|Gisoom| گیسوم
3.81K subscribers
93 photos
32 videos
5 files
306 links
کانال اطلاع رسانی شبکه جامع کتاب گیسوم
Download Telegram
زمان طاغوت در بالاشهر تهران، چندروز منبر رفته بود و یک پاکت پول تقدیمش کرده بودند...
در حال رفتن به منزل، چشمش به زنی افتاد که وضعیت نامناسبی داشت و معلوم بود اهل فساد و فحشاست!
آقا(سیدمهدی قوام) به پیرمردی که همراش بود گفت: برو آن زن را صدا کن!
پیرمرد بعداز قدری تعلل و با اصرار آقاسید بالاخره از درد مجبوری رفت و زن را صدا زد.
زن که آمد، آقا از او پرسید: این موقع شب اینجا چکار می کنی؟...
گفت: احتیاج دارم، مجبورم!...
سید پاکت پرپول را به زن داد و گفت: این پول مال امام حسین است. تا این پول را داری از خانه بیرون نیا!...
پس از مدتی آقا به کربلا مشرف می شوند...
زنی بسیار محجبه همراه شوهرش می آیند جلو. شوهر دست سید را می بوسد و سپس زن جلو می آید و سلام می کند و می گوید: من همان زنی هستم که آن پاکت پول را ... من آدم شدم!!

#بیست_۲۰درصد_تخفیف
#شهدوشهود۳
#قیمت۴۲۰۰تومان
#فقط_۷روز
#قیمت_با_تخفیف_۳۳۶۰تومان

#هفت_معرفی_از_یک_کتاب
#هرهفته_معرفی_دوکتاب_جدید

کتاب را از اینجا تهیه کنید فقط تا ۷روز فرصت دارید.👇👇
http://www.gisoom.com/?gc=1979511

کانال @gisoom_ir
👍1
من همیشه به تصمیم اول احترام می گذارم. تصمیم اولی که به ذهنت می زند با همه ی جان گرفته می شود...
تا ۶روز ۲۰درصد تخفیف در @gisoom_ir
قسمت های زیبایی از قیدار 

من همیشه به تصمیم اول احترام می گذارم . تصمیم اولی که به ذهنت می زند با همه ی جان گرفته می شود . تصمیم دوم با عقل و تصمیم سوم با ترس ....



آدمی که یک بار خطا کرده باشد و پاش لغزیده باشد و بعد هم پشیمان شده باشد مطمئن تر است از آدمی که تا به حال پاش نلغزیده.

#بیست_۲۰درصد_تخفیف
#قیدار
#قیمت۱۲۰۰۰تومان
#فقط_۶روز
#قیمت_با_تخفیف_۹۶۰۰تومان

#هفت_معرفی_از_یک_کتاب
#هرهفته_معرفی_دوکتاب_جدید

کتاب را از اینجا تهیه کنید فقط تا ۷روز فرصت دارید.👇👇
http://www.gisoom.com/?gc=1987132

کانال @gisoom_ir
اگر نوجوانی را می شناسید که کتاب خوان است یا می خواهد کتابخوان شود حتما این کتاب را به او برسانید.
فقط تا۲روز با 20درصد تخفیف در @gisoom_ir
اوايل جنگ بود. و ما با چنگ و دندان وبا دست خالى، با دشمن تا بن دندان مسلح مى جنگيديم . 
بين ما ، يكى بود كه انگار دو دقيقه است از انبارذغال بيرون آمده بود: اسمش عزيز بود. شب ها مى شد مرد نامرئى! چون همرنگ شب مى شد.
و فقط دندان سفیدش پيدا مى شد. زد و عزيز تركش به پايش خورد و مجروح شد وفرستادنش به عقب.

وقتى خرمشهر سقوط كرد، چقدر گريه كرديم و افسوس خورديم . اما بعد هم قسم شديم تا دوباره خرمشهر را به ايران باز گردانيم .

يكهو ياد عزیز افتاديم . قصد كرديم به عيادتش برويم .با هزار مصيبت آدرسش را در بيمارستانى پيداكرديم و چند كمپوت گرفتيم و رفتيم به سراغش .پرستار گفت كه در اتاق 110است . اما در اتاق 110سه مجروح بسترى بودند. دوتايشان غريبه بودندو سومى سر تا پايش پانسمان شده بود و فقط چشمانش پيدا بود. دوستم گفت: "اينجا كه نيست برویم شايد اتاق بغلى باشد!" يك هو مجروح باند پیچى شده شروح كرد به ول ول خوردن وسر وصدا كردن .


گفتم :" بچه ها اين چرا اين طورى مى كنه ؟ نكنه موجيه ؟ " يكى از بچه ها با دلسوزى گفت :" بنده ى خدا حتما زير تانك مانده كه اينقدر درب و داغون شده !" پرستار از راه رسيد وگفت :" عزيزرا ديديد؟" همگى گفتيم :" نه كجاست ؟"پرستار به مجروح باند پیچی شده اشاره كرد وگفت :" مگر دنبال ايشان نمى كرديد؟" همگى باهم گفتيم : "چى؟اين عزيزه !؟ " رفتيم سر تخت .


عزيز بدبخت به يك پايش وزنه آ ويزان بود و دودست و سر و كله و بدنش زير تنزيب هاى سفيدگم شده بود.با صداى گرفته وغصه دارگفت :" خاك تو سرتان .حالا دیگه منو نمى شناسید؟" يه هو همه زديم زير خنده . گفتم :" تو چرا اينطور شدى؟ يك تركش به پا خوردن كه اينقدر دستك دنبك نمى خواهد "

عزيز سر تكان داد و گفت :" ترکش خوردن پيشكش .بعدش چنان بلایى سرم آمد كه تركش خوردن پيش آن نازكشيدن است!" بچه ها خنديدند. آنقدربه عزيز اصراركرديم تا ماجراى بعد ازمجروحيتش را تعريف كند. وقتى تركش به پام خورد مرا بردن عقب و تو يك سنگر كمى پانسمانم كردند و رفتند بيرون آمبولانس خبر كنند. تو همين گير و دار يه سرباز موجى را آوردند انداختن تو سنگر.

سرباز چند دقيقه اى با چشمان خون گرفته، بر و بر، مرا نگاه كرد. راستش من هم حسابى ترسيده بودم و ماست هايم را كيسه كرده بودم . سرباز يه هو بلند شد و نعره اى زد:" عراقى پست مى كشمت !"

چشمتان روز بد نبينه ، حمله كرد بهم و تا جان داشتم كتكم زد. به خدا جورى كتكم زد كه تا عمر دارم فراموش نمى كنم . حالا من هر چه نعره مى زدم و كمك مى خواستم كسى نمى آ مد . سربازه آ نقدر زد تا خودش خسته شد وافتاد گوشه اى واز حال رفت . من فقط گريه مى كردم و از خدا مى خواستم كه به من رحم كند و او را هرچه زودتر شفا دهد.

بس كه خنديده بوديم داشتيم از حال می رفتیم دو مجروح دیگر هم روی تخت هايشان دست وپا مى زدندو كركر مي كردند. عزيزناله كنان گفت: "کوفت و زهرمار هرهر تازه بعدش را بگويم.

يه ساعت بعد به جاى آمبولانس يه وانت آوردند ومن وسرباز موجى را انداختند عقبش و تارسيدن به اهواز يه گله گوسفند نذركردم دوباره قاطى نكند. تا رسيديم به بيمارستان اهواز دوباره حال سرباز خراب شد. مردم گوش تا گوش بیمارستان ايستاده بودندوشعار مى دادند و صلوات مى فرستادند. سربازموجى نعره زد و گفت : " مردم اين يك مزدور عراقى است . دوستان مرا كشته ! وباز افتاده به جانم" .

اين دفعه چند تا قل چماق ديگرهم آمدند كمكش و ديگر جای سالم در بدنم نبود يه لحظه گريه كنان فرياد زدم : " بابا من ايرانيم ، رحم كنيد". يه پیر مرد با لهجه عربى گفت :" آى بى پدر،ايرانى ام بلدى؟ جوانها اين منافق را بيشتر بزنيد!"
ديگر لشم را نجات دادند و اينجا آوردند. حالا هم كه حال و روز من را مى يينيد. "


پرستار آمد تو و بااخم و تخم گفت : " چه خبره ؟ آمده ايد عيادت ياهرهركردن . ملاقات تمامه . بريد بيرون! " خواستيم با عزيز خداحافظى كنيم كه ناگهان يه نفر با لباس بيمارستان پريد تو و نعره زد:" عراقى مزدور مى كشمت ! عزيزضجه زد:" ياامام حسين .بچه هاخودشه .جان مادرتان مرا از اينجا نجات دهيد!"
👆👆👆👆👆

قسمتهایی از کتاب

#بیست_۲۰درصد_تخفیف
#مترسک_مزرعه_آتشین
#قیمت۱۰۵۰۰تومان
#فقط_۲روز
#قیمت_با_تخفیف_۸۴۰۰تومان

#هفت_معرفی_از_یک_کتاب
#هرهفته_معرفی_دوکتاب_جدید

کتاب را از اینجا تهیه کنید فقط تا ۲روز فرصت دارید.👇👇
http://www.gisoom.com/?gc=11002775

کانال @gisoom_ir
پاسخ مهدی به اوقات تلخی گلچهره... 

داستان دنباله دار پنجرۀ چوبی تا قسمت ۸۱ام به روز شد.
👇👇👇👇👇👇👇
http://www.gisoom.com/dastanhayedonbaledar/panjereh

با تشکر از یکی از اعضا گیسوم که خالصانه کمک به تایپ این داستان کردند.💐

برای تهیه کتاب پنجرۀ چوبی با 15% تخفیف به اینجا مراجعه کنید.
👇
http://www.gisoom.com/?gc=11037531

#داستان_های_دنباله_دار
#پنجرۀ_چوبی

کانال گیسوم👈 @gisoom_ir
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آمریکا و خودش
تاریخ مستطاب آمریکا

تا۲۲بهمن۲۰درصد تخفیف👇👇👇👇👇👇
https://www.gisoom.com/?gc=11154788

@gisoom_ir
مسیر بین مکه و مدینه را پیاده می پیمودم.
در بین راه بین علت تشنگی هندوانه ای تهیه گرده و گوشه ای نشسته و آنرا میل کردم.
اهالی آن منطقه بسیار فقیر بودند.
همین گونه که نشسته بودم، یکی از اهالی آمد و پوست هندوانه ها را برداشت و رفت و یکی دونفر از اعضای خانواده اش را صدا کرد، و پوست ها را خوردند!
در فکر فرو رفته بودم. دست در جیب کردم و بدون توجه به اینکه در ادامه مسیر در بیابان چه خواهد شد هرچه پول داشتم به آن خانواده دادم... .
چیزی از مسیر نرفته بودم که دیدم چند ماشین حامل حجاج تهرانی که حضرت آیت الله خوانساری همراهشان بود جلویم ترمز کردند...
موقع خداحافظی، آقا مبلغی به من هدیه کردند و رفتند. وقتی شمردم، دیدم دقیقا ده برابر مبلغی است که به آن خانواده فقیر دادم.
مرحوم شیخ محمد تقی بهلول
شهدوشهود۳ ص۱۰۵

#بیست_۲۰درصد_تخفیف
#شهدوشهود۳
#قیمت۴۲۰۰تومان
#فقط_۵روز
#قیمت_با_تخفیف_۳۳۶۰تومان

#هفت_معرفی_از_یک_کتاب
#هرهفته_معرفی_سه کتاب_جدید

کتاب را از اینجا تهیه کنید فقط تا ۵روز فرصت دارید.👇👇
http://www.gisoom.com/?gc=1979511

کانال @gisoom_ir
من قیدار رو یکروزه خوندم واقعا قشنگ بود. قصه مردونگی و عشق است. عشق به امام حسین حتی در ظاهری که شاید نشون نده.
تا۴روز۲۰%تخفیف در
@gisoom_ir
فایل پی دی اف کامل داستان فرار از جهنم.👆👆👆👆👆👆

@gisoom_ir
سیزده به در را گلچهره با مهدی می گذراند...

داستان دنباله دار پنجرۀ چوبی تا قسمت ۸۷ام به روز شد.
👇👇👇👇👇👇👇
http://www.gisoom.com/dastanhayedonbaledar/panjereh

با تشکر از یکی از اعضا گیسوم که خالصانه کمک به تایپ این داستان کردند.💐

برای تهیه کتاب پنجرۀ چوبی با 15% تخفیف به اینجا مراجعه کنید.
👇
http://www.gisoom.com/?gc=11037531

#داستان_های_دنباله_دار
#پنجرۀ_چوبی

کانال گیسوم👈 @gisoom_ir
👍1
حدود ۱۰ پرسش و پاسخ و خاطره جدید از مهران در قسمت نظرات اضافه شد.

https://www.gisoom.com/dastanhayedonbaledar/aseman/

@gisoom_ir
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آمریکا و رقص کاکاسیاه ها

#تاریخ_مستطاب_آمریکا

تا۲۲بهمن۲۰درصدتخفیف در 👇👇👇👇👇👇👇👇
https://www.gisoom.com/?gc=11154788

@gisoom_ir
گفتند: حاج آقا! باران نیامده است. نماز باران بخوانید.
فرمود: بام خانه فلان یهودی ساکن محل خراب شده است، آن را تعمیر کنید تا باران ببارد.
فردا همگی از جمله خود حاج آقا، آب و خاک و کاه را مخلوط و کاه و گل درست کردند و بام یهودی را تعمیر نمودند ... .
باران بود که می بارید!
چه بارانی!!

شیخ محمدباقر زند
شهدوشهود3ص15

#بیست_۲۰درصد_تخفیف
#شهدوشهود۳
#قیمت۴۲۰۰تومان
#فقط_۵روز
#قیمت_با_تخفیف_۳۳۶۰تومان

#هفت_معرفی_از_یک_کتاب
#هرهفته_معرفی_سه_کتاب_جدید

کتاب را از اینجا تهیه کنید فقط تا ۵روز فرصت دارید.👇👇
http://www.gisoom.com/?gc=1979511

کانال @gisoom_ir
ماجرای نوجوانی است که در اوج شرارت و بدبختی سرانجام به عرش می رسد.

تا۷روز۲۰درصد تخفیف
gisoom.com/?gc=1948278

@gisoom_ir
#آسمان_شیشه‌ای_نیست
تا قسمت۱۴ با موضوع خوابگاه به روز شد.
gisoom.com/aseman

@gisoom_ir
بسته های پستی آماده ارسال گیسوم 😋

@gisoom_ir