گزین‌گویه‌ها
762 subscribers
و آن‌گاه که عازمِ مهلکه‌ام، گداخته‌های آتش بر پُشتم حس کنم. سرشار از ایمانم و قامت راست کرده‌ام. تیغ از نیام برکِشم و کُفر بر زمین کوبم.
Download Telegram
کسانی که دهه‌ی هشتاد را دیدند می‌دانند که در وضعیت اقتصادی مناسب آن دوره هم رعیت نظام سیاسی را لعن می‌کرد و امید به یک زندگی بهتر داشت. امّا این لعن و نفرین‌ها درِگوشی و با احتیاط بود، چون به قول خودشان آنان را به «جایی که عرب نی انداخت» منتقل می‌کردند. ترس عامل مهمی برای فرمانروایی است. اتباع شما باید بدانند که فرمانروا همچون یک پدر هم دست نوازش دارد و هم چوب تَر. این‌که امروز گله افسار پاره کرده است فقط به دلایل اقتصادی نیست، بلکه زخم‌هایی بوده که بر پیکره‌ی نظام سیاسی خورده و اقتدار آن را زیر پا له کرده است و ترسی برنمی‌انگیزاند. معضل اقتصادی نیز از عدم اقتدار یک نظام سیاسی است که از تنبیه کردن مفسد و متجاوز داخلی و خارجی عاجز است.
این را برای آن متدین‌هایی می‌گویم که متوجه تغییر عظیمی که در جهان رخ داده است نیستند و می‌گویند سیره‌ی امامین و شریعت پس کجا رفت: کیفیت روندها و ساختارها در نظام سیاسی بر عملکرد نهایی آن تأثیر بنیادین دارند. اگرچه کیفیت عناصر انسانی یک سامانه‌ی سیاسی اثرگذار است، اما طرح ساختار سیاسی در دوره‌ی مدرن بسیار اهمیت یافته است. چرا؟ اولاً نظامات سیاسی مدرن ساختاری و حقوقی هستند، نه وابسته ایده‌‌ای فراساختاری. بدینسان امر عرفی در این ساختار نه تنها غالب است، بلکه جهانی است. تنها راه مداخله‌‌ی «دینی» در این نوع سیاست، مداخله‌ی ساختار خارج از دستگاه برای غلبه بر این ساختار جهانی است. و چون در سیاست محلی زیست نمی‌کنیم و از آن‌سوی دنیا به موی ناموس ما هم کار دارند، نیاز به سلاح نامتعارف داریم تا این ساختار افسارگسیخته را کنترل کنیم. بنابراین ایجاد عامل ترس در سیاست عُرفی ضرورت دارد. اراده‌ی ناگهانی امر قدسی خارج از دستگاه همیشه آن را فراتر از سیاست عُرفی نگاه می‌دارد و آن را حفظ خواهد کرد. این اراده بر اساس ضرورت و امر استثنائی صورت می‌پذیرد. اگر به مداخله‌ی الهی نیاز دارید باید به امر استثنائی در تئوکراسی هم باور داشته باشید.
گزین‌گویه‌ها
این را برای آن متدین‌هایی می‌گویم که متوجه تغییر عظیمی که در جهان رخ داده است نیستند و می‌گویند سیره‌ی امامین و شریعت پس کجا رفت: کیفیت روندها و ساختارها در نظام سیاسی بر عملکرد نهایی آن تأثیر بنیادین دارند. اگرچه کیفیت عناصر انسانی یک سامانه‌ی سیاسی اثرگذار…
پیشتر گفتیم که ما در وضعیت «میانی» قرار داریم. میان حکومت علوی و حکومت طاغوت، حکومت اسلامی یا تئوکراسی قرار دارد. آستانه‌ی تحمل برای حکومت علوی بیش از چهار سال نیست. اگر می‌خواهید نظریه‌پردازی کنید باید از این مسائل شروع کنید، نه این‌که چوب تردید را به دست بگیرید و این و آن را بزنید. انقلاب اسلامی نیازمند حل این مسئله است.
ساختارهای مُدرن عُرفی از جمله دانشگاه، دستگاه‌های دولتی، بانکداری و غیره همه خارج از دسترس شریعت هستند. نقطه‌ی اتصال نهادهای دینی با اینها کجا هستند و با کدام «قدرت» قرار است ذیل نهادهای دینی قرار بگیرند؟
گزین‌گویه‌ها
ساختارهای مُدرن عُرفی از جمله دانشگاه، دستگاه‌های دولتی، بانکداری و غیره همه خارج از دسترس شریعت هستند. نقطه‌ی اتصال نهادهای دینی با اینها کجا هستند و با کدام «قدرت» قرار است ذیل نهادهای دینی قرار بگیرند؟
به عبارت دیگر، چطور می‌توان نهادهایی که ذاتاً عُرفی‌ساز و غیردینی هستند را به نحوی به دست گرفت که معنای «حکومت اسلامی» از دست نرود. عده‌ای پاسخ دادند که این تناقض رفع‌نشدنی‌ست و به مرور سکولاریسم اتفاق خواهد افتاد. عده‌ای دیگر نیز از مشروطه تا انقلاب اسلامی نهادهای دینی را یا در امتداد یا فراتر از این نظامات مدرن قرار دادند و حتی این تناقض‌ها را انکار کردند. مثلاً همین دانشگاه اسلامی که تنها چیزی که از آن بیرون نمی‌آید مسلمان است.
حل این معضل ساده نیست امّا مسیر تا حدی مشخص است. نظامات عُرفی مُدرن تغییر ماهیت نخواهند داد، چون به آبشخور دیگری متصل‌اند. نهادهای دینی نیز نمی‌توانند آنها را تغییر دهند یا دینی کنند، چون هستی‌شناسی آنها به‌طور کلی متفاوت است. تنها راهکار ساختارهای دینی منفک از نظامات عُرفی مُدرن باقی می‌ماند که باید بتوانند به حدّی قدرت سیاسی داشته باشند که آنها را قرنطینه کنند. این قدرت سیاسی باید در یک بستر میانی مهیا شود که صرفاً نظری نیست، و اراده‌ی نهادهای دینی را متعین می‌سازد. این رویه اجتماع دینی یکدست نمی‌سازد، امّا در بستر «مقاومت» برای ایجاد ساختارهای جدید و تحولات آتی معنا می‌دهد و مهمترین نتیجه‌ی آن این است که اجتماع دینی را تا حدّی حفظ می‌کند.
گزین‌گویه‌ها
به عبارت دیگر، چطور می‌توان نهادهایی که ذاتاً عُرفی‌ساز و غیردینی هستند را به نحوی به دست گرفت که معنای «حکومت اسلامی» از دست نرود. عده‌ای پاسخ دادند که این تناقض رفع‌نشدنی‌ست و به مرور سکولاریسم اتفاق خواهد افتاد. عده‌ای دیگر نیز از مشروطه تا انقلاب اسلامی…
یک مثال روشن آن این است که به جای گسیل کردن زنان مؤمنه به دانشگاه و تحویل گرفتن فمینیست‌های مسلمان یا تشویق آنان برای تبدیل شدن به زنِ تمدن‌سازِ خانه‌دارِ همسردارِ فرزنددارِ شاغل که همان الگوی سوم التقاطی اوایل انقلاب در هر حوزه‌ای است، ساختاری متفاوت (نه لزوماً نهاد) برای تقویت اجتماع مذهبی ایجاد کنیم. مثلاً قدم اول آن این است که حداقل به زنان مذهبی نگوییم که زن هم می‌تواند کار کند هم بچه‌داری.
گزین‌گویه‌ها
توضیح زیردیپلم: مستضعفین ایمانی و کفار را با پس‌گردنی آدم می‌کنیم، مؤمنین را با اصلاح ساختاری.
القصه وحدت ملّی و انسجام میهنی عاقبت خوشی نخواهد داشت، چون در دل خود سرطان سکولاریسم را می‌پروراند و آغوش خود را برای آن باز خواهید کرد. تاریخ اروپا را ببینید و عبرت بگیرید.
هنوز این اندیشه در ناخودآگاه شیعیان عزلت‌نشین وجود دارد که «قدرت» بد و فسادآور است. طاغیان‌اند که قدرت را به دست می‌گیرند و هدایت را اصل قرار نمی‌دهند. به همین دلیل امروز هم می‌بینیم که از هدایت سیاست‌مدار، کاسب و دانشجو که عاجز می‌شوند آنان را لعن و نفرین می‌کنند. در نهایت نیز چون قدرت را به هدایت واگذار می‌کنند، به نقش سنتی خویش بازمی‌گردند که همیشه تحت ستم و ظلم بودند و به نصحیت اکتفا می‌کنند.
و السلام علی من اتبع الهدی.

نگارنده‌ی این سطور در هیچ سکوی اینترنتی دیگری فعالیت نخواهد داشت. گر پندی آموختی کن ما را دعا.