*دووار گوراوان وحومه*
1.96K subscribers
9.27K photos
4.36K videos
58 files
103 links
خرید وفروش اقلام وانواع فرش منطقه،اخبار دقیق وموثق از منطقه تاریخ تاسیس۱۳۹۶/۰۱/۱۷
شماره تماس در مواقع ضروری:۰۹۱۴۹۹۹۱۸۹۷بهلول علیزاده
برای ارسال سوژه های خود با آیدی زیر ارتباط بر قرار فرمایید
(مطالب کانال به صورت جدی وطنز می باشد)

https://t.me/Bahlol65
Download Telegram
سلام
به یک نفرکارگر ساده برای گاوچرانی
درروستای ناحیه دوماه60عددگاو به مبلغ شش میلیون نیازمندیم

درصورت نیازبا این شمار تماس بگیرید
09147674091
@gorava
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خبر فوری

ترامپ در گذشت



برگزاری مراسم ختم ترامپ بر مزارش
@gorava
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
💴 تست شخصیت شناسی برای وام 😐

طرف میره وام بگیره دو تا سوال ازش میکنن:
1️⃣وقت شام که گرسنه هستی سفره رو تو میندازی یا خانمت؟
میگه: خودم!
2️⃣تموم که میشه کی جمع میکنه؟
میگه: خودش!
وام به شما تعلق نمیگیره چون خرت که از پل بگذره قسطاتو نمیدی!!! 😁

@gorava
عکس اوباشدان
@gorava
فروش یک قطعه زمین مسکونی به متراژ پانصد متر واقع در روستای گوراوان سمت توپراقلیق قیمت توافقی تلفن تماس ۰۹۱۲۴۲۳۰۸۰۳
@gorava
تصاویری از حضور اهالی بر سر مزار بانو مهدیزاده در چهلمین روز درگذشتش
@gorava
عالمی که از همسرش کتک می‌خورد!

مرحوم شیخ جعفر کاشف الغطاء از بزرگ‌ترین فقیهان جهان تشیع بوده است. زمان شایع شده بود از همسرش کتک میخورد! وقتی از او دراین باره پرسیدند گفت: "بله، عرب است، قدرتمند هم هست، قوی‌البنیه هم هست، گاهی که عصبانی می‌شود، حسابی مرا می‌زند. من هم زورم به او نمی‌رسد!"

وقتی پرسیدند چرا طلاقش نمی‌دهید گفت: "این زن در این خانه برای من از اعظم نعمت‏‌های خداست چون وقتی بیرون می‌آیم و در صحن امیرالمومنین می‌ایستم و تمام صحن، پشت سر من نماز می‌خوانند، مردم در برابر من تعظیم می‌کنند. گاهی در برابر این مقاماتی که خدا به من داده، یک ذرّه هوا مرا برمی‌دارد. همان وقت می‌آیم در خانه کتک می‌خورم، هوایم بیرون می‌رود! این چوب الهی است، این باید باشد!"

@gorava
مسجد گوراوان دیشب
@gorava
به یک تراکتور صفر به صورت نقدی نیازمندیم
مکانیکی بهلول
آ بوستانچی بستانیوا گوئنمه دنیا اوزی بستان اکن دنیا دی
@gorava
یک خاطره تلخ از روستای تازه کند
〽️ماجرای گم شدن گوسفندهای تازه کندی ها در اوایل بهار سال ۸۹

در یک روز بهاری گوسفندان روستا که سه دسته ۴۰۰ تایی گوسفند بودند مانند هر روز روانه کوه برای چرا میشوند. بنابه قانون روستا هر فردی به تعداد گوسفند که معمولا از هر ۲۰ گوسفند یک نوبت باید برای چرای گوسفند به کوه میرفت،آنروز نوبت آقای اجاقی و آقای مختاری و یک نفر دیگر از هم روستایی ها بود.آب و هوا اونروز صاف بود ولی باید توجه داشت که آب و هوای بهاری بخاطر حداکثر ساعات روز از صبح تا شب چندین بار تغییر میکند.آقای اجاقی با آقای مختاری تا موقع ناهار نزدیک به هم نزدیکی های محلی بنام (حاچا یوردی) گوسفندان را می چرانده اند.تا اینکه آقای اجاقی از رفیقش فاصله میگیرد.خورشید نزدیک غروب بوده است.آقای مختاری با تصور اینکه آقای اجاقی زودتر از او به روستا برگشته،روانه روستا میشود.هوا همان لحظه ناپایدار شده و در ارتفاعات شروع به بارش برف و کولاک و مه غلیظ میکند.آقای اجاقی در آن لحظه گرفتار کولاک میشود و راه روستا را گم میکند در حالی که آب و هوا در روستا نسبت به کوه در آن لحظه مساعدتر بوده است.دو دسته از گوسفندان به روستا برمیگردد ولی تا ساعت ۹ شب خبری از دسته دیگر نمیشود.روستاییان مورد را به نیروی انتظامی،هلال احمر و دیگر نهادها گزارش میکنند.و همگی شب برای پیدا کردن آقای اجاقی و گوسفندان گم شده دل به کوه میزنند در این میان مردمان همیشه یاور تازه کند،یعنی روستاهای گوراوان،ناحیه،خشکناب و حتی از هریس برای اینکار اعلام آمادگی کرده و همراه با نهادها روانه کوه میشوند.بعد از ساعت ها جستجو در کوهی که از یکطرف برفی بود ومه آلود و از طرف دیگر تاریکی شب، تا صبح خبری نمیشود.و مردم نگران از اینکه دار و ندارشان را به باد داده اند.هر ازگاهی خبری از اینکه ردی از گوسفندان پیدا شده است به گوششان میرسد و کمی خرسند میشوند .بخاطر صعب العبور بودن مسیر ومشکل جستجو با خودرو،درخواست هلیکوپتر از هلال احمر استان میشود ولی از شانس بد چون همان روز بخاطر بارش شدید باران و برف و جاری شدن سیل در شهرستان سراب ،بالگرد به آنجا اعزام شده بوده ومتاسفانه درخواست مورد قبول قرار نمیگیرد.آقای اجاقی هم وقتی که بر اثر کولاک راه را گم میکند بیجهت به راه خود در تاریکی ادامه میدهد و کیلومترها راه را با وضعیت بد جوی طی میکند تا اینکه یک لحظه متوجه میشود که به جنگلهایی از توابع شهرستانهای مشکین و اهر که حدود ۵۰کیلومتر با روستای تازه کند فاصله دارد رسیده است .با شجاعت هرچه بیشتر زود گوسفندان را جمع کرده و مانع از پخش شدن گوسفندان در جنگلها میشود.بااینکه دوتا سگ همراه گله بوده ولی اگر گوسفندان در جنگل ها پخش میشد احتمال دریده شدنشان توسط حیوانات وحشی بیشتر میشد.بعداز مدتها پیاده روی طاقت فرسا مسیرش را تغییر داده و به سمت غرب حرکت میکند و در یک مکانی متوجه محل نگهداری گوسفندان عشایر در تابستان که در زبان محلی (آرخاش)گویند که توسط نی یا سنگ بصورت دایره وار چیده میشود شده و گوسفندان را تا طلوع آفتاب همانجا نگه میدارد.
بعد از ۱۷ ساعت جستجو، حدود ساعت ۲ بعدازظهر خبر میرسد که گم شده توسط نیروی محلی و هلال احمر بالاتر از روستای شرلان پیدا شده است.

🖋نویسنده:محمد باقری وند
@gorava
تصاویری از جستجوی مردم در آن زمان