▫️ کورو (Kuro, The Divine Heir)
او تنها بازمانده از نوادگان یک قبیله باستانی است و کسی است که سكيرو مسئول محافظت از او است. کورو فرزندخواندهی هیراتا است و توسط او بزرگ شده است. با وجود سن پایینی که دارد اما او فردی آرام و با ایمان است که رفتار بزرگمنشانهای دارد.
با وجود درگیری که میان قبیله آشینا و وزارت داخلی وجود داشت، کورو به خاطر اصل و نسبی که داشت در ابتدای داستان توسط فرمانده قبیله آشینا اسیر شد.
#kuro
#Sekiro
☑️ @PlayFromSoftware
او تنها بازمانده از نوادگان یک قبیله باستانی است و کسی است که سكيرو مسئول محافظت از او است. کورو فرزندخواندهی هیراتا است و توسط او بزرگ شده است. با وجود سن پایینی که دارد اما او فردی آرام و با ایمان است که رفتار بزرگمنشانهای دارد.
با وجود درگیری که میان قبیله آشینا و وزارت داخلی وجود داشت، کورو به خاطر اصل و نسبی که داشت در ابتدای داستان توسط فرمانده قبیله آشینا اسیر شد.
#kuro
#Sekiro
☑️ @PlayFromSoftware
FROMSOFTWARE
Anri Of Astora & Horace The Hushed #art @playfromsoftware
نجیب زاده بدبخت ...
سال ها پیش ، ( اسکار از اهالی استورا ) ، یکی از بهترین شوالیه ها و افراد با نفوذ در دربار پادشاهی استورا صاحب فرزندی میشود و نامش را ( آنری ) میگذارد . آنری خیلی زود یتیم میشود و لباس مخصوص نجیب زاده های دربار آستورا به همراه حلقه ای بنام چشم شیطان ( معلوم نیست پدرش یا پدربزرگش هنگام کشتن هیولای مخرب سرزمین استورا چشم او را در آورده و در حلقه مخصوصش گذاشته و این حلقه بصورت میراثی در خاندان آنری در آمده ) را به ارث میبرد .
او هم مثل ما یک آنکیندلد وان و جستجو کننده اربابان خاکستر است . همیشه همراه و همسفری بنام ( هوریس ) دارد که گویا لال است و اصلا حرف نمیزند . اما در بین همه اربابان خاکستر ، گویا با آلدریچ حسابی جداگانه دارد .
این نکته رو بدونید که نقاطی از استورا رو میتوان در بازی پیدا کرد . این نقاط که حد فاصل { بونفایر های ( دژ دو راهی تا کلیسای تاریک ) هستند } خرابه هایی در آنها وجود دارد که بنظر میرسه بقایای استورا ویران شده هستند . مثلا اولین جایی که با آنری ملاقات میکنید ، یا محل مبارزه با حکیم کریستال ، خرابه هایی بیش نیست که البته دور و برش را هم ما نمیتوانیم ببینیم چون یا با صخره بسته شده یا جنگل محصورش کرده ، و به نظر تکه هایی از سرزمین ویران شده استورا هستند .
پس استورا زمانی در نزدیکی کلیسای تاریک بوده ، جایی که آلدریچ ، زمانی اسقف اعظم آنجا
بود .
این مشخص نیست که چگونه شروع شد ، اما یک روز آلدریچ تصمیم به خوردن انسان ها کرد و حتی از صدای جیغ و دادی هم که هنگام زنده زنده خوردن قربانیانش هم میشنید ، لذت بی انتهایی میبرد ! بنظر او اولین قربانیانش را از کودکان و بچه هایی شروع کرده که سرپرست و والدینی نداشته اند (( چون اگر سرپرستی داشتند لااقل از بردن بچه ها به کلیسای تاریک ممانعت میکردند )) .
بازی فقط این نکته را برای ما روشن کرده که ( هوریس ، یکی از دو بچه ای ( به احتمال زیاد آن یکی دیگه آنری بوده ) بوده که از چنگال آلدریچ فرار کرده .) پس به هر حال هوریس و آنری فرار میکنند . و سپس آنری که خیلی از دوستان خودش رو از دست داده بوده به خون خواهی آنان بر میخیزه و سودای انتقام از آلدریچ رو در سرش می پرورونه . هوریس اما دلیلش مشخص نیست ولی به احتمال زیاد او نیز به همین دلیل با آنری همراه میشود که نه تنها آلدریچ رو به سزای اعمال ننگینش برسونن ، بلکه 4 ارباب خاکستر رو کشته و به عصر زوال آتش پایان دهند .
جریان فرار آنری و هوریس به این شرحه : مسئول کشتن و اعدام ( در واقع قربانی کردن ) بچه ها یک جلاد فاسد بوده ( و ما میتونیم از کلمه فاسد ، دائم الخمر بودن رو نیز نتیجه بگیریم ) . وقتی نوبت به آنری و هوریس میرسه ، هوریس از مست بودن جلاد استفاده میکنه و اون رو میکشه ( به هر نحوی ) و بعد لباسش رو هم میدزده . و سپس اونا موفق به فرار میشوند ، این محتمل ترین طریقیه که اونا میتونن فرار کرده باشن .
آنری و هوریس سال ها خودشون رو برای مقابله با آلدریچ آماده میکنن و سر انجام آنری خودش رو به میراثی که از پدرش به ارث برده بوده مجهز میکنه و اونا آماده رفتن به کلیسای تاریک میشن و بعد که به اونجا میرسن ، میبینن آلدریچ رفته و اثری از آثارش نیست . سپس مجسمه کوچک موسوم به ( عروسک کوچک ) نشانی ایریثل رو به اونها میده و آن دو رهسپار شهر افسانه ای ایریثل میشن .
اما مشکلی در راه بوجود میآید ، هوریس به تله میافتد و آن دو ناخواسته از هم دیگر جدا میشوند ، و هوریس طی این به دام افتادن ، انسانیت خود را از دست داده و در نتیجه عقلش را نیز از دست داده و دیگر بدیهیست که تلاشی برای پیدا کردن همسفرش نمیکند . آنری که گیج شده به دنبال همیارش میگردد اما از او اثری نمیبیند و او را رها میکند .
قبل از همه اینها ، زمانی که شما برای بار دوم آنری را در شراین میبینید ، ( یوریا ) یکی از 3 خواهر موسس کلیسای لاندر ، به شما پیشنهاد میکند که { اگر دوشیزه آنری جوان و (( نجیب زاده )) را میشناشید ، باید به شما بگوید که او یک هالو است و بزودی در تالار مخفی ماه ، برای انجام مراسم ازدوام به شما ملحق خواهد شد . } دلیل انتخاب آنری را در لور یوریا و لاندر خواهم گفت .
چکار باید کرد ؟ باید گذاشت آنری جوان و بی گناه ، قربانی دستان سیاه یوریا و لاندر شود و ( شمشیر اعتراف ) را در قلبش فرود آوریم تا عروس ارباب لاندر یعنی آنلکیندلد وان شود ؟ یا نه ، او که به هر حال روزی انسانیت خود را از دست میداد ، پس بهتر بود که به یوریا خیانت کرده و آنری را در هدفش یاری کنیم ، بله این راه درست و روشن است . سپس آنری به همراه آنکیندلد وان با آلدریچ روبرو میشود و سوگند به پابان کار او میخورد ، و بعد از کشتن آن پلید ، گویی باری از دوش آنری برداشته شده و عمیقا از شما تشکر میکند .
ادامه .....👇👇
@playfromsoftware
سال ها پیش ، ( اسکار از اهالی استورا ) ، یکی از بهترین شوالیه ها و افراد با نفوذ در دربار پادشاهی استورا صاحب فرزندی میشود و نامش را ( آنری ) میگذارد . آنری خیلی زود یتیم میشود و لباس مخصوص نجیب زاده های دربار آستورا به همراه حلقه ای بنام چشم شیطان ( معلوم نیست پدرش یا پدربزرگش هنگام کشتن هیولای مخرب سرزمین استورا چشم او را در آورده و در حلقه مخصوصش گذاشته و این حلقه بصورت میراثی در خاندان آنری در آمده ) را به ارث میبرد .
او هم مثل ما یک آنکیندلد وان و جستجو کننده اربابان خاکستر است . همیشه همراه و همسفری بنام ( هوریس ) دارد که گویا لال است و اصلا حرف نمیزند . اما در بین همه اربابان خاکستر ، گویا با آلدریچ حسابی جداگانه دارد .
این نکته رو بدونید که نقاطی از استورا رو میتوان در بازی پیدا کرد . این نقاط که حد فاصل { بونفایر های ( دژ دو راهی تا کلیسای تاریک ) هستند } خرابه هایی در آنها وجود دارد که بنظر میرسه بقایای استورا ویران شده هستند . مثلا اولین جایی که با آنری ملاقات میکنید ، یا محل مبارزه با حکیم کریستال ، خرابه هایی بیش نیست که البته دور و برش را هم ما نمیتوانیم ببینیم چون یا با صخره بسته شده یا جنگل محصورش کرده ، و به نظر تکه هایی از سرزمین ویران شده استورا هستند .
پس استورا زمانی در نزدیکی کلیسای تاریک بوده ، جایی که آلدریچ ، زمانی اسقف اعظم آنجا
بود .
این مشخص نیست که چگونه شروع شد ، اما یک روز آلدریچ تصمیم به خوردن انسان ها کرد و حتی از صدای جیغ و دادی هم که هنگام زنده زنده خوردن قربانیانش هم میشنید ، لذت بی انتهایی میبرد ! بنظر او اولین قربانیانش را از کودکان و بچه هایی شروع کرده که سرپرست و والدینی نداشته اند (( چون اگر سرپرستی داشتند لااقل از بردن بچه ها به کلیسای تاریک ممانعت میکردند )) .
بازی فقط این نکته را برای ما روشن کرده که ( هوریس ، یکی از دو بچه ای ( به احتمال زیاد آن یکی دیگه آنری بوده ) بوده که از چنگال آلدریچ فرار کرده .) پس به هر حال هوریس و آنری فرار میکنند . و سپس آنری که خیلی از دوستان خودش رو از دست داده بوده به خون خواهی آنان بر میخیزه و سودای انتقام از آلدریچ رو در سرش می پرورونه . هوریس اما دلیلش مشخص نیست ولی به احتمال زیاد او نیز به همین دلیل با آنری همراه میشود که نه تنها آلدریچ رو به سزای اعمال ننگینش برسونن ، بلکه 4 ارباب خاکستر رو کشته و به عصر زوال آتش پایان دهند .
جریان فرار آنری و هوریس به این شرحه : مسئول کشتن و اعدام ( در واقع قربانی کردن ) بچه ها یک جلاد فاسد بوده ( و ما میتونیم از کلمه فاسد ، دائم الخمر بودن رو نیز نتیجه بگیریم ) . وقتی نوبت به آنری و هوریس میرسه ، هوریس از مست بودن جلاد استفاده میکنه و اون رو میکشه ( به هر نحوی ) و بعد لباسش رو هم میدزده . و سپس اونا موفق به فرار میشوند ، این محتمل ترین طریقیه که اونا میتونن فرار کرده باشن .
آنری و هوریس سال ها خودشون رو برای مقابله با آلدریچ آماده میکنن و سر انجام آنری خودش رو به میراثی که از پدرش به ارث برده بوده مجهز میکنه و اونا آماده رفتن به کلیسای تاریک میشن و بعد که به اونجا میرسن ، میبینن آلدریچ رفته و اثری از آثارش نیست . سپس مجسمه کوچک موسوم به ( عروسک کوچک ) نشانی ایریثل رو به اونها میده و آن دو رهسپار شهر افسانه ای ایریثل میشن .
اما مشکلی در راه بوجود میآید ، هوریس به تله میافتد و آن دو ناخواسته از هم دیگر جدا میشوند ، و هوریس طی این به دام افتادن ، انسانیت خود را از دست داده و در نتیجه عقلش را نیز از دست داده و دیگر بدیهیست که تلاشی برای پیدا کردن همسفرش نمیکند . آنری که گیج شده به دنبال همیارش میگردد اما از او اثری نمیبیند و او را رها میکند .
قبل از همه اینها ، زمانی که شما برای بار دوم آنری را در شراین میبینید ، ( یوریا ) یکی از 3 خواهر موسس کلیسای لاندر ، به شما پیشنهاد میکند که { اگر دوشیزه آنری جوان و (( نجیب زاده )) را میشناشید ، باید به شما بگوید که او یک هالو است و بزودی در تالار مخفی ماه ، برای انجام مراسم ازدوام به شما ملحق خواهد شد . } دلیل انتخاب آنری را در لور یوریا و لاندر خواهم گفت .
چکار باید کرد ؟ باید گذاشت آنری جوان و بی گناه ، قربانی دستان سیاه یوریا و لاندر شود و ( شمشیر اعتراف ) را در قلبش فرود آوریم تا عروس ارباب لاندر یعنی آنلکیندلد وان شود ؟ یا نه ، او که به هر حال روزی انسانیت خود را از دست میداد ، پس بهتر بود که به یوریا خیانت کرده و آنری را در هدفش یاری کنیم ، بله این راه درست و روشن است . سپس آنری به همراه آنکیندلد وان با آلدریچ روبرو میشود و سوگند به پابان کار او میخورد ، و بعد از کشتن آن پلید ، گویی باری از دوش آنری برداشته شده و عمیقا از شما تشکر میکند .
ادامه .....👇👇
@playfromsoftware
FROMSOFTWARE
نجیب زاده بدبخت ... سال ها پیش ، ( اسکار از اهالی استورا ) ، یکی از بهترین شوالیه ها و افراد با نفوذ در دربار پادشاهی استورا صاحب فرزندی میشود و نامش را ( آنری ) میگذارد . آنری خیلی زود یتیم میشود و لباس مخصوص نجیب زاده های دربار آستورا به همراه حلقه…
ولی آنری آن تشکر زبانی رو ارزشمند ندانسته ، به شراین آمده و شمشیر خودش رو به نشانه احترام و قدردانی به لودلث میسپارد تا به ما بدهد . همچنین او به لودلث میسپارد که هنگام آمدن آنکلیندلد وان و گرفتن شمشیر به ما بگوید که دنبالش نرویم و تنهایش بگذاریم .
سر انجام او را در نزدیکی بونفایر کلیسای تاریک ، جایی که سپر کرست را پیدا کردیم خواهیم یافت اما نه سالم و مثل روز اول ، او ... انسانیت خود را از دست داده و با شمشیر شکسته ای به مبارزه با ما اقدام میکند ....
#lore
#npc_lore
#dark_souls
#anri_of_astora
#horace_the_hushed
#aldrich_devourer_of_gods
@playfromsoftware
سر انجام او را در نزدیکی بونفایر کلیسای تاریک ، جایی که سپر کرست را پیدا کردیم خواهیم یافت اما نه سالم و مثل روز اول ، او ... انسانیت خود را از دست داده و با شمشیر شکسته ای به مبارزه با ما اقدام میکند ....
#lore
#npc_lore
#dark_souls
#anri_of_astora
#horace_the_hushed
#aldrich_devourer_of_gods
@playfromsoftware
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
True Corrupted Monk (No Damage/Prosthetic/Item)
جرئیات ویدیو :
کشتن سریع باس
کشتن باس بدون دریافت دمیج
اختصاصی کانال
#gameplay
#no_damage
#true_corrupted_monk
#training
#mar_wither
#sekiro
@playfromsoftware
جرئیات ویدیو :
کشتن سریع باس
کشتن باس بدون دریافت دمیج
اختصاصی کانال
#gameplay
#no_damage
#true_corrupted_monk
#training
#mar_wither
#sekiro
@playfromsoftware
پست اختصاصی بازی جدید استاد میازاکی ‼️
✅توضیحات کامل بازی الدن رینگ در پست بعدی.....
#Elden_ring
#news
#santa_veronica
🆔 @playfromsoftware
✅توضیحات کامل بازی الدن رینگ در پست بعدی.....
#Elden_ring
#news
#santa_veronica
🆔 @playfromsoftware
FROMSOFTWARE
پست اختصاصی بازی جدید استاد میازاکی ‼️ ✅توضیحات کامل بازی الدن رینگ در پست بعدی..... #Elden_ring #news #santa_veronica 🆔 @playfromsoftware
با سلام خدمت همه شما همراهان عزیز چنل ( پلی فرامسافتور ) ، سانتا ورونیکا هستم با پست اختصاصی که در مورد بازی جدیدی که اخیرا توسط استاد میازاکی ارائه شده در خدمتتون هستم .
هفته پیش دقایقی پس از پایان ارائه تریلر ( الدن رینگ ) ، تمام صفحات گیمینگ توییتر و اینستاگرام ، مملو از پست های در بردارنده تریلر این بازی فوق العاده زیبا شد .
طبق صحبت های استاد میازاکی ، این شاهکار که تریلرش امسال ارائه شد ، امید و اشتیاق جدیدی در دل طرفداران سری بازی های سولز بورن ایجاد کرده ، و همونطوری که میدونید بعد از ساخت بازی محشر ( سکیرو ) همگی ما انتظار ساخت نسخه چهارم بازی پر طرفدار دارک سولز 4 رو داشتیم ، ولی سازنده اعلام کرده بود که این مجموعه بیشتر از این ادامه پیدا نخواهد کرد ، اما سبک آن قطعا ادامه پیدا خواهد کرد ( یعنی همان سبک آر پی جی تخصصی سولز بورن ) .
همونطوری که هفته پیش در نمایشگاه ( ای تری ) شاهد بودیم ، تعدادی از بازیها بودن که اصلا چنگی به دل نمیزدن ، اما در کنار عناوین بزرگی مثل ( سایبر پانک و فیفا 20 ) ، این استاد میازاکی بود که تونست با همکاری نویسنده ای توانا بنام ( جرج.آر.آر.مارتین ) ، خالق شاهکاری همچون ( بازی تاج و تخت ) عنوانی رو ارائه کنه که تک تک حضار و غیر حضار رو شگفت زده کنه .
پس از اتمام ساخت آخرین دی ال سی دارک سولز 3 ( رینگد سیتی ) ، میازاکی به هماه جرج . مارتین مشغول ساخت بازی جدیدشون شدند ( در کنار روند ساخت سکیرو ) که تقریبا نزدیک به 2 ساله که در حال ساخته ، و در واقع شایعاتی درباره تاریخ اتمام ساخت ( الدن رینگ ) مبنی بر اواخر سال 2020 یا اوایل سال 2021 وجود داره .
این بازی ( الدن رینگ ) که معنای مرموز آن به خود بازی و داستان آن بر میگردد ، در افسانه های اسکاندیناوی جریان داره و طبق اساطیر آنان و داستان ها و بطور کلی مبنا و شالوده بازی بر اساس این قسم از افسانه هاست .
ساخت و ارائه بازی ( خدای جنگ 4 ) و به نحوی معرفی و احیای سبک و دنیای اسکاندیناوی
جرقه ای بود برای دیگر بازیسازان و نویسندگان تا با توجه به ظرفیت و گنجایش و تنوع بالایی که این دنیا و اساطیر آن دارند ، به این فکر بیافتند که بازیهای خود را به این سمت و سو هدایت کنند .
ما در الدن رینگ همچنان مثل عناوین قبلی ، شاهد دنیا ها و سرزمین هایی نفرین شده هستیم . قلعه هایی پیچیده و بزرگ که نظیر آنان در نسخه های قبلی سابقه نداشته . اما بنظر بنده ، در این بازی برخلاف عناوین قبلی ( سری سولز ) ، خبری از نامیرا ها یا هالو ها نخواهد بود ، بلکه شاهد نبرد هایی بین خدایان و اساطیر اسکاندیناوی باشیم ، زیرا طبق کانسپت آرتی که همراه با تریلر این بازی ارائه شد ، ما شاهد جاه طلبی ها و اراده خدایان خواهیم بود . هر چند عناصر فانتزی و غیر واقعی در این بازی هست ، ولی واقع گرایی به نسبت بازیهای قبلی فرامسافتور درآن بیشتر شده .
الدن رینگ از عنصر فوق العاده ( جهان باز ) برخوردار است ، ولی طی مصاحبه ای که با میازاکی انجام شد ، این بازی به وسعت و بزرگی عناوینی مثل ( جی تی آی یا ویچر یا ... ) باشیم . این جهان باز بودن تقریبا کمی محدودیت دارد اما نسبت به محدودیت هایی که در آثار قبلی شاهدش بودیم بسیار آزاد تر و وسیع تر شده . مثلا طبق شایعاتی که درباره بازی شده ممکنه ، ( ممکنه ) عنصر اسب سواری حرفه ای نیز به این بازی اضافه بشه .
اما درباره سیستم شخصی سازی که از ایشان درباره بازی سوال شده بود ، باید اینو بگم که شخصی سازی بسیار فراتر و مجهز تری ( نسبت به شخصی سازیهای عناوین قبلی ) خواهد داشت که اصلا نمیدونیم چه چیز بیشتری ، چه امکانات اضافه تری در سیستم شخصی سازی خواهیم داشت و ابن خودش میتونه یکی از علل قدرتمند لحظه شماری طرفداران این سری باشه .
در آخر طبق سخنانی که خود استاد مطرح کردند و شایعاتی که ما میشنویم و میبینیم ، این بازی شاهکاری فوق العاده و معرکه ای برای تمام هواداران و گیمرای این سبک شمرده خواهد شد .
🆔 @playfromsoftware
هفته پیش دقایقی پس از پایان ارائه تریلر ( الدن رینگ ) ، تمام صفحات گیمینگ توییتر و اینستاگرام ، مملو از پست های در بردارنده تریلر این بازی فوق العاده زیبا شد .
طبق صحبت های استاد میازاکی ، این شاهکار که تریلرش امسال ارائه شد ، امید و اشتیاق جدیدی در دل طرفداران سری بازی های سولز بورن ایجاد کرده ، و همونطوری که میدونید بعد از ساخت بازی محشر ( سکیرو ) همگی ما انتظار ساخت نسخه چهارم بازی پر طرفدار دارک سولز 4 رو داشتیم ، ولی سازنده اعلام کرده بود که این مجموعه بیشتر از این ادامه پیدا نخواهد کرد ، اما سبک آن قطعا ادامه پیدا خواهد کرد ( یعنی همان سبک آر پی جی تخصصی سولز بورن ) .
همونطوری که هفته پیش در نمایشگاه ( ای تری ) شاهد بودیم ، تعدادی از بازیها بودن که اصلا چنگی به دل نمیزدن ، اما در کنار عناوین بزرگی مثل ( سایبر پانک و فیفا 20 ) ، این استاد میازاکی بود که تونست با همکاری نویسنده ای توانا بنام ( جرج.آر.آر.مارتین ) ، خالق شاهکاری همچون ( بازی تاج و تخت ) عنوانی رو ارائه کنه که تک تک حضار و غیر حضار رو شگفت زده کنه .
پس از اتمام ساخت آخرین دی ال سی دارک سولز 3 ( رینگد سیتی ) ، میازاکی به هماه جرج . مارتین مشغول ساخت بازی جدیدشون شدند ( در کنار روند ساخت سکیرو ) که تقریبا نزدیک به 2 ساله که در حال ساخته ، و در واقع شایعاتی درباره تاریخ اتمام ساخت ( الدن رینگ ) مبنی بر اواخر سال 2020 یا اوایل سال 2021 وجود داره .
این بازی ( الدن رینگ ) که معنای مرموز آن به خود بازی و داستان آن بر میگردد ، در افسانه های اسکاندیناوی جریان داره و طبق اساطیر آنان و داستان ها و بطور کلی مبنا و شالوده بازی بر اساس این قسم از افسانه هاست .
ساخت و ارائه بازی ( خدای جنگ 4 ) و به نحوی معرفی و احیای سبک و دنیای اسکاندیناوی
جرقه ای بود برای دیگر بازیسازان و نویسندگان تا با توجه به ظرفیت و گنجایش و تنوع بالایی که این دنیا و اساطیر آن دارند ، به این فکر بیافتند که بازیهای خود را به این سمت و سو هدایت کنند .
ما در الدن رینگ همچنان مثل عناوین قبلی ، شاهد دنیا ها و سرزمین هایی نفرین شده هستیم . قلعه هایی پیچیده و بزرگ که نظیر آنان در نسخه های قبلی سابقه نداشته . اما بنظر بنده ، در این بازی برخلاف عناوین قبلی ( سری سولز ) ، خبری از نامیرا ها یا هالو ها نخواهد بود ، بلکه شاهد نبرد هایی بین خدایان و اساطیر اسکاندیناوی باشیم ، زیرا طبق کانسپت آرتی که همراه با تریلر این بازی ارائه شد ، ما شاهد جاه طلبی ها و اراده خدایان خواهیم بود . هر چند عناصر فانتزی و غیر واقعی در این بازی هست ، ولی واقع گرایی به نسبت بازیهای قبلی فرامسافتور درآن بیشتر شده .
الدن رینگ از عنصر فوق العاده ( جهان باز ) برخوردار است ، ولی طی مصاحبه ای که با میازاکی انجام شد ، این بازی به وسعت و بزرگی عناوینی مثل ( جی تی آی یا ویچر یا ... ) باشیم . این جهان باز بودن تقریبا کمی محدودیت دارد اما نسبت به محدودیت هایی که در آثار قبلی شاهدش بودیم بسیار آزاد تر و وسیع تر شده . مثلا طبق شایعاتی که درباره بازی شده ممکنه ، ( ممکنه ) عنصر اسب سواری حرفه ای نیز به این بازی اضافه بشه .
اما درباره سیستم شخصی سازی که از ایشان درباره بازی سوال شده بود ، باید اینو بگم که شخصی سازی بسیار فراتر و مجهز تری ( نسبت به شخصی سازیهای عناوین قبلی ) خواهد داشت که اصلا نمیدونیم چه چیز بیشتری ، چه امکانات اضافه تری در سیستم شخصی سازی خواهیم داشت و ابن خودش میتونه یکی از علل قدرتمند لحظه شماری طرفداران این سری باشه .
در آخر طبق سخنانی که خود استاد مطرح کردند و شایعاتی که ما میشنویم و میبینیم ، این بازی شاهکاری فوق العاده و معرکه ای برای تمام هواداران و گیمرای این سبک شمرده خواهد شد .
🆔 @playfromsoftware
FROMSOFTWARE
Aldrich , The Gods Devourer #art @playfromsoftware
فاسد ترین اسقف ...
روزی روزگاری ، شهری از جمله توابع سرزمین ( آنر لاندو ) بنام ( ایریثل ) ,کلیسای نسبتا بزرگی داشت که اسقفی درستکار بنام ( آلدریچ ) بر آن مستولی بود . آن اسقف در همان شهر بدنیا آمده و بزرگ شده بود .
مشخص نیست به چه دلیل ، اما آلدریچ به کلیسای تاریک ، که البته قبل از عصر ( افول آتش) هنوز تاریک و سیاهی واردش نشده بود ، به آنجا منتقل و مستولی بزرگ ترین و محبوب ترین کلیسای کل وادی شمالی شد . او سه معاون اسقف بنام های ( کلیمت ، مک دانل و رویس ) داشت که زیر دستش کار میکردند . ( لور این 3 در چنل موجوده ) .
زمان هیچ یک از کار هایی که الان در نظریه ام میخواهم بیان کنم در بازی ذکر نشده ولی به هر حال تئوری پلید شدن آلدریچ به این شرح است : اسقف اعظم ، آلدریچ ، یک روز تصمیم به خوردن گوشت انسان کرد . چون واقعا شیفته مزه و طعم دلنشین آن شده بود ! گویا در اوایل از گوشت کودکان و بچه هایی که به عنوان قربانی به کلیسا فرستاده میشدند میخورده و سپس شروع به خوردن گوشت مردان و زنان بزرگسال کرده . ( که البته در بین همه کودکانی که بوسیله آن حیوان قتل عام میشدند ، دو کودک با نام های ( هوریس و آنری ) توانستند با کشتن جلاد مست و فاسد ، از چنگال آلدریچ فرار کنند . )
او روز به روز بزرگ و قدرتمند تر میشد تا اینکه عصر زوال آتش فرا رسید . بقیه ( سران قلعه لاثریک ) به این نتیجه رسیدند که او بخاطر قدرت فوق العاده ای که دارد ، فرد ( موجودی ) مناسب برای اینکار است . پس او را وادار به لینک کردن آتش کرده و پس از آن دار فانی را ( موقتا وداع گفت ) .
تا اینکه آخرین ارباب خاکستر یعنی لاثریک جوان ، از لینک کردن آتش خود داری کرده و زوال آتش و دریای عمیق ( منظور ابیس ) تقریبا در حال تسخیر دنیا بود ، تا اینکه زنگوله های بیداری زده شد و اربابان خاکستر دوباره زنده شدند . آلدریچ که اکنون ابیس در او رخنه کرده و کاملا خوی انسانی خویش را از دست داده بود ، به سمت کلیسای تاریک روانه شد . ( گویا در همانجا خاک شده بوده )
به هر حال آلدریچ پاک و خوش طینت دیروز ، امروز به یک روانی بی عقل تمام عیار تبدیل شده بود ، و فقط به خوردن گوشت انسان فکر میکرد ، تا اینکه در خواب به او الهام شد که خدایان ، میتوانند غذای لذیذتر و مناسب تری برای او باشند .
بله گویا معاون اعظم مک دانل اینکار را کرده بود تا او را وادار به بازگشت به خانه اصلیش کند یعنی ایریثل . ولی قصد مک دانل از اینکار چه بود ، چرا باید آلدریچ رو بطور نامحسوس وادار به ترک کلیسای تاریک و بازگشت به خانه اش کند ؟
داستان از این قرار است که طبق لور پانتیف سالیوان که در چنل موجود هست ، سالیوان قصد تسخیر و حکومت بر کل وادی شمالی را کرد ، و برای گام نخست به قدرتی احتیاج داشت که بتواند گویندولین ، خدای ماه سیاه رو زمین بزنه و برکنارش کنه . پس مک دانل که با او ارتباطات دیپلماسی نه چندان قوی برقرار کرده بود ( در زمانی که آلدریچ بی عقل شده بود ) مذارکره کرده و تصمیم بر این شد که اگر مک دانل ، آلدریچ را راضی کند که گویندولین رو ببلعد ، در عوض سالیوان هم حکومت تمام آنر لاندو را به مک دانل خواهد بخشید .
پس آلدریچ به همراه خدم و حشم البته مشاورش ( مک دانل ) و راهبه اعظم ( دوریس که مسئول گردآوری غدای آلدریچ بود و لور او در چنل موجود هست ) رهسپار ایریثل شدند .
سالیوان که با دیدن آلدریچ و قدرت فوق العاده او ، مسحور شده بود و فکر نمیکرد در این حد باشد ، به مک دانل خیانت کرده ، او را در آب انبار زندانی کرده و دو هیولای سالیوان رو مسئول خوردن او میکند که مک دانل خود را خشک کرده و دار فانی را وداع میگوید ، دوریس نیز که اربابش مک دانل بود افسرده و بی انگیزه برای زندگی شده او را در حیاط کوچکی در نزدیکی ورودی ایریثل زندانی میکند .
اکنون ، آلدریچ به اتاق گویندولین رسیده و گویندولین که خیلی وقت بود بدست سالیوان زندانی و اسیر در این اتاق بود ، طعمه آلدریچ میشود و ...
برخی میگویند در اینجا آلدریچ خوی انسانی خود را بازیافته ولی همچنان پلیدی در آن حاکم بوده و از خوردن نیمه دوم گویندولین خودداری میکند تا قدرت گویندولین را نیز تسخیر کند ، و به عقیده بنده ، او در حال خوردن تدریجی گویندولین بوده که آنکیندلد وان به همراه آنری سر میرسند و به کار او پایان میدهند .
و این بود داستان نفوذ تدریجی سیاهی به دل انسان .
میازاکی در واقع با این داستان میخواهد به ما گوشزد کند که حتی اگر در حد یک اسقف هم پاک هستی ، باز هم باید مراقب خودت باشی چرا که تاریکی و بدی بدنبال بهترین و خوب ترین ها میگردند ...
#lore
#boss_lore
#dark_souls
#pontiff_sulyvahn
#cathedral_of_the_deep
#irityhll_of_the_boreal_valley
#aldrich_devourer_of_the_gods
@playfromsoftware
روزی روزگاری ، شهری از جمله توابع سرزمین ( آنر لاندو ) بنام ( ایریثل ) ,کلیسای نسبتا بزرگی داشت که اسقفی درستکار بنام ( آلدریچ ) بر آن مستولی بود . آن اسقف در همان شهر بدنیا آمده و بزرگ شده بود .
مشخص نیست به چه دلیل ، اما آلدریچ به کلیسای تاریک ، که البته قبل از عصر ( افول آتش) هنوز تاریک و سیاهی واردش نشده بود ، به آنجا منتقل و مستولی بزرگ ترین و محبوب ترین کلیسای کل وادی شمالی شد . او سه معاون اسقف بنام های ( کلیمت ، مک دانل و رویس ) داشت که زیر دستش کار میکردند . ( لور این 3 در چنل موجوده ) .
زمان هیچ یک از کار هایی که الان در نظریه ام میخواهم بیان کنم در بازی ذکر نشده ولی به هر حال تئوری پلید شدن آلدریچ به این شرح است : اسقف اعظم ، آلدریچ ، یک روز تصمیم به خوردن گوشت انسان کرد . چون واقعا شیفته مزه و طعم دلنشین آن شده بود ! گویا در اوایل از گوشت کودکان و بچه هایی که به عنوان قربانی به کلیسا فرستاده میشدند میخورده و سپس شروع به خوردن گوشت مردان و زنان بزرگسال کرده . ( که البته در بین همه کودکانی که بوسیله آن حیوان قتل عام میشدند ، دو کودک با نام های ( هوریس و آنری ) توانستند با کشتن جلاد مست و فاسد ، از چنگال آلدریچ فرار کنند . )
او روز به روز بزرگ و قدرتمند تر میشد تا اینکه عصر زوال آتش فرا رسید . بقیه ( سران قلعه لاثریک ) به این نتیجه رسیدند که او بخاطر قدرت فوق العاده ای که دارد ، فرد ( موجودی ) مناسب برای اینکار است . پس او را وادار به لینک کردن آتش کرده و پس از آن دار فانی را ( موقتا وداع گفت ) .
تا اینکه آخرین ارباب خاکستر یعنی لاثریک جوان ، از لینک کردن آتش خود داری کرده و زوال آتش و دریای عمیق ( منظور ابیس ) تقریبا در حال تسخیر دنیا بود ، تا اینکه زنگوله های بیداری زده شد و اربابان خاکستر دوباره زنده شدند . آلدریچ که اکنون ابیس در او رخنه کرده و کاملا خوی انسانی خویش را از دست داده بود ، به سمت کلیسای تاریک روانه شد . ( گویا در همانجا خاک شده بوده )
به هر حال آلدریچ پاک و خوش طینت دیروز ، امروز به یک روانی بی عقل تمام عیار تبدیل شده بود ، و فقط به خوردن گوشت انسان فکر میکرد ، تا اینکه در خواب به او الهام شد که خدایان ، میتوانند غذای لذیذتر و مناسب تری برای او باشند .
بله گویا معاون اعظم مک دانل اینکار را کرده بود تا او را وادار به بازگشت به خانه اصلیش کند یعنی ایریثل . ولی قصد مک دانل از اینکار چه بود ، چرا باید آلدریچ رو بطور نامحسوس وادار به ترک کلیسای تاریک و بازگشت به خانه اش کند ؟
داستان از این قرار است که طبق لور پانتیف سالیوان که در چنل موجود هست ، سالیوان قصد تسخیر و حکومت بر کل وادی شمالی را کرد ، و برای گام نخست به قدرتی احتیاج داشت که بتواند گویندولین ، خدای ماه سیاه رو زمین بزنه و برکنارش کنه . پس مک دانل که با او ارتباطات دیپلماسی نه چندان قوی برقرار کرده بود ( در زمانی که آلدریچ بی عقل شده بود ) مذارکره کرده و تصمیم بر این شد که اگر مک دانل ، آلدریچ را راضی کند که گویندولین رو ببلعد ، در عوض سالیوان هم حکومت تمام آنر لاندو را به مک دانل خواهد بخشید .
پس آلدریچ به همراه خدم و حشم البته مشاورش ( مک دانل ) و راهبه اعظم ( دوریس که مسئول گردآوری غدای آلدریچ بود و لور او در چنل موجود هست ) رهسپار ایریثل شدند .
سالیوان که با دیدن آلدریچ و قدرت فوق العاده او ، مسحور شده بود و فکر نمیکرد در این حد باشد ، به مک دانل خیانت کرده ، او را در آب انبار زندانی کرده و دو هیولای سالیوان رو مسئول خوردن او میکند که مک دانل خود را خشک کرده و دار فانی را وداع میگوید ، دوریس نیز که اربابش مک دانل بود افسرده و بی انگیزه برای زندگی شده او را در حیاط کوچکی در نزدیکی ورودی ایریثل زندانی میکند .
اکنون ، آلدریچ به اتاق گویندولین رسیده و گویندولین که خیلی وقت بود بدست سالیوان زندانی و اسیر در این اتاق بود ، طعمه آلدریچ میشود و ...
برخی میگویند در اینجا آلدریچ خوی انسانی خود را بازیافته ولی همچنان پلیدی در آن حاکم بوده و از خوردن نیمه دوم گویندولین خودداری میکند تا قدرت گویندولین را نیز تسخیر کند ، و به عقیده بنده ، او در حال خوردن تدریجی گویندولین بوده که آنکیندلد وان به همراه آنری سر میرسند و به کار او پایان میدهند .
و این بود داستان نفوذ تدریجی سیاهی به دل انسان .
میازاکی در واقع با این داستان میخواهد به ما گوشزد کند که حتی اگر در حد یک اسقف هم پاک هستی ، باز هم باید مراقب خودت باشی چرا که تاریکی و بدی بدنبال بهترین و خوب ترین ها میگردند ...
#lore
#boss_lore
#dark_souls
#pontiff_sulyvahn
#cathedral_of_the_deep
#irityhll_of_the_boreal_valley
#aldrich_devourer_of_the_gods
@playfromsoftware
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Demon's Souls OST - Character Creation Theme
Watch On YouTube:https://youtu.be/vjxZb2z5BK4
#Demons_Souls
#OST
Join:@playfromsoftware
Watch On YouTube:https://youtu.be/vjxZb2z5BK4
#Demons_Souls
#OST
Join:@playfromsoftware
Great Swamp
آیا میدانستید ، منطقه ( مرداب بزرگ ) که صرفا در این بازی ذکر شده ، همان بونفایر ( جنگل های صلیبی ) است . البته این بونفایر بخشی از این سرزمین است .
و همچنین چوب های صلیبی شده ای که در گوشه و کنار میبینید ، نماد شهر لاندر هستند . در واقع نشانه اصلی این هستند که این منطقه کاملا همه مردمش هالو شده و آماده تغذیه آلدریچ هستند . ببینید در واقع کلیسای تاریک ، زمانی زیر نظر ( الفرید ) بوده . یکی از 3 خواهر موسس کلیسای سیاه لاندر . پس از این چوب ها 2 چیز میفهمیم : _ اول همین قضیه هالو شدن اهالی گریت سومپ و آماده تغذیه آلدریچ ، و دوم اینکه الفرید زمانی بسیار قبل قبل ، مستولی کلیسای تاریک بوده ( بسیار قبل تر از آلدریچ ) و سپس با دو خواهر دیگرش ، طبق وصیت پدرشان ( کااث ) ، کلیسای سیاه لاندر را تاسیس کردند . ( که بزودی لور آن 3 خواهر نیز در چنل قرار خواهد گرفت )
#lore
#fact
#area_lore
#dark_souls
#sister_friede
#great_swamp
#crucifixion_woods
@playfromsoftware
آیا میدانستید ، منطقه ( مرداب بزرگ ) که صرفا در این بازی ذکر شده ، همان بونفایر ( جنگل های صلیبی ) است . البته این بونفایر بخشی از این سرزمین است .
و همچنین چوب های صلیبی شده ای که در گوشه و کنار میبینید ، نماد شهر لاندر هستند . در واقع نشانه اصلی این هستند که این منطقه کاملا همه مردمش هالو شده و آماده تغذیه آلدریچ هستند . ببینید در واقع کلیسای تاریک ، زمانی زیر نظر ( الفرید ) بوده . یکی از 3 خواهر موسس کلیسای سیاه لاندر . پس از این چوب ها 2 چیز میفهمیم : _ اول همین قضیه هالو شدن اهالی گریت سومپ و آماده تغذیه آلدریچ ، و دوم اینکه الفرید زمانی بسیار قبل قبل ، مستولی کلیسای تاریک بوده ( بسیار قبل تر از آلدریچ ) و سپس با دو خواهر دیگرش ، طبق وصیت پدرشان ( کااث ) ، کلیسای سیاه لاندر را تاسیس کردند . ( که بزودی لور آن 3 خواهر نیز در چنل قرار خواهد گرفت )
#lore
#fact
#area_lore
#dark_souls
#sister_friede
#great_swamp
#crucifixion_woods
@playfromsoftware
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Sakura, Bull of the Palace (No Damage/Prosthetic/Item)
جرئیات ویدیو :
کشتن سریع مینی باس
کشتن مینی باس بدون دریافت دمیج
اختصاصی کانال
#gameplay
#no_damage
#sakura_bull_of_the_palace
#training
#mar_wither
#sekiro
@playfromsoftware
جرئیات ویدیو :
کشتن سریع مینی باس
کشتن مینی باس بدون دریافت دمیج
اختصاصی کانال
#gameplay
#no_damage
#sakura_bull_of_the_palace
#training
#mar_wither
#sekiro
@playfromsoftware
FROMSOFTWARE
Farron Undead Legion ( The Abyss Watchers ) #art @playfromsoftware
نبرد با بی نهایت ...
قبلا فلسفه آتش و ابیس را براتون توضیح دادم و بطور کلی ، گفتم که هر جا آتش باشه ، تاریکی هم وجود داره ، و بدیهیه که ما به هیچ عنوان نمیتونیم با این تاریکی بصورت فیزیکی مبارزه کنیم و نیرو هایی ( ابیس ) که از تاریکی میان رو بکشیم . بلکه با روشن کردن آتش های دیگر و تداوم به آتش ، تاریکی و موجوداتش از این دنیا رخت می بندند .
( لشکر نامیرا اهل فارن ) موسوم به ( نگهبانان ابیس ) از این جمله افراد هستند . لشکری که تحت فرمان ( گرگ پیر فارن ) ، میتوانست یک امپراطری و یا سرزمین و هر چیزی را در چشم به هم زدنی به ویرانه ای تبدیل کند .
اول بگذارید نکاتی راجع به قلمرو فارن و این جنگل گندیده برایتان بگویم :
این جنگل قبلا به این ظاهر نبوده ، گوبا جنگلی زیبا با درختانی بلند و محکم داشته که با خشک شدن خون گرگ ، این جنگل نیز گندید .
در راس امور قلمرو فارن ، گرگ پیر فارن قرار داشت که اعضا و سربازانی که بسیار در مبارزه قدرتمند و بویژه ( سریع )بودند را به عنوان شوالیه های فارن ( همان ابیس واچرز ) می پذیرفت .
بعضی از سربازان هم مطرود بودند که نامشان هم همین بود ، ولی دلیل این که طرد شده بودند نامشخص است ، دو تا از آنان را در ورودی فارن کیپ میتوانید ببینید .
و گروهی هم با عنوان معاونان ابیس واچرز بودند که آنها سورسرر هایی تحت تعلیم ( حکیم کریستال ) بودند و بعد ها زمانی که نوادگان آنها که در عصر زوال آتش در فارن کبپ میزیستند ، در هنگام خشک شدن خون گرگ ، نوادگان آنها به موجوداتی زشت و درنده خو تبدیل میشوند که کاملا خوی انسانی خود را از یاد برده و ظاهری بسیار کریه بخود میگیرند .
اینکه هویت واقعی گرگ پیر فارن چه بوده و چرا الآن خوابیده ( نمرده بلکه خوابه ) اصلا مشخص نیست و اینکه از کجا آمده هم همینطور . اما طبق حدس هایی که بنده زدم ، هویت وی به 2 صورت هست .
یک اینکه او ( جانشین و یا حتی نواده آلوینا ، رهبر شکارچیان جنگل در دارک سولز 1 ) هستش .
یا اینکه او گرگی هستش که بعد از روانه شدن ( آرتوریاس ، بهترین شوالیه گوین ) که لور آن در چنل موجوده ، به آرتوریاس تعلیم داده و با هم رفیق شدند . ( با سیف اشتباه نگیریدش ، سیف در دارک سولز 1 کشته شد . )
پس گرگ پیر هویتش برای ما مشخص نیست ولی هر چیزی که هست تئوری از این قراره :
روزی از روز ها که گرگ پیر ، فرصت را برای حمله به ابیس مناسب دید ( تشکیل لشگر چند صد نفره ابیس واچرز که از افراد زبده و قوی تشکیل شده بود ) و آنها تصمیم به پایان دادن بکار ابیس گرفتند . درست مشخص نیست چگونه ، اما خون آرتوریاس که آغشته به ابیس بوده ، بین آنان منتشر میشه و آنان در خون او سهیم میشوند .
و بله آنان آغشته به ابیس میشوند ، اما ابیس خودش را در بین آنان بروز نمیداد تا اینکه آتش شروع به زوال کرد ، و ابیس شروع به نمایان کردن خودش نه تنها در دنیا بلکه در وجود تمام موجوداتی کرد که ابیس در آنان رخنه کرده بود .
درست هنگام زوال آتش خون گرگ خشک میشود و گرگ پیر که اکنون ضعیف و لاغر شده به خواب میرود ، جنگل می گندد ، و نوادگان معاونان ابیس واچرز به حیواناتی موسوم به ( گرو ) تبدیل میشوند و اما ، خود ابیس واچرز تبدیل به موجودات درنده خویی میشوند که بعد از هر بار مردن ، زنده میشوند و و چرخه زندگی بی نهایت از ابیس هدیه میگیرند ( چون از جنس ابیس بودند و فقط هم خودشان ، همدیگر را میکشند .) و بطور کلی آندد شده بودند . و تنها راه کشتنشان ، مردن بدست یک شعله بود ، یعنی آنکلیندلد وان .
حالا خون گرگ چیست ؟ برخی میگویند که خون گرگ پیر فارن هست که در واقع گرگ آن خون را از آرتوریاس گرفته بوده و آن را نوشیده و آن خون در تمام بدنش جریان پیدا میکند و سپس گرگ پیر آن خون را بین ابیس واچرز نیز منتشر میکند .
هنگامی که عصر زوال آتش فرا میرسد ، ( گرو ها برای در اماندن جان ابیس واچرز از دست آنکیندلد وان ) آن ها را زندانی کرده و دائم از آنجا نگهبانی میدهند ( بویژه دربرابر آنکیندلد وان ) .
وقتی که فاز دوم نبرد با این باس شروع میشود ، کات سینی پخش میشود و خون تمام ابیس واچرز ها در یک ابیس واچر جمع میشود و نماد این است که اکنون او به نمایندگی از همه ابیس واچر ها قصد کشتن ما را دارد .
در واقع او نشانه تکنیک ، قدرت و سرعت واقعی همه ابیس واچر هاییست که آنجا هستند ، و همچنین افکت آتش که بعدا ( فکت ) آن را در کانال قرار خواهم داد ، نشان از تبولر شعله ای که لینک کرده را در او داشته ، که ما برای خاموش کردن ابیس درون او ، باید ابتدا آتش او را نیز خاموش کنیم .
و این بود سرنوشت ابدی لشکر نامیرا ها ...
#lore
#boss_lore
#dark_souls
#farron_keep
#abyss_watchers
#old_wolf_of_farron
@playfromsoftware
قبلا فلسفه آتش و ابیس را براتون توضیح دادم و بطور کلی ، گفتم که هر جا آتش باشه ، تاریکی هم وجود داره ، و بدیهیه که ما به هیچ عنوان نمیتونیم با این تاریکی بصورت فیزیکی مبارزه کنیم و نیرو هایی ( ابیس ) که از تاریکی میان رو بکشیم . بلکه با روشن کردن آتش های دیگر و تداوم به آتش ، تاریکی و موجوداتش از این دنیا رخت می بندند .
( لشکر نامیرا اهل فارن ) موسوم به ( نگهبانان ابیس ) از این جمله افراد هستند . لشکری که تحت فرمان ( گرگ پیر فارن ) ، میتوانست یک امپراطری و یا سرزمین و هر چیزی را در چشم به هم زدنی به ویرانه ای تبدیل کند .
اول بگذارید نکاتی راجع به قلمرو فارن و این جنگل گندیده برایتان بگویم :
این جنگل قبلا به این ظاهر نبوده ، گوبا جنگلی زیبا با درختانی بلند و محکم داشته که با خشک شدن خون گرگ ، این جنگل نیز گندید .
در راس امور قلمرو فارن ، گرگ پیر فارن قرار داشت که اعضا و سربازانی که بسیار در مبارزه قدرتمند و بویژه ( سریع )بودند را به عنوان شوالیه های فارن ( همان ابیس واچرز ) می پذیرفت .
بعضی از سربازان هم مطرود بودند که نامشان هم همین بود ، ولی دلیل این که طرد شده بودند نامشخص است ، دو تا از آنان را در ورودی فارن کیپ میتوانید ببینید .
و گروهی هم با عنوان معاونان ابیس واچرز بودند که آنها سورسرر هایی تحت تعلیم ( حکیم کریستال ) بودند و بعد ها زمانی که نوادگان آنها که در عصر زوال آتش در فارن کبپ میزیستند ، در هنگام خشک شدن خون گرگ ، نوادگان آنها به موجوداتی زشت و درنده خو تبدیل میشوند که کاملا خوی انسانی خود را از یاد برده و ظاهری بسیار کریه بخود میگیرند .
اینکه هویت واقعی گرگ پیر فارن چه بوده و چرا الآن خوابیده ( نمرده بلکه خوابه ) اصلا مشخص نیست و اینکه از کجا آمده هم همینطور . اما طبق حدس هایی که بنده زدم ، هویت وی به 2 صورت هست .
یک اینکه او ( جانشین و یا حتی نواده آلوینا ، رهبر شکارچیان جنگل در دارک سولز 1 ) هستش .
یا اینکه او گرگی هستش که بعد از روانه شدن ( آرتوریاس ، بهترین شوالیه گوین ) که لور آن در چنل موجوده ، به آرتوریاس تعلیم داده و با هم رفیق شدند . ( با سیف اشتباه نگیریدش ، سیف در دارک سولز 1 کشته شد . )
پس گرگ پیر هویتش برای ما مشخص نیست ولی هر چیزی که هست تئوری از این قراره :
روزی از روز ها که گرگ پیر ، فرصت را برای حمله به ابیس مناسب دید ( تشکیل لشگر چند صد نفره ابیس واچرز که از افراد زبده و قوی تشکیل شده بود ) و آنها تصمیم به پایان دادن بکار ابیس گرفتند . درست مشخص نیست چگونه ، اما خون آرتوریاس که آغشته به ابیس بوده ، بین آنان منتشر میشه و آنان در خون او سهیم میشوند .
و بله آنان آغشته به ابیس میشوند ، اما ابیس خودش را در بین آنان بروز نمیداد تا اینکه آتش شروع به زوال کرد ، و ابیس شروع به نمایان کردن خودش نه تنها در دنیا بلکه در وجود تمام موجوداتی کرد که ابیس در آنان رخنه کرده بود .
درست هنگام زوال آتش خون گرگ خشک میشود و گرگ پیر که اکنون ضعیف و لاغر شده به خواب میرود ، جنگل می گندد ، و نوادگان معاونان ابیس واچرز به حیواناتی موسوم به ( گرو ) تبدیل میشوند و اما ، خود ابیس واچرز تبدیل به موجودات درنده خویی میشوند که بعد از هر بار مردن ، زنده میشوند و و چرخه زندگی بی نهایت از ابیس هدیه میگیرند ( چون از جنس ابیس بودند و فقط هم خودشان ، همدیگر را میکشند .) و بطور کلی آندد شده بودند . و تنها راه کشتنشان ، مردن بدست یک شعله بود ، یعنی آنکلیندلد وان .
حالا خون گرگ چیست ؟ برخی میگویند که خون گرگ پیر فارن هست که در واقع گرگ آن خون را از آرتوریاس گرفته بوده و آن را نوشیده و آن خون در تمام بدنش جریان پیدا میکند و سپس گرگ پیر آن خون را بین ابیس واچرز نیز منتشر میکند .
هنگامی که عصر زوال آتش فرا میرسد ، ( گرو ها برای در اماندن جان ابیس واچرز از دست آنکیندلد وان ) آن ها را زندانی کرده و دائم از آنجا نگهبانی میدهند ( بویژه دربرابر آنکیندلد وان ) .
وقتی که فاز دوم نبرد با این باس شروع میشود ، کات سینی پخش میشود و خون تمام ابیس واچرز ها در یک ابیس واچر جمع میشود و نماد این است که اکنون او به نمایندگی از همه ابیس واچر ها قصد کشتن ما را دارد .
در واقع او نشانه تکنیک ، قدرت و سرعت واقعی همه ابیس واچر هاییست که آنجا هستند ، و همچنین افکت آتش که بعدا ( فکت ) آن را در کانال قرار خواهم داد ، نشان از تبولر شعله ای که لینک کرده را در او داشته ، که ما برای خاموش کردن ابیس درون او ، باید ابتدا آتش او را نیز خاموش کنیم .
و این بود سرنوشت ابدی لشکر نامیرا ها ...
#lore
#boss_lore
#dark_souls
#farron_keep
#abyss_watchers
#old_wolf_of_farron
@playfromsoftware
Farron Keep
آیا میدانستید ، قلعه ( فارن ) همان سرزمین ( اولیسیل ) در دارک سولز 1 هستش ؟
در قسمتی از این مرحله ، شما قارچ هایی را میبینید ، که البته مرده اند و جسدشان آنجاست .
همچنین ست کامل لباس ( الیزابت ) شاهدخت اولیسیل و مشهور به علت مجیک های قدرتمندی که داره ، در دو قسمت از این مرحله پیدا میشه .
همچنین ( اسکرول طلایی ) که لیستی از سورسری ها گمشده اولیسیل در آن است را پیدا خواهید کرد .
#fact
#oolacile
#dark_souls
#farron_keep
@playfromsoftware
آیا میدانستید ، قلعه ( فارن ) همان سرزمین ( اولیسیل ) در دارک سولز 1 هستش ؟
در قسمتی از این مرحله ، شما قارچ هایی را میبینید ، که البته مرده اند و جسدشان آنجاست .
همچنین ست کامل لباس ( الیزابت ) شاهدخت اولیسیل و مشهور به علت مجیک های قدرتمندی که داره ، در دو قسمت از این مرحله پیدا میشه .
همچنین ( اسکرول طلایی ) که لیستی از سورسری ها گمشده اولیسیل در آن است را پیدا خواهید کرد .
#fact
#oolacile
#dark_souls
#farron_keep
@playfromsoftware
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Okami Leader Shizu (No Damage/Prosthetic/Item)
جرئیات ویدیو :
کشتن سریع مینی باس
کشتن مینی باس بدون دریافت دمیج
اختصاصی کانال
#gameplay
#no_damage
#okami_leader_shizu
#training
#mar_wither
#sekiro
@playfromsoftware
جرئیات ویدیو :
کشتن سریع مینی باس
کشتن مینی باس بدون دریافت دمیج
اختصاصی کانال
#gameplay
#no_damage
#okami_leader_shizu
#training
#mar_wither
#sekiro
@playfromsoftware
Three Altars of ( the Wolf Blood Door )
برای باز کردن دروازه اصلی قلعه فارن که به تالار اصلی ابیس واچرز ختم میشود ، باید شعله 3 محراب رو خاموش کنید .
نکته جالب اینجاست که در قسمت بالای هر سنگ محراب ، نقش 3 ارباب خاکستر کشیده شده ( به ترتیب : نیتو ، ایزلایث و گوین )
این نقش ها یک نماد است . به این شرح که شما وقتی در حال خاموش کردن هر کدام از شعله ها هستید ، در واقع دارید 3 شعله دیگر منتهی به دروازه را روشن میکنید ، که این بدین معناست که هدف شما تداوم و روشن کردن دوباره آتش و بهم زدن تاریکی فعلی است ، و با این کار دارید راه اربابان خاکستری که قبلا اینکارو کردن رو ادامه میدین و همچنین راهتون رو به یه یکی از موانع تداوم شعله ( ابیس واچرز ) باز میکنید .
#fact
#dark_souls
#farron_keep
#abyss_watchers
#lord_of_cinders
@playfromsoftware
برای باز کردن دروازه اصلی قلعه فارن که به تالار اصلی ابیس واچرز ختم میشود ، باید شعله 3 محراب رو خاموش کنید .
نکته جالب اینجاست که در قسمت بالای هر سنگ محراب ، نقش 3 ارباب خاکستر کشیده شده ( به ترتیب : نیتو ، ایزلایث و گوین )
این نقش ها یک نماد است . به این شرح که شما وقتی در حال خاموش کردن هر کدام از شعله ها هستید ، در واقع دارید 3 شعله دیگر منتهی به دروازه را روشن میکنید ، که این بدین معناست که هدف شما تداوم و روشن کردن دوباره آتش و بهم زدن تاریکی فعلی است ، و با این کار دارید راه اربابان خاکستری که قبلا اینکارو کردن رو ادامه میدین و همچنین راهتون رو به یه یکی از موانع تداوم شعله ( ابیس واچرز ) باز میکنید .
#fact
#dark_souls
#farron_keep
#abyss_watchers
#lord_of_cinders
@playfromsoftware
Where the pygmies who found the dark souls at the dawn of fire reside."
The Ringed City is home of the Pygmies. As well as where Gwyn's Daughter Filianore slumbers.
#dialogue #dark_souls #art
@playfromsoftware
The Ringed City is home of the Pygmies. As well as where Gwyn's Daughter Filianore slumbers.
#dialogue #dark_souls #art
@playfromsoftware