گزین‌گویه‌ها
4.91K subscribers
11.6K photos
136 videos
57 files
467 links
گزین‌گویه‌ها
گل‌چینِ خواندنی‌ها
به کوششِ بهروز صفرزاده @Behruz214
تأسیس: ۳۰ دیِ ۱۳۹۶

نقلِ مطالبِ کانالِ گزین‌گویه‌ها با ذکرِ مأخذ بلامانع است.
Download Telegram
کی چشد درویشِ صورت زآن زکات
معنی است آن نه فَعولُن فاعِلات

مولوی
مثنوی، دفترِ ششم، بیتِ ۱۶۰

کَیفَ یأتی النظمُ لی و القافیه
بَعدَ ما ضاعَت أصولُ العافیه
ما جُنونٌ واحِدٌ لی فی الشُجون
بَل جُنونٌ فی جُنونٍ فی جُنون

مثنوی، دفترِ پنجم، بیتِ ۱۸۹۳-۱۸۹۴
3
لافیدن: لاف زدن

با خرابات‌نشینان ز کرامات ملاف
هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد

حافظ
دیوان، چ قزوینی‌-غنی، ص ۸۵

یکی از عقل می‌لافد، یکی طامات می‌بافد
بیا کاین داوری‌ها را به پیشِ داور اندازیم

حافظ
دیوان، چ قزوینی‌-غنی، ص ۲۵۸
4👍2
حافظ یه روز کیفش کوک بود، گفت:
خوشا شیراز و وضعِ بی‌مثالش
خداوندا نگه دار از زوالش

یه روز هم حالش گرفته بود، گفت:
آب و هوای فارس عجب سفله‌پرور است
کو هم‌رهی که خیمه از این خاک برکَنم
😁21👍1🔥1
حکایتِ آن دزد که می‌پرسیدندش که چه می‌کنی نیم‌شب در بنِ این دیوار، گفت دُهُل می‌زنم

این مَثَل بشنو که شب دزدی عَنید
در بنِ دیوار حفره می‌بُرید
نیم‌بیداری که او رنجور بود
طَقطَقِ آهسته‌اش را می‌شُنود
رفت بر بام و فرودآویخت سر
گفت او را در چه کاری ای پدر؟
خیر باشد، نیم‌شب چه می‌کنی؟
تو کی‌ای؟ گفتا دُهُل‌زن ای سَنی
در چه کاری؟ گفت می‌کوبم دُهُل
گفت کو بانگِ دُهُل ای بوسُبُل؟!
گفت فردا بشنوی این بانگ را
نعرۀ یا حَسرَتا وا وَیلَتا
آن دروغ است و کژ و برساخته
سِرّ آن کژ را تو هم نشناخته

مولوی
مثنوی، دفترِ سوم، بیتِ ۲۷۹۹-۲۸۰۵
6👍3
9👍1
5
دربارۀ واژۀ گفتاریِ «باشه»

باشه تلفظِ گفتاریِ باشد است (فعلِ مضارعِ التزامی، صیغۀ سوم‌شخصِ مفرد، از مصدرِ «بودن»).
باشه چند کاربردِ گفتاری دارد. یکی از آن‌ها موقعی است که می‌خواهید به کسی بگویید حرف یا درخواستش را قبول دارید و با آن موافق‌اید:
-- تو برو نون بگیر، من هم پنیر می‌گیرم.
-- باشه.

اما منشأ و سابقۀ این کاربردِ باشه چیست؟
در کتابِ قصۀ دلیلۀ مُحتاله چند بار جملۀ خوش باشد درست به همین معنیِ باشۀ امروزی به کار رفته‌است. گمان می‌کنم باشۀ امروزی کوتاه‌شدۀ این خوش باشد است:

دله گفت: من با تو بیایم و زر بیاورم و به کسی بنمایم، بخرم.
نابینا گفت: خوش باشد. (ص ۱۰۸)

بزاز خود گفت: ... برخیز تا به حجره رویم.
دختر گفت: خوش باشد. برخیز تا برویم. (ص ۱۳۰)

قصۀ دلیلۀ مُحتاله، به کوششِ مهرانِ افشاری، تهران: انتشاراتِ دکتر محمودِ افشار، ۱۳۹۹.

#واژه‌شناسی
👍107
2
رسالۀ عشق و عقل
نویسنده: شیخ نجم‌الدینِ رازی
راویِ متن: محسنِ حکیم‌معانی
کارشناسِ ناظر بر خوانشِ متن: بهروزِ صفرزاده

http://book.iranseda.ir//DetailsAlbum/?VALID=TRUE&g=312214
3👍3
کرونا گفته تا کلِ حروفِ الف‌بای یونانی‌و یادتون ندم، ول‌کن نیستم. 😂
😁20👎5👍3😱1
Forwarded from گزین‌گویه‌ها (بهروز صفرزاده)
الف‌بای یونانی ۲۴ حرف دارد.
اومیکرون نامِ پانزدهمین حرفِ الف‌بای یونانی است.
واژۀ «اومیکرون» به معنیِ «اُویِ کوچک» است.
«اومگا» هم آخرین حرفِ الف‌باست، به معنیِ «اُویِ بزرگ».
👍9
بقای انسب
قصه شنیدم که بوالعَلا به همه عمر
لَحم نخورد و ذَواتِ لَحم نیازرد
در مرضِ موت با اجازۀ دستور
خادمِ او جوجه‌با به محضرِ او برد
خواجه چو آن طیرِ کشته دید برابر
اشکِ تحسّر ز هر دو دیده بیفشرد
گفت چرا ماکیان شدی، نشدی شیر
تا نتواند کست به خون کشد و خورد
مرگ برای ضعیف امرِ طبیعی‌ست
هر قوی اول ضعیف گشت و سپس مُرد

ایرج‌میرزا

تحقیق در احوال و آثار و افکار و اشعارِ ایرج‌میرزا و خاندان و نیاکانِ او، به اهتمامِ محمدجعفرِ محجوب، تهران، چاپِ سوم، ۱۳۵۳، ص ۱۷۳.
👍4
احمدِ لایَنصَرِف
فکرِ شاهِ فَطِنی باید کرد
شاهِ ما گُنده و گول و خِرِف است
تخت و تاج و همه را ول کرده
در هتل‌های اُروپ مُعتکِف است
نشود منصرف از سیرِ فرنگ
این همان احمدِ لایَنصَرِف است

ایرج‌میرزا

تحقیق در احوال و آثار و افکار و اشعارِ ایرج‌میرزا و خاندان و نیاکانِ او، به اهتمامِ محمدجعفرِ محجوب، تهران، چاپِ سوم، ۱۳۵۳، ص ۱۶۸.
😁4🤩31👍1
دزدِ نگرفته
هر کس ز خزانه برد چیزی
گفتند مبَر که این گناه است
تعقیب نموده و گرفتند
دزدِ نگرفته پادشاه است

ایرج‌میرزا

تحقیق در احوال و آثار و افکار و اشعارِ ایرج‌میرزا و خاندان و نیاکانِ او، به اهتمامِ محمدجعفرِ محجوب، تهران، چاپِ سوم، ۱۳۵۳، ص ۱۶۹.
👍61
پسرِ بی‌هنر
داشت عباس‌قلی‌خان پسری
پسرِ بی‌ادب و بی‌هنری
اسمِ او بود علی‌مردان‌خان
کلفَتِ خانه ز دستش به امان
پشتِ کالسکۀ مردم می‌جَست
دلِ کالسکه‌نشین را می‌خست
هر سحرگه دمِ در بر لبِ جو
بود چون کِرم به گِل رفته فرو
بس که بود آن پسره خیره و بد
همه از او بدشان می‌آمد
هرچه می‌گفت لَلـه لج می‌کرد
دهنش را به لَلـه کج می‌کرد
هر کجا لانۀ گنجشکی بود
بچه گنجشک درآوردی زود
هرچه می‌دادند می‌گفت کم است
مادرش مات که این چه شکم است
نه پدر راضی از او نه مادر
نه معلم نه لَلـه نه نوکر
ای پسر جانِ من این قصه بخوان
تو مشو مثلِ علی‌مردان‌خان

ایرج‌میرزا

تحقیق در احوال و آثار و افکار و اشعارِ ایرج‌میرزا و خاندان و نیاکانِ او، به اهتمامِ محمدجعفرِ محجوب، تهران، چاپِ سوم، ۱۳۵۳، ص ۱۵۵.
8👍3
زندگی را بیش‌ از معنایش دوست بدار.

فیودور داستایفسکی
10
دوازده نکته دربارۀ زبانِ فارسی

۱. فارسی یکی از زبان‌های خانوادۀ زبان‌های هند و اروپایی است.
۲. فارسی از لحاظِ تعدادِ گویش‌وران، بیست و پنجمین زبان در میانِ بیش از هفت هزار زبانِ جهان است.
۳. بعد از نفوذِ اسلام در ایران، خطِ پهلَوی به خطِ عربی تغییر یافت.
۴. بسیاری از واژه‌های فارسی با واژه‌های انگلیسی هم‌ریشه‌اند، مثلاً برادر، پدر، و مادر.
۵. در فارسی تفاوتِ جنسیتی وجود ندارد و مثلاً ضمیرِ «او» هم برای مرد به کار می‌رود هم برای زن.
۶. فارسی تنها زبانی است که در آن نشانۀ مفعول، یعنی حرفِ اضافۀ را، واژۀ مستقلی است.
۷. در فارسیِ امروز فقط حدودِ چهارصد مصدرِ ساده (بسیط) به کار می‌رود.
۸. فارسی یکی از تواناترین زبان‌ها در ساختنِ واژه‌های مُرکّب است.
۹. حدودِ نیمی از واژه‌های رایج در فارسیِ امروز وام‌واژه‌های عربی‌اند.
۱۰. مهم‌ترین زبان‌هایی که فارسی از آن‌ها واژه وام گرفته عبارت‌اند از: عربی، ترکی، فرانسوی، انگلیسی، روسی.
۱۱. دوزبان‌گونگی یکی از ویژگی‌های بارزِ فارسی است؛ یعنی زبانِ گفتار با زبانِ رسمیِ نوشتار خیلی فرق دارد.
۱۲. لغت‌نامۀ دهخدا بزرگ‌ترین کتابِ زبانِ فارسی است که در بیست و چهار هزار صفحۀ بزرگ چاپ و منتشر شده‌است.

#بهروز صفرزاده. ۱۴۰۰/۱۱/۳۰
👍14🤩63
یک ریشه و پنج نام

ریشۀ «ح‌م‌د» در عربی به معنیِ ستایش کردن و ستودن است. پنج نام از این ریشه مشتق شده‌اند:

احمد
بر وزنِ اَفعَل، اسم‌ِتفضیل به‌ معنیِ ستوده‌تر یا ستوده‌ترین. احمد یکی از نام‌های پیغمبر است و در قرآن (سورۀ ۶۱، آیۀ ۶) هم آمده.

حامد
بر وزنِ فاعل، اسم‌ِفاعل به معنیِ ستاینده و ستایش‌گر.
اکثرِ حامدهای ایرانی متولدِ دهۀ ۱۳۶۰ هستند.

حمید
بر وزنِ فَعیل در معنایِ مفعول، به معنیِ ستوده و ستایش‌شده.

محمد
بر وزنِ مُفَعَّل، اسم‌ِمفعول از تحمید، به معنیِ پیاپی ستوده و فراوان ستایش‌شده.

محمود
بر وزنِ مفعول، به معنیِ ستوده و ستایش‌شده.

نامِ احمدِ محمود (۱۳۱۰-۱۳۸۱)، نویسندۀ نام‌دارِ معاصر، جالب است.

#نام‌شناسی
👍18😁31👎1🤩1
بنویسیم
محیی‌الدین

ننویسیم
محی‌الدین

محیی mohyi در عربی بر وزنِ مُفعِل و اسم‌ِفاعل از مصدرِ اِحیاء است و چهار حرف دارد: م ح ی ی.
محیی‌الدین mohyeddin تلفظ می‌شود.

#درست‌نویسی
👍14👎1
واژۀ بخت، به معنیِ اقبال و شانس، از فارسی به عربی رفته و عرب‌ها از آن دو صفتِ بَخیت و مَبخوت را ساخته‌اند، به معنیِ خوش‌اقبال و خوش‌شانس.

#واژه‌شناسی
#عربی
👍17👎1
اگر دختری ایرانی به نامِ گندم با پسری آمریکایی به نامِ جو ازدواج کند، بچه‌شان جوگندمی می‌شود. 😁
😁52👎8👍4😢3🔥2