FROMSOFTWARE
1.62K subscribers
3.94K photos
1.72K videos
105 files
613 links
Everything About FromSoftware

Firelink Shrine: @FromSoftware_Gp

Our support team:

Elden Ring:
@satan_slayer

Dark Souls Series & Bloodborne
@satan_slayer

Sekiro
@FarhadSoofl

Demon's Souls
@FarhadSoofl

NieR Channel:
https://t.me/NieR_Automata
Download Telegram
Boreal Valley Vordt
#art
@playfromsoftware
(( حلقه الدن )) ساخته ذهن دو نفر از قدرتمندترین سازندگان دنیای فانتزی امروز ، شما را به دنیای اساطیری کاملا جدید و شناخته شده ای می برند . همکاری بین سازنده تحسین شده مجموعه دارک سولز ،( هیدتاکا میازاکی )و نویسنده مشهور در سطح بین المللی ، ( جرج آر.آر.مارتین ) و خالق پرفروش ترین مجموعه های فانتزی ( نیویورک تایمز ) مثل (نغمه یخ و آتش ) ، موجب آفرینش عنوانی خواهد بود که استعداد های ویژه آن دو را برای ساخت کاراکتر ها ، داستان ها و نیز افسانه شناسی های آندو را ترکیب میکند . برای اینکه شما را با دنیای کشف نشده حلقه الدن آماده کنیم ، گفت و گویی با میازاکی خواهیم داشت تا کمی بینش درباره این تجربه منحصر به فرد که منتظر شماست را بدست بیاوریم .
// _ سم ویلکینسن ، بندای نامکو : اول از همه ، لطفا به من بگین که کی و چطور توسعه حلقه آتش شروع شد ؟

_ هیدتاکا میازاکی ، کارگردان بازی : توسعه حلقه الدن ، درست بعد از پایان ساخت دی ال سی دارک سولز 3 شروع شد . همون موقع حلقه الدن برنامه ریزی شد که یک اثر بیشتر ( فانتزی کلاسیک ) باشد در مقایسه با دیگر بازی هایی که یا معرفی شده بودند ، و یا در اوایل راه توسعه بودند .
ما میخواستیم که ( فانتزی تاریک اکشن آر پی جی ) جدیدی بسازیم که پر از چیزهایی بود که ما قادر به اعمال و بکارگیری اون ها در مجموعه دارک سولز نبودیم .

_ ویلکینسن : پس بنظر میرسه که ( سکیرو ) و ( حلقه الدن )در یک زمان در حال توسعه بودند . چطور تونستین توسعه این عناوین رو همزمان مدیریت و ادامه بدین ؟

_میازاکی : روش کلی توسعه حلقه الدن درست مثل روشی بود که برای توسعه سکیرو بکار گرفته شد .
من در حین اینکه برای هر پروژه یک دستیار کارگردان مقرر کرده بودم ، طراحی و ظواهر هنری و موسیقی این عناوین رو به عهده گرفتم .
ما تمایل به تنظیم و تقسیم زمان برابر برای توسعه پروژه هامون داشتیم تا از کوچک ترین زمانی هم که در اختیارمون بود بهره ببریم . به هر حال ، توانایی به اشتراک گزاشتن دور نما و یک تصویر کلی با دیگر کارگردانان ( دستیاران ) و به همون اندازه با همه کارمندان ، به ما اجازه داد تا ارتباطی صادقانه با هم داشته باشیم که در نتیجه این نوع از سبک توسعه رو برامون ممکن میکرد .من عمیقا از اونها و تلاش بسیارشون قدردانی میکنم .
البته ، این پروژه همچنان کلی کار در پیش رو داره . ( می خندد )

_ ویلکینسن : فکر میکنید حلقه الدن در چه ژانری توسعه پیدا خواهد کرد ؟

_ میازاکی : این بازی یک ( اکشن ، سوم شخص ، آر پی جی ) هست .
بر خلاف سکیرو ، که بیشتر تمرکز در اون بروی صحنه های اکشن بود ، حلقه الدن ، تمرکز بیشتری بر عناصر آر پی جی خواهد داشت .
البته ، ما قصد نداریم که از نبرد های سریع و واکنشی و اکشن دور بشیم ، بلکه این عناصر همچنان پابرجا خواهند ماند .

_ ویلکینسن : آیا معتقدید که این عنوان دوست داشتنی ترین و چالش بر انگیز ترین عنوان شرکت ( فرامسافتور ) از آب در بیاد ؟

_ میازاکی : بله ، قطعا . اهمیتی که ما به خوشحالی بازیکن ، هنگامی که به چالش های این بازی پیروز میشه و غلبه پیدا میکنه میدیم ، درست مثل عناوین قبلی خواهد بود . من این اطمینانو میدم که این بازی ، بسیار بازیکنان رو راضی خواهد کرد .
یادآوری میکنم که من گفتم این عنوان بیشتر و غالب تمرکزش روی عناصر ( آر پی جی ) هست . این بازی شامل تنوع وسیعی از [ اسلحه ها _ جادو ها_ روش های مبارزه با دشمنان....] این امکان رو به بازیکنان میدهد که سبک گیمپلی و استراتژی مناسب و مورد علاقه خودشون رو انتخاب و بازی کنند .
حتی وقتی با عناوین دیگر مجموعه دارک سولز مقایسه میشود ، من این اطمینانو میدهم که این بازی ، تنوعی حتی بیشتر از روش های مختلف برای انجام چالش ها و بالابردن کیفیت تاکتیک ها هنگام روبرو شدن با یک دشمن را به بازیکنان ارائه خواهد داد .

_ویلکینسن : آیا حلقه الدن همانند سری دارک سولز مکانیزمی برای شخصی سازی و ساختن شخصیت مورد علاقه و عناصر این چنینی را شامل میشود ، یا نه همانند ( سکیرو ) با یک کاراکتر ثابت طرف هستیم ؟

_میازاکی : بله ، این بازی قابلیت شخصی سازی دارد .
همانند مجموعه دارک سولز ، حلقه الدن به بازیکن اجازه میدهد تا کنترل و طراحی شخصیت منحصر به فرد خود را به دست بگیرد .همونطور که در اول گفتم ، این عنوان بیشتر تمرکزش را روی عناصر ( آر پی جی ) قرار میدهد ، و ما به این نتیجه رسیدیم که این شیوه بهترین نوع رسیدن به اون تمرکزه ( تمرکز روی عناصر آر پی جی ) .

_ویلکینسن : در خصوص همکاری با ( جرج.آر.آر.مارتین ) ، میتونید توضیح بدید که چطور شد که تصمیم به همکاری با ایشون رو گرفتید و این واقعه چه تاثیری در سر تا سر این پروژه گزاشت؟
ادامه 👇...

#elden_ring
#fromsoftware

@playfromsoftware
_میازاکی : بنظرم شروع این همکاری از اونجایی میاد که من خودم بشخصه یکی از طرفدارهای پر و پا قرص کارهای اقای مارتین هستم .
من عاشق کارهای ایشان هستم بالاخص ( نغمه یخ و آتش ) ، اما به هر حال اگر قرار است کتاب مورد علاقه ام و ترجیحیم را بگویم ( رویای تب آلود ) انتخاب من هست .
من بشخصه رویای تب آلود را یک شاهکار در بین فانتزی های خون آشامی میبینم و حتی قبلا آن را به همه کارمندان جدیدم پیشنهاد میدادم .
این میزان از علاقه و طرفداری من نسبت به آقای مارتین ، موجب شد که مدیر تجاری ما ( ایچی ناکاجیما ) مشتاق بشه که با ایشان به گفت و گو بنشینیم و البته مطمئن بود که به جایی نخواهیم رسید .
به هر حال ، فرصتی نادری به ما داده شد تا بتونم با آقای مارتین گفت و گویی داشته باشم و اون یک تجربه باحال و جالب بود .
و بعد من شدیدا به این فکر و تمایل افتادم که میخواهم با آقای مارتین کار کنم .
من همچنان نمیدونم چطور باید از آقای مارتین تشکر کنم که به پیشنهاد ما جواب مثبت دادند .
در واقع همکاری واقعی ما از وقتی شوع شد که فهمیدم ایشون هر ( پس زمینه ، ایده و جنبه های مرتبط با بازی را ) که من همیشه برایاشان در ذهنم خیالبافی میکردم را تایید میکند و با آنها موافق است .
این (اشتراک نظر) به ما اجازه داد تا بسیاری گفت و گو خلاقانه و آزاد راجع به این موضوع داشته باشیم ، که آقای مارتین بعد ها از همین گفت و گوها در اساس و پایه سرتاسر دنیای اساطیری مد نظر خود که در بازی قرار بود اعمال شود استفاده کرد .
این افسانه ، بصورت یک بازی پر از( کاراکتر های جذاب و نیز نمایشنامه و داستانی پر از راز ها و ( همون لور های خودمون ) که بصورت افراطی در بازی بکار گرفته شده اند .که این یک منبع و سر منشا فوق العاده انگیزه ، برای من و کارمندانم و تیم توسعه بوده .
اساس حلقه الدن از این دنیای اساطیری و انگیزه ای که براتون گفتم استفاده میکند . حتی در روند توسعه برای خود من هم سخت بود که جلوی هیجانم رو بگیرم ، چون این هیجان در هر لحظه از توسعه ادامه داشته و داره .
ما امید داریم که هر کس دیگه ای هم ( پلیر ها ) از این جهان آفریده شده نهایت لذتو ببرند .
_ ویلکینسن : وقتی با عناوین گذشتتون ( بویژه دارک سولز ) مقایسش میکنید ، چه تفاوتی میبینید ؟

_میازاکی : باید بگم که بزرگ ترین تفاوت این بازی با بقیه ، در جهان باز بودنشه .
بر این اساس ، داستان سرایی و طراحی و نوع جهان و همچنین عمق و آزادی در اکتشاف در این بازی به طرز چشمگیری افزایش پیدا کرده . بدون شک این بازی بزرگ ترین عنوان ماست در خصوص کنار زدن ظرفیت ها و محدودیت های سابق .
معانی و تعابیر زیادی برای عبارت ( جهان باز ) وجود داره ، اما برامون ممکن نبود که بمعنی واقعی کلمه اونو اعمال و بکار بگیرم ولی تلاش خودمونو کردیم تا برسیم به یک بازی با زمین و مساحتی بزرگ برای بازی کردن .
این جهانیست پر از خطر و دشمنی ،بعلاوه بسیاری مناطقی که منتظر کشف شدنند .
در میان اون مناطق ، شما همچنین طراحی های پیچیده و قلعه ها معرکه ای به اصطلاح چند لایه و امثال آنها رو پیدا خواهید کرد .

_ ویلکینسن : مفهوم و معنی این عنوان چیه ؟

_میازاکی : حلقه الدن ، مفهوم مرموزیه که جهان بازی رو معنا میکنه .
مثلا تریلری که در کنفرانس ارائه شد ، این ( حلقه آتش ) شکسته شده . اهمیت این موضوع یکی از مهمترین مواضع بازی خواهد بود .
شرمنده دیگه بیشتر از این نمیتونم توضیح بدم ( می خندد . )

_ویلکینسن : آیا حلقه الدن باس فایت های فوق العاده سختی خواهد داشت ؟ چون تقریبا همه پلیرها عاشقشون هستند و از فرامسافتور انتظار همچین چیزی رو دارند .

_میازاکی : بله ، البته . باس فایت ها چیز هایی هستند که ما از ساختنشون لذت میبریم یکی از نقاط قوت این بازی رو نشون میدن . ما این اطمینانو میدیم که این بازی تنوع وسیعی از باس های ترسناک و البته خاص داره که بازیکنا باهاشون مواجه خواهند شد .

_ویلکینسن : درباره شخصیتی که در کانسپت آرت ( عکس های هنری ، والپیپر ) رونمایی شد ، چیزی داری که بخوای بهمون بگی ؟

_میازاکی : ما این شخصیت رو انتخاب کردیم بخاطر ظاهر غیر معمولی که داره و بعلاوه ، او تاریکی که جهان و داستان رو در احاطه و اختیار گرفته رو به تصویر میکشه .
حال آنکه حلقه الدن ممکنه یک عنوان فانتزی تاریک کلاسیک باشه ، این عکس چیزی بیشتر از اونه .
این شخصیت همچنین یک مفهوم دیگرو بعلاوه ظاهر غیر معمولی که گفته شد داره .
این تصویر آرزو یا بهتره بگم (( جاه طلبی بشریت )) هستش .
#elden_ring
#fromsoftware

@playfromsoftware
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Lady Butterfly (No Damage/Prosthetic/Item)

جرئیات ویدیو :

کشتن سریع باس
کشتن باس بدون دریافت دمیج

اختصاصی کانال

#gameplay
#no_damage
#lady_butterfly
#training
#mar_wither
#sekiro
@playfromsoftware
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Sekiro: Shadows Die Twice Special edition Unboxing

انباکسینگ اختصاصی کانال

Watch On YouTube:https://youtu.be/4F9oFkPly0c

#Sekiro #Unboxing

Join:@playfromsoftware
FROMSOFTWARE
Pontiff Sulyvahn #art @playfromsoftware
آتشی تاریک ...
( لور پانتیف سالیوان : قسمت سوم )

شاید بگویید خب ، سالیوان اصلا مقصودش از فرستادن ( دنسر و ورت )به دیوار بلند لاثریک چه بوده ، اصلا چرا او در جستجوی شعله پروفند بوده ؟ و عواقبش چه بوده ؟
بطور کلی ، بگذارید این موضوع رو براتون روشن کنم که آتیش چه ربطی به ابیس میتونه داشته باشه .
قانون جهان میگه ، هر جا سختی هست آسونی هست ، وقتی شب هست روز هم هست ، سرما که هست پس گرما هم هست و بالعکس و .... . استاد میازاکی که از نظر من ایشون یک فیلسوف هم هستند در مقام خودشون این موضوع رو مبنای بازی قرار دادند و حالا این موضوع روشن میشه : وقتی که جایی آتشی پیدا میشه یعنی روشنایی و قدرت خوب و... اما ، در دور دست ، جایی که دیده نمیشه و تاریکی عمیق اونجاست ، موجوداتی که دیوانه شدند و فقط به فکر تخریب دنیا و اضافه کردن به قدرت خودشونند ظهور میکنند ، جایی که به اونجا میگویند : ابیس .
حالا ، وقتی سالیوان شعله پروفند رو پیدا میکنه ، بخاطر اینکه ژن معمولی ( ینی مثل گوین و بقیه خدایان نبوده اصلا خدا نبوده ) تاریکی هم همزمان با اینکه قدرت آتش رو در اختیار میگیره به اون نفوذ میکنه . و همین تمایل و علاقش به جاه طلبی از همین موضوع میاد .
سالیوان علاقه و تمایل داره که کل وادی شمالی از قلعه لاثریک تا ایریثل ، همش تحت سلطه خودش باشه ، و کارهای خودشو شروع میکنه . اولین کار او که گفته شد ، کاری بود که با اوت رایدر ها کرد و دنسر و ورت کرد . یه سوال دیگه مطرح میشه که اونا برا چی نگهبانی میدن و در برابر چه کسی نگهبانی میدن ؟ طبق چیزهایی که در لور های آینده میگم براتون ، لاثریک ، شاهزاده اسایرس از لینک کردن آتش خودداری میکنه و به اون شک میکنه ، پس آنکیندلد وان ظهور میکنه تا یکبار دیگه با گرفتن روح و خاکستر 4 لورد باقیمانده ، عصر آتش رو تداوم ببخشه و ابیس کم رنگ تر و کم قدرت تربشه ( هیچ وقت محو نخواهد شد ) . بنا بر این ، دنسر نگهبان راهیست که به لاثریک میرسه و ورت نگهبان راهیست که در نهایت به 3 لورد دیگه و پانتیف سالیوان ختم میشه .
سالیوان باید قدرت خودش رو در ایریثل و آنر لاندو هم تقویت و تثبیت میکرد ، چرا که هنوز ( گویندولین ) : پسر گوین به همراه خواهرش ( یورشکا ) که به آنور لاندو مسلط بود ، مانع مهمی برای سالیوان بشمار میرفت .
یه نکته اینجاست و اونم اینه که خب ، چرا سالیوان خودش به تنهایی یورشکا و گویندولین رو نکشت ؟ مگه قدرتش رو نداشت ؟ صد البته که قدرتشو داشت و با یک فوت میتونست اونارو از صحنه هستی محو کنه ، اما به دو دلیل اینکارو نکرد : اول اینکه ممکن بود به اعتبارش به عنوان پانتیف خدشه وارد شه ، و دوم اینکه میخواست آلدریچ رو که اکنون یکی از 5 ارباب خاکستر بود رو نزدیک خودش نگهداره و به عبارتی بعد از انجام ماموریتش که خوردن گویندولین بود اونرو در آنر لاندو زندانی کنه ، تا هیچ وقت دست آنکیندلد وان به اون نرسه .
او با ( مک دانل ) دستیار نور چشمی آلدریچ ( خود آلدریچ حیوان شده بوده و عقل نداشته که مذاکره کنه ) درباره تسلط بر انور لاندو مذاکره میکنه و آن دو به توافق میرسند ولی بنظرم قضیه از این قرار بوده که سالیوان وعده حکومت مستقل بر آنر لاندو رو به مک دانل میده و اونم با استادش و دستیارش ( دورهیز ، که قبلا لورشو گفتم ) راهی ایریثل میشوند .
و سر انجام سالیوان خود خواه و جاه طلب خیانت میکنه و دورهیز رو در حیاطی که پلکان ایلوژن دارد و دری بسته هم آنجاست ، زندانی میکنه ، مک دانل را نیز در آب انبار شهر زندانی و دو هیولای سالیوان رو مسئول خوردن او میکند که در نهایت مک دانل خودش را خشک میکند و ان دو هیولا تا ابد از او محافظت میکنند .
اما سرنوشت سالیوان : سرانجام سالیوان ، گویندولین را در تالار اصلی آنر لاندو و یورشکا را در بالاترین نقطه بلند ترین برج شهر زندانی میکند و آلدریچ را رهسپار رفتن و خوردن گویندولین میکند . همه چیز بخوبی پیش میرفت که ناگهان اتفاقی میافتد و سالیوان در کمال ناباوری آنکیندلد وان رو پیش روی خودش میبیند . نبرد سختی در میگیرد که در نهایت با پیروزی قهرمان بازی پایان می پذیرد .
سالیوان ، موجودی کاملا خاص در بازی بود . او جادویی در شمشیرش داشت که حتی از جادوی ( گویندولین ، همون ماه سیاه ) هم ترسناک ناک و تاریک تر بود ، که این طینت پلید سالیوان را نشان میداد . در فاز دوم میبینیم که حالش بد میشه و روی زمین میافته و دو چیز مثل بال در میاره ولی اونا بال نیستند ، بیشتر شبیه شاخه های یک درخت سیاه یا ... . بله دوستان اون یک شوالیه عضو فرقه کلاغ های آریندل بوده که هنگامی که آتش پروفند رو پیدا میکنه ظاهر خودش رو هم عوض میکنه ولی در حین نبرد به اصل و نصب خودش بر میگرده
ادامه دارد 👇👇..

@playfromsoftware
FROMSOFTWARE
آتشی تاریک ... ( لور پانتیف سالیوان : قسمت سوم ) شاید بگویید خب ، سالیوان اصلا مقصودش از فرستادن ( دنسر و ورت )به دیوار بلند لاثریک چه بوده ، اصلا چرا او در جستجوی شعله پروفند بوده ؟ و عواقبش چه بوده ؟ بطور کلی ، بگذارید این موضوع رو براتون روشن…
ضمیمه :
پانتیف اعظم همچنین سعی در برقراری روابطی دوستانه با پسر دور افتاده لورد گوین ( نیملس کینگ کبیر ) داشت . دلایلش مشخص نیست ولی شاید میخواسته از او هم برای براندازی حکومت لاثریک استفاده کنه ، شاید هم میخواسته او را به عنوان مدعی احتمالی حکومت از میان بردارد .
به هر حال وجود حلقه نیملس کینگ روی تخت حیاط جلوی کلیسا و آن محل گرد که پشت کلیسای پانتیف هست و به حیاط پانتیف شهرت داره ، به قلعه نیملس کینگ هم ویو داره و مشرفه ، نشان از این داره که آن دو با هم روابط دیپلماسی هر چند کوتاهی داشته اند که با مرگ پانتیف این روابط هم به پایان رسیده .
نبرد با پانتیف نیز نمادینه . در طول فاز یک بیشتر حرکاتش رو با شمشیر پروفند و آتشین خود انجام میده و به این معنیست که او ، با یافتن شعله پروفند ، جاه طلبیش بیشتر شده و قصد داره با اون همه جهان رو در دست بگیره و فکر میکنه که فقط به همین شعله پروفند ختم میشه .
در صورتی که در فاز دو ناخودآگاه ، انگار که حالش بد میشه روی زمین میافته و اگه نزدیکش باشین میبینین که دمیج دارک بهتون میزنه و بعد بال در میاره ، اون بال ها نشانه اینه که در این بلند پروازی ابیس هم به کمکش میاد و ضربات و تکنیکاشم بیشتر میشه و الان نصف و یا بیشتر ضرباتش رو با شمشیر دارای جادوی ( ابیس ) خودش میزنه .
و اما در فاز سوم شاهد احضار همزادش به نبرد هستیم . ابیس که شاهد ناتوانی دوباره جانشینش در نبرده تصمیم میگیره اون ظاهر و طینت پلید و سیاه سالیوان رو آشکار کنه و میبینیم که سالیوان ، شمشیر ابیس خودش رو بالا میبره و یک همزاد روح مانند خودش رو احضار میکنه . دقت کنید میبینید که سالیوان اصلی کاری نمیکنه و فقط به فرمان روح همزادشه و هر کار که اون بکنه سالیوان هم پشت بندش همون کارو میکنه .
پس در اینجا نتیجه ای فوق العاده میشه گرفت :
سالیوان مثل دنیای دارک سولز 3 هستش که آتش ، در آن کشف و پیدا میشه ، و سپس نیروهای ابیس ، پس از اینکه همان شعله ، رو به افول میره ، یکی یکی در این دنیا رخ نشون میدن و ذره ذره مثل عفونت در تمام دنیا گسترش پیدا میکنند ، همانطوری که در وجود سالیوان اعظم گسترش پیدا کردند و اونو به کام مرگ کشیدند .

و سرانجام ، عاقبت جاه طلبی و خود خواهی ...
#lore
#pontiff_sulyvahn
#boss_lore
#dark_souls
#nameless_king

@playfromsoftware
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Lone Shadow Masanaga the Spear-Bearer (Owl's Memory) (No Damage/Prosthetic/Item)

جرئیات ویدیو :

کشتن سریع مینی باس
کشتن مینی باس بدون دریافت دمیج

اختصاصی کانال

#gameplay
#no_damage
#lone_shadow
#training
#mar_wither
#sekiro
@playfromsoftware
باز می آید ندای یک سفر        بار دیگر گرد آتش تا سحر ❤️

#Elden_Ring
@PlayFromSoftware
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Juzou the Drunkard (Owl's Memory) (No Damage/Prosthetic/Item)

جرئیات ویدیو :

کشتن سریع مینی باس
کشتن مینی باس بدون دریافت دمیج

اختصاصی کانال

#gameplay
#no_damage
#juzou_the_drunkard
#training
#mar_wither
#sekiro
@playfromsoftware
Ludleth Of Courland
#art
@playfromsoftware
FROMSOFTWARE
Ludleth Of Courland #art @playfromsoftware
منفورترین ارباب ...

در دنیای سولز همه چیز به نوعی نماد است . هر چیزی اعم از مجسمه ها ، مکان ها ،حتی مهارت های یک شخص یا دشمن ... همگی نماد و نشانه هستند تا از آخر با پیوند آنها و پیدا کردن داستان و لور پشت سرشان به مفهوم و هدف سازنده پی ببریم . اما گاهی هم در داستان ها به چیز های عجیبی برمیخوریم . مثلا کسی که اصلا در طی بازی خودنمایی و یا حتی دیالوگ چندانی هم ندارد یا بی اهمیت جلوه میکند ، اما مسبب تمام بدبختی هاییست که سر شما آمده است .
( لودلث مطرود ) ، یکی از همان ان پی سی هاییست که پیش تر گفتم . او اولین ارباب خاکستریست که در بازی میبینیم . تنها اطلاعاتی که از این ارباب خاکستر داریم همین است : شخصی با دو پای قطع شده ، خود را ارباب کوتوله میخواند ، از سرزمینی به نام ( کورلند ) طرد شده است ، توانایی تبدیل ارواح باس فایت ها به تسلیحات قوی را دارد . همین ! علنا دیگر هیچ چیز داستانی مهمی درباره او بازی به ما نمیگوید .
یک نکته مهم : ( سول آو سیندر یا همون باس آخر بازی ) ترکیبی از تمام توانایی های 5 ارباب خاکستر است . مثلا سورسری که آلدریچ استفاده میکرد یا ضربات کوبه ای و خشن مثل آندد لیجن و میرکل که میدانیم لاثریک هم از میرکل استفاده میکرد ، یا استعداد کار با شمشیر های خمیده و پایرومنسی که یورم زمانی استفاده میکرد ( شمشیر یورم اسلش و در نوع خودش خمیده است و قابلیت اسلش و ضربات ( کرود سورد ) دارد ) . اما لودلث ؟ هیچ چیز درباره اش نمیدانیم . چیزی که توجه را جلب میکند ، جادوی سورسرری منحصر به فردیست که در بین بقیه سورسرری هایی که سول آو سیندر استفاده میکند ، خاص است .
میدانیم که اسم اون جادو ( سول استریم ) هستش که متعلق به اولین اسکالر یا دانشجو بوده . در بین اربابان خاکستر ما فقط میدونیم آلدریچ سورسرر هستش و لودلث را نمیدانیم . میدونیم که آلدریچ اصلا اسکالر نبوده ( طبق لور ) و یک اسقف اعظم بوده که بعد ها پلید میشه و ... پس آلدریچ کنار میره و ... فقط لودلث میمونه .
پس لودلث اولین اسکالر بوده . نظریه ای که دربارش هست میگه که:[ او به علت استفاده بیش از حد و غیر مجاز از ( ترنسپوزینگ کیلن ) ابزار تغییر ماهیت اشیا بالاخص ارواح به تسلیحات ، طرد میشود و بعد به علت استعداد فوق العاده ای که در علوم سورسرری پیدا میکنه ، اسایرس ، پادشاه سابق قلعه لاثریک ، برای او کتابخانه ای عظیم میسازد و فرقه دانشمندان از زمان او به یکی از ارکان اصلی حکومت تبدیل میشود . لازم به ذکر است که او تنها مربی شاهزاده لاثریک بوده است .
هنگامی که مهاجران ، خبر زوال تدریجی آتش را میآورند ، لودلث در آن شک میکند و لاثریک را هم به شک می اندازد و سپس لاثریک از لینک کردن آتش خودداری کرده ، به دربار اصلی قلعه میرود و درهای پشت سر خود را هم میبندد و از دور زوال آتش رو مشاهده میکند . اینکه لودلث چرا شک میکند ، اصلا مشخص نیست ولی به هر حال او کسی بود که لاثریک رو از انجام اینکار بر حذر میدارد و پیشنهاد عدم لینک آتش رو به او میدهد .
لودلث که به اشتباه خود پی میبرد و اکنون هیچ نظری برای لاثریک بردار ندارد ، تصمیم به کاری میگیرد . طبق گفته خود او { اگر اربابان نمیخواهند به تخت هایشان برگردند ، پس خاکستر هایشان ( باید ) به تخت هایشان برگردد .} حال او به حرف های مهاجران پی برده ، جهان غرق در تاریکی و ابیس شده و سپس خودش اقدام به لینک کردن آتش کرده به یک ارباب خاکستر تبدیل میشود . اما این بار فقط بخاطر نجات بشریت نه بخاطر چیز دیگری . و سپس معبدی روی آتشی که قرار است لینک شود میسازد و طبق لور ( گذشته یا آینده که در کانال هست ) معبد واقعی با آتش منتظر به لینک ، در زمان و مکانی رویا گونه ( که بنطر قبل از زمان زوال آتش است و همه چیز خوش و خرم است قرار دارد ، که شما در قبرستان نزدیک به معبد بیدار میشوید و ماموریت به شما داده میشود . ]
و اما باعث و بانی تمام این تلخی ها یعنی شیوع بیش از حد ابیس و پوز آو من ها به قلعه لاثریک یا افتادن ابیس واچرز به ابیس و .... همه و همه تقصیر لودلث هست و اگر پرنس رو از لینک آتش منصرف نمیکرد این اتفاقات نمیافتاد .
به گفته برخی تئوری ها ، او فایر کیپر را خلق کرده ، همانند ( گرمن در بلادبورن ) که هم هانتر دریم هم دال را خلق کرد ، لودلث هم چنین نقشی در این بازی ایفا میکند و حتی درست مثل گرمن در آخر بازی به نوعی به مبارزه با بازیکن میپردازد ( جادوی سورسرری که سول آو سیندر دارد .)

و سرانجام اینکه ..
چرا عاقل کند کاری ، که باز آرد پشیمانی ...
#dark_souls
#npc_lore
#ludleth_of_courland
#lothric_younger_prince
#soul_of_cinder
#lore

@playfromsoftware
I Maybe But Small
BUT
I Will Die A Colossus

#art #dialogue #dark_souls
@playfromsoftware
چندی پیش که یکی از دوستان عزیز چنل نسبت بما لطف داشتن پیوی مراجعه کردند و مطالبی رو در مورد فلسفه بکار گیری سری بازی های دارک سولز بیان کردند
شرح صحبت های این دوست عزیز :
در مورد فلسفه پشت سر مجموعه Dark Souls باید بگم جناب میازاکی به طور کامل تحت تاثیر اگزیستانسیالیسم؛ به خصوص آرای سارتر و کامو هستن.

بنده به شخصه مطالبی رو که این دوست عزيزمون پیشنهاد دادن مطالعه کردم و واقعا حیرت زده شدم
تصمیم گرفتم اصل مطالب رو عینا براتون قرار بدم که شما هم بخونید
برخی از منابع قابل مشاهده در مورد این فلسفه به شرح زیر میباشد :

Ka6#:
https://the-artifice.com/existential-hero-dark-souls/

https://thegemsbok.com/art-reviews-and-articles/dark-souls-from-software-existentialism-philosophy/

Watch "The Philosophy of Dark Souls" on YouTube
https://youtu.be/Uko_saxEfEk

Watch "The Philosophy of Dark Souls and Absurdism" on YouTube
https://youtu.be/UEeFQhZb4Ws


@playfromsoftware
FROMSOFTWARE
چندی پیش که یکی از دوستان عزیز چنل نسبت بما لطف داشتن پیوی مراجعه کردند و مطالبی رو در مورد فلسفه بکار گیری سری بازی های دارک سولز بیان کردند شرح صحبت های این دوست عزیز : در مورد فلسفه پشت سر مجموعه Dark Souls باید بگم جناب میازاکی به طور کامل تحت تاثیر…
اگزیستانسیالیسم یا هستی‌گرایی یا باور به اصالت وجود (به انگلیسی: Existentialism) اصطلاحیست که به کارهای فیلسوفانه شخصی از اواخر سدهٔ نوزدهم و اوایل سدهٔ بیستم اعمال می‌شود که با وجود تفاوت‌های مکتبی عمیق در این باور مشترکند که اندیشیدن فلسفی با موضوع انسان آغاز می‌شود نه صرفاً اندیشیدن موضوعی. در هستی‌گرایی نقطه آغاز فرد به وسیلهٔ آنچه «نگرش به هستی» یا احساس عدم تعلق و گمگشتگی در مواجهه با دنیای به ظاهر بی‌معنی و پوچ خوانده می‌شود مشخص می‌شود.

طبق باور اگزیستانسیالیست‌ها زندگی بی‌معناست مگر اینکه خود شخص به آن معنا دهد؛ این بدین معناست که ما خود را در زندگی می‌یابیم، آنگاه تصمیم می‌گیریم که به آن معنا یا ماهیت دهیم همان‌طور که سارتر گفت ما محکومیم به آزادی یعنی انتخابی نداریم جز اینکه انتخاب کنیم؛ و بار مسئولیت انتخابمان را به دوش کشیم بعضی مواقع اگزیستانسیالیسم با پوچ‌گرایی اشتباه گرفته می‌شود در حالی که با آن متفاوت است، پوچ‌گرایان عقیده دارند که زندگی هیچ هدف و معنایی ندارد در حالی که اگزیستانسیالیست‌ها بر این باورند که انسان باید خود معنا و هدف زندگی اش را بسازد.
منبع :ویکی پدیا

@playfromsoftware