I doubt you could even imagine it
من شک دارم که تو حتی بتوانی آن را تصور کنی
That which commanded the stars
آن را که ستاره ها نیز تحت فرمان او هستند
giving life its fullest brilliance
همان که زندگی می بخشد
The Elden Ring, oh Elden Ring
shattered by someone…or something
خرد شد توسط یک نفر یا یک چیز
Don’t tell me you don’t see it
به من نگو که تو آن را نمی بینی
Look up at the sky
به بالا و به سمت آسمان نگاه کن
It burns.
دارد می سوزد.
ترجمه تریلر الدن رینگ به امید تریلر جدید در هفته پیش رو
#Eldenring
@Fromsoftware
من شک دارم که تو حتی بتوانی آن را تصور کنی
That which commanded the stars
آن را که ستاره ها نیز تحت فرمان او هستند
giving life its fullest brilliance
همان که زندگی می بخشد
The Elden Ring, oh Elden Ring
shattered by someone…or something
خرد شد توسط یک نفر یا یک چیز
Don’t tell me you don’t see it
به من نگو که تو آن را نمی بینی
Look up at the sky
به بالا و به سمت آسمان نگاه کن
It burns.
دارد می سوزد.
ترجمه تریلر الدن رینگ به امید تریلر جدید در هفته پیش رو
#Eldenring
@Fromsoftware
Forwarded from FROMSOFTWARE (Farhad Soofi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from FROMSOFTWARE (Moein)
خوب ، بد ، زشت ..
ارواح تاریک 3 ، شاهکاری که ممکن نیست اون رو صرفا ، یک بازی قلمداد کرد . یک اثر هنری و حتی فلسفیست ، که در اون برای فهمیدن داستان ، باید دست بکار شد و کشف کرد ، چرا که به هیچ وجه ، به سادگی و در طی پیشروی ، بدست آوردنی نیستند .
همونطور که میدونید ..
طبق آیتم های ( scholar , knight , priestess rings ) :
در قلعه لاثریک ، همواره 3 گروه دانشمندان .... شوالیه ها ..... و راهبه های اعظم ...... پایه های دستور پادشاه محسوب میشدند .
این هم بدین معناست که آنان دستورات و اوامر پادشاه را در مملکت اجرا میکردند ، و هم اینکه در تصمیم گیری برای اوضاع مملکت دخیل بوده اند .
برای مثال در قضیه پیمان فرشته ای لاثریک : ..
Divine Pillars Of Light :
" گرترود ، هنگامی که با یک فرشته ملاقات و او معجزه ای رو برای گرترود نمایان کرد ، گرترود هم بیناییش و هم شنواییش را از دست داد ؛ اما علی رغم این ها او دستنوشته ای با خطی خرچنگ قورباغه از خود درباره این معجزه بجا گزاشت ، که همین دستخط ناخوانا ، موجب تاسیس پیمان فرشته ای لاثریک شد ! "
اما یک مشکل سر راه بود ، و آن این بود که ..
Winged Knight Set :
《 پرستش فرستادگان الهی در این قلمرو ، به منظر کفر دیده شد و در نتیجه هر 3 رکن بلند پایه لاثریک ، این پیمان را ناشناخته و نامعتبر دانستند .
و اکثرا بر این باورند که علت زندانی شدن دختر آسمانی ، گرترود ، در قفسی در بالای کتابخانه بزرگ ، به همین علت است . 》
اما سوالات بزرگی در اینجا ذهن را مشغول میکند و آن اینکه گرترود توسط چه کسی زندانی شد ؟ اگر 3 رکن لاثریک ، پس چرا باید گرترود را زندانی کنند ؟ چرا او را به حکم خرافات و یا هر چیز دیگری اعدام نکردند ؟
ماجرا از این قرار است که هنگامی که مخالفت ها و تضاد ها در قلعه شدید میشود ، جنگ داخلی بزرگی در این قلمرو ، بین شوالیه های وفادار پادشاه و شوالیه های بالدار پیمان فرشته ای ایجاد میشود . این جنگ تقریبا بدون برنده تمام شد ، اما تلفات شوالیه های لاثریک ، بسیار بیشتر از دشمنانشان بود و این خود یک باخت بزرگ برای آنان محسوب میشد .
و اما بعد ، به نظر میاید که شوالیه های بالدار ، گرترود را برای در امان ماندنش از دست مخالفان ، به قفسی در بلند ترین نقطه کتابخانه عظیم میبرند ، و 3 تن از بهترین شوالیه های پیمان فرشته ای موسوم به شوالیه های بالدار طلایی ، مامور به حفاظت از این زندان میشوند ، تا دست هیچ کسی به دختر آسمانی نرسد .
در مثالی که ذکر شد ، ملاحظه کردید که چطور 3 رکن بلند پایه قلعه لاثریک ، از دیر باز ، در رویداد ها و تحولات این قلمرو نقش اساسی و چشمگیری داشته اند .
اما طبق نمونه مذکور ، این 3 رکن ، سر انجام کاری از دستشان برنیامد و نتوانستند گرترود را به چنگ آورده تا با کشتنش ، به قائله پیمان فرشته ای پایان دهند .
پس تصمیم به روش دیگری گرفتند ... شکار مخفیانه !
Hunter's Ring :
" شکارچیان ، افرادی بودند که بطور غیر علنی و در سایه ها به پادشاه قلعه لاثریک خدمت میکردند . برای چندین و چند دوره ، اداره کنندگان قلمرو لاثریک ، روی ( شکارچیان سیاه دست ) حساب ویژه ای باز میکردند ، چرا که آنان از طریقی میتوانستند دشمنان را مجازات کنند که 3 رکن پادشاه ، هرگز قادر به انجام آن کار نبودند . "
در واقع باید گفت که
Black Hand Set :
علت اینکه به آنان سیاه دست گفته میشد این بود که 《 سیاه دست ، عنوانی بود که برای تکریم شکارچیانی تاسیس شده بود که به نسل های پیروز و موفقی از پادشاهان ادوار مختلف قلعه لاثریک ، خدمت کرده بودند . 》
در ادامه ،
اولا به علت شباهت ست لباس ( قاتل ) به ست ( سیاه دست )
دوما به علت یکسان بودن دستکش و شلوار این دو ست
و سوما به علت کارایی تقریبا یکسان این دو و اینکه ست سیاه دست ، همان ست ارتقا یافته قاتل است ....
میتوان گفت که شکارچیان زبده امروز ، قاتلان مبتدی دیروز بودند ، که ...
ادامه 👇
@PlayFromSoftware
ارواح تاریک 3 ، شاهکاری که ممکن نیست اون رو صرفا ، یک بازی قلمداد کرد . یک اثر هنری و حتی فلسفیست ، که در اون برای فهمیدن داستان ، باید دست بکار شد و کشف کرد ، چرا که به هیچ وجه ، به سادگی و در طی پیشروی ، بدست آوردنی نیستند .
همونطور که میدونید ..
طبق آیتم های ( scholar , knight , priestess rings ) :
در قلعه لاثریک ، همواره 3 گروه دانشمندان .... شوالیه ها ..... و راهبه های اعظم ...... پایه های دستور پادشاه محسوب میشدند .
این هم بدین معناست که آنان دستورات و اوامر پادشاه را در مملکت اجرا میکردند ، و هم اینکه در تصمیم گیری برای اوضاع مملکت دخیل بوده اند .
برای مثال در قضیه پیمان فرشته ای لاثریک : ..
Divine Pillars Of Light :
" گرترود ، هنگامی که با یک فرشته ملاقات و او معجزه ای رو برای گرترود نمایان کرد ، گرترود هم بیناییش و هم شنواییش را از دست داد ؛ اما علی رغم این ها او دستنوشته ای با خطی خرچنگ قورباغه از خود درباره این معجزه بجا گزاشت ، که همین دستخط ناخوانا ، موجب تاسیس پیمان فرشته ای لاثریک شد ! "
اما یک مشکل سر راه بود ، و آن این بود که ..
Winged Knight Set :
《 پرستش فرستادگان الهی در این قلمرو ، به منظر کفر دیده شد و در نتیجه هر 3 رکن بلند پایه لاثریک ، این پیمان را ناشناخته و نامعتبر دانستند .
و اکثرا بر این باورند که علت زندانی شدن دختر آسمانی ، گرترود ، در قفسی در بالای کتابخانه بزرگ ، به همین علت است . 》
اما سوالات بزرگی در اینجا ذهن را مشغول میکند و آن اینکه گرترود توسط چه کسی زندانی شد ؟ اگر 3 رکن لاثریک ، پس چرا باید گرترود را زندانی کنند ؟ چرا او را به حکم خرافات و یا هر چیز دیگری اعدام نکردند ؟
ماجرا از این قرار است که هنگامی که مخالفت ها و تضاد ها در قلعه شدید میشود ، جنگ داخلی بزرگی در این قلمرو ، بین شوالیه های وفادار پادشاه و شوالیه های بالدار پیمان فرشته ای ایجاد میشود . این جنگ تقریبا بدون برنده تمام شد ، اما تلفات شوالیه های لاثریک ، بسیار بیشتر از دشمنانشان بود و این خود یک باخت بزرگ برای آنان محسوب میشد .
و اما بعد ، به نظر میاید که شوالیه های بالدار ، گرترود را برای در امان ماندنش از دست مخالفان ، به قفسی در بلند ترین نقطه کتابخانه عظیم میبرند ، و 3 تن از بهترین شوالیه های پیمان فرشته ای موسوم به شوالیه های بالدار طلایی ، مامور به حفاظت از این زندان میشوند ، تا دست هیچ کسی به دختر آسمانی نرسد .
در مثالی که ذکر شد ، ملاحظه کردید که چطور 3 رکن بلند پایه قلعه لاثریک ، از دیر باز ، در رویداد ها و تحولات این قلمرو نقش اساسی و چشمگیری داشته اند .
اما طبق نمونه مذکور ، این 3 رکن ، سر انجام کاری از دستشان برنیامد و نتوانستند گرترود را به چنگ آورده تا با کشتنش ، به قائله پیمان فرشته ای پایان دهند .
پس تصمیم به روش دیگری گرفتند ... شکار مخفیانه !
Hunter's Ring :
" شکارچیان ، افرادی بودند که بطور غیر علنی و در سایه ها به پادشاه قلعه لاثریک خدمت میکردند . برای چندین و چند دوره ، اداره کنندگان قلمرو لاثریک ، روی ( شکارچیان سیاه دست ) حساب ویژه ای باز میکردند ، چرا که آنان از طریقی میتوانستند دشمنان را مجازات کنند که 3 رکن پادشاه ، هرگز قادر به انجام آن کار نبودند . "
در واقع باید گفت که
Black Hand Set :
علت اینکه به آنان سیاه دست گفته میشد این بود که 《 سیاه دست ، عنوانی بود که برای تکریم شکارچیانی تاسیس شده بود که به نسل های پیروز و موفقی از پادشاهان ادوار مختلف قلعه لاثریک ، خدمت کرده بودند . 》
در ادامه ،
اولا به علت شباهت ست لباس ( قاتل ) به ست ( سیاه دست )
دوما به علت یکسان بودن دستکش و شلوار این دو ست
و سوما به علت کارایی تقریبا یکسان این دو و اینکه ست سیاه دست ، همان ست ارتقا یافته قاتل است ....
میتوان گفت که شکارچیان زبده امروز ، قاتلان مبتدی دیروز بودند ، که ...
ادامه 👇
@PlayFromSoftware
Forwarded from FROMSOFTWARE (Moein)
ادامه ...
با ترفیع در کارشان ، در نهایت به شکارچیان معزز قلعه لاثریک پیوستند .
Gotthard Twin blades :
و نکته دیگر درباره این گروه ، اینکه : " آنان برای مبارزه ، حتما باید با شمشیر های جفت میجنگیدند ، در غیر اینصورت ، نمیتوانستند به این فرقه بپیوندند . "
اما :
Black Hand Set :
" در دوره ای که در آن هستیم ، فقط 3 نفر ، این چنین مقام و رتبه ای دارند ." به این معنی که تنها 3 شکارچی در این زمان یعنی دوره افول آتش ، حضور دارند . 3 سیاه دست که با وجود اینکه یک ست لباس به تن میکردند ، اما باور هایشان ، ابدا ، با یکدیگر مشابه نبوده .
این سه شکارچی عبارتند از : گاتهارد ، کاموی و سومین شکارچی که بی نام است .
در واقع در مورد شکارچی سوم ، به غیر از آیتم ست لباس سیاه دست ، هیچ نشانه دیگری در بازی وجود ندارد و با نگاه سطحی و معمولی به وقایع بازی نمیتوان گفت که او واقعا کیست .
اما با تحلیل جسدی که در بالای برج زندان گرترود بود ، معما حل شد .
درست در طبقه بالای برجی که گرترود در قفسی در پایین آن برج محبوس بود ، جسدی افتاده که حامل حلقه شکارچیست . همچنین حالت قرارگیری این جسد ، به این شکل است که گویا خودش را کشان کشان به لبه برج رسانده تا برای آخرین بار ، قلعه و نمای بیرونی دربار لاثریک را ببیند .
آن پیکر ، جسد شکارچی بی نام است !
طبق نظریه بنده : ماجرا از این قرار بود که ، زمانی که 3 رکن عالی رتبه لاثریک ، خود را در حل مسئله گرترود و در واقع کشتن او ، عاجز و ناتوان دیدند ، تصمیم به در میان کشیدن برگ برنده خود گرفتند . یعنی شکار گرترود !
پس برای این مسئله باید زبده ترین و با تجربه ترین شکارچی را میفرستادند ، تا از کشتن دختر آسمانی مطمئن شوند .
اما هنگامی که شکارچی بی نام به برج میرسد ، با 3 شوالیه بالدار روبرو میشود ، و بعد از جراحات شدیدی که برمیدارد ، خود را به طبقه بالای برج رسانده ، و سر انجام با پشیمانی از عدم انجام ماموریت خود و در اثر صدمات مهلکی که به او وارد شده بود ، دار فانی را وداع میگوید .
دومین شکارچی ، گاتهارد است .
Gotthard Twin Blade :
" کسی که خیلی زود به علت مقام سلحشوری خود ، رشد کرد و اعتبارش بیشتر شد . که البته این موضوع برای کسانی که خود از نزدیک ، تبحر گاتهارد را در کار با شمشیر دیده بودند ، جای تعجبی نداشت . "
پس میتوان از این توضیحات فهمید که این شکارچی ، یکی از بهترین و ماهر ترین شکارچیانیست که در همه ادوار قلمرو لاثریک بوده . اما با وجود این ، در دو آیتم ( دو شمشیر گاتهارد ) و ( کلید کتابخانه بزرگ ) عبارت :( از قلعه فرار کرد ) ، عینا تکرار شده .
اما چرا باید این چنین شکارچی زبر دستی از قلعه فرار کند ؟!
ما از این موضوع میتوانیم پی به اهمیت فرار گاتهارد ببریم ، چرا که دوبار عینا در دو آیتم مجزا تکرار شده ، موضوعی که برای هیچ چیز دیگری در بازی اتفاق نیافتاده !
اما آخرین شکارچی ، و زشت ترین در بین این 3 ، کاموی ، معروف به قاتل هیولای اونی !
او دارای شمشیریست بنام ( onikiri ) که لفظ کلمه ( onikiri ) به معنای ( oni slayer ) است ، که در فارسی به قاتل اونی یا اونی کش ، معنا میشود .
همچنین اسکیل خاص این شمشیر ، معنای انگلیسی همین شمشیر را داراست ، که نشان میدهد صاحب شمشیر ، خود کسی است که هیولای اساطیری اونی را با این شمشیر کشته .
پس گویا کاموی ، در سرزمینش ، با یک اونی رویارو و با این شمشیر و تکنیک خاص خودش ، آن را کشته و سر بریده !
Onikiri & Udabachi :
" کاموی ، شمشیرش ، اونی کری را با خودش به ( سکونتگاه نامیرا ها ) آورد ، جایی که شمشیر کوچک ترش ( اداباچی ) را ساخت ، و در نهایت ، آماده پیوستن به شکارچیان سلطنتی شد . "
ابن که چرا کاموی در این محل شمشیر کوچک ترش را ساخت ، و اصلا چرا باید یک شمشیر دیگر برای خود بسازد ، جای سوال دارد .
در پاسخ به سوال اول باید گفت که : از لحاظ جغرافیایی ، این دهکده ، در مسیر تنها ورودی قلعه لاثریک قرار دارد . و گویا ماجرا از این قرار بوده که هنگامی که کاموی ، با یک شمشیر ، خواهان پیوستن به گروه شکارچیان سلطنتی میشود ، به او اجازه ورود نداده چرا که سیاه دستان ، باید دو شمشیر برای جنگیدن داشته باشند .
پس کاموی به اولین دهکده و آبادی ( در زمانی که آتش افول نکرده بود ) که امروزه با نام آندد ستلمنت شناخته میشود باز میگردد ، و شمشیر کوچک ترش را میسازد . و سپس به لیگ شکارچیان لاثریک میپیوندد .
اما سر انجام سرنوشت این دو شکارچی چه شد ؟
قبل از اینکه ادامه دهم ، یک نکته جالب اینجاست که باید عرض کنم :
ادامه ...👇
@PlayFromSoftware
با ترفیع در کارشان ، در نهایت به شکارچیان معزز قلعه لاثریک پیوستند .
Gotthard Twin blades :
و نکته دیگر درباره این گروه ، اینکه : " آنان برای مبارزه ، حتما باید با شمشیر های جفت میجنگیدند ، در غیر اینصورت ، نمیتوانستند به این فرقه بپیوندند . "
اما :
Black Hand Set :
" در دوره ای که در آن هستیم ، فقط 3 نفر ، این چنین مقام و رتبه ای دارند ." به این معنی که تنها 3 شکارچی در این زمان یعنی دوره افول آتش ، حضور دارند . 3 سیاه دست که با وجود اینکه یک ست لباس به تن میکردند ، اما باور هایشان ، ابدا ، با یکدیگر مشابه نبوده .
این سه شکارچی عبارتند از : گاتهارد ، کاموی و سومین شکارچی که بی نام است .
در واقع در مورد شکارچی سوم ، به غیر از آیتم ست لباس سیاه دست ، هیچ نشانه دیگری در بازی وجود ندارد و با نگاه سطحی و معمولی به وقایع بازی نمیتوان گفت که او واقعا کیست .
اما با تحلیل جسدی که در بالای برج زندان گرترود بود ، معما حل شد .
درست در طبقه بالای برجی که گرترود در قفسی در پایین آن برج محبوس بود ، جسدی افتاده که حامل حلقه شکارچیست . همچنین حالت قرارگیری این جسد ، به این شکل است که گویا خودش را کشان کشان به لبه برج رسانده تا برای آخرین بار ، قلعه و نمای بیرونی دربار لاثریک را ببیند .
آن پیکر ، جسد شکارچی بی نام است !
طبق نظریه بنده : ماجرا از این قرار بود که ، زمانی که 3 رکن عالی رتبه لاثریک ، خود را در حل مسئله گرترود و در واقع کشتن او ، عاجز و ناتوان دیدند ، تصمیم به در میان کشیدن برگ برنده خود گرفتند . یعنی شکار گرترود !
پس برای این مسئله باید زبده ترین و با تجربه ترین شکارچی را میفرستادند ، تا از کشتن دختر آسمانی مطمئن شوند .
اما هنگامی که شکارچی بی نام به برج میرسد ، با 3 شوالیه بالدار روبرو میشود ، و بعد از جراحات شدیدی که برمیدارد ، خود را به طبقه بالای برج رسانده ، و سر انجام با پشیمانی از عدم انجام ماموریت خود و در اثر صدمات مهلکی که به او وارد شده بود ، دار فانی را وداع میگوید .
دومین شکارچی ، گاتهارد است .
Gotthard Twin Blade :
" کسی که خیلی زود به علت مقام سلحشوری خود ، رشد کرد و اعتبارش بیشتر شد . که البته این موضوع برای کسانی که خود از نزدیک ، تبحر گاتهارد را در کار با شمشیر دیده بودند ، جای تعجبی نداشت . "
پس میتوان از این توضیحات فهمید که این شکارچی ، یکی از بهترین و ماهر ترین شکارچیانیست که در همه ادوار قلمرو لاثریک بوده . اما با وجود این ، در دو آیتم ( دو شمشیر گاتهارد ) و ( کلید کتابخانه بزرگ ) عبارت :( از قلعه فرار کرد ) ، عینا تکرار شده .
اما چرا باید این چنین شکارچی زبر دستی از قلعه فرار کند ؟!
ما از این موضوع میتوانیم پی به اهمیت فرار گاتهارد ببریم ، چرا که دوبار عینا در دو آیتم مجزا تکرار شده ، موضوعی که برای هیچ چیز دیگری در بازی اتفاق نیافتاده !
اما آخرین شکارچی ، و زشت ترین در بین این 3 ، کاموی ، معروف به قاتل هیولای اونی !
او دارای شمشیریست بنام ( onikiri ) که لفظ کلمه ( onikiri ) به معنای ( oni slayer ) است ، که در فارسی به قاتل اونی یا اونی کش ، معنا میشود .
همچنین اسکیل خاص این شمشیر ، معنای انگلیسی همین شمشیر را داراست ، که نشان میدهد صاحب شمشیر ، خود کسی است که هیولای اساطیری اونی را با این شمشیر کشته .
پس گویا کاموی ، در سرزمینش ، با یک اونی رویارو و با این شمشیر و تکنیک خاص خودش ، آن را کشته و سر بریده !
Onikiri & Udabachi :
" کاموی ، شمشیرش ، اونی کری را با خودش به ( سکونتگاه نامیرا ها ) آورد ، جایی که شمشیر کوچک ترش ( اداباچی ) را ساخت ، و در نهایت ، آماده پیوستن به شکارچیان سلطنتی شد . "
ابن که چرا کاموی در این محل شمشیر کوچک ترش را ساخت ، و اصلا چرا باید یک شمشیر دیگر برای خود بسازد ، جای سوال دارد .
در پاسخ به سوال اول باید گفت که : از لحاظ جغرافیایی ، این دهکده ، در مسیر تنها ورودی قلعه لاثریک قرار دارد . و گویا ماجرا از این قرار بوده که هنگامی که کاموی ، با یک شمشیر ، خواهان پیوستن به گروه شکارچیان سلطنتی میشود ، به او اجازه ورود نداده چرا که سیاه دستان ، باید دو شمشیر برای جنگیدن داشته باشند .
پس کاموی به اولین دهکده و آبادی ( در زمانی که آتش افول نکرده بود ) که امروزه با نام آندد ستلمنت شناخته میشود باز میگردد ، و شمشیر کوچک ترش را میسازد . و سپس به لیگ شکارچیان لاثریک میپیوندد .
اما سر انجام سرنوشت این دو شکارچی چه شد ؟
قبل از اینکه ادامه دهم ، یک نکته جالب اینجاست که باید عرض کنم :
ادامه ...👇
@PlayFromSoftware