گنج حضور متن کامل برنامه‌ها - Ganje Hozour
4.94K subscribers
3.72K photos
684 videos
2.01K files
2.04K links
چون ملایک، گوی: لا عِلْمَ لَنا
تا بگیرد دستِ تو عَلَّمْتَنا
(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۱۱۳۰)

مانند فرشتگان بگو: «ما را دانشی نیست.» تا «جز آنچه به ما آموختی.» دستِ تو را بگیرد.
Download Telegram
TelTextProgram1063-0.docx
398.7 KB
فایل WORD متن کامل پیغام‌های تلفنی برنامه ۰-۱۰۶۳ (روز چهارشنبه)
TelTextProgram1063-0.pdf
5.1 MB
فایل PDF متن کامل پیغام‌های تلفنی برنامه ۰-۱۰۶۳ (روز چهارشنبه)
TelTextProgram1063-0-BW.pdf
5 MB
فایل PDF متن کامل پیغام‌های تلفنی برنامه ۰-۱۰۶۳ (روز چهارشنبه)
(مخصوص چاپ سیاه و سفید)
TelTextProgram1063-1.docx
449.6 KB
فایل WORD متن کامل پیغام‌های تلفنی برنامه ۱-۱۰۶۳ (روز جمعه)
TelTextProgram1063-1.pdf
5.5 MB
فایل PDF متن کامل پیغام‌های تلفنی برنامه ۱-۱۰۶۳ (روز جمعه)
TelTextProgram1063-1-BW.pdf
5.4 MB
فایل PDF متن کامل پیغام‌های تلفنی برنامه ۱-۱۰۶۳ (روز جمعه)
(مخصوص چاپ سیاه و سفید)
TelTextProgram1063-2.docx
488.7 KB
فایل WORD متن کامل پیغام‌های تلفنی برنامه ۲-۱۰۶۳ (روز سه‌شنبه)
TelTextProgram1063-2.pdf
5.8 MB
فایل PDF متن کامل پیغام‌های تلفنی برنامه ۲-۱۰۶۳ (روز سه‌شنبه)
TelTextProgram1063-2-BW.pdf
5.7 MB
فایل PDF متن کامل پیغام‌های تلفنی برنامه ۲-۱۰۶۳ (روز سه‌شنبه)
(مخصوص چاپ سیاه و سفید)
Program 1063-LinkedA.pdf
6.4 MB
فایلPDF متن کامل برنامه ۱۰۶۳ با لینک ابیات و آیات به «فایل اصلی صوتی» در سایت گنج حضور
WWW.PARVIZSHAHBAZI.COM
Program 1063-LinkedV.pdf
6.4 MB
فایل PDF متن کامل برنامه ۱۰۶۳ با لینک ابیات و آیات به «فایل اصلی تصویری» در سایت گنج حضور
WWW.PARVIZSHAHBAZI.COM
TelTextProgram1063-3.docx
478 KB
فایل WORD متن کامل پیغام‌های تلفنی برنامه ۳-۱۰۶۳ (روز جمعه)
TelTextProgram1063-3.pdf
5.8 MB
فایل PDF متن کامل پیغام‌های تلفنی برنامه ۳-۱۰۶۳ (روز جمعه)
TelTextProgram1063-3-BW.pdf
5.7 MB
فایل PDF متن کامل پیغام‌های تلفنی برنامه ۳-۱۰۶۳ (روز جمعه)
(مخصوص چاپ سیاه و سفید)
💠💠💠💠💠💠
لینک های مختلف برنامه شماره‌ ۱۰۶۴ گنج حضور
💠💠💠💠💠💠
 
🔵 شکل‌های هندسی این برنامه
 
🔵 غزل اصلی  برنامه ۱۰۶۴
 
🔵 فایل صوتی و تصویری و شروع بخش اول برنامه ۱۰۶۴
 
🔵 فایل صوتی و تصویری و شروع بخش دوم برنامه ۱۰۶۴
 
🔵 فایل صوتی و تصویری و شروع بخش سوم برنامه ۱۰۶۴
 
🔵 فایل صوتی و تصویری و شروع بخش چهارم برنامه ۱۰۶۴
 
🔵 فایل WORD و PDF متن کامل برنامهٔ شمارهٔ ۱۰۶۴
 
🔵 فایل WORD و PDF متن کامل پیغام‌های تلفنی برنامه ۰-۱۰۶۴ (روز چهارشنبه)
 
🔴 فایل WORD و PDF متن کامل پیغام‌های تلفنی برنامه ۱-۱۰۶۴ (روز جمعه)
 
🔵 فایل WORD و PDF متن کامل پیغام‌های تلفنی برنامه ۲-۱۰۶۴ (روز سه‌شنبه)
 
🔴 فایل WORD و PDF متن کامل پیغام‌های تلفنی برنامه ۳-۱۰۶۴ (روز جمعه)
 
🟩 فایل‌های PDF متن کامل برنامه ۱۰۶۴ با لینک ابیات و آیات به «فایل اصلی تصویری و صوتی» در سایت گنج حضور
WWW.PARVIZSHAHBAZI.COM
 
🔵 لینک متن کامل تمامی برنامه های موجود در کانال
 
🟠🔴🟣🟢⚪️
🌺(مولوی، دیوان شمس، غزل ۲۵۲۰)
 
گر آبت بر جگر بودی، دلِ تو پس چه کاره‌ستی؟
تنت گر آن‌چنان بودی که گفتی، دل‌نگاره‌ستی
 
وگر بر کار بودی دل، درونِ کارگاهِ عشق
ملالت بر برونِ تو نمی‌گویی چه کاره‌ستی؟
 
غنیمت دار رمْضان را، چو عیدت روی ننموده‌ست
ز عیدت گر کنارستی، ز غم جان بر کناره‌ستی
 
چو روشن گشتی از طاعت، شدی تاریک از عصیان
دلِ بیچاره را می‌دان که او محتاجِ چاره‌ستی
 
وگر محتاجِ این طاعت نماندستی دلِ مسکین
ورای کفر و ایمان، دل همیشه در نظاره‌ستی
 
تو گویی جانِ من لعل است، مگر نَبْوَد بدین لعلی
ز تابش‌هایِ خورشیدش مبُر، گو سنگِ خاره‌ستی
 
به گردِ قلعهٔ ظلمت نماندی سنگ یک‌پاره
اگر خود مَنجَنیقِ صوم دایم سویِ باره‌ستی
 
بزن این مَنجَنیقِ صوم قلعهٔ کفر و ظلمت بر
اگر بودی مسلمانی، مؤذّن بر مناره‌ستی
 
اگر از عیدِ قربانِ سرافرازان بدانندی
نه هر پاره ز گاوِ نَفْس آویزِ قَناره‌ستی
 
اگر سوزِ دلِ مسکین بدیدی‌ای از این لقمه
ز بهرِ ساکنی سوزَش، شکم‌‌سوزی هماره‌ستی
 
در اوّل منزلت این عشق با این لوت ضدّانند
اگر این عشق‌باره‌ستی چرا او لوت‌باره‌ستی؟
 
همه عالم خر و گاوان به عیش اندر خزیدندی
اگر عاشق بُدی آن‌کس که دایم لوت‌خواره‌ستی
 
اگر دیدی تو ظلمت‌ها ز قوّت‌هایِ این لقمه
ز جورِ نَفْسِ تَردامن گریبان‌هات پاره‌ستی
 
به‌تدریج ار کُنی تو پی خرِ دجّال از روزه
ببینی عیسیِ مریم که در میدان سواره‌ستی
 
اگر امرِ تَصُومُوا را نگه داری به امرِ رب
به هر یا رب که می‌گویی تو، لبّیکت دوباره‌ستی
 🌸🌸🌸
 
دل‌نگاره‌: دارای صُوَر و نقوش قلبی، نقش دل‌کِشَنده
مَنجَنیق: سنگ‌انداز، آلتی که در جنگ‌های قدیم برای پرتاب کردن سنگ یا گلوله‌های آتش به‌کار می‌رفته.
صوم: روزه گرفتن، روزه
باره‌: حصار، قلعه
آویز: آویخته، آویزان
قَناره‌: چوب یا آهنی که قصّابان از آن گوشت آویزان کنند.
هماره‌: دائم، پیوسته
لوت: غذا، طعام
عشق‌باره‌: عاشق‌پیشه
لوت‌باره‌: حریص، شکم‌باره
لوت‌خواره‌: کسی که غذاهای لذیذ خورَد.
جور: جفا، ستم
تَردامن: [مجاز] بدکار، گناهکار
پی کردن: رگ و پی پا را قطع کردن، عاجز کردن
تَصُومُوا: اشاره به سورهٔ بقره (۲)، آیهٔ ۱۸۴
لبّیک: فرمانت را ایستاده‌ام، جواب دادن، امرِ تو را اطاعت می‌کنم.
 
«... وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ ۖ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ.»
«… و اگر می‌خواهید بدانید، بهتر آن است كه خود روزه بدارید.»
(قرآن کریم، سورهٔ بقره (۲)، آیهٔ ۱۸۴)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برنامه ۱۰۶۴ تصویری، بخش اول-برای اینترنت کم سرعت

🔗 t.me/GanjeHozourTasviri
Audio
فایل صوتی بخش اول برنامهٔ ۱۰۶۴
(دانلود با فرمت mp3)

🔗 t.me/GanjeHozourTasviri
با سلام و احوال‌پرسی برنامهٔ گنج حضور امروز را با غزل شماره ۲۵۲۰ از دیوان شمس مولانا شروع می‌کنم.
 
گر آبت بر جگر بودی، دلِ تو پس چه کاره‌ستی؟
تنت گر آن‌چنان بودی که گفتی، دل‌نگاره‌ستی
 
وگر بر کار بودی دل، درونِ کارگاهِ عشق
ملالت بر برونِ تو نمی‌گویی چه کاره‌ستی؟
 
غنیمت دار رمْضان را، چو عیدت روی ننموده‌ست
ز عیدت گر کنارستی، ز غم جان بر کناره‌ستی
🌺(مولوی، دیوان شمس، غزل ۲۵۲۰)
 
دل‌نگاره‌: دارای صُوَر و نقوش قلبی، نقش دل‌کِشَنده

 
توجه می‌کنید که مولانا مرکز انسان را که باید خود زندگی باشد، خود خداوند باشد، به دل تشبیه می‌کند. و جگر تمام آن چیزهایی است که تازه ساخته شده. یعنی ما که از جنس زندگی هستیم و می‌آییم در این جهان تن می‌سازیم، فکر می‌سازیم، هیجان می‌سازیم، همهٔ این‌ها را می‌سازیم، این‌ها جگر‌اَند. پس هر چیزِ خلق‌شده که پس از ورود به این جهان ساختیم ما، عرض کردم از جمله بدنمان و فکرهایمان و جان ذهنی‌مان و ترکیب این‌ها، همهٔ همانیدگی‌ها، همهٔ دردهایمان، این‌ها همه جگر‌اَند.
 
و دارد می‌پرسد اگر آن چیزی که تو برای زندگی لازم داری یعنی آب، آب یعنی هشیاری، خرد، عشق، گرمای عشق، هر چیزی که برای زندگی لازم است که در شکل‌ها چهارتا از این‌ها را ما نشان می‌دهیم؛ حس امنیت، خرد، حس هدایت، قدرت‌. می‌گوید اگر این‌ها در چیزهای خلق‌شده بود، دراین‌صورت دل تو پس چه‌کاره است؟
 
یعنی اگر قرار بود شما با این چیزهایی که از نو ساخته‌ شده، این‌ها را مبنا قرار بدهید، مخصوصاً فکرهایتان را، با این‌ها همه‌چیزتان را اداره کنید و از آن گرما بگیرید، زندگی بگیرید، خوشبختی بگیرید، مثلاً از تصویر ذهنی انسان‌ها خوشبختی بگیرید، گرمای زندگی بگیرید، پس دل تو که همان خداوند است، آن چه‌کاره است؟ یعنی هیچ‌کاره. یعنی تو داری اشتباه می‌کنی. درست است؟
 
و اگر آن‌طور که تو می‌گویی، یعنی من‌ذهنی می‌گوید، انسان معمولی می‌گوید، «تَنَت گر آن‌چنان بودی که گفتی»، اگر تو می‌گویی نه، من این تنم را، همهٔ این‌ها را تن می‌نامد، هر چیزی که ما درست کردیم. درست است؟ و اگر آن‌طور که تو می‌گویی، آن‌طور بودی، یعنی اگر آن‌طور باشی که هستی، یعنی تمام این چیزهای ساخته‌شده، این‌ها مرکز تو است.
 
کما این‌که می‌بینی همانیدگی‌هایمان، دردهایمان و بالاخره من‌ذهنی‌مان مرکزمان است، و عقلِ آن را به‌کار می‌بریم و آن عقل جزوی است. و می‌دانید این از شعور کافی برای زندگی ما برخوردار نیست. بعضی موقع‌ها در جهان مادی موفق می‌شود، بعضی موقع‌ها شکست می‌خورد. بعضی موقع‌ها همانیدگی‌ها را به‌دست می‌آورد، بعضی موقع‌ها نمی‌تواند. عقل جزوی است اسمش.
 
 عقلِ جُزوی گاه چیره، گَه نگون
عقلِ کلّی ایمن از رَیبُ‌الْمَنُون
📚(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ١١۴۵)
 
نگون: سرنگون
رَیبُ‌الْمَنُون: حوادثِ ناگوارِ روزگار

 
رَیبُ‌الْمَنُون یعنی حوادث ناگوار. یعنی این‌که بعضی موقع‌ها عقل جزوی موفق می‌شود، بعضی موقع‌ها شکست می‌خورد، ولی از مصیبت‌های حوادث ناگواری که وجود دارد، از آن‌ها نمی‌تواند جان سالم به‌ در ببرد.
 
به‌عبارت دیگر می‌گوید نمی‌شود جگر دل ما باشد. در حالتی‌ که جگر و چیزهایی که ساخته‌ایم ما، این‌ها مرکز ما است و از این‌ها زندگی می‌خواهیم. مثلاً ما از همسرمان، از پولمان و از مقاممان خوشبختی می‌خواهیم، زندگی می‌خواهیم، کیفیت می‌خواهیم. «دل‌نگاره‌ستی» یعنی این‌که دل تو پر از نقش و نگار است، آدمی هستی که مرکز تو پر از نقش و نگار است. درست است؟ تصویر است.
 
پس این بیت می‌گوید به‌طور غیرمستقیم آن چیزی که برای زندگی می‌خواهیم، در چیزهای خلق‌شده به‌وسیلهٔ ما نیست یا به‌وسیلهٔ زندگی در ما نیست. مثلاً در بدنمان نیست که این‌همه ما ستایشش می‌کنیم، در مکان‌ها نیست، در زمان‌ها نیست، در هر چیزی که ذهنمان نشان می‌دهد. جگر درواقع همان چیزی است که ذهنمان نشان می‌دهد، در این‌ها نیست، درحالی‌که ما از این‌ها می‌خواهیم. بنابراین این‌ها آمده مرکزمان و مرکزمان پر از نگاره است. و می‌بینید دل‌نگاره بودن را مولانا می‌گوید این خیلی خطرناک است. ما باید یک علاجی برای این کار بکنیم.
 
خود شما هم این سؤال را می‌توانید بکنید که تمام این کائنات را و هر چیزی در این زمین را عقل کل اداره می‌کند، خداوند اداره می‌کند. خب اگر قرار باشد که من را همین عقل من و چیزهایی که یاد گرفتم که برای من مهم است، این‌ها اداره کنند، پس خداوند و زندگی چه‌کاره است؟ من آن را بیکار کردم و با مرکز پر از تصویر زندگی می‌کنم. پس این غلط است. من باید خودم را با فضاگشایی در جهت ادارهٔ خرد زندگی قرار بدهم، به‌جای این‌که عقل من‌ذهنی‌ام من را اداره کند. و در بیت دوم می‌گوید:
 
🔟6️⃣4️⃣ ۱ 🔟6️⃣4️⃣