 ترجمه: الان گریه کردن فایده نداره. 😢
https://t.me/grammarfad
❤6👍2
ضمایر قسمت اول 👇
ضمایر فاعلی : این ضمایر رو به دو دسته تقسیم میکنم که بهتر بتونین درک کنین.
1/ضمیر های شخصی یا همون ضمیر های مربوط به انسان
2/ضمیر های فاعلی مربوط به غیر انسان 👇
حیوانات ، گیاهان و اشیاء
ضمایر فاعلی : این ضمایر رو به دو دسته تقسیم میکنم که بهتر بتونین درک کنین.
1/ضمیر های شخصی یا همون ضمیر های مربوط به انسان
2/ضمیر های فاعلی مربوط به غیر انسان 👇
حیوانات ، گیاهان و اشیاء
❤1
1/ ضمیر های شخصی مربوط هستش به انسان ها و چیز هایی که در انیمیشن ها ، فیلم ها و سریال ها و... که صفت ها و رفتار های شبیه به انسان دارن و صحبت میکنن .
I (𝐼) you we they he she
__ضمیر I ( 𝐼 ) » آی . به معنی ( من ).
وقتی استفاده میشه که در مورد خودت صحبت بکنی.
__ضمیر you » ( یو ) که دو تا معنی و مفهوم داره .
وقتی مخاطب ( همونی که داریم باهاش صحبت میکنیم ) یه نفر باشه معنی ( تو ) میده و اگه دو یا چند نفر باشه معنی ( شما ) میده . پس ضمیر you بسته به موقعیت معنی میشه .
__ضمیر we » ویی . به معنی ( ما ).
وقتی دو نفر یا چند نفر باشی و در مورد خودتون بگی و اشاره کنی از این ضمیر استفاده بکن.
__ضمیر they » ذِی . به معنی ( آنها ).
وقتی استفاده میشه که در مورد دو یا چند نفر صحبت و اشاره بشه.
__ضمیر he » هیی . به معنی ( او . برای یه مرد یا مذکر استفاده میشه)
__ضمیر she » شیی . به معنی ( او . برای یه زن یا مؤنث استفاده میشه)
I (𝐼) you we they he she
__ضمیر I ( 𝐼 ) » آی . به معنی ( من ).
وقتی استفاده میشه که در مورد خودت صحبت بکنی.
__ضمیر you » ( یو ) که دو تا معنی و مفهوم داره .
وقتی مخاطب ( همونی که داریم باهاش صحبت میکنیم ) یه نفر باشه معنی ( تو ) میده و اگه دو یا چند نفر باشه معنی ( شما ) میده . پس ضمیر you بسته به موقعیت معنی میشه .
__ضمیر we » ویی . به معنی ( ما ).
وقتی دو نفر یا چند نفر باشی و در مورد خودتون بگی و اشاره کنی از این ضمیر استفاده بکن.
__ضمیر they » ذِی . به معنی ( آنها ).
وقتی استفاده میشه که در مورد دو یا چند نفر صحبت و اشاره بشه.
__ضمیر he » هیی . به معنی ( او . برای یه مرد یا مذکر استفاده میشه)
__ضمیر she » شیی . به معنی ( او . برای یه زن یا مؤنث استفاده میشه)
👍2
صفت های ملکی :
صفتی که قبل از اسم میاد و بیان میکنه که اون اسم ( که میتونه » ویژگی، شخصیت ، دارایی ، خویشاوند ، شغل ، ابزار ، اجزاء و...باشه) متعلق یا مربوط به ضمیر یا اسمیه ( یک شخص ، حیوان ، شیء و...) که تو جمله یا جمله های قبلی اومده یا بهش اشاره شده.
یا اینکه اگه تو مکالمه صفت ملکی استفاده بشه ، بر اساس موضوع میدونیم اون اسمی که بعد از صفت ملکی اومده مربوط به کدوم ضمیر یا اسم هستش و کافیه دقت کنی.
my your her his our their
صفتی که قبل از اسم میاد و بیان میکنه که اون اسم ( که میتونه » ویژگی، شخصیت ، دارایی ، خویشاوند ، شغل ، ابزار ، اجزاء و...باشه) متعلق یا مربوط به ضمیر یا اسمیه ( یک شخص ، حیوان ، شیء و...) که تو جمله یا جمله های قبلی اومده یا بهش اشاره شده.
یا اینکه اگه تو مکالمه صفت ملکی استفاده بشه ، بر اساس موضوع میدونیم اون اسمی که بعد از صفت ملکی اومده مربوط به کدوم ضمیر یا اسم هستش و کافیه دقت کنی.
my your her his our their
❤3
1_ صفت my » مآی .
به مفهوم » مال من یا مربوط به من
ــ مالکیت اسم بعد از خودشو به گوینده مربوط میکنه
ــ ضمیر فاعلی مرتبط با گوینده میشه ضمیر ( 𝐼 ) l .
ــ پس صفت my و ضمیر ( 𝐼 ) l مربوط میشه به گوینده.
مثال » my father » پدرِ من / پدرَم .
صفت my بیانگر اینه که » مالکیت اسم father مربوط میشه به گوینده .
به مفهوم » مال من یا مربوط به من
ــ مالکیت اسم بعد از خودشو به گوینده مربوط میکنه
ــ ضمیر فاعلی مرتبط با گوینده میشه ضمیر ( 𝐼 ) l .
ــ پس صفت my و ضمیر ( 𝐼 ) l مربوط میشه به گوینده.
مثال » my father » پدرِ من / پدرَم .
صفت my بیانگر اینه که » مالکیت اسم father مربوط میشه به گوینده .
👏4
2_ صفت your » یُر .
در مورد یک مخاطب » به مفهوم » مال تو یا مربوط به تو .
در مورد دو یا چند مخاطب» به مفهوم » مال شما / مربوط به شما.
ــ مالکیت اسم بعد از خودشو به مخاطب نسبت میده.
ــ ضمیر فاعلی مربوط به مخاطب»ضمیر فاعلی you
ــ پس صفت your و ضمیر you مربوط به مخاطب هستش .
مثال : your pen » یُر پِن » به مفهوم 👇
خودکارِ تو / خودکارَت
.https://t.me/grammarfad
در مورد یک مخاطب » به مفهوم » مال تو یا مربوط به تو .
در مورد دو یا چند مخاطب» به مفهوم » مال شما / مربوط به شما.
ــ مالکیت اسم بعد از خودشو به مخاطب نسبت میده.
ــ ضمیر فاعلی مربوط به مخاطب»ضمیر فاعلی you
ــ پس صفت your و ضمیر you مربوط به مخاطب هستش .
مثال : your pen » یُر پِن » به مفهوم 👇
خودکارِ تو / خودکارَت
.https://t.me/grammarfad
👍3👏1
🌱🔻یه ساختار خیلی شیرین و پرکاربرد 😎
🔹Can I ... ?
🔸میتونم ... ؟ / اجازه دارم ... ؟
🔻مثالهامون 👇👇👇
🔹Can I come in? 🚪
🔸میتونم بیام تو؟
🔹Can I sit here? 🪑
🔸میتونم اینجا بشینم؟
🔹Can I ask you a question? 🤔
🔸میتونم یه سؤال ازت بپرسم؟
🔹Can I talk to you for a second? 🗣️
🔸میتونم یه لحظه باهات حرف بزنم؟
🔹Can I borrow your pen? ✏️
🔸میتونم خودکارتو قرض بگیرم؟
🔹Can I ... ?
🔸میتونم ... ؟ / اجازه دارم ... ؟
🔻مثالهامون 👇👇👇
🔹Can I come in? 🚪
🔸میتونم بیام تو؟
🔹Can I sit here? 🪑
🔸میتونم اینجا بشینم؟
🔹Can I ask you a question? 🤔
🔸میتونم یه سؤال ازت بپرسم؟
🔹Can I talk to you for a second? 🗣️
🔸میتونم یه لحظه باهات حرف بزنم؟
🔹Can I borrow your pen? ✏️
🔸میتونم خودکارتو قرض بگیرم؟
❤7
5 فعل پایه روزمره
1️⃣ Buy (خریدن) 🛍️
🔹 She buys clothes online.
او لباسها را آنلاین میخرد.
2️⃣ Sell (فروختن) 💰
🔹 He sells fruits at the market.
او میوهها را در بازار میفروشد.
3️⃣ Pay (پرداخت کردن) 💳
🔹 I pay for my coffee every morning.
من هر صبح برای قهوهام پرداخت میکنم.
4️⃣ Find (پیدا کردن) 🔍
🔹 I find my keys on the table.
من کلیدهایم را روی میز پیدا میکنم.
5️⃣ Lose (گم کردن) ❌
🔹 She loses her pen often.
او اغلب خودکارش را گم میکند.
1️⃣ Buy (خریدن) 🛍️
🔹 She buys clothes online.
او لباسها را آنلاین میخرد.
2️⃣ Sell (فروختن) 💰
🔹 He sells fruits at the market.
او میوهها را در بازار میفروشد.
3️⃣ Pay (پرداخت کردن) 💳
🔹 I pay for my coffee every morning.
من هر صبح برای قهوهام پرداخت میکنم.
4️⃣ Find (پیدا کردن) 🔍
🔹 I find my keys on the table.
من کلیدهایم را روی میز پیدا میکنم.
5️⃣ Lose (گم کردن) ❌
🔹 She loses her pen often.
او اغلب خودکارش را گم میکند.
👍3
#قالب های جمله سازی کاربردی تقدیم نگاه قشنگت:😍👇
🔹 ۳. It’s time to + (verb)
📖 معنی: وقتشه که …
💬 مثال:
It’s time to start studying for the exam.
📝 ترجمه: وقتشه برای امتحان درس خوندن رو شروع کنی.
---
🔹 ۴. I feel like + (verb+ing)
📖 معنی: دلم میخواد …
💬 مثال:
I feel like going for a walk in the park.
📝 ترجمه: دلم میخواد برم تو پارک قدم بزنم. 🌳🚶♂️
🔹 ۳. It’s time to + (verb)
📖 معنی: وقتشه که …
💬 مثال:
It’s time to start studying for the exam.
📝 ترجمه: وقتشه برای امتحان درس خوندن رو شروع کنی.
---
🔹 ۴. I feel like + (verb+ing)
📖 معنی: دلم میخواد …
💬 مثال:
I feel like going for a walk in the park.
📝 ترجمه: دلم میخواد برم تو پارک قدم بزنم. 🌳🚶♂️
❤5👍1
🔹 ۱. Be busy + (verb+ing)
📖 مشغول … بودن
💬 مثال:
I’m busy preparing for the presentation.
📝 ترجمه: مشغول آماده کردن ارائهام. 💻
🔹 ۲. Have fun + (verb+ing)
📖 از … لذت بردن
💬 مثال:
We had fun playing football.
📝 ترجمه: از فوتبال بازی کردن لذت بردیم. ⚽
📖 مشغول … بودن
💬 مثال:
I’m busy preparing for the presentation.
📝 ترجمه: مشغول آماده کردن ارائهام. 💻
🔹 ۲. Have fun + (verb+ing)
📖 از … لذت بردن
💬 مثال:
We had fun playing football.
📝 ترجمه: از فوتبال بازی کردن لذت بردیم. ⚽
❤3
مطمئناً! در اینجا خلاصهای از شکلهای فعل forget (فراموش کردن) و استفاده از آن در زمانهای مختلف، بدون استفاده از جدول، آورده شده است:
📝 شکلهای اصلی فعل Forget (فراموش کردن)
فعل "forget" یک فعل بیقاعده است و سه شکل اصلی آن به شرح زیر است:
* شکل حال ساده (Base Form): forget
* شکل گذشته ساده (Simple Past): forgot
* شکل اسم مفعول (Past Participle): forgotten
⏳ استفاده در زمانهای مختلف
۱. زمان حال ساده (Simple Present)
برای بیان عادتها یا واقعیتها.
* استفاده از forget: برای فاعلهای I, You, We, They.
* مثال: I sometimes forget my keys. (من بعضی وقتها کلیدهایم را فراموش میکنم.)
* استفاده از forgets: برای فاعلهای He, She, It (با اضافه شدن 's' سوم شخص).
* مثال: She often forgets people's names. (او اغلب نام افراد را فراموش میکند.)
۲. زمان گذشته ساده (Simple Past)
برای بیان کاری که در زمان مشخصی در گذشته کامل شده است.
* از شکل forgot برای همه فاعلها استفاده میشود.
* مثال: I forgot to call you yesterday. (من دیروز فراموش کردم با تو تماس بگیرم.)
۳. زمان حال کامل (Present Perfect)
برای بیان کاری که در گذشته انجام شده و اثرش تا حال باقی مانده است.
* از شکل have/has + forgotten استفاده میشود.
* have forgotten: برای فاعلهای I, You, We, They.
* has forgotten: برای فاعلهای He, She, It.
* مثال: He has forgotten his password again. (او دوباره رمز عبور خود را فراموش کرده است.)
۴. زمان گذشته کامل (Past Perfect)
برای بیان کاری که قبل از کار دیگری در گذشته انجام شده بود.
* از شکل had + forgotten برای همه فاعلها استفاده میشود.
* مثال: She realized she had forgotten her wallet after she left the house. (او بعد از خروج از خانه متوجه شد که کیف پولش را فراموش کرده بود.)
۵. زمان آینده ساده (Simple Future)
برای بیان کاری که در آینده اتفاق خواهد افتاد.
* از شکل will + forget برای همه فاعلها استفاده میشود.
* مثال: I will forget about this mistake by tomorrow. (من تا فردا این اشتباه را فراموش خواهم کرد.)
۶. زمان استمراری (Continuous Tenses)
در زمانهای استمراری، فعل اصلی به صورت forgetting (با اضافه شدن 'ing') به کار میرود.
* مثال (حال استمراری): I am forgetting the lyrics. (من دارم متن ترانه را فراموش میکنم)
📝 شکلهای اصلی فعل Forget (فراموش کردن)
فعل "forget" یک فعل بیقاعده است و سه شکل اصلی آن به شرح زیر است:
* شکل حال ساده (Base Form): forget
* شکل گذشته ساده (Simple Past): forgot
* شکل اسم مفعول (Past Participle): forgotten
⏳ استفاده در زمانهای مختلف
۱. زمان حال ساده (Simple Present)
برای بیان عادتها یا واقعیتها.
* استفاده از forget: برای فاعلهای I, You, We, They.
* مثال: I sometimes forget my keys. (من بعضی وقتها کلیدهایم را فراموش میکنم.)
* استفاده از forgets: برای فاعلهای He, She, It (با اضافه شدن 's' سوم شخص).
* مثال: She often forgets people's names. (او اغلب نام افراد را فراموش میکند.)
۲. زمان گذشته ساده (Simple Past)
برای بیان کاری که در زمان مشخصی در گذشته کامل شده است.
* از شکل forgot برای همه فاعلها استفاده میشود.
* مثال: I forgot to call you yesterday. (من دیروز فراموش کردم با تو تماس بگیرم.)
۳. زمان حال کامل (Present Perfect)
برای بیان کاری که در گذشته انجام شده و اثرش تا حال باقی مانده است.
* از شکل have/has + forgotten استفاده میشود.
* have forgotten: برای فاعلهای I, You, We, They.
* has forgotten: برای فاعلهای He, She, It.
* مثال: He has forgotten his password again. (او دوباره رمز عبور خود را فراموش کرده است.)
۴. زمان گذشته کامل (Past Perfect)
برای بیان کاری که قبل از کار دیگری در گذشته انجام شده بود.
* از شکل had + forgotten برای همه فاعلها استفاده میشود.
* مثال: She realized she had forgotten her wallet after she left the house. (او بعد از خروج از خانه متوجه شد که کیف پولش را فراموش کرده بود.)
۵. زمان آینده ساده (Simple Future)
برای بیان کاری که در آینده اتفاق خواهد افتاد.
* از شکل will + forget برای همه فاعلها استفاده میشود.
* مثال: I will forget about this mistake by tomorrow. (من تا فردا این اشتباه را فراموش خواهم کرد.)
۶. زمان استمراری (Continuous Tenses)
در زمانهای استمراری، فعل اصلی به صورت forgetting (با اضافه شدن 'ing') به کار میرود.
* مثال (حال استمراری): I am forgetting the lyrics. (من دارم متن ترانه را فراموش میکنم)
❤1👍1
📚
⁉️ جواب کوتاه چجوریاست؟
🔵 Are you hard-working?
🔹 Yes, I am.
🔹 No, I am not .
🔹 No, I'm not.
🟠 Is he clever?
🔸 Yes, he is.
🔸 No, he is not.
🔸 No, he isn't.
🔸 No, he's not.
🔵 Is Zahra talkative?
🔹 Yes, She is.
🔹 No, she is not.
🔹 No, she isn't.
🔹 No, she's not.
⁉️ جواب کوتاه چجوریاست؟
🔵 Are you hard-working?
🔹 Yes, I am.
🔹 No, I am not .
🔹 No, I'm not.
🟠 Is he clever?
🔸 Yes, he is.
🔸 No, he is not.
🔸 No, he isn't.
🔸 No, he's not.
🔵 Is Zahra talkative?
🔹 Yes, She is.
🔹 No, she is not.
🔹 No, she isn't.
🔹 No, she's not.
فرق بین since و for میدونی چیه؟
ببین، since یعنی "از یه زمانی تا حالا"، مثلا:
I’ve lived here since 2010.
(از ۲۰۱۰ تا الان همینجام)
ولی for یعنی "مدت زمان"، مثلا:
I’ve lived here for 10 years.
(۱۰ ساله اینجام)
خلاصه:
since = نقطه شروع
for = طول مدت
ببین، since یعنی "از یه زمانی تا حالا"، مثلا:
I’ve lived here since 2010.
(از ۲۰۱۰ تا الان همینجام)
ولی for یعنی "مدت زمان"، مثلا:
I’ve lived here for 10 years.
(۱۰ ساله اینجام)
خلاصه:
since = نقطه شروع
for = طول مدت
❤6
تفاوت Speak و Talk
هر زمان فعل speak استفاده شود معمولا گفتگو یکطرفه است
She spoke to her children
اون با بچه هاش حرف زد ( یعنی بچه هاش هنگام حرف زدن مادرشون فقط گوش میدادن )
-----------------
ولی زمانیکه از talk استفاده میکنیم گفتگو دو طرفه است
She talked to her children.
اون با بچه هاش گفتگو کرد ( بچه هاش هم با اون صحبت کردن )
هر زمان فعل speak استفاده شود معمولا گفتگو یکطرفه است
She spoke to her children
اون با بچه هاش حرف زد ( یعنی بچه هاش هنگام حرف زدن مادرشون فقط گوش میدادن )
-----------------
ولی زمانیکه از talk استفاده میکنیم گفتگو دو طرفه است
She talked to her children.
اون با بچه هاش گفتگو کرد ( بچه هاش هم با اون صحبت کردن )
❤9👍3
کاربرد Unless
کلمه unless به معنی "مگر اینکه" در جمله جایگزین if not میشود و همانند if هم میتواند در وسط جمله بیاید و هم در اول جمله.
البته وقتی اول جمله می آید وسط جمله نیاز به کاما داریم
مثال:
You won't pass the final exam if you don't study hard.
امتحان پایانی را قبول نمیشی اگه سخت مطالعه نکنی
You won't pass the final exam unless you study hard.
امتحان پایانی را قبول نمیشی مگه اینکه سخت مطالعه کنی
Unless you study hard, you won't pass the final exam.
امتحان پایانی را قبول نمیشی مگه اینکه سخت مطالعه کنی
کلمه unless به معنی "مگر اینکه" در جمله جایگزین if not میشود و همانند if هم میتواند در وسط جمله بیاید و هم در اول جمله.
البته وقتی اول جمله می آید وسط جمله نیاز به کاما داریم
مثال:
You won't pass the final exam if you don't study hard.
امتحان پایانی را قبول نمیشی اگه سخت مطالعه نکنی
You won't pass the final exam unless you study hard.
امتحان پایانی را قبول نمیشی مگه اینکه سخت مطالعه کنی
Unless you study hard, you won't pass the final exam.
امتحان پایانی را قبول نمیشی مگه اینکه سخت مطالعه کنی
❤4👍1
🔹 ۱. I’d rather + (verb)
📖 ترجیح میدم …
💬 مثال: I’d rather stay home tonight.
📝 ترجمه: ترجیح میدم امشب خونه بمونم. 🏠
🔹 ۲. I’m thinking of + (verb+ing)
📖 دارم به … فکر میکنم
💬 مثال: I’m thinking of starting a new course.
📝 ترجمه: دارم به شروع یک دوره جدید فکر میکنم. 📚💡
📖 ترجیح میدم …
💬 مثال: I’d rather stay home tonight.
📝 ترجمه: ترجیح میدم امشب خونه بمونم. 🏠
🔹 ۲. I’m thinking of + (verb+ing)
📖 دارم به … فکر میکنم
💬 مثال: I’m thinking of starting a new course.
📝 ترجمه: دارم به شروع یک دوره جدید فکر میکنم. 📚💡
❤7
I can’t help + (verb+ing)
📖 نمیتونم جلوی خودمو بگیرم که …
💬 مثال: I can’t help laughing at his jokes.
📝 ترجمه: نمیتونم جلوی خودمو بگیرم به جوکهاش نخندم. 😂
🔹 ۲. I’m looking forward to + (verb+ing)
📖 مشتاقانه منتظر … هستم
💬 مثال: I’m looking forward to starting my new job.
📝 ترجمه: مشتاقانه منتظرم کار جدیدمو شروع کنم. 💼
📖 نمیتونم جلوی خودمو بگیرم که …
💬 مثال: I can’t help laughing at his jokes.
📝 ترجمه: نمیتونم جلوی خودمو بگیرم به جوکهاش نخندم. 😂
🔹 ۲. I’m looking forward to + (verb+ing)
📖 مشتاقانه منتظر … هستم
💬 مثال: I’m looking forward to starting my new job.
📝 ترجمه: مشتاقانه منتظرم کار جدیدمو شروع کنم. 💼
❤7
💟 تفاوت in و into
🍁 حرف اضافه In به معنای “در” یا “داخل” است و برای نشان دادن موقعیت مکانی ثابت یا قرارگیری چیزی در داخل یک فضا، محیط یا چیز دیگر به کار میرود.
◇The ball is in the box.
توپ داخل جعبه است.
◇The students are in the class.
دانش آموزان داخل کلاس هستند.
◇Are you still in bed?
هنوز در رختخواب هستی؟
🍁 حرف اضافه Into نیز به معنای “به داخل” یا “به درون” است، اما بر حرکت، تغییر جهت یا ورود به یک فضا تأکید دارد. “Into” نشاندهنده ورود یا حرکت از خارج به داخل، یا تغییر حالت و شکل است. معمولا همراه با افعال حرکتی (مانند come, walk, go, jump,....) می آید.
◇The ball fell into the river.
توپ داخل رودخانه افتاد.
◇The man jumped into the pool.
مرد داخل استخر پرید.
◇The door opened and a nurse came into the room.
در باز شد و یک پرستار وارد اتاق شد.
🍁 حرف اضافه In به معنای “در” یا “داخل” است و برای نشان دادن موقعیت مکانی ثابت یا قرارگیری چیزی در داخل یک فضا، محیط یا چیز دیگر به کار میرود.
◇The ball is in the box.
توپ داخل جعبه است.
◇The students are in the class.
دانش آموزان داخل کلاس هستند.
◇Are you still in bed?
هنوز در رختخواب هستی؟
🍁 حرف اضافه Into نیز به معنای “به داخل” یا “به درون” است، اما بر حرکت، تغییر جهت یا ورود به یک فضا تأکید دارد. “Into” نشاندهنده ورود یا حرکت از خارج به داخل، یا تغییر حالت و شکل است. معمولا همراه با افعال حرکتی (مانند come, walk, go, jump,....) می آید.
◇The ball fell into the river.
توپ داخل رودخانه افتاد.
◇The man jumped into the pool.
مرد داخل استخر پرید.
◇The door opened and a nurse came into the room.
در باز شد و یک پرستار وارد اتاق شد.
❤5