برای مشاهدۀ یکی از زیباترین ماهگرفتگیهای دهۀ اخیر آماده باشید...
یکشنبه شانزدهم شهریور، قرص ماه درحالی کامل میشود که این فانوس درخشان شبهای زمین، در نزدیکترین فاصله با سیارۀ ما قرار میگیرد و همزمان، پدیدۀ ماهگرفتگی یا خسوف کامل نیز رخ میدهد که منظرهای بدیع و بینظیر را در آسمان شب پدید میآورد و ماه همچون گویی سرخ و درخشان در آسمان پدیدار خواهد شد. همچنین نزدیک بودن سیارۀ ساتورن به ماه و امکان رؤیـت آن با وضوح بیشتر، به جذابیت این پدیده میافزاید.
جدول زمانی پدیدۀ ماهگرفتگی به وقت تهران از این قرار است:
آغازخسوف جزئی: 19:57
آغاز خسوف کامل: 21:00
پایان خسوف کامل: حدود ساعت22:22
پایان خسوف جزئی: 23:27
لازم به ذکر است برنامههای عمومی رصد ماهگرفتگی با همراهی بیش از پنجاه انجمن و گروههای آماتوری نجوم برگزار میشود که فهرست شهرها و محل برگزاری این برنامهها، در سایت انجمن نجوم ایران به آدرس زیر اعلام شده است:
https://www.asi.ir
✨✨✨✨✨✨✨
www.galaxywalker.net
www.galaxywalker.ir
🌜 @galaxywalkerwebsite 🌛
یکشنبه شانزدهم شهریور، قرص ماه درحالی کامل میشود که این فانوس درخشان شبهای زمین، در نزدیکترین فاصله با سیارۀ ما قرار میگیرد و همزمان، پدیدۀ ماهگرفتگی یا خسوف کامل نیز رخ میدهد که منظرهای بدیع و بینظیر را در آسمان شب پدید میآورد و ماه همچون گویی سرخ و درخشان در آسمان پدیدار خواهد شد. همچنین نزدیک بودن سیارۀ ساتورن به ماه و امکان رؤیـت آن با وضوح بیشتر، به جذابیت این پدیده میافزاید.
جدول زمانی پدیدۀ ماهگرفتگی به وقت تهران از این قرار است:
آغازخسوف جزئی: 19:57
آغاز خسوف کامل: 21:00
پایان خسوف کامل: حدود ساعت22:22
پایان خسوف جزئی: 23:27
لازم به ذکر است برنامههای عمومی رصد ماهگرفتگی با همراهی بیش از پنجاه انجمن و گروههای آماتوری نجوم برگزار میشود که فهرست شهرها و محل برگزاری این برنامهها، در سایت انجمن نجوم ایران به آدرس زیر اعلام شده است:
https://www.asi.ir
✨✨✨✨✨✨✨
www.galaxywalker.net
www.galaxywalker.ir
🌜 @galaxywalkerwebsite 🌛
❤5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ابوالفتح صحاف، قسمت اول
اول بار در بازار از میان دود کباب و عطر ریحان چهره از نقاب کشید...
در عین عیانی ابوالفتح پیوسته مستور بود. سینی مسین را پوشانده بود لا به لا در دستمال خراسانی. پیدا نبود که با داشتن عیال خجل از خرید کباب بازار است یا محتاط از رسیدن بوی کباب به رهگذری گرسنه...
چشمش هم حیا داشت هم محبت، چشم آهوان باردار...
نگاهش نگاه مادر بود که تفنگ وقت شکار از دست رضا میانداخت.
دهان که وا کرد گفت بچۀ تهران نیست، کلام به لحن آذری میگفت، فارسی شیرین، دلنشین
صدایش صدای پدر بود که رضا را از صرافت بازیگوشی میانداخت.
از تو آهن گداخته بود که از رو سرخی نداشت.
بادامی بود در پوست سخت که تا قفل صندوق آن نمیشکست، طعمش پیدا نبود شیرین است یا که تلخ...
سکانس معرفی ابوالفتح در سریال هزاردستان
سناریست و کارگردان: علی حاتمی
هنرمندان این سکانس: جمشید مشایخی در نقش رضا تفنگچی با صدای منوچهر اسماعیلی، علی نصیریان در نقش ابوالفتح صحاف با صدای ناصر طهماسب
💫 @galaxywalkerwebsite ✨
اول بار در بازار از میان دود کباب و عطر ریحان چهره از نقاب کشید...
در عین عیانی ابوالفتح پیوسته مستور بود. سینی مسین را پوشانده بود لا به لا در دستمال خراسانی. پیدا نبود که با داشتن عیال خجل از خرید کباب بازار است یا محتاط از رسیدن بوی کباب به رهگذری گرسنه...
چشمش هم حیا داشت هم محبت، چشم آهوان باردار...
نگاهش نگاه مادر بود که تفنگ وقت شکار از دست رضا میانداخت.
دهان که وا کرد گفت بچۀ تهران نیست، کلام به لحن آذری میگفت، فارسی شیرین، دلنشین
صدایش صدای پدر بود که رضا را از صرافت بازیگوشی میانداخت.
از تو آهن گداخته بود که از رو سرخی نداشت.
بادامی بود در پوست سخت که تا قفل صندوق آن نمیشکست، طعمش پیدا نبود شیرین است یا که تلخ...
سکانس معرفی ابوالفتح در سریال هزاردستان
سناریست و کارگردان: علی حاتمی
هنرمندان این سکانس: جمشید مشایخی در نقش رضا تفنگچی با صدای منوچهر اسماعیلی، علی نصیریان در نقش ابوالفتح صحاف با صدای ناصر طهماسب
💫 @galaxywalkerwebsite ✨
❤4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ابوالفتح, قسمت دوم
شکار شکارچی... در این سکانس، علی حاتمی مشخصات یک استاکر و سالک حقیقی را در هنر کمین و شکار، در مونولوگی بینظیر به روایت رضا تفنگچی بیان میکند:
من سرخوش از گپ و قلیان و چای تازه دم و جادوی دود توتون و تنباکو و آوای کرک، که آمد...
پایش هیچ صدا نداشت ابوالفتح...پایش انگار بی انگشت و پاشنه و استخوان بود. مثل گربۀ بی ناخن پایش زمین را چون آب دریا مینوردید. من مشغول به رفقا که مهتر نسیم عیار آمد...
تن رنجورش را بر چوب چارپایه نشاند. به غیر قهوهچی که چشمش دائم به مشتری است، نه من دیدمش، نه جمع رفیق...
چای آوردند که نخورد، پولش را داد. آن روزها نمیدانستم درد سینه دارد و احتیاط میکند از سرایت بیماری به دیگران. من مثل سنگپشتی که مار بلعیده باشد، طاقباز افتادم به تخت چوبی قهوهخانه به عزم خفتن. ابوالفتح که انگار حرکاتش با جنبیدن برگ درختان و زمزمۀ فوارۀ حوض قهوهخانه و جهیدن کوتاه ماهیها از آب میزان بود، به نرمی بر گلیم تخت نشست...
ابوالفتح رضا تفنگچی را وا داشت تا تفنگ از شاخ گوزنها بگرداند به جانب سینۀ اسماعیل خان، رئیس خائن انبار غله، مسبب قحطی آتی...
🌟 @galaxywalkerwebsite 🌟
شکار شکارچی... در این سکانس، علی حاتمی مشخصات یک استاکر و سالک حقیقی را در هنر کمین و شکار، در مونولوگی بینظیر به روایت رضا تفنگچی بیان میکند:
من سرخوش از گپ و قلیان و چای تازه دم و جادوی دود توتون و تنباکو و آوای کرک، که آمد...
پایش هیچ صدا نداشت ابوالفتح...پایش انگار بی انگشت و پاشنه و استخوان بود. مثل گربۀ بی ناخن پایش زمین را چون آب دریا مینوردید. من مشغول به رفقا که مهتر نسیم عیار آمد...
تن رنجورش را بر چوب چارپایه نشاند. به غیر قهوهچی که چشمش دائم به مشتری است، نه من دیدمش، نه جمع رفیق...
چای آوردند که نخورد، پولش را داد. آن روزها نمیدانستم درد سینه دارد و احتیاط میکند از سرایت بیماری به دیگران. من مثل سنگپشتی که مار بلعیده باشد، طاقباز افتادم به تخت چوبی قهوهخانه به عزم خفتن. ابوالفتح که انگار حرکاتش با جنبیدن برگ درختان و زمزمۀ فوارۀ حوض قهوهخانه و جهیدن کوتاه ماهیها از آب میزان بود، به نرمی بر گلیم تخت نشست...
ابوالفتح رضا تفنگچی را وا داشت تا تفنگ از شاخ گوزنها بگرداند به جانب سینۀ اسماعیل خان، رئیس خائن انبار غله، مسبب قحطی آتی...
🌟 @galaxywalkerwebsite 🌟
❤6👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ابوالفتح، قسمت سوم: و اکنون وقت شکار ناب از راه رسیده است. ابوالفتح همچنان درس سلوک و مبارزه میدهد...
- این دکان مشروطه هم برچیده باشد بهتر، گرچه پدر و برادرم هر دو جان بر سر مشروطه باختند...
- ما رجال شریف و عادل هم داریم
- آنها هم زالوهایی هستند در پیلۀ ابریشم!
- پاک ناامیدم کردی...
- مأیوس نباش، باخبرم در همین تهران، چند غیرتمند گروهی به نام انجمن مجازات تأسیس کردهاند که آرمانش از میان برداشتن خائنین است. این تنها راه است، وقتی جامعه در شرایط یک قیام ملی نیست...شکارچی تا کی کبک و گوزن! عزم شکار ناب کن!
- خوب حرف میزنی ابوالفتح، دلم میخواست روزگار بهتری بود و از عشق میگفتی...
- قصۀ شیرین و فرهاد؟
- فرهاد کم نبود!
- او سنگ از کوه سخت بر داشت، نه ریگ از ساحل سلامت!
- قدر عشق به لطف یاره...که یار جان جهان باشه یا خسرو خوبان...
سریال هزاردستان
سناریست و کارگردان: علی حاتمی
هنرمندان این سکانس: جمشید مشایخی در نقش رضا تفنگچی با صدای منوچهر اسماعیلی، علی نصیریان در نقش ابوالفتح با صدای ناصر طهماسب
✨ @galaxywalkerwebsite ✨
- این دکان مشروطه هم برچیده باشد بهتر، گرچه پدر و برادرم هر دو جان بر سر مشروطه باختند...
- ما رجال شریف و عادل هم داریم
- آنها هم زالوهایی هستند در پیلۀ ابریشم!
- پاک ناامیدم کردی...
- مأیوس نباش، باخبرم در همین تهران، چند غیرتمند گروهی به نام انجمن مجازات تأسیس کردهاند که آرمانش از میان برداشتن خائنین است. این تنها راه است، وقتی جامعه در شرایط یک قیام ملی نیست...شکارچی تا کی کبک و گوزن! عزم شکار ناب کن!
- خوب حرف میزنی ابوالفتح، دلم میخواست روزگار بهتری بود و از عشق میگفتی...
- قصۀ شیرین و فرهاد؟
- فرهاد کم نبود!
- او سنگ از کوه سخت بر داشت، نه ریگ از ساحل سلامت!
- قدر عشق به لطف یاره...که یار جان جهان باشه یا خسرو خوبان...
سریال هزاردستان
سناریست و کارگردان: علی حاتمی
هنرمندان این سکانس: جمشید مشایخی در نقش رضا تفنگچی با صدای منوچهر اسماعیلی، علی نصیریان در نقش ابوالفتح با صدای ناصر طهماسب
✨ @galaxywalkerwebsite ✨
❤5