This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«داوار قیرخماق» / قیچیسنه ده دئیرلر:قیرخلیق
@gorava
@gorava
⭕ ٣ گیگابایت اینترنت، هدیه همراه اول بهمناسبت دهه فجر
🔹مشترکان اپراتور اول تلفنهمراه میتوانند بهمناسبت دهه فجر، بسته هدیه اینترنت ٣ گیگابایتی ویژه محتوای داخلی را بهصورت رایگان از امروز یکشنبه ١٢ بهمن تا ساعت ٢۴ روز چهارشنبه ٢٢ بهمنماه فعال کنند.
🔹تمامی مشترکان دائمی و اعتباری همراه اول، با شمارهگیری کددستوری #67*100* میتوانند این بسته هدیه اینترنت را برای استفاده از محتوای داخلی فعال کنند.
🔹فعالسازی همزمان این بسته هدیه با سایر بستههای مکالمه و اینترنت، از جمله مزیتهای آن به شمار میرود.
🔹صرفنظر از زمان فعالسازی بسته، مهلت اعتبار زمانی در نظر گرفته شده برای آن، تا ساعت ٢۴ روز چهارشنبه ٢٢ بهمن است.
@gorava
🔹مشترکان اپراتور اول تلفنهمراه میتوانند بهمناسبت دهه فجر، بسته هدیه اینترنت ٣ گیگابایتی ویژه محتوای داخلی را بهصورت رایگان از امروز یکشنبه ١٢ بهمن تا ساعت ٢۴ روز چهارشنبه ٢٢ بهمنماه فعال کنند.
🔹تمامی مشترکان دائمی و اعتباری همراه اول، با شمارهگیری کددستوری #67*100* میتوانند این بسته هدیه اینترنت را برای استفاده از محتوای داخلی فعال کنند.
🔹فعالسازی همزمان این بسته هدیه با سایر بستههای مکالمه و اینترنت، از جمله مزیتهای آن به شمار میرود.
🔹صرفنظر از زمان فعالسازی بسته، مهلت اعتبار زمانی در نظر گرفته شده برای آن، تا ساعت ٢۴ روز چهارشنبه ٢٢ بهمن است.
@gorava
🌷🌷🌷
يك نفر در زمستان وارد دهی شد و توی برف دنبال منزلی می گشت ولی غريب بود و مردم هم غريبه توی خانههاشان راه نمیدادند .
همينجور كه توی كوچههای روستا می گشت ديد مردم به يك خانه زياد رفت و آمد می كنند . از کسی پرسيد ، اينجا چه خبره ؟
گفت زنی درد زايمان دارد و سه روزه پيچ و تاب ميخوره و تقلا ميكنه ولی نمیزاد . ما دنبال دعا نويس
می گرديم از بخت بد دعانويس هم گير نمياريم .
مرد تا اين حرف را شنيد گفت : بابا دعانويس را خدا براتون رسونده ، من بلدم، هزار جور دعا ميدونم .
فورا مرد مسافر را با عزت فراوان وارد كردند و خرش را به طويله بردند ، خودش را هم زير كرسی نشاندند ، بعد قلم و كاغذ آوردند تا دعا بنويسد . مرد روی کاغد چیزهایی نوشت و به آنها گفت :
اين كاغذ را در آب بشوريد و آب آنرا بدهید زائو بخورد . از قضا تا آب دعا را به زائو دادند زائيد و بچه صحيح و سالم به دنيا آمد .
از طرفی کلی پول و غذا به او دادند و بعد از چند روز که هوا خوب شد راهیش کردند .
بعد از رفتنش یکی از دهاتی ها کاغذ دعا را که کناری گذاشته بودند برداشت و خواند دید نوشته :
خودم بجا ، خرم بجا ، ميخوای بزا ، ميخوای نزا
@gorava
يك نفر در زمستان وارد دهی شد و توی برف دنبال منزلی می گشت ولی غريب بود و مردم هم غريبه توی خانههاشان راه نمیدادند .
همينجور كه توی كوچههای روستا می گشت ديد مردم به يك خانه زياد رفت و آمد می كنند . از کسی پرسيد ، اينجا چه خبره ؟
گفت زنی درد زايمان دارد و سه روزه پيچ و تاب ميخوره و تقلا ميكنه ولی نمیزاد . ما دنبال دعا نويس
می گرديم از بخت بد دعانويس هم گير نمياريم .
مرد تا اين حرف را شنيد گفت : بابا دعانويس را خدا براتون رسونده ، من بلدم، هزار جور دعا ميدونم .
فورا مرد مسافر را با عزت فراوان وارد كردند و خرش را به طويله بردند ، خودش را هم زير كرسی نشاندند ، بعد قلم و كاغذ آوردند تا دعا بنويسد . مرد روی کاغد چیزهایی نوشت و به آنها گفت :
اين كاغذ را در آب بشوريد و آب آنرا بدهید زائو بخورد . از قضا تا آب دعا را به زائو دادند زائيد و بچه صحيح و سالم به دنيا آمد .
از طرفی کلی پول و غذا به او دادند و بعد از چند روز که هوا خوب شد راهیش کردند .
بعد از رفتنش یکی از دهاتی ها کاغذ دعا را که کناری گذاشته بودند برداشت و خواند دید نوشته :
خودم بجا ، خرم بجا ، ميخوای بزا ، ميخوای نزا
@gorava
🔹زنی شوهرش فوت کرد. او دختری زیبا از شوهر داشت و در سن ازدواج، بسیاری از جوانان راغب ازدواج با دختر زیبا بودند، ولی مادر، شیر بهایی هنگفت به مبلغ ۱۵۰ میلیون تومان شرط کرده بود و بر شرطش اصرار داشت😁
🔸جوانی خوش سیما نیز عاشق دختر شده بود ولی ۲۰ میلیون بیشتر نداشت، پدرش را مطلّع نمود. پدر گفت پولی را که داری بیاور تا برویم خواستگاری. جوان گفت : اما پدر، مادرِ دختر ۱۵۰ میلیون شرط کرده! پدرگفت : میرویم و میبینی چگونه میشود😏
🔹پدر و پسر جهت خواستگاری نزد مادر رفتند، پدرِ پسر به مادر دختر گفت: پسرم عاشق دختر شماست و این ۱۰ میلیون هم برای شیربها، مادر گفت : ولی من ۱۵۰ میلیون شرط گذاشتم!🙄
🔸پدر گفت: صحبتم را قطع نکن و این هم ۱۰ میلیون دیگر تقدیم به تو جهت ازدواج با من😍
مادر عروس لبخندی زد و گفت: علی برکت الله☺️
🔹جوانان شهر اعتراض کردند و گفتند: شرط اینگونه نبود؟😟
مادر عروس گفت: قیمت تکی با عمده فرق میکنه😉
🔺سازمان مدیریت ازدواج آسان😂😂😂😂😂😂
@gorava
🔸جوانی خوش سیما نیز عاشق دختر شده بود ولی ۲۰ میلیون بیشتر نداشت، پدرش را مطلّع نمود. پدر گفت پولی را که داری بیاور تا برویم خواستگاری. جوان گفت : اما پدر، مادرِ دختر ۱۵۰ میلیون شرط کرده! پدرگفت : میرویم و میبینی چگونه میشود😏
🔹پدر و پسر جهت خواستگاری نزد مادر رفتند، پدرِ پسر به مادر دختر گفت: پسرم عاشق دختر شماست و این ۱۰ میلیون هم برای شیربها، مادر گفت : ولی من ۱۵۰ میلیون شرط گذاشتم!🙄
🔸پدر گفت: صحبتم را قطع نکن و این هم ۱۰ میلیون دیگر تقدیم به تو جهت ازدواج با من😍
مادر عروس لبخندی زد و گفت: علی برکت الله☺️
🔹جوانان شهر اعتراض کردند و گفتند: شرط اینگونه نبود؟😟
مادر عروس گفت: قیمت تکی با عمده فرق میکنه😉
🔺سازمان مدیریت ازدواج آسان😂😂😂😂😂😂
@gorava
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#کلیپــ_دیـدنـی ،، محسـن یگـانـه ...
یـادی کنیــم از مـادران آسمـانـی کـه دیگـر بـامـانیستنـد امـا خـاطـرات و یـاد خـوبشـان تـا اَبـد بـامـاست ...
@gorava
یـادی کنیــم از مـادران آسمـانـی کـه دیگـر بـامـانیستنـد امـا خـاطـرات و یـاد خـوبشـان تـا اَبـد بـامـاست ...
@gorava
کم کم به روز مادر نزدیک میشویم
یادی کنیم از تمام مادرانی که در طول این یک سال از جمع ما جدا شده وآسمانی شده اند
مرحومین:
بانو روحی
بانو حسن زاده
حاجیه خانم سیفی
حاجیه خانم خانی
حاجیه خانم حسنی
حاجیه خانم افشاری
حاجیه خانم گبلو
حاجیه خانم سلطان زاده
یادشان گرامی
@gorava
یادی کنیم از تمام مادرانی که در طول این یک سال از جمع ما جدا شده وآسمانی شده اند
مرحومین:
بانو روحی
بانو حسن زاده
حاجیه خانم سیفی
حاجیه خانم خانی
حاجیه خانم حسنی
حاجیه خانم افشاری
حاجیه خانم گبلو
حاجیه خانم سلطان زاده
یادشان گرامی
@gorava
چالَا سر
زمانهای قدیم حمام کردن چه در سرما وگرما چه درحیاط خانه چه درمکانی چاله مانند به نام «چاله سر»
مادر مهربان زحمتکش در دیگی سیاه رنگ که آب آن را از چشمه میاورد و با آتش چوب ان را گرم میکرد یکی یکی ما رو با دستان مهربانش در تشت یا چاله سر شست شو میداد
@gorava
زمانهای قدیم حمام کردن چه در سرما وگرما چه درحیاط خانه چه درمکانی چاله مانند به نام «چاله سر»
مادر مهربان زحمتکش در دیگی سیاه رنگ که آب آن را از چشمه میاورد و با آتش چوب ان را گرم میکرد یکی یکی ما رو با دستان مهربانش در تشت یا چاله سر شست شو میداد
@gorava