این داستان :
میخوام بهتون ثابت کنم بلادبورن اونقدام سخت نیست 😳🤔
فقط تیکه آخرش 😂
#Fun #Blood_Borne
@PlayFromSoftware
میخوام بهتون ثابت کنم بلادبورن اونقدام سخت نیست 😳🤔
فقط تیکه آخرش 😂
#Fun #Blood_Borne
@PlayFromSoftware
Yharnam's Bow
در پایین محل نبرد با باس ( پرستار مرگو ) ، همان باس پایانی بازی ، ما یارنام را میبینیم ، در حالی که با جامه ای خونین و چشمانی گریان ، به ساختمان خیره شده .
و وقتی که شکارچی ، باس را از بین ببرد ، و بلافاصله نزد یارنام برود ، با حالتی بسیار عجیب و کمی رعب آور روبرو میشود .
یارنام در حالی که شما هنوز به وی نزدیک نشده اید ، با لبخندی به شما تعظیم کرده و سپس غیب میشود !!
#Art
#Fact
#Blood_Borne
#Wet_Nurse_Of_Mergo
#Yharnam_The_Pthumeru_Queen
@PlayFromSoftware
در پایین محل نبرد با باس ( پرستار مرگو ) ، همان باس پایانی بازی ، ما یارنام را میبینیم ، در حالی که با جامه ای خونین و چشمانی گریان ، به ساختمان خیره شده .
و وقتی که شکارچی ، باس را از بین ببرد ، و بلافاصله نزد یارنام برود ، با حالتی بسیار عجیب و کمی رعب آور روبرو میشود .
یارنام در حالی که شما هنوز به وی نزدیک نشده اید ، با لبخندی به شما تعظیم کرده و سپس غیب میشود !!
#Art
#Fact
#Blood_Borne
#Wet_Nurse_Of_Mergo
#Yharnam_The_Pthumeru_Queen
@PlayFromSoftware
هشتگ های پر کاربرد چنل :
#news اخبار مربوط به شرکت فرام سافتور
#dark_souls پست های مربوط به دارک سولز
#npc_lore داستان شخصیت های بازی
#boss_lore داستان باس های بازی
#Npc_guide راهنمایی خط داستانی شخصیت
#boss_guide راهنمایی کشتن و نابودی باس
#pro_killer راهنمایی های حرفه ای سری سولز
#fun مطالب و عکس های فان
#souls_borne مطالب مشترک دارک سولز وبلادبورن
#blood_borne مطالب بازی بلادبورن
#sekiro_shadows_die_twice مطالب بازی سکیرو
#lore داستان های دنیای دارک سولز و بلادبورن
#fact فکت های بازی
#art والپیپر و عکس ها هنری بازیها
@playfromsoftware
#news اخبار مربوط به شرکت فرام سافتور
#dark_souls پست های مربوط به دارک سولز
#npc_lore داستان شخصیت های بازی
#boss_lore داستان باس های بازی
#Npc_guide راهنمایی خط داستانی شخصیت
#boss_guide راهنمایی کشتن و نابودی باس
#pro_killer راهنمایی های حرفه ای سری سولز
#fun مطالب و عکس های فان
#souls_borne مطالب مشترک دارک سولز وبلادبورن
#blood_borne مطالب بازی بلادبورن
#sekiro_shadows_die_twice مطالب بازی سکیرو
#lore داستان های دنیای دارک سولز و بلادبورن
#fact فکت های بازی
#art والپیپر و عکس ها هنری بازیها
@playfromsoftware
دارک سولز ریمستر در فروشگاه پلی استیشن این ماه آف خورده 😍😍😍🖤🖤
#dark_souls_remastered
#off_sell
#santa
#news
@playfromsoftware
#dark_souls_remastered
#off_sell
#santa
#news
@playfromsoftware
Forwarded from FROMSOFTWARE
Sleep tight bud! Replenish your energy because tomorrow is going to be a wild ride that I can’t wait to experience with you.🖤
#GN
@playfromsoftware
#GN
@playfromsoftware
FROMSOFTWARE
Raime & velstadt #art #dark_souls_2 @playfromsoftware
داستان دو مشاور🔥🤝🔥
(لور ریم و ولاستد) قسمت اول1⃣
انسان در زندگی،به طور فطری، نیاز به یک فرد بزرگتر و بهتر را احساس میکند و برای رسیدن و رفع این نیاز، تلاش های زیادی میکند، گاهی اوقات این فرد ممکن است، دچار اشتباهات بزرگی شود،پس در این زمان، چه کاری باید انجام داد؟
ریم، جوانی در جستجوی قدرت و مقام، با تلاش و کوشش زیاد به خدمت پادشاه وندریک درآمد.وی با تلاش های بسیار در دستگاه مقاماتی وندریک، توانست مقام نسبتا نزدیکی نزد پادشاه دست یابد.بعد از جنگ با غول ها، ریم به مقام مشاور نزدیک و دست راست پادشاه دست یافت.
ولاستد،از شهر شولوا، در استفاده از جادوهای مختص به خدایان، تبحر خاصی داشت، و این توانایی مورد توجه پادشاه قرار گرفت و پادشاه او را تبدیل به یکی از محافظانش کرد، بعد از جنگ با غول ها و نشان دادن توانایی های خودش در مبارزه، به عنوان محافظ مخصوص پادشاه و دیگر دست وی، گمارده شد.
همهی قلمرو تازه تأسیس در آرامش نسبی به سر میبرد، تا اینکه....
ناشاندرا،تکه ای باقی مانده از روح مانوس، حالت انسانی گرفته و به نزد پادشاه آمد. ریم به ناشاندرا شک داشت، ولی او شک خود را مشخص نکرد و به صحبت های ناشاندرا گوش کرد.
ناشاندرا، از تهدیدی صحبت میکرد که در کمین پادشاه بود، غول ها.ناشاندرا گفت که انها به زودی به درنگلیک حمله میکنند و پادشاهی را نابود میکنند، اما واقعیت چیز دیگری بود.ناشاندرا با زیبایی اش پادشاه را تحت تاثیر قرار داد، و او را برای خواسته های خودش مجاب کرد.
با لشگرکشی وندریک به جزیره غول ها، جنگ بزرگی شروع شد، و در نهایت غول ها با شکست مواجه شدند و وندریک جسم گرانبهای انها به نام خویشاوندی غول ها را به عنوان غنیمت برداشت.
پادشاه، ناشاندرا را عنوان همسر خود انتخاب کرد و با استفاده از خویشاوندی غول ها، قلعهی درنگلیک را به افتخار همسرش و با استفاده از قدرت غول های سنگی ساخت.و صلح در قلمرو برقرار شد، صلح طولانی ای که گویی مانند تاریکی بود.
همهی قلمرو در صلح بود که ناگهان غول ها حمله کردند، و قلمرو در هرج و مرج فرو رفت. ریم و ولاستد با ارتش وندریک به مبارزه با غول ها پرداختند و در نهایت جنگ با تلفات زیادی و با مداخله یک قهرمان بی نام و شکست دادن ارباب غول ها، به نفع درنگلیک تمام شد.
ریم، که مشاهده کرد ناشاندرا بیهوده پادشاه را مجاب به حمله کرد و باعث هرج و مرج بی دلیل شد، او را زیر نظر گرفت و مشاهده کرد او روز به روز، روح پادشاه را ضعیف میکند و فقط به دنبال روح پادشاه و نابودی اوست.
ریم نتوانست این وضعیت را تحمل کند پس، کاری را کرد که یک مشاور واقعی انجام می دهد،او پادشاه اش را از هدف واقعی ناشاندرا باخبر ساخت، ولی وندریک عاشق تر از این بود که به صحبت های خیر خواهانه ی ریم گوش کند.او به محافظ نزدیکش ولاستد دستور داد، که ریم را بکشد...
(پایان قسمت اول) 🙏
#lore
#velstadt
#boss_lore
#dark_souls_2
#raime_the_fume_knight
@playfromsoftware
(لور ریم و ولاستد) قسمت اول1⃣
انسان در زندگی،به طور فطری، نیاز به یک فرد بزرگتر و بهتر را احساس میکند و برای رسیدن و رفع این نیاز، تلاش های زیادی میکند، گاهی اوقات این فرد ممکن است، دچار اشتباهات بزرگی شود،پس در این زمان، چه کاری باید انجام داد؟
ریم، جوانی در جستجوی قدرت و مقام، با تلاش و کوشش زیاد به خدمت پادشاه وندریک درآمد.وی با تلاش های بسیار در دستگاه مقاماتی وندریک، توانست مقام نسبتا نزدیکی نزد پادشاه دست یابد.بعد از جنگ با غول ها، ریم به مقام مشاور نزدیک و دست راست پادشاه دست یافت.
ولاستد،از شهر شولوا، در استفاده از جادوهای مختص به خدایان، تبحر خاصی داشت، و این توانایی مورد توجه پادشاه قرار گرفت و پادشاه او را تبدیل به یکی از محافظانش کرد، بعد از جنگ با غول ها و نشان دادن توانایی های خودش در مبارزه، به عنوان محافظ مخصوص پادشاه و دیگر دست وی، گمارده شد.
همهی قلمرو تازه تأسیس در آرامش نسبی به سر میبرد، تا اینکه....
ناشاندرا،تکه ای باقی مانده از روح مانوس، حالت انسانی گرفته و به نزد پادشاه آمد. ریم به ناشاندرا شک داشت، ولی او شک خود را مشخص نکرد و به صحبت های ناشاندرا گوش کرد.
ناشاندرا، از تهدیدی صحبت میکرد که در کمین پادشاه بود، غول ها.ناشاندرا گفت که انها به زودی به درنگلیک حمله میکنند و پادشاهی را نابود میکنند، اما واقعیت چیز دیگری بود.ناشاندرا با زیبایی اش پادشاه را تحت تاثیر قرار داد، و او را برای خواسته های خودش مجاب کرد.
با لشگرکشی وندریک به جزیره غول ها، جنگ بزرگی شروع شد، و در نهایت غول ها با شکست مواجه شدند و وندریک جسم گرانبهای انها به نام خویشاوندی غول ها را به عنوان غنیمت برداشت.
پادشاه، ناشاندرا را عنوان همسر خود انتخاب کرد و با استفاده از خویشاوندی غول ها، قلعهی درنگلیک را به افتخار همسرش و با استفاده از قدرت غول های سنگی ساخت.و صلح در قلمرو برقرار شد، صلح طولانی ای که گویی مانند تاریکی بود.
همهی قلمرو در صلح بود که ناگهان غول ها حمله کردند، و قلمرو در هرج و مرج فرو رفت. ریم و ولاستد با ارتش وندریک به مبارزه با غول ها پرداختند و در نهایت جنگ با تلفات زیادی و با مداخله یک قهرمان بی نام و شکست دادن ارباب غول ها، به نفع درنگلیک تمام شد.
ریم، که مشاهده کرد ناشاندرا بیهوده پادشاه را مجاب به حمله کرد و باعث هرج و مرج بی دلیل شد، او را زیر نظر گرفت و مشاهده کرد او روز به روز، روح پادشاه را ضعیف میکند و فقط به دنبال روح پادشاه و نابودی اوست.
ریم نتوانست این وضعیت را تحمل کند پس، کاری را کرد که یک مشاور واقعی انجام می دهد،او پادشاه اش را از هدف واقعی ناشاندرا باخبر ساخت، ولی وندریک عاشق تر از این بود که به صحبت های خیر خواهانه ی ریم گوش کند.او به محافظ نزدیکش ولاستد دستور داد، که ریم را بکشد...
(پایان قسمت اول) 🙏
#lore
#velstadt
#boss_lore
#dark_souls_2
#raime_the_fume_knight
@playfromsoftware
The Right Leg Secret ...
همانطور که در عکس مشاهده میکنید ، دور قسمتی از پای راست ( بالای زانو ) با دو بند ، سخت محکم شده .
این حالت ، فقط در ست شلوار های ( شکارچیان قدیمی ) وجود دارد .
حالا منظورشان از این کار چه بوده؟
داستان این بود که در قدیم الایام که قضیه خون و هیولاهای ( یارنام قدیم ترجیحا ) باب شده بود ، به شکارچیان دستور داده میشد ، که اینکار را بکنند تا از ورود خون و به تبع آن نفرین به بدن و سپس روح انسان ، جلوگیری شود . ( که البته آن زمان بخاطر اینکه موضوع ناشناخته بوده ، به این صورت مطرح شده و کاملا عقیده خرافی هست ) .
نکته اینجاست که آنها معتقد بودند که خون ، فقط از پای راست پیشروی و به بدن سرایت میکند !
و به همین خاطر فقط پای راست را محکم میکردند ، تا خون بیشتر به سمت بدن نرود !
#Fact
#Old_Hunters
#Blood_Borne
@PlayFromSoftware
همانطور که در عکس مشاهده میکنید ، دور قسمتی از پای راست ( بالای زانو ) با دو بند ، سخت محکم شده .
این حالت ، فقط در ست شلوار های ( شکارچیان قدیمی ) وجود دارد .
حالا منظورشان از این کار چه بوده؟
داستان این بود که در قدیم الایام که قضیه خون و هیولاهای ( یارنام قدیم ترجیحا ) باب شده بود ، به شکارچیان دستور داده میشد ، که اینکار را بکنند تا از ورود خون و به تبع آن نفرین به بدن و سپس روح انسان ، جلوگیری شود . ( که البته آن زمان بخاطر اینکه موضوع ناشناخته بوده ، به این صورت مطرح شده و کاملا عقیده خرافی هست ) .
نکته اینجاست که آنها معتقد بودند که خون ، فقط از پای راست پیشروی و به بدن سرایت میکند !
و به همین خاطر فقط پای راست را محکم میکردند ، تا خون بیشتر به سمت بدن نرود !
#Fact
#Old_Hunters
#Blood_Borne
@PlayFromSoftware
FROMSOFTWARE
King Vendrick & His Advisors #art #dark_souls_2 @playfromsoftware
داستان دو مشاور🔥🤝🔥
(لور ریم و ولاستد)قسمت دوم2⃣
ولاستد،محافظ وفادار به پادشاه، بدون هیچ چون و چرایی، به جنگ با دوست خود رفت.مبارزه ای سخت بین دو دوست و مشاور درگرفت، هرکدام از با نظر هایی متفاوت، با یکدیگر جنگیدند.
درنهایت،ریم درمقابل ولاستد شکست سختی خورد،ولی پادشاه به جای کشتن او، وی را تبعید کرد و اورا خیانتکار به پادشاه نامید.
ریم پس از شکست،در جستجوی نیرویی گشت، تا بتواند با قدرت ان نیرو، حرف خود را به پادشاه اثبات کند، به همین دلیل در سرزمین شروع به گشت و گذار کرد، و در نهایت به برج ابری رسید، در این سفر تعدادی از سرباز های وفادار به او نیز،ریم را همراهی میکردند.، همهی انها یا در مسیر یا در برج ابری کشته شدند.
ریم در برج ابری، به نیرویی برخورد، نیرویی که از یک تکه از روح مانوس، قدرت میگرفت، ان تکه کسی نبود جز نادالیا. نادالیا، تکه از روح مانوس بود که دیر به قلمرو مورد نظر خود رسید و وقتی به قلمرو رسید، پادشاه خود را کشته شده یافت.او به برج ابری رفت و آنجا را به محیط زندگی خود تبدیل کرد.
ریم با او حس همدردی زیادی کرد، هردو برای رسیدن به خواسته خود طرد شده و از رسیدن به هدف خود بازماندند.نادالیا به ریم قدرت زیادی بخشید و او را تبدیل به شوالیه دود کرد.ریم اینبار قدرت خود را از یک چهره ای پدر مانند بدست نیاورد، بلکه از چهره ای مادر مانند گرفت. ریم قدرت این را داشت که نادالیا را نابود یا برج ابری را ترک کند، ولی در عوض تصمیم گرفت با نادالیا زندگی کند و تا اخر عمر اورا از خطرات احتمالی دور کند. ریم در نهایت توسط قهرمانی بی نام کشته شد.بعد ها پادشاه از اقداماتی که در مورد خدمت کارانش مانند ریم انجام داده احساس ندامتی شدید میکند.
ولاستد،بعد از مبتلا شدن پادشاه اش به نفرین، اورا دنبال کرد و در قبرستان نامیرا ها، به همراه تعدادی از بهترین سرباز های پادشاه، به مراقبت از او پرداختند، و ولاستد قسم خورد تا اخر عمر از پادشاه خود محافظت کند و از ورود هر کسی که بخواهد پادشاه را در زندانش ببیند، جلوگیری کند.ولاستد بخاطر زندگی در قبرستان نامیرا ها، تحت تاثیر تاریکی آن محیط قرار گرفت و جادو هایی که استفاده میکرد، تبدیل به جادو های تاریکی شد. ولاستد در نهایت توسط قهرمانی بی نام شکست خورد، و کشته شد.
(پایان لور) 🙏
#lore
#velstadt
#boss_lore
#dark_souls_2
#raime_the_fume_knight
@playfromsoftware
(لور ریم و ولاستد)قسمت دوم2⃣
ولاستد،محافظ وفادار به پادشاه، بدون هیچ چون و چرایی، به جنگ با دوست خود رفت.مبارزه ای سخت بین دو دوست و مشاور درگرفت، هرکدام از با نظر هایی متفاوت، با یکدیگر جنگیدند.
درنهایت،ریم درمقابل ولاستد شکست سختی خورد،ولی پادشاه به جای کشتن او، وی را تبعید کرد و اورا خیانتکار به پادشاه نامید.
ریم پس از شکست،در جستجوی نیرویی گشت، تا بتواند با قدرت ان نیرو، حرف خود را به پادشاه اثبات کند، به همین دلیل در سرزمین شروع به گشت و گذار کرد، و در نهایت به برج ابری رسید، در این سفر تعدادی از سرباز های وفادار به او نیز،ریم را همراهی میکردند.، همهی انها یا در مسیر یا در برج ابری کشته شدند.
ریم در برج ابری، به نیرویی برخورد، نیرویی که از یک تکه از روح مانوس، قدرت میگرفت، ان تکه کسی نبود جز نادالیا. نادالیا، تکه از روح مانوس بود که دیر به قلمرو مورد نظر خود رسید و وقتی به قلمرو رسید، پادشاه خود را کشته شده یافت.او به برج ابری رفت و آنجا را به محیط زندگی خود تبدیل کرد.
ریم با او حس همدردی زیادی کرد، هردو برای رسیدن به خواسته خود طرد شده و از رسیدن به هدف خود بازماندند.نادالیا به ریم قدرت زیادی بخشید و او را تبدیل به شوالیه دود کرد.ریم اینبار قدرت خود را از یک چهره ای پدر مانند بدست نیاورد، بلکه از چهره ای مادر مانند گرفت. ریم قدرت این را داشت که نادالیا را نابود یا برج ابری را ترک کند، ولی در عوض تصمیم گرفت با نادالیا زندگی کند و تا اخر عمر اورا از خطرات احتمالی دور کند. ریم در نهایت توسط قهرمانی بی نام کشته شد.بعد ها پادشاه از اقداماتی که در مورد خدمت کارانش مانند ریم انجام داده احساس ندامتی شدید میکند.
ولاستد،بعد از مبتلا شدن پادشاه اش به نفرین، اورا دنبال کرد و در قبرستان نامیرا ها، به همراه تعدادی از بهترین سرباز های پادشاه، به مراقبت از او پرداختند، و ولاستد قسم خورد تا اخر عمر از پادشاه خود محافظت کند و از ورود هر کسی که بخواهد پادشاه را در زندانش ببیند، جلوگیری کند.ولاستد بخاطر زندگی در قبرستان نامیرا ها، تحت تاثیر تاریکی آن محیط قرار گرفت و جادو هایی که استفاده میکرد، تبدیل به جادو های تاریکی شد. ولاستد در نهایت توسط قهرمانی بی نام شکست خورد، و کشته شد.
(پایان لور) 🙏
#lore
#velstadt
#boss_lore
#dark_souls_2
#raime_the_fume_knight
@playfromsoftware