تصاویری از حضور اهالی بر سر مزار بانو مهدیزاده در چهلمین روز درگذشتش
@gorava
@gorava
عالمی که از همسرش کتک میخورد!
مرحوم شیخ جعفر کاشف الغطاء از بزرگترین فقیهان جهان تشیع بوده است. زمان شایع شده بود از همسرش کتک میخورد! وقتی از او دراین باره پرسیدند گفت: "بله، عرب است، قدرتمند هم هست، قویالبنیه هم هست، گاهی که عصبانی میشود، حسابی مرا میزند. من هم زورم به او نمیرسد!"
وقتی پرسیدند چرا طلاقش نمیدهید گفت: "این زن در این خانه برای من از اعظم نعمتهای خداست چون وقتی بیرون میآیم و در صحن امیرالمومنین میایستم و تمام صحن، پشت سر من نماز میخوانند، مردم در برابر من تعظیم میکنند. گاهی در برابر این مقاماتی که خدا به من داده، یک ذرّه هوا مرا برمیدارد. همان وقت میآیم در خانه کتک میخورم، هوایم بیرون میرود! این چوب الهی است، این باید باشد!"
@gorava
مرحوم شیخ جعفر کاشف الغطاء از بزرگترین فقیهان جهان تشیع بوده است. زمان شایع شده بود از همسرش کتک میخورد! وقتی از او دراین باره پرسیدند گفت: "بله، عرب است، قدرتمند هم هست، قویالبنیه هم هست، گاهی که عصبانی میشود، حسابی مرا میزند. من هم زورم به او نمیرسد!"
وقتی پرسیدند چرا طلاقش نمیدهید گفت: "این زن در این خانه برای من از اعظم نعمتهای خداست چون وقتی بیرون میآیم و در صحن امیرالمومنین میایستم و تمام صحن، پشت سر من نماز میخوانند، مردم در برابر من تعظیم میکنند. گاهی در برابر این مقاماتی که خدا به من داده، یک ذرّه هوا مرا برمیدارد. همان وقت میآیم در خانه کتک میخورم، هوایم بیرون میرود! این چوب الهی است، این باید باشد!"
@gorava
✅یک خاطره تلخ از روستای تازه کند
〽️ماجرای گم شدن گوسفندهای تازه کندی ها در اوایل بهار سال ۸۹
در یک روز بهاری گوسفندان روستا که سه دسته ۴۰۰ تایی گوسفند بودند مانند هر روز روانه کوه برای چرا میشوند. بنابه قانون روستا هر فردی به تعداد گوسفند که معمولا از هر ۲۰ گوسفند یک نوبت باید برای چرای گوسفند به کوه میرفت،آنروز نوبت آقای اجاقی و آقای مختاری و یک نفر دیگر از هم روستایی ها بود.آب و هوا اونروز صاف بود ولی باید توجه داشت که آب و هوای بهاری بخاطر حداکثر ساعات روز از صبح تا شب چندین بار تغییر میکند.آقای اجاقی با آقای مختاری تا موقع ناهار نزدیک به هم نزدیکی های محلی بنام (حاچا یوردی) گوسفندان را می چرانده اند.تا اینکه آقای اجاقی از رفیقش فاصله میگیرد.خورشید نزدیک غروب بوده است.آقای مختاری با تصور اینکه آقای اجاقی زودتر از او به روستا برگشته،روانه روستا میشود.هوا همان لحظه ناپایدار شده و در ارتفاعات شروع به بارش برف و کولاک و مه غلیظ میکند.آقای اجاقی در آن لحظه گرفتار کولاک میشود و راه روستا را گم میکند در حالی که آب و هوا در روستا نسبت به کوه در آن لحظه مساعدتر بوده است.دو دسته از گوسفندان به روستا برمیگردد ولی تا ساعت ۹ شب خبری از دسته دیگر نمیشود.روستاییان مورد را به نیروی انتظامی،هلال احمر و دیگر نهادها گزارش میکنند.و همگی شب برای پیدا کردن آقای اجاقی و گوسفندان گم شده دل به کوه میزنند در این میان مردمان همیشه یاور تازه کند،یعنی روستاهای گوراوان،ناحیه،خشکناب و حتی از هریس برای اینکار اعلام آمادگی کرده و همراه با نهادها روانه کوه میشوند.بعد از ساعت ها جستجو در کوهی که از یکطرف برفی بود ومه آلود و از طرف دیگر تاریکی شب، تا صبح خبری نمیشود.و مردم نگران از اینکه دار و ندارشان را به باد داده اند.هر ازگاهی خبری از اینکه ردی از گوسفندان پیدا شده است به گوششان میرسد و کمی خرسند میشوند .بخاطر صعب العبور بودن مسیر ومشکل جستجو با خودرو،درخواست هلیکوپتر از هلال احمر استان میشود ولی از شانس بد چون همان روز بخاطر بارش شدید باران و برف و جاری شدن سیل در شهرستان سراب ،بالگرد به آنجا اعزام شده بوده ومتاسفانه درخواست مورد قبول قرار نمیگیرد.آقای اجاقی هم وقتی که بر اثر کولاک راه را گم میکند بیجهت به راه خود در تاریکی ادامه میدهد و کیلومترها راه را با وضعیت بد جوی طی میکند تا اینکه یک لحظه متوجه میشود که به جنگلهایی از توابع شهرستانهای مشکین و اهر که حدود ۵۰کیلومتر با روستای تازه کند فاصله دارد رسیده است .با شجاعت هرچه بیشتر زود گوسفندان را جمع کرده و مانع از پخش شدن گوسفندان در جنگلها میشود.بااینکه دوتا سگ همراه گله بوده ولی اگر گوسفندان در جنگل ها پخش میشد احتمال دریده شدنشان توسط حیوانات وحشی بیشتر میشد.بعداز مدتها پیاده روی طاقت فرسا مسیرش را تغییر داده و به سمت غرب حرکت میکند و در یک مکانی متوجه محل نگهداری گوسفندان عشایر در تابستان که در زبان محلی (آرخاش)گویند که توسط نی یا سنگ بصورت دایره وار چیده میشود شده و گوسفندان را تا طلوع آفتاب همانجا نگه میدارد.
بعد از ۱۷ ساعت جستجو، حدود ساعت ۲ بعدازظهر خبر میرسد که گم شده توسط نیروی محلی و هلال احمر بالاتر از روستای شرلان پیدا شده است.
🖋نویسنده:محمد باقری وند
@gorava
〽️ماجرای گم شدن گوسفندهای تازه کندی ها در اوایل بهار سال ۸۹
در یک روز بهاری گوسفندان روستا که سه دسته ۴۰۰ تایی گوسفند بودند مانند هر روز روانه کوه برای چرا میشوند. بنابه قانون روستا هر فردی به تعداد گوسفند که معمولا از هر ۲۰ گوسفند یک نوبت باید برای چرای گوسفند به کوه میرفت،آنروز نوبت آقای اجاقی و آقای مختاری و یک نفر دیگر از هم روستایی ها بود.آب و هوا اونروز صاف بود ولی باید توجه داشت که آب و هوای بهاری بخاطر حداکثر ساعات روز از صبح تا شب چندین بار تغییر میکند.آقای اجاقی با آقای مختاری تا موقع ناهار نزدیک به هم نزدیکی های محلی بنام (حاچا یوردی) گوسفندان را می چرانده اند.تا اینکه آقای اجاقی از رفیقش فاصله میگیرد.خورشید نزدیک غروب بوده است.آقای مختاری با تصور اینکه آقای اجاقی زودتر از او به روستا برگشته،روانه روستا میشود.هوا همان لحظه ناپایدار شده و در ارتفاعات شروع به بارش برف و کولاک و مه غلیظ میکند.آقای اجاقی در آن لحظه گرفتار کولاک میشود و راه روستا را گم میکند در حالی که آب و هوا در روستا نسبت به کوه در آن لحظه مساعدتر بوده است.دو دسته از گوسفندان به روستا برمیگردد ولی تا ساعت ۹ شب خبری از دسته دیگر نمیشود.روستاییان مورد را به نیروی انتظامی،هلال احمر و دیگر نهادها گزارش میکنند.و همگی شب برای پیدا کردن آقای اجاقی و گوسفندان گم شده دل به کوه میزنند در این میان مردمان همیشه یاور تازه کند،یعنی روستاهای گوراوان،ناحیه،خشکناب و حتی از هریس برای اینکار اعلام آمادگی کرده و همراه با نهادها روانه کوه میشوند.بعد از ساعت ها جستجو در کوهی که از یکطرف برفی بود ومه آلود و از طرف دیگر تاریکی شب، تا صبح خبری نمیشود.و مردم نگران از اینکه دار و ندارشان را به باد داده اند.هر ازگاهی خبری از اینکه ردی از گوسفندان پیدا شده است به گوششان میرسد و کمی خرسند میشوند .بخاطر صعب العبور بودن مسیر ومشکل جستجو با خودرو،درخواست هلیکوپتر از هلال احمر استان میشود ولی از شانس بد چون همان روز بخاطر بارش شدید باران و برف و جاری شدن سیل در شهرستان سراب ،بالگرد به آنجا اعزام شده بوده ومتاسفانه درخواست مورد قبول قرار نمیگیرد.آقای اجاقی هم وقتی که بر اثر کولاک راه را گم میکند بیجهت به راه خود در تاریکی ادامه میدهد و کیلومترها راه را با وضعیت بد جوی طی میکند تا اینکه یک لحظه متوجه میشود که به جنگلهایی از توابع شهرستانهای مشکین و اهر که حدود ۵۰کیلومتر با روستای تازه کند فاصله دارد رسیده است .با شجاعت هرچه بیشتر زود گوسفندان را جمع کرده و مانع از پخش شدن گوسفندان در جنگلها میشود.بااینکه دوتا سگ همراه گله بوده ولی اگر گوسفندان در جنگل ها پخش میشد احتمال دریده شدنشان توسط حیوانات وحشی بیشتر میشد.بعداز مدتها پیاده روی طاقت فرسا مسیرش را تغییر داده و به سمت غرب حرکت میکند و در یک مکانی متوجه محل نگهداری گوسفندان عشایر در تابستان که در زبان محلی (آرخاش)گویند که توسط نی یا سنگ بصورت دایره وار چیده میشود شده و گوسفندان را تا طلوع آفتاب همانجا نگه میدارد.
بعد از ۱۷ ساعت جستجو، حدود ساعت ۲ بعدازظهر خبر میرسد که گم شده توسط نیروی محلی و هلال احمر بالاتر از روستای شرلان پیدا شده است.
🖋نویسنده:محمد باقری وند
@gorava
آگهی گم شده
یک دستگاه گوشی نوکیا در محدوده چای باشی گم شده است از یابنده خواهشمندیم به شماره۰۹۱۴۹۹۹۱۸۹۷اطلاع دهد
@gorava
یک دستگاه گوشی نوکیا در محدوده چای باشی گم شده است از یابنده خواهشمندیم به شماره۰۹۱۴۹۹۹۱۸۹۷اطلاع دهد
@gorava