Forwarded from Twite hub | توییت هاب
آره کسکش ازینکه دوماه دیگه ساعت ۴.۵ هوا تاریک میشه خوشم میاد. دقیقاً همینو میخوام. با تمام وجودم دلم برای این هوا تنگ شده.
✍ Kasro
@Twite_hub
✍ Kasro
@Twite_hub
Forwarded from اتاقِ زیرشیروانی
🦇 این پیام رو فوروارد کنید چنلاتون، تا منم توی فولدر قرارتون بدم و جذب داشته باشید.
۱۰۰ تا چنل بیشتر پذیرا نیستیم زود میذارم.
Forwarded from اتاقِ زیرشیروانی
Forwarded from Who we are?!
الان که ممبرا زیاد شده
رودربایسی دارم
نمیدونم چی بگم😂🤡
رودربایسی دارم
نمیدونم چی بگم😂🤡
پائیز داره میاد و این به معنی نیست که خوب و خوشحال میشم
فقط به این معنیه که تو سرما و با هودی عذاداری میکنم و افسردگی رو سر میکنم به جای تیشرت
فقط به این معنیه که تو سرما و با هودی عذاداری میکنم و افسردگی رو سر میکنم به جای تیشرت
مࢪگـ تهݷ
پائیز داره میاد و این به معنی نیست که خوب و خوشحال میشم فقط به این معنیه که تو سرما و با هودی عذاداری میکنم و افسردگی رو سر میکنم به جای تیشرت
اتفاقا من ترجیح میدم تو سرما، با هودی، ایرپاد موزیک happier than ever بیلی ایلیش، گریه کنم. تا توی تابستون تو گرما
قلبم مثل رستوران شده
میان توش غذا میخورن (محبت میکنم)
بعدم یه طوری میرن که کلا یادشون میره من هستم
میان توش غذا میخورن
بعدم یه طوری میرن که کلا یادشون میره من هستم
هیچوقت نذار مغزت برات تصمیم بگیره همین الان گوشی رو بذار یخچال بپزه تا برای دیروز ناهار حداقل بتونی ساعت رو ببری حموم
Forwarded from everyone obsessed with song lyric's
درسته مرتضی پاشایی عزیزم، دیگه هیچ اعتباری به دنیایی نیست که توش کسی که براش مردی دوستت نداره.
یه حس عجیبیه
بین در یاد مونده و از یاد رفته
اینکه کل روز هیچ نوتیفی نداشتم
کسی نیست که تو تنهایی بهش پیام بدم
عجیبه
بین در یاد مونده و از یاد رفته
اینکه کل روز هیچ نوتیفی نداشتم
کسی نیست که تو تنهایی بهش پیام بدم
عجیبه
Forwarded from 🕯Where Things Remain...
در اعدامِ مهدی رضایی در میدانِ تیرِ چیتگر
در آوارِ خونینِ گرگومیش
دیگرگونه مردی آنک،
که خاک را سبز میخواست
و عشق را شایستهی زیباترینِ زنان
که ایناش
به نظر
هدیّتی نه چنان کمبها بود
که خاک و سنگ را بشاید.
چه مردی! چه مردی!
که میگفت
قلب را شایستهتر آن
که به هفت شمشیرِ عشق
در خون نشیند
و گلو را بایستهتر آن
که زیباترینِ نامها را
بگوید.
و شیرآهنکوه مردی از اینگونه عاشق
میدانِ خونینِ سرنوشت
به پاشنهی آشیل
درنوشت.
_رویینهتنی
که رازِ مرگش
اندوهِ عشق و
غمِ تنهایی بود_.
«ــ آه، اسفندیارِ مغموم!
تو را آن به که چشم
فروپوشیده باشی!»
«آیا نه
یکی نه
بسنده بود
که سرنوشتِ مرا بسازد؟
من
تنها فریاد زدم
نه!
من از
فرورفتن
تن زدم.
صدایی بودم من
ــ شکلی میانِ اشکال ــ،
و معنایی یافتم.
من بودم
و شدم،
نه زانگونه که غنچهیی، گُلی
یا ریشهیی که جوانهیی
یا یکی دانه که جنگلی
راست بدانگونه
که عامیمردی شهیدی؛
تا آسمان بر او نماز بَرَد.
من بینوا بندگکی سربراه
نبودم
و راهِ بهشتِ مینوی من
بُز روِ طوع و خاکساری
نبود:
مرا دیگرگونه خدایی میبایست
شایستهی آفرینهیی
که نوالهی ناگزیر را
گردن
کج نمیکند.
و خدایی
دیگرگونه
آفریدم».
دریغا شیرآهنکوه مردا
که تو بودی،
و کوهوار
پیش از آن که به خاک افتی
نستوه و استوار
مُرده بودی.
اما نه خدا و نه شیطان
سرنوشتِ تو را
بُتی رقم زد
که دیگران
میپرستیدند.
بُتی که
دیگراناش
میپرستیدند.
شاملو | سرود ابراهیم در آتش
#LinesThatStay 🍂
Forwarded from اونجا که میگه:
اونجا که شهریار میگه:
در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست
اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت ...!
در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست
اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت ...!
Forwarded from 𝑃𝑖𝑒𝑐𝑒𝑠 𝑜𝑓 𝑀𝑒 (𝒓𝒐𝒏𝒂𝒌)
تابستان.
به.
ایستگاه.
آخرش.
رسید.
اما.
هنوز.
سوز.
سرمای.
آن.
زمستان.
دردناک.
با.
ماست 18'19.
به.
ایستگاه.
آخرش.
رسید.
اما.
هنوز.
سوز.
سرمای.
آن.
زمستان.
دردناک.
با.
ماست 18'19.