FROMSOFTWARE
1.86K subscribers
3.94K photos
1.72K videos
105 files
613 links
Everything About FromSoftware

Firelink Shrine: @FromSoftware_Gp

Our support team:

Elden Ring:
@satan_slayer

Dark Souls Series & Bloodborne
@satan_slayer

Sekiro
@FarhadSoofl

Demon's Souls
@FarhadSoofl

NieR Channel:
https://t.me/NieR_Automata
Download Telegram
#Art by : Rodrigo Rodriguez
@FromSoftware
هشتگ های پر کاربرد چنل :
#news اخبار مربوط به شرکت فرام سافتور
#npc_lore داستان شخصیت های بازی
#boss_lore داستان باس های بازی
#Npc_guide راهنمایی خط داستانی شخصیت
#boss_guide راهنمایی کشتن و نابودی باس
#pro_killer راهنمایی های حرفه ای سری سولز
#fun مطالب و عکس های فان
#souls_borne مطالب مشترک دارک سولز وبلادبورن
#Bloodborne مطالب بازی بلادبورن
#blood_borne مطالب بازی بلادبورن
#sekiro مطالب بازی سکیرو
#Dark_Souls مطالب راجع به مجموعه دارک سولز
#Dark_Souls_3 مطالب راجع به دارک سولز 3
#Dark_Souls_2 مطالب راجع به دارک سولز 2
#lore داستان های دنیای دارک سولز و بلادبورن و سکیرو
#fact فکت های بازی
#art والپیپر و عکس ها هنری بازیها
#soundtrack موسیقی های زیبای نبرد با باس ها و مناطق بازی
#item_info کاربرد آیتم های مهم و اساسی بازیها
#Weapons کاربرد و توضیح مفصل همه اسلحه های سری دارک سولز
#Bloodborne_Weapons برسی سلاح‌های بازی بلادبورن
#Gameplay گیمپلی های پرو کیل و نو دمیج زدن باس ها
#wallpaper طراحی های زیبای دنیای سولز بورن
#monster_ology اشنایی با هیولاهای بازی
#‌‌Guide آموزش های راهبردی بازی های سولز بورن ( متنی و ویدئویی )



@FromSoftware
FROMSOFTWARE
هشتگ های پر کاربرد چنل : #news اخبار مربوط به شرکت فرام سافتور #npc_lore داستان شخصیت های بازی #boss_lore داستان باس های بازی #Npc_guide راهنمایی خط داستانی شخصیت #boss_guide راهنمایی کشتن و نابودی باس #pro_killer راهنمایی های حرفه ای سری سولز #fun …
چنل این روزا یکم فعالیتش نسبت به قبل کم شده ولی شما میتونید از طریق این هشتگ ها به مطالب داستانی، آرت ها، راهنمایی های ویدئویی و متنی و سایر موارد که در چنل موجوده، دسترسی داشته باشین :))

یا هم اینکه میتونید با یک سرچ ساده داخل چنل، مثلا اسم یک باس، مطالب مربوط به اون رو پیدا کنید!
#Art by : Anato Finnstark
@FromSoftware
#Art by : Anato Finnstark
@FromSoftware
حالا که فکرشو میکنم باید یه توضیحیم راجع به ساندترک این باس بنویسم :)
موزیکش با آدم حرف میزنه...

#Art by : Shimhaq
@FromSoftware
شباهات مانگای برزرک و آثار میازاکی
(بخش اول)


#Art by : Anato Finnstark
@FromSoftware
هزار بار تو چنل اشاره کردیم که آقا سری سولزبورن، علی رغم اینکه یک شاهکار خارق العاده و الهام بخش به خیلی بازیای دیگه هستن، ولی در عین حال از خیلی آثار دیگه مثل مانگای برزرک (Berserk) الهام گرفتن.
کاملاً به میازاکی حق میدم که حجم عمده ای از عناصر و فضای بازی رو بر مبنای این مانگا طراحی کنه.
چرا؟

نمیخوام توی این پست، مانگا رو نقد کنم ولی در همین حد بگم که این مانگا، صرفاً یک داستان سرگرم کننده و جهت گذروندن وقت نیست. بلکه در واقع یک شاهکار تمام عیاره! چیزیه که از صد تا سخن عارفانه و نصیحتای پیچیده و بعضاً حوصله سر بر و... بهتره. یعنی آدم با خوندن این داستان، با جهان، آشنایی بیشتری پیدا میکنه.
میازاکی که گویا تحت تاثیر فضای برزرک و عناصر خیالی ویژه اون و علی الخصوص، شخصیت اصلی داستان ینی گاتز (Guts) بوده، سعی میکنه پایه و اساس بازیاشو بر وفق و سبک این مانگا قرار بده. ینی چی؟

_ سخت بودن بیش از حد بازی (برای تازه کارا و اونایی که اصلا با این مجموعه و اصلا آرپی جی در این حد تخصصی سروکار نداشتن).
_ فضای نسبتاً تاریک و مرده بازی.
_" یک مرد بر علیه جهان تاریک و هیولاهای فاسد درون آن "
_ تنبیهات و غافلگیری هایی که در بازی وجود داره
و....
اینا همه بخشی از ویژگی ها و عناصری بود که میازاکی با الهام گیری از برزرک، در بازیاش (بعضاً بطور پنهان) نشون داده.

همچنین میازاکی علاوه بر شباهات کلی که گفتیم اساس بازیو بر اون منوال گذاشته، یک سری الهام گیری ها و جزئیات خیلی دقیقی رو توی بازی - صرفاً با قصد اینکه پلیر متوجه بشه این داستان طبق حال و هوای برزرکه - قرار داده که چند تاشو توی این پست میگم و سعی میکنم توی پست های مرتبط بعدی، برای هر بازی از سری سولزبورن، شباهت های ریزش رو لیست کنم :


_شمشیر بزرگ (Greatsword) :
این شمشیر که اسم ساده ای هم داره، در واقع همون شمشیر گاتزه که جناب آهنگر اونو در انبارش پنهان کرده بوده و طی اتفاقی، گاتز اونو میبینه و میگه این اصن راسته کار خودمه =)


_شیاطین با اشکال بخصوص (Demons) :
این مورد بیشتر توی دارک سولز یک و بلادبورنه ولی در بقیه بازی ها هم بهش برمی‌خوریم. برزرک، مادر همه جور هیولای جور واجوره. کوچیک و بزرگ.. حیوونی، انسانی!.. زشت، زیبا (در ظاهر)... ابرقدرتمند، خرده پا و.... خلاصه همه نوع!


_ نگرش گاتز به جهان :
این بازی ها روی هرکسی یه تاثیری میذارن (البته اگه بخوان تاثیری بذارن و پلیر تاثیر پذیر باشه)
بیشترین و مهم‌ترین تاثیری که این سری روی پلیرا گذاشته (که البته فکر میکنم هدف میازاکی هم همین بوده) همین روحیه {خودم از پسش برمیام!}
گاتز با بدترین شرایط میتونه از پس 100 نفر سرباز مجهز بربیاد. با کلی زخم و جراحت های زیاد، با لشگری از هیولاهای عجیب و غریب و قوی میجنگه و همشونم میزنه!
چرا؟
چون میدونه اگه نکشه میمیره.
و پلیر ها هم میدونن اگه نتونن فلان باسو بکشن، از فلان مرحله رد بشن، تا ابد همونجا می‌مونن :)
البته این نکته برای اون دسته از پلیر هایی صدق میکنه که نمی‌خوان با هزار جور کمک از لول بالاییا و... بازیو دو روزه تموم کنن -_-
و اصلا همیشه یه عذاب وجدان خاصی تو این موارد دنبالشونه D:

....

@FromSoftware
🔥1
Power of the Dragon's Blood...
#Art
@FromSoftware
تفسیر و تامل در ساندترک باس فایت (Father Gascoigne)

توجه ❗️
حواستون باشه که این متن حاوی نکات داستانی درباره گسکویینه و اگه هنوز بلادبورن رو شروع نکردین، توصیه میکنم از خوندن این متن جلوگیری کنین :)

#Art
@FromSoftware
پریشب که دنبال یه ساندترک خوب از بازیای سولزبورن میگشتم تا بذارم چنل، به ساندترک فادر گسکویین رسیدم. با خودم گفتم که خب این که همون موسیقی یکنواخت و بی روح همیشگیه و مطمئنا هیج چیز جذابی درش وجود نداره ولی خب بخاطر تجدید خاطرات، دانلودش کردم و بهش گوش دادم....
وسطای آهنگ که رسید تازه فهمیدم که هیچ وقت نصفه دوم ساندترکو گوش ندادم -_-
چون تو فاز دو باس فایت انقدر همه چی پر استرس میشه که اصن فقط به کشتن باس فکر میکردم و هیچ چیز دیگه ای حالیم نمیشد (متاسفانه!!)

با تجربه ای که از تفسیر ساندترک لادویگ دستم اومد، تصمیم گرفتم درباره این آهنگم نظرات و احساسات شخصی خودمو با عنوان تعبیر از این ساندترک بیارم رو کاغذ (ینی این موزیک به حدی قشنگه و با آدم حرف میزنه که تصمیم گرفتم هرچه سریعتر یه متنی دربارش بنویسم!!!)


ساختار این ساندترک بسیار جذابه.
کاملاً برخلاف ساندترک لادویگ که از خرابی، فساد و نابودی به سمت جلال و شکوه و خردمندی میره، در این موسیقی ما چیزی کاملا برعکس رو مشاهده می‌کنیم! یعنی موسیقی از حالت معمولی و کمی دارای عنصر افتخار و جلال، رفته رفته به عناصری در موسیقی متمایل میشه که ما با شنیدنشون یا خییییلی (بی دلیل) استرس میگیریم، یا یک خشم عجیبی درمون راه میافته. (البته روی هر کسی اثراتش متفاوته، بعضیا شاید با شنیدن این آهنگ برگاشون بریزه و مثه چی بترسن!!)

این چرا اینجوریه؟؟
چرا باید موسیقی رو به یه همچین حال و روزی در بیارن؟؟؟

// SPOILER ALERT !!!!

همونطور که میدونین، موسیقی هر باس فایت با لور اون باس، ارتباط مستقیم داره.
گسکویین یک کشیش (ظاهراً خارجی) بوده که با تاسیس و اوج گیری کلیسای شفابخش، به شهر پربرکت یارنام میاد. طولی نمی‌کشه که ازدواج میکنه و صاحب دو فرزند میشه. (بعضیا در تعداد فرزندان اختلاف دارن ولی بنظر من دو تا دختر داشته.
اینم بگم که مشخص نیست بعد از اومدنش به یارنام زن گرفته یا قبلش، هرچند، خیلیم مهم نیست.)

خیلی زود اوضاع چپه میشه و در کمال تعجب همگان، اهالی کلیسا و کسانی که با اون ها هر گونه ارتباطی داشتن، تبدیل به هیولاهایی وحشتناک میشن. گسکویین که آدم آلوده ای نبوده و خودش و خانواده ش رو از هر خطر و تهدیدی حفظ کرده بوده، هیچ اتفاقی براش نمی‌افته و بلکه داوطلب و عضو شکارچیان کلیسا، جهت کشتن هیولاها و خلاص کردن انسان های آلوده از وضع وخیمشون میشه.

(از اینجا به بعد جزئیات داستانی داره که خودم دارم اضافه میکنم و بطور ویژه، توی هیچ توضیح و آیتمی توی بازی نیست) :

گسکویین هردفعه که از شکار بازمی‌گشت، پالتوی سیاهش آغشته به خون بود و کار شستنش را برای ویولا (Viola) سخت می‌کرد. اما این واقعاً تمامی نگرانی او و دخترانش نبود.
گسکویین بهترین و مهربانترین همسر و پدر دنیا بود. او نسبت به خانواده اش نهایت محبت را داشت و از هیچ چیزی برایشان دریغ نمی‌کرد.

گسکویین خوش خیال بود. با وجود اینکه وظیفه اش را در قبال انسان های بدبخت اکنون هیولای یارنام می‌دانست، ولی به توصیه های ویولا - که در واقع خود به او گوشزد کرده بود تا برایش خاطر نشان کند - کمتر توجه می‌کرد.
هیولاهای یارنام یا همان مردم عادی که تبدیل شده بودند، از خونی استفاده می‌کردند که کلیسا به آنان داده بود و دلیل وحشی شدنشان هم همین بود. اما تقریباً هیچ کدام از شکارچیان این را نمی‌دانستند و صرفاً معتقد بودند که آن خون، نوعی نفرین است که در بدن آنان لانه کرده و به هیچ وجه نباید به آنان برسد مگرنه چنین و چنان!

*از اینجا به بعد رو سعی میکنم با موسیقی هم هماهنگش کنم..

شکار برای گسکویین رفته رفته عادی تلقی می‌شد. هر روز به آن محل های فاسد میرفت و با آن هیولاها می‌جنگید. روز به روز وظیفه اش در ذهنش و برایش کمرنگ تر میشد. وقتی که تبرش را در بدن آنان فرو می‌کرد، خون با جهش عجیبی به اطراف می‌پاشید و این برایش به نحوی عجیب بود. هر دفعه که اینکار را تکرار می‌کرد برایش جذاب تر میشد و بیشتر توجه و دقت به نحوه کشته شدن و عذاب کشیدن هیولا ها نشان می‌داد. اکنون هیچ گونه عذاب وجدانی همچون گذشته در خاطرش نبود و صرفاً کارش را انجام می‌داد.
ویولا از این وضع نگران بود.
او جعبه موسیقی که تمام خانواده از آن خوششان می‌آمد و آنان را یاد ایام آرام و خوششان می‌انداخت را همواره همراه داشت و به محض اینکه گسکویین وارد خانه میشد، ویولا کوک آن را می‌چرخاند و آن را می‌نواخت.
گسکویین بکلی شکار و مشقت های آن را فراموش کرده و باری دیگر همان مرد شوخ و مهربان میشد و شروع میکرد با دخترانش بازی کردن.
اما آن شب، شب آخری بود که آن خانواده طعم خوشی را چشیدند و در واقع، آخرین شب زندگی شان بود...


@FromSoftware
این خلاصه و قسمتی از لور باس فادر گسکویین بود، اما ربطش به موسیقی چیه؟
بیاین یکم دقیق تر و حرفه ای تر به موسیقی نگاه کنیم.

*آهنگ توی فاز اولش خیلی عادیه و عناصری هرچند ضعیف، از حماسه و افتخار درش داره.
ریتم همینطور پیش میره تا جایی که در دقیقه (01:07) آهنگ یکهو اساسش تغییر پیدا میکنه و شنونده با ریتمی سریع و غافلگیر کننده روبرو میشه و یه حسی درش بوجود میاد. اگه دقت کنید این یه تیکه کوتاه، توی فاز یک آهنگه و همیشگی نیست و سعی میکنه جای خودشو توی آهنگ باز کنه ولی نمی‌تونه.
*این درست مثل اینه که گسکویین داره کار خودشو میکنه ولی وحشی گری، خشم و غضب، وسوسه اش میکنه و اونو به افکاری خشن وامی‌داره.

دوباره بعد از چند ثانیه، آهنگ به حال عادیش برمیگرده.
*مثل اینه که گسکویین حواس خودش سرجاش میاره و سعی میکنه تا تمرکز کنه.

اما یکهو دوباره این تیکه تکرار میشه ولی به شکلی عجیب تر و متفاوت! (01:37)
*مثل این میمونه که گسکویین داره کنترل خودش رو از دست میده و فریاد میزنه. فریادی که معلول تغییری بزرگ در بنیادشه. تغییری که اونو تماماً تبدیل به هیولایی وحشی میکنه...

فاز دوم آهنگ شروع میشه. ریتم تند میشه. قلبتون شروع میکنه به هماهنگی با ریتم و شما هم استرس میگیرید.
* گسکویین خوی انسانیشو از دست داده، استرس گرفته و میخواد یک حرکت وحشیانه بکنه. قلبش تند تند میزنه و ناگهان، تبدیل به گرگینه میشه. الان فقط به کشتن و ریختن خون بقیه فکر میکنه!

در این لحظه، نبرد باهاش خیلی سریع تر از قبل میشه و اینجا ساندترک کاملا با باس فایت هماهنگ میشه.

این هماهنگی بقدری دقیق و زیباست که با شنیدنش و تطابق داستانی و باس فایت اون، به شکوه و عظمت این باز پی میبرین. اینکه چقدر در لحظه لحظه بازی وقت و حوصله گذاشتن و سعی کردن این بازی رو به یک شاهکار خالص تبدیل کنن و همینطور هم شد!

این آهنگ متاسفانه سرشااار از انرژی منفیه چراکه سرگذشت گسکویین رو نشون میده که چطوری به سمت تاریکی و خوی هیولایی وسوسه میشه و گام برمی‌داره و بعد از اون هم هیچ راه برگشتی براش وجود نداره...

@FromSoftware