FROMSOFTWARE
#bloodborne_weapon بررسی سلاح "threaded cane"
"ثردد کین"، یکی دیگه از سه سلاحی هستش که میتونید برای شروع ماجراجویی در یارنام انتخاب کنید.
.
این سلاح در حالت اولش مووسِت یک شمشیر کوتاه رو داره و ۲۰٪ آسیب بیشتر به دشمن های "رایچِز"(righteous) وارد میکنه.
ولی اصل ماجرا حالت دوم این سلاحه. در حالت دوم این سلاح از شمشیر تبدیل به یک "شلاق" میشه و قدرت واقعیش رو نشون میده. حالت دوم این سلاح به شما رینج بالایی میده که میتونید باهاش از راه دور دشمنان رو بکشید. بخصوص ضربات "R2" در این حالت رینج دیوانه وار دارن و واقعا ضربات "R2" دشمناتون رو از چند متری میگیره! به علاوه این حالت دوم این سلاح ۲۰٪ آسیب بیشتر به دشمنان "هیولا" اعمال میکنه.
همچنین این سلاح در هر دو حالت خودش قابل باف شدن هستش.
.
"ثردد کین" در لول آخر خودش اسکیلینگ "A" واسه دکستریتی، "E" واسه استرنگف و "B" واسه آرکین میگیره.
یعنی که ثردد کین یه سلاح دکستریتی به حساب میاد و واسه استفاده ازش باید لول دکستریتی رو اولویت قرار بدید. از اونجایی هم که این سلاح اسکیلینگ "B" واسه آرکین داره استفاده از ثردد کین واسه یک بیلد آرکین هم فکر خوبیه.
.
این سلاح در حالت اولش مووسِت یک شمشیر کوتاه رو داره و ۲۰٪ آسیب بیشتر به دشمن های "رایچِز"(righteous) وارد میکنه.
ولی اصل ماجرا حالت دوم این سلاحه. در حالت دوم این سلاح از شمشیر تبدیل به یک "شلاق" میشه و قدرت واقعیش رو نشون میده. حالت دوم این سلاح به شما رینج بالایی میده که میتونید باهاش از راه دور دشمنان رو بکشید. بخصوص ضربات "R2" در این حالت رینج دیوانه وار دارن و واقعا ضربات "R2" دشمناتون رو از چند متری میگیره! به علاوه این حالت دوم این سلاح ۲۰٪ آسیب بیشتر به دشمنان "هیولا" اعمال میکنه.
همچنین این سلاح در هر دو حالت خودش قابل باف شدن هستش.
.
"ثردد کین" در لول آخر خودش اسکیلینگ "A" واسه دکستریتی، "E" واسه استرنگف و "B" واسه آرکین میگیره.
یعنی که ثردد کین یه سلاح دکستریتی به حساب میاد و واسه استفاده ازش باید لول دکستریتی رو اولویت قرار بدید. از اونجایی هم که این سلاح اسکیلینگ "B" واسه آرکین داره استفاده از ثردد کین واسه یک بیلد آرکین هم فکر خوبیه.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اجرای زنده موسیقی
The First Hunter
توسط گروه ارکست Royal Philharmonic
#bloodborne
#soundtrack
#boss
@Fromsoftware
The First Hunter
توسط گروه ارکست Royal Philharmonic
#bloodborne
#soundtrack
#boss
@Fromsoftware
FROMSOFTWARE
چه مواردی را دوست داریم در بازی جدیده میازاکی یعنی الدن رینگ مشهاده کنیم؟ بازی های میازاکی همیشه عالی بوده و هستند و همیشه المان های زیادی را در بازی مشاهده کنیم ولی طبق گفته های اقای میازاکی بازی الدن رینگ قرار است در بخش نقش آفرینی شاهد موارده بیشتری باشیم…
موارد جدید به انتخاب دوستان عزیز کانال که لطف کردن نظرشون رو برامون ارسال کردن
۱_آسان تر شدن فارم از دشمنان و هیولاها و یا برداشتن فارم به طور کلی و شبیه کردن آن به بازی های مانند سری الدر اسکرولز(دوستان عزیزی که سری بازی های الدر اسکرولز را نرفته اید،در این بازی ها شما با کشتن هر شخص میتوانید با گشتن آن تمامی زره ها اسلحه ها و آیتم های دیگرش را بردارید.)
۲_بیشترشدن NPC های در بازی
۳_این مورد برای خودم جالب بود یکی از دوستان گفت که ما بتونیم دربازی یک قرار گاه بسازیم برای npc هایی که نجات میدهیم و انرا طوری که دوست داریم بسازیم(قابل توجه دوستان میتوان به قابلیت ساختن قرارگاه در بازی فال اووت اشاره کرد)
دوستان عزیزی اگه نظرهای دیگه ای هم دارید میتونید برامون ارسال کنید تا به این پست اضافه کنیم با تشکر🙏
#dark_souls
#elden_ring
@fromsoftware
۱_آسان تر شدن فارم از دشمنان و هیولاها و یا برداشتن فارم به طور کلی و شبیه کردن آن به بازی های مانند سری الدر اسکرولز(دوستان عزیزی که سری بازی های الدر اسکرولز را نرفته اید،در این بازی ها شما با کشتن هر شخص میتوانید با گشتن آن تمامی زره ها اسلحه ها و آیتم های دیگرش را بردارید.)
۲_بیشترشدن NPC های در بازی
۳_این مورد برای خودم جالب بود یکی از دوستان گفت که ما بتونیم دربازی یک قرار گاه بسازیم برای npc هایی که نجات میدهیم و انرا طوری که دوست داریم بسازیم(قابل توجه دوستان میتوان به قابلیت ساختن قرارگاه در بازی فال اووت اشاره کرد)
دوستان عزیزی اگه نظرهای دیگه ای هم دارید میتونید برامون ارسال کنید تا به این پست اضافه کنیم با تشکر🙏
#dark_souls
#elden_ring
@fromsoftware
FROMSOFTWARE
لور بازی سکیرو : ( مسجمه ساز ) Join : @FromSoftware
خوشه های خشم ...
در عهد پیشین ، در حدود دوره زمانی سنگوکو و آشوب کودتای ایشین ، که البته کمی قبل از آن دوره زمانی ، یک شینوبی به همراه هم رزم و دوستش ، در کوهستان ها زندگی میکردند . کوهستان و بخصوص دره فرو رفته ، محل تمرین آن دو شده بود .
آن دو از صخره ها بالا میرفتند ، بروی سنگ های لیز میدویدند و هر روز مهارت خود را ارتقا میدادند .
لازم به ذکر است که او به علت هیکل گوریل مانند خود و سرعت و جست وخیز زیادش در حمله ، به ( اورانگوتان ) یک نوع میمون قوی و سریع ، تشبیه شده بود .
اما این شینوبی سرانجام به دلیل پیدا کردن میل بیش از حد به قتل عام ( یا همان تبدیل شدن به شورا ) ، منجر به این شد که ایشین ، دست چپ او را قطع کند .
اما این پایان کار نیست ، بلکه هنگامی که به هوش میآید ، خود را در محلی میبیند که شخصی دیگر نیز به علاوه او ، درآنجا سکونت دارد ، کسی که گویا منجی او از مرگ بوده .
پزشکی بنام ( دوگن )
این پزشک در زمینه معالجات و درمان درد های پیچیده و همچنین ساخت ابزار های فوق العاده کاربردی بسیار متبحر بوده و بدین ترتیب ، اقدام به ساختن یک دست مصنوعی جدید برای میمون قصه ما میکند . ( مشخص نیست چرا )
آن دست مصنوعی نه تنها بار اول که بعد از ده ها بار امتحان کردن آن به عنوان یک ابزار شینوبی ، سرانجام به یک دست مصنوعی همه چیز تمام تبدیل میشود .
زمان میگذرد تا اینکه کودتای ایشین آغاز میگردد و بعد از قتل عامی خونین ، جنگ به نفع ایشین به پایان میرسد .
در همین زمان ، شینوبی تک دست که به سکیجو ( میمون تک دست ) معروف شده بود ، در بین صد ها جسد ، شروع به قدم زدن میکند ( مشخص نیست چرا ) اما به هر حال او در اینجا بوده و در همین حال و احوال ، دخترکی را در این خراب شده پیدا میکند .
دخترک بسیار فقیر و گرسنه به نظر میرسید و گویا سرپرستی هم نداشت که از او مراقبت کنند . پس اورانگوتان ، پیاله غذایی که در دستش بود را ( یا غنیمت برداشته یا با خود همراه داشته ، در هر صورت مشخص نیست ) به دخترک میدهد و دخترک بعد از خوردن غذا و جان گرفتن ، به دنبال شینوبی میرود .
اما یک اورانگوتان تک دست که چیزی بجز آداب جنگ نمیدانست ، چطور میتوانست یک دختر بچه کوچک را بزرگ و تربیت کند ؟! پس بچه را به دست پزشک ماهر میسپارد و دوگن ، اسم آن بچه را ( اِما ) میگذارد و او را همانند خود ، یک پزشک صلح دوست و ماهر ، تربیت میکند .
باید تا الان فهمیده باشید که راجع به چه کسی سخن میگویم . این قصه راجع به مجسمه ساز مرموز معبد متروک است که با نام لاتین ( اسکالپتر ) شناخته میشود .
اسکالپتر و اِما ، هر دو در ایالت (هیراتا) زندگی میکردند ، و شبی که راهزنان به آن ایالت به قصد جان ارباب ( کورو ) و خانواده اش به آن شهر حمله کردند ، در آن شهر حضور داشتند و شاهد به آتش کشیده شدن سرزمینشان بودند .
آن شب ، اسکالپتر مجبور به خانه ماندن شد ، چرا که گویا زخم شدیدی برداشته بود و اِما ، که اکنون در حال معالجه او بود ، بیرون رفتن او از خانه را منع کرده بود .
بعد از 3 سال ، اسکالپتر که اکنون پیر شده بود ( مثل هر شب ) از آب انبار آشینا عبور میکرد که چشمش به چیزی میافتد ، جسدی بی هوش با دستی قطع شده و البته ظاهری همانند یک گرگ زخمی .
پس آن مرد بیهوش و بازنده را به سکونتگاه خود یعنی معبد متروک میبرد و دست مصنوعی خود را به جای دست نداشته سکیرو ، پیوند میدهد .
به علت اینکه او با اِما ، پزشک مخصوص ارباب ایشین و صد البته لرد کورو در ارتباط است ، به سکیرو میگوید که ارباب تو زنده است و تو باید برای نجات او بپاخیزی .
او امکانات و کتابچه هایی از جمله فنون کار با دست مصنوعی و فنون رزمی شینوبی را که روزگاری خود ، استاد آنان بوده را به سکیرو میدهد تا در طی مسیر کمک رسانش باشند .
ولی ، در بین پیشروی داستانتان هنگامی که شما یک ابزار خاص را پیدا میکنید ، ( Malcontent ) او مخصوصا در این باره به شما میگوید که باید حواست باشد ، که درست و به موقع از این ابزار استفاده کنی .
امّا در آخر همان شب ، وقتی که سکیرو از وجود هیولایی در نزدیکی دروازه اصلی باخبر میشود ، تصمیم به بررسی آن محل میکند و وقتی به آنجا میرسد ، متوجه میشود که اسکالپتر ، تبدیل به هیولایی به شکل گوریلی آتشین شده ، و دلیل اینکه اسکالپتر برای آن ابزار دیالوگ خاصی را به شما گوشزد کرد ، این بود که خود او ، وقتی که مبدل به هیولا میشود ...
ادامه 👇...
@FromSoftware
در عهد پیشین ، در حدود دوره زمانی سنگوکو و آشوب کودتای ایشین ، که البته کمی قبل از آن دوره زمانی ، یک شینوبی به همراه هم رزم و دوستش ، در کوهستان ها زندگی میکردند . کوهستان و بخصوص دره فرو رفته ، محل تمرین آن دو شده بود .
آن دو از صخره ها بالا میرفتند ، بروی سنگ های لیز میدویدند و هر روز مهارت خود را ارتقا میدادند .
لازم به ذکر است که او به علت هیکل گوریل مانند خود و سرعت و جست وخیز زیادش در حمله ، به ( اورانگوتان ) یک نوع میمون قوی و سریع ، تشبیه شده بود .
اما این شینوبی سرانجام به دلیل پیدا کردن میل بیش از حد به قتل عام ( یا همان تبدیل شدن به شورا ) ، منجر به این شد که ایشین ، دست چپ او را قطع کند .
اما این پایان کار نیست ، بلکه هنگامی که به هوش میآید ، خود را در محلی میبیند که شخصی دیگر نیز به علاوه او ، درآنجا سکونت دارد ، کسی که گویا منجی او از مرگ بوده .
پزشکی بنام ( دوگن )
این پزشک در زمینه معالجات و درمان درد های پیچیده و همچنین ساخت ابزار های فوق العاده کاربردی بسیار متبحر بوده و بدین ترتیب ، اقدام به ساختن یک دست مصنوعی جدید برای میمون قصه ما میکند . ( مشخص نیست چرا )
آن دست مصنوعی نه تنها بار اول که بعد از ده ها بار امتحان کردن آن به عنوان یک ابزار شینوبی ، سرانجام به یک دست مصنوعی همه چیز تمام تبدیل میشود .
زمان میگذرد تا اینکه کودتای ایشین آغاز میگردد و بعد از قتل عامی خونین ، جنگ به نفع ایشین به پایان میرسد .
در همین زمان ، شینوبی تک دست که به سکیجو ( میمون تک دست ) معروف شده بود ، در بین صد ها جسد ، شروع به قدم زدن میکند ( مشخص نیست چرا ) اما به هر حال او در اینجا بوده و در همین حال و احوال ، دخترکی را در این خراب شده پیدا میکند .
دخترک بسیار فقیر و گرسنه به نظر میرسید و گویا سرپرستی هم نداشت که از او مراقبت کنند . پس اورانگوتان ، پیاله غذایی که در دستش بود را ( یا غنیمت برداشته یا با خود همراه داشته ، در هر صورت مشخص نیست ) به دخترک میدهد و دخترک بعد از خوردن غذا و جان گرفتن ، به دنبال شینوبی میرود .
اما یک اورانگوتان تک دست که چیزی بجز آداب جنگ نمیدانست ، چطور میتوانست یک دختر بچه کوچک را بزرگ و تربیت کند ؟! پس بچه را به دست پزشک ماهر میسپارد و دوگن ، اسم آن بچه را ( اِما ) میگذارد و او را همانند خود ، یک پزشک صلح دوست و ماهر ، تربیت میکند .
باید تا الان فهمیده باشید که راجع به چه کسی سخن میگویم . این قصه راجع به مجسمه ساز مرموز معبد متروک است که با نام لاتین ( اسکالپتر ) شناخته میشود .
اسکالپتر و اِما ، هر دو در ایالت (هیراتا) زندگی میکردند ، و شبی که راهزنان به آن ایالت به قصد جان ارباب ( کورو ) و خانواده اش به آن شهر حمله کردند ، در آن شهر حضور داشتند و شاهد به آتش کشیده شدن سرزمینشان بودند .
آن شب ، اسکالپتر مجبور به خانه ماندن شد ، چرا که گویا زخم شدیدی برداشته بود و اِما ، که اکنون در حال معالجه او بود ، بیرون رفتن او از خانه را منع کرده بود .
بعد از 3 سال ، اسکالپتر که اکنون پیر شده بود ( مثل هر شب ) از آب انبار آشینا عبور میکرد که چشمش به چیزی میافتد ، جسدی بی هوش با دستی قطع شده و البته ظاهری همانند یک گرگ زخمی .
پس آن مرد بیهوش و بازنده را به سکونتگاه خود یعنی معبد متروک میبرد و دست مصنوعی خود را به جای دست نداشته سکیرو ، پیوند میدهد .
به علت اینکه او با اِما ، پزشک مخصوص ارباب ایشین و صد البته لرد کورو در ارتباط است ، به سکیرو میگوید که ارباب تو زنده است و تو باید برای نجات او بپاخیزی .
او امکانات و کتابچه هایی از جمله فنون کار با دست مصنوعی و فنون رزمی شینوبی را که روزگاری خود ، استاد آنان بوده را به سکیرو میدهد تا در طی مسیر کمک رسانش باشند .
ولی ، در بین پیشروی داستانتان هنگامی که شما یک ابزار خاص را پیدا میکنید ، ( Malcontent ) او مخصوصا در این باره به شما میگوید که باید حواست باشد ، که درست و به موقع از این ابزار استفاده کنی .
امّا در آخر همان شب ، وقتی که سکیرو از وجود هیولایی در نزدیکی دروازه اصلی باخبر میشود ، تصمیم به بررسی آن محل میکند و وقتی به آنجا میرسد ، متوجه میشود که اسکالپتر ، تبدیل به هیولایی به شکل گوریلی آتشین شده ، و دلیل اینکه اسکالپتر برای آن ابزار دیالوگ خاصی را به شما گوشزد کرد ، این بود که خود او ، وقتی که مبدل به هیولا میشود ...
ادامه 👇...
@FromSoftware
FROMSOFTWARE
خوشه های خشم ... در عهد پیشین ، در حدود دوره زمانی سنگوکو و آشوب کودتای ایشین ، که البته کمی قبل از آن دوره زمانی ، یک شینوبی به همراه هم رزم و دوستش ، در کوهستان ها زندگی میکردند . کوهستان و بخصوص دره فرو رفته ، محل تمرین آن دو شده بود . آن دو از صخره…
ضعف بسیار زیادی به صدای گوشخراش این سوت دارد و بعد از نواخته شدن آن ، چند لحظه کاملا بی حرکت و متشنج باقی میماند .
اما شاید بپرسید که او چرا وقتی در معبد بود ، دائم از شعله های آتش حرف میزد و اکنون نیز به هیولایی خشن تبدیل شده ؟
علت آن است که وقتی کسی اقدام به کشتن میکند ، کم کم میل به کشتن بیشتر میکند و این میل تا حدی میرسد که او بجز کشتن ، به چیز دیگری فکر نمیکند و تشنه خون میشود .
اسکالپتر نیز از این قاعده مستثنی نبود و به ( Shura ) تبدیل شد اما چگونه؟ مشخص نیست ، و زمانی هم که ایشین جلوی او را میگیرد ، خشم او فرو خورده میشود و در هنگام پیری اش ، خود را بروز میدهد و فرد به حدی میرسد که بجز شعله های خشم چیز دیگری نمیبیند .
اسکالپتر بازی سکیرو ، همان هایی هستند که در دنیای واقعی نمیتوانند خشم خود را کنترل کنند . و حتی خشمشان کهنه میشود .
اسکالپتر ، داستان آدم هاییست که نفرت و خشم ، در جوانی در وجودشان جوانه میزند و به مرور زمان ریشه میدواند .
بیاید اسکالپتر های درونمان را بکشیم ، و بیشتر به صلح و آرامش فکر کنیم تا هیولای خشن و نفرت انگیزی را درون خودمان درست نکنیم .
ممنون از اینکه وقت گذاشتید و خوندین .❤️
بزودی ریمستر این لور رو میزارم که با اثبات و منابع هستش .
#Lore
#Emma
#Sekiro
#Sculptor
@FromSoftware
اما شاید بپرسید که او چرا وقتی در معبد بود ، دائم از شعله های آتش حرف میزد و اکنون نیز به هیولایی خشن تبدیل شده ؟
علت آن است که وقتی کسی اقدام به کشتن میکند ، کم کم میل به کشتن بیشتر میکند و این میل تا حدی میرسد که او بجز کشتن ، به چیز دیگری فکر نمیکند و تشنه خون میشود .
اسکالپتر نیز از این قاعده مستثنی نبود و به ( Shura ) تبدیل شد اما چگونه؟ مشخص نیست ، و زمانی هم که ایشین جلوی او را میگیرد ، خشم او فرو خورده میشود و در هنگام پیری اش ، خود را بروز میدهد و فرد به حدی میرسد که بجز شعله های خشم چیز دیگری نمیبیند .
اسکالپتر بازی سکیرو ، همان هایی هستند که در دنیای واقعی نمیتوانند خشم خود را کنترل کنند . و حتی خشمشان کهنه میشود .
اسکالپتر ، داستان آدم هاییست که نفرت و خشم ، در جوانی در وجودشان جوانه میزند و به مرور زمان ریشه میدواند .
بیاید اسکالپتر های درونمان را بکشیم ، و بیشتر به صلح و آرامش فکر کنیم تا هیولای خشن و نفرت انگیزی را درون خودمان درست نکنیم .
ممنون از اینکه وقت گذاشتید و خوندین .❤️
بزودی ریمستر این لور رو میزارم که با اثبات و منابع هستش .
#Lore
#Emma
#Sekiro
#Sculptor
@FromSoftware
FROMSOFTWARE
Rain of astora A sad warrior A dead father A man from Loneliness #rain @fromsoftware
RAIN OF ASTORA
سالها پیش دو دوست صمیمی به اسم سولیر و رین هم بازی کودکی و بچگی یکدیگر بودند و با یک بزرگ شدند و علم جنگ و مبارزه را فرا گرفتند اما روزی رسید که سولیر به سرزمین های لردان رهسپار شد تا به فرقه بزرگ جنگجویان نور خورشید بپیوندد
اما رین که ایمان و اعتقادی نداشت به سمت سرزمین های شمالی رفت تا به فرقه های نا معلومی بپویندد
رین در سرزمین های شمالی ازدواج کرد و سال ها از مبارزات و جنگ ها به دور ماند و در کنار خانواده خود به خوشی زندگی میکرد
(گفته شده که رین لقب اون بوده و اسم او هرگز فاش نشده)
اما روزی رسید که نفرینی مرگ بار به سرزمین های شمالی رسید
بله اتش (first flame)روبه خاموشی بودو نفرین اندد ها و هالو ها بر سرزمین های شمالی هم نازل شده بوده
رین مرد شریفی که سال ها عاشقانه پدری و همسری میکرد مجبور به کشتن خانواده هالو خود شد و از درد عذاب وجدان و یا پشیمانی قسم خورد که باعث و بانی این مرض را به سزای اعمالش برساند
حالا دوباره ارمور و کلاه مخصوص خودشو پوشید و سلاح هاشو دوباره صیغل داد و رهسپار سرزمین های مختلفی شد
او سال ها در حال جستجو بود اما دیر متوجه علل اصلی شد
زمانی که لرد گوین توسط چوزن اندد کشته شد و بهترین دوست او سولیر به سرنوشت نا معلومی دچار شد
او رهسپار دیوار های مرتفع قلعه لاثریک شد تا از انجا خود را به پرنس لاثریک و لوریان برساند و با کشتن انها قدرت کافی برای نابودی سول اف سیندر و خاموش کردن شعله را بدست بیاورد
اما او میانه راه با مبارزان دیگری روبرو شد و .......
#tragedy
#sad_story
#rain_of_astora
@fromsoftware
سالها پیش دو دوست صمیمی به اسم سولیر و رین هم بازی کودکی و بچگی یکدیگر بودند و با یک بزرگ شدند و علم جنگ و مبارزه را فرا گرفتند اما روزی رسید که سولیر به سرزمین های لردان رهسپار شد تا به فرقه بزرگ جنگجویان نور خورشید بپیوندد
اما رین که ایمان و اعتقادی نداشت به سمت سرزمین های شمالی رفت تا به فرقه های نا معلومی بپویندد
رین در سرزمین های شمالی ازدواج کرد و سال ها از مبارزات و جنگ ها به دور ماند و در کنار خانواده خود به خوشی زندگی میکرد
(گفته شده که رین لقب اون بوده و اسم او هرگز فاش نشده)
اما روزی رسید که نفرینی مرگ بار به سرزمین های شمالی رسید
بله اتش (first flame)روبه خاموشی بودو نفرین اندد ها و هالو ها بر سرزمین های شمالی هم نازل شده بوده
رین مرد شریفی که سال ها عاشقانه پدری و همسری میکرد مجبور به کشتن خانواده هالو خود شد و از درد عذاب وجدان و یا پشیمانی قسم خورد که باعث و بانی این مرض را به سزای اعمالش برساند
حالا دوباره ارمور و کلاه مخصوص خودشو پوشید و سلاح هاشو دوباره صیغل داد و رهسپار سرزمین های مختلفی شد
او سال ها در حال جستجو بود اما دیر متوجه علل اصلی شد
زمانی که لرد گوین توسط چوزن اندد کشته شد و بهترین دوست او سولیر به سرنوشت نا معلومی دچار شد
او رهسپار دیوار های مرتفع قلعه لاثریک شد تا از انجا خود را به پرنس لاثریک و لوریان برساند و با کشتن انها قدرت کافی برای نابودی سول اف سیندر و خاموش کردن شعله را بدست بیاورد
اما او میانه راه با مبارزان دیگری روبرو شد و .......
#tragedy
#sad_story
#rain_of_astora
@fromsoftware
#Art
#dark_souls
باسهای دارک سولز در یک قاب.
آرتیست این تصویر فوق العاده زیبا "eli-baum" از وبسایت diviantArt هستش.
#dark_souls
باسهای دارک سولز در یک قاب.
آرتیست این تصویر فوق العاده زیبا "eli-baum" از وبسایت diviantArt هستش.
FROMSOFTWARE
#mar_whiter #last_samurai @fromsoftware
Mar_whiter
مار ویتر نام مستعار سرباز سامورایی هستش که در سرزمین های دوری (که سال ها بعد نابود شد) زندگی میکرد
مار ویتر در ارتش سامورایی ها شمشیر میزد و یکجوان با ارزو های بزرگ بود او افتخارات بزرگی کسب کرد و یکی از بهترین سامورایی های دوران خود شد اما طولی نکشید که سرزمین اون دچار نفرین مرگ باری شد و باعث پیدایش هیولاهای عظیم الجثه و خون خواری شد
لشکر سامورایی ها با تمام وجود در مقابل شیاطین مقابله کردند اما طولی نکشید که انسان ها مقلوب شیطاین شدند و یکی یکی کشته و یا خورده و نفرین شدند
بقیه مردم ها یا فرار کردند و یا کشته شدن
مار ویتر از اخرین سربازان نجات یافته بود او حالا درد عظیمی رو در قلبش داشت به همین دلیل تصمیم گرفت که به سرزمین های همسایه بره و درخواست کمک کنه
یکی از بزرگترین سرزمین ها ،سرزمین هایی با قلعه های محکمی بود که به قلعه لاثریک معروف شده بود
گفته شده بود که این سرزمین حاکم مهربان و انسان دوستی بنام اوسایرس دارد که همسر او بانو گوونور و فرزندان او از نوادگان خدایان هستند پس سامورایی ما عازم سفر به این سرزمین دور شد اما وقتی به انجا رسید در این سرزمین زیبا نفرینی از نخستین شعله پدیدار شده بود لرد اوسایرس تبدیل به اژدهایی ناقص شده بود و همه ارتش مقتدر او تبدیل به هالو های بی فکر و خون خوار شده بودند
سامورایی ما با جنگجویان زیادی جنگید وشیاطین بسیاری را نابود کرد اما او میبایست خود را به شاهزاده ها رسانده و با کشتن انها و استفاده از ارواح قدرتمند ها خود را تقویت کرده تا بتواند سول اف سیندر نگهبان شعله را شکست دهد اما .....
#mar_whiter
#last_samurai
@fromsoftware
مار ویتر نام مستعار سرباز سامورایی هستش که در سرزمین های دوری (که سال ها بعد نابود شد) زندگی میکرد
مار ویتر در ارتش سامورایی ها شمشیر میزد و یکجوان با ارزو های بزرگ بود او افتخارات بزرگی کسب کرد و یکی از بهترین سامورایی های دوران خود شد اما طولی نکشید که سرزمین اون دچار نفرین مرگ باری شد و باعث پیدایش هیولاهای عظیم الجثه و خون خواری شد
لشکر سامورایی ها با تمام وجود در مقابل شیاطین مقابله کردند اما طولی نکشید که انسان ها مقلوب شیطاین شدند و یکی یکی کشته و یا خورده و نفرین شدند
بقیه مردم ها یا فرار کردند و یا کشته شدن
مار ویتر از اخرین سربازان نجات یافته بود او حالا درد عظیمی رو در قلبش داشت به همین دلیل تصمیم گرفت که به سرزمین های همسایه بره و درخواست کمک کنه
یکی از بزرگترین سرزمین ها ،سرزمین هایی با قلعه های محکمی بود که به قلعه لاثریک معروف شده بود
گفته شده بود که این سرزمین حاکم مهربان و انسان دوستی بنام اوسایرس دارد که همسر او بانو گوونور و فرزندان او از نوادگان خدایان هستند پس سامورایی ما عازم سفر به این سرزمین دور شد اما وقتی به انجا رسید در این سرزمین زیبا نفرینی از نخستین شعله پدیدار شده بود لرد اوسایرس تبدیل به اژدهایی ناقص شده بود و همه ارتش مقتدر او تبدیل به هالو های بی فکر و خون خوار شده بودند
سامورایی ما با جنگجویان زیادی جنگید وشیاطین بسیاری را نابود کرد اما او میبایست خود را به شاهزاده ها رسانده و با کشتن انها و استفاده از ارواح قدرتمند ها خود را تقویت کرده تا بتواند سول اف سیندر نگهبان شعله را شکست دهد اما .....
#mar_whiter
#last_samurai
@fromsoftware
Forwarded from FROMSOFTWARE (🤙Sobhan.AK🤙)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسابقه بین
Mar wither VS mengxin
برنده این مسابقه
🔥mar wither🔥
تبریکمیگیم به mar witherعزیز در یک هشتم منتظرتیم🖤
#mar_wither
#tournament
@playfromsoftware
Mar wither VS mengxin
برنده این مسابقه
🔥mar wither🔥
تبریکمیگیم به mar witherعزیز در یک هشتم منتظرتیم🖤
#mar_wither
#tournament
@playfromsoftware
Forwarded from FROMSOFTWARE (🤙Sobhan.AK🤙)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسابقه بین
Mar whiter VS SuperpigCZ
برنده این مسابقه
🔥 mar whiter 🔥
تبریکمیگیم به غلام عزیز در یک چهارم منتظرتیم🖤
#mar_whiter
#tournament
@playfromsoftware
Mar whiter VS SuperpigCZ
برنده این مسابقه
🔥 mar whiter 🔥
تبریکمیگیم به غلام عزیز در یک چهارم منتظرتیم🖤
#mar_whiter
#tournament
@playfromsoftware