م‍ࢪگـ ت‍ه‍ݷ
58 subscribers
100 photos
23 videos
1 file
10 links
'فرزند ایران ؛ و جانفدای میهن'
محمد عزیزم، میلاد عزیزم
اگه سخنی بود @Injidinibot
Download Telegram
Forwarded from Who we are?!
الان که ممبرا زیاد شده
رودربایسی دارم
نمیدونم چی بگم😂🤡
پائیز داره میاد و این به معنی نیست که خوب و خوشحال میشم
فقط به این معنیه که تو سرما و با هودی عذاداری میکنم و افسردگی رو سر میکنم به جای تیشرت
م‍ࢪگـ ت‍ه‍ݷ
پائیز داره میاد و این به معنی نیست که خوب و خوشحال میشم فقط به این معنیه که تو سرما و با هودی عذاداری میکنم و افسردگی رو سر میکنم به جای تیشرت
اتفاقا من ترجیح میدم تو سرما، با هودی، ایرپاد موزیک happier than ever بیلی ایلیش، گریه کنم. تا توی تابستون تو گرما
قلبم مثل رستوران شده
میان توش غذا میخورن (محبت میکنم)
بعدم یه طوری میرن که کلا یادشون میره من هستم
هیچوقت نذار مغزت برات تصمیم بگیره همین الان گوشی رو بذار یخچال بپزه تا برای دیروز ناهار حداقل بتونی ساعت رو ببری حموم
درسته مرتضی پاشایی عزیزم، دیگه هیچ اعتباری به دنیایی نیست که توش کسی که براش مردی دوستت نداره.
امیدوارم هیچ وقت تو مراسم ختم با دوست/فامیل های دلقکتون نباشید
همیشه چیزهایی که بقیه داشتن از من بهتر بوده
امیدوارم متوجه شید چی میگم
یه حس عجیبیه
بین در یاد مونده و از یاد رفته
اینکه کل روز هیچ نوتیفی نداشتم
کسی نیست که تو تنهایی بهش پیام بدم
عجیبه
در اعدامِ مهدی رضایی در میدانِ تیرِ چیتگر


در آوارِ خونینِ گرگ‌ومیش
دیگرگونه مردی آنک،
که خاک را سبز می‌خواست
و عشق را شایسته‌ی زیباترینِ زنان
که این‌اش
به نظر
هدیّتی نه چنان کم‌بها بود
که خاک و سنگ را بشاید.

چه مردی! چه مردی!
که می‌گفت
قلب را شایسته‌تر آن
که به هفت شمشیرِ عشق
در خون نشیند
و گلو را بایسته‌تر آن
که زیباترینِ نام‌ها را
بگوید.
و شیرآهن‌کوه مردی از اینگونه عاشق
میدانِ خونینِ سرنوشت
به پاشنه‌ی آشیل
درنوشت.
_رویینه‌تنی
که رازِ مرگش
اندوهِ عشق و
غمِ تنهایی بود_.

«ــ آه، اسفندیارِ مغموم!
تو را آن به که چشم
فروپوشیده باشی!»

«آیا نه
یکی نه
بسنده بود
که سرنوشتِ مرا بسازد؟
من
تنها فریاد زدم
نه!
من از
فرورفتن
تن زدم.
صدایی بودم من
ــ شکلی میانِ اشکال ــ،
و معنایی یافتم.
من بودم
و شدم،
نه زانگونه که غنچه‌یی، گُلی
یا ریشه‌یی که جوانه‌یی
یا یکی دانه که جنگلی
راست بدانگونه
که عامی‌مردی شهیدی؛
تا آسمان بر او نماز بَرَد.

من بی‌نوا بند‌گکی سربراه
نبودم
و راهِ بهشتِ مینوی من
بُز روِ طوع و خاکساری
نبود:
مرا دیگرگونه خدایی می‌بایست
شایسته‌ی آفرینه‌یی
که نواله‌ی ناگزیر را
گردن
کج نمی‌کند.
و خدایی
دیگرگونه
آفریدم».

دریغا شیرآهن‌کوه مردا
که تو بودی،
و کوهوار
پیش از آن که به خاک افتی
نستوه و استوار
مُرده بودی.

اما نه خدا و نه شیطان
سرنوشتِ تو را
بُتی رقم زد
که دیگران
می‌پرستیدند.
بُتی که
دیگران‌اش
می‌پرستیدند.

شاملو | سرود ابراهیم در آتش


#LinesThatStay 🍂
اونجا که شهریار میگه:

در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست
اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت ...!
Forwarded from 𝑃𝑖𝑒𝑐𝑒𝑠 𝑜𝑓 𝑀𝑒 (𝒓𝒐𝒏𝒂𝒌)
تابستان.
به.
ایستگاه.
آخرش.
رسید.
اما.
هنوز.
سوز.
سرمای.
آن.
زمستان.
دردناک.
با.
ماست 18'19.
My little bestie ''poudy"
🔥2🥰1
من از پایان این حکومت آغاز میشم
💔1