FROMSOFTWARE
1.62K subscribers
3.94K photos
1.72K videos
105 files
613 links
Everything About FromSoftware

Firelink Shrine: @FromSoftware_Gp

Our support team:

Elden Ring:
@satan_slayer

Dark Souls Series & Bloodborne
@satan_slayer

Sekiro
@FarhadSoofl

Demon's Souls
@FarhadSoofl

NieR Channel:
https://t.me/NieR_Automata
Download Telegram
Rosaria The Heavenly Daughter
#art
@playfromsoftware
FROMSOFTWARE
Rosaria The Heavenly Daughter #art @playfromsoftware
پریزاد لاثریک ...

روزی از روز ها ، در قلمرو خوش و خرم ( لاثریک ) ملکه آن دیار ( گوینور ) ، دختری بدنیا آورد . این بچه ( که نامش گرترود بود ) ، بزرگترین دختر (( گوینور و اسایرس )) بود . او کمالات و استعداد زیادی در زمینه معجزه از خودش نشان میداد ، درست مثل مادرش یا حتی بهتر !
لازم به ذکر است که قلمرو لاثریک ، 3 رکن حکومتی داشت که بعد از پادشاه ، آن 3 حرف اول را در قلمرو و حکومت میزدند و مطیعان بسیاری ( تقریبا همه مردم ) داشتند .
این 3 رکن عبارتند از : [[ شوالیه ها _ راهبه های اعظم _ دانشمندان ]]
زمانی که هر گونه مصوبه و ... ارائه میشد ، اول باید هر سه آنها آن را تایید و قبول میکردند و سپس به امضای پادشاه میرساندند برای اجرای آن طرح ، مصوبه و هر چیزی...
همه چیز داشت به خوبی پیش میرفت که یک روز ، دختر پاک گوینور ، با یک فرشته ملاقات میکند ! ( عده ای گفته اند محل دیدار آن دو در اتاق نبرد با لاثریک یعنی دربار پادشاه بوده ، و عده ای هم گفته اند در اتاق خود گرترود این اتفاق افتاده است . )
بعد از اولین دیدار ، اتفاقی رخ نمیدهد و گرترود این مسئله را به گوش والدین خود میرساند ، و پدرش هم با 3 رکن لاثریک مشورت میکند . اما نه تنها پدر ، بلکه بویژه سه رکن اصلی قلعه لاثریک اصلا فرشتگان را قبول نداشته و حضور و این دیدار را نا معتبر دانستند .
سپس ملاقات دوم رخ میدهد و فرشته ( که معلوم نیست مقصود آن فرشته از این دیدار چه بوده ) معجزه ای بنام مدرک به گرترود میدهد . درست بعد از این اعطا بود که گرترود هم بینایی و هم قدرت گفتاری خود را از دست داده اما او برای اینکه بقیه آن معجزه را باور کرده و به حضور فرشتگان پی ببرند ، با خط خرچنگ قوباغه خود ، دستورالعمل آن را مینویسد . (و نمیداند که همان دستخط بد فرم ، باعث تشکیل فرقه ای از هوادارنش به نام ( پیمان فرشته ای لاثریک ) را بنیان گزاشته ، بی آنکه خودش باخبر باشد .)
سران لاثریک که میبینند او با این کارهایش ممکن است تهدید بزرگی برای منافعشان به حساب بیاید ، شاه را مجبور میکنند که او را در قفسی در بلند ترین نقطه بلند ترین برج لاثریک زندانی کرده تا کسی دستش به او نرسد و بالعکس .
و بعد فردی دست خط گرترود را پیدا کرده و به او ایمان میآورد .( که گویا یا ( اما) بزرگ ترین راهبه لاثریک بوده یا برادر کوچکش بنام لاثریک ، ولی به احتمال زیاد لاثریک بوده ، چون او معجزه تجدید حیات را بلد بوده ( در نبرد با او ، وی لورین را زنده میکند ) و گویا گرترود یادش داده بوده ! )
شوالیه های هوادار او ( موسوم به شوالیه های بالدار ) که زرهی فربه و بالدار دارند ، به خونخواهی او به پا میخیزند ، و این موجب جنگی بزرگ میشود ، جنگ داخلی . یادتان میآید در مرحله ( دیوار بلند لاثریک ) در میدانی بزرگ ، یک شوالیه فربه در میدان بزرگ شهر قدم میزد و کلی اجساد شوالیه های معمولی دیگر آنجا بود؟
شوالیه های بالدار به علت قدرت فرا انسانی خود ( که گویا این نعمت را فرشتگان به آنان داده اند ) بر آنان پیروز شده و سرانجام شوالیه های لاثریک عقب نشینی کردند و 3 شوالیه بالدار اعظم تصمیم به نگهبانی از زندان گرترود کردند و بقیه شوالیه های بالدار پایه در اطراف لاثریک پرسه میزدند ، بی آنکه با مخالفتی مواجه شوند . ( سران حکومت ، شکارچیانی را مامور کشتن آن 3 شوالیه کردند اما ، شکارچی مخصوص دربار زنده برنگشت. )

_ اما سر گرترود چه آمد ؟
درست پایین قفس گرترود ، یک ( کرم انسان نما ) که قبلا در لور های قبلی گفته شد که یکی از کاهنان تغییر یافته معاون اسقف ( کلیمت ) بوده ، ایستاده است ، و حالا ، چه ربطی بین گرترود و مشاور کلیمت هست؟
موضوع از این قرار است که مادر و پدر گرترود ، بعد از اینکه مجبور به زندانی کردن دختر دلبندشان شدند ، با مشاور کلیمت در کلیسای بزرگ ، مخفیانه تصمیم به فراری دادن گرترود گرفتند و سپس به کلیسای مخفی در اتاقی فرستاده میشود که حتی جلوی در اتاق هم میله هایی فلزی میکشند که دسترسی به وی غیر ممکن شود .
و روزی از روز ها که آلدریچ اعظم دیوانه میشود و رویس که با کلیمت سر لج داشته رهبر کلیسا میشود ، با کاهنان زیر دستش و بقیه عابدان کلیسا به وی و افرادش حمله میکنند ، و کلیمت در جلوی پای رزاریا ( همون گرترود ) و افرادش در جلوی تالار که نگهبانی میدادند شجاعانه کشته مبشوند ، اما رزاریا که اکنون تکنیک تجدید حیات را یاد گرفته بود ، کلیمت را ( که گویی عاشق دلباخته رزاریا بوده ) و افرادش را زنده میکند ، اما آنها بدلیل بیماری که در بینشان شیوع پیدا کرده بود نیمه انسان و نیمه کرم بدنیا آمدند ، و کلیمت که درجه بالایی در بینشان داشت به شکلی خاص در آمده و تا همیشه در کنار رزاریا باقی ماند
#dark_souls
#npc_lore
#cathedral_of_the_deep

@playfromsoftware
Mm , you'r an unkindled aren't you ?
I'm Sirris , of the Sunless Realms . former servant of the divinity.
Duties we each bear,but one's duty is a solitary affair .
I doubt we've much to gain from fraternisation.
Blessing of the moon upon you'r journey.

[Sunless Realms Sirris]
#dark_souls
#sirris
#art
#dialogue

@playfromsoftware
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Great Shinobi Owl (No Damage/Prosthetic/Item)

جرئیات ویدیو :

کشتن باس بدون دریافت دمیج

اختصاصی کانال

#gameplay
#no_damage
#great_shinobi_owl
#owl
#training
#mar_wither
#sekiro
@playfromsoftware
Sulyvahn's Beast
#art
@playfromsoftware
FROMSOFTWARE
Sulyvahn's Beast #art @playfromsoftware
هیولای سالیوان ...

بنا به این که بیشتر تازه واردان (و در مواردی تجربه داران ) بازی دارک سولز 3 به این موجود به نوعی مینی باس حساس هستند و خیلی براشون سخته یک راهنمای متنی تصمیم گرفتم که بنویسم
_موقعیت : (( ایریثل آو د بوریال ولی ))
_ضعف ها : شمشیر های با قابلیت (( تراست یا نوک تیز و اسلش یا همون شمشیر های خمیده )) _ آتش ، بلید (خونریزی) ، فراست (سرما) _ حساسیت بالای جمجمش نسبت به ضربات استرایک یا کوبه ای.
_مقاومت ها : دارک ، مجیک ، استرایک ( اندک )
_فرد قابل احضار : ندارد
_ دراپ :
هیولای روی پل : ( چشم چپ پانتیف )
هیولای روبروی مکل دانل در آب انبار: ( حلقه فیور )

توضیحات :
کلا در بازی 3 تا از این هیولا پیدا میکنین که هر سه تا هم در یک مرحله ینی ایریثل هستن ، اولیش روی پل ورودی ایریثله و دوتای دیگه در آب انباری ( جایی که جسد مک دانل هست ) منتظرند وگویا نگهبانی میدن !
اونی که رو پل هستش رو اگه شما برین پشت دروازه وایسین وقتی ظاهر شد ، به شما زل میزنه و آروم آروم محو میشه ! و بعد دوباره ظاهر میشه .
اون دوتای دیگه رو هم برای اینکه خیلی راحت تر بشین ، اول هیولای سمت چپی که نزدیک تره بهتون رو جلبش کنین ( با تیر کمون ، اسپل ....) و بعد بکشینش ، سپس برین سراغ اون یکی دیگه . ( نکته :اون ستونای وسط به هیچ دردی نمیخورن و باید مردانه باهاشون روبرو بشین .)
این موجود تمام حرکاتش با کله اش هست . بسیار سریع و قدرتمنده و انگار خط انرژیش بی نهایته !

_نکته قابل توجه :
هنگامی که شما این موجود رو ( ریپوست ) یا اصطلاحا (استرگر) کردین ، اون میافته رو زمینو بعد این که یکمی به خودش پیچید ، در همون حالت خوابیده ، دستاشو با حالت التماس در میاره و گهگاهی صدای ناله عجیبی ازش بلند میشه ، بعدا در لور ( سالیوان ، اسقف اعظم ) بهش اشاره خواهم کرد...

استراتژی نبرد :
_جارو برقی : وقتی کمی از شما دور شد ، دهنشو باز میکنه و مستقیم میاد به سمتتون بدون اینکه جهتشو عوض کنه و وقتی گرفتتون ضربه فنی میشین . برای این حرکت ، کافیه تا رسید به شما جاخالی بدین ، یا اگه اسلحه فوق قوی کوبه ای دارین همونجا وایسین و وقتی رسید یک ضربه قوی شارژی بهش بزنید تا استرگر بشه .

_ گاز چرخشی : وقتی کنارش یا پشتش بایستید ، یکهو در عرض یک ثانیه به سمت شما از همون جایی که هست کلشو میچرخونه و محکم میچرخه و گازتون میگیره ، که با یک جاخالی به هر جهتی یا یک پرش کوچیک به عقب درست میشه .

_ حرکت سه گام : وقتی تقریبا ازش دورین ، یک نعره میکشه و بعد دهنشو 3 بار باز و بسته میکنه و در همین حال پر سرعت به سمتتون میاد که بار سوم دهنشو باز بسته نمیکنه ، بلند میپره سمتتون ، و با همین حرکت ممکنه کل خونتون بره . تنها اری که میکنین وقتی که پرید سمتتون ، به محض اینکه دیدین پرید ، شما هم بپرین به چپ یا راست .

_ حرکات سگانه : هیچ وقت خیلی جلوش نمونین ، چون اگه بمونین این حرکات پشت سر همو میزنه که یجایی اگه شما رو گیر بیاره دیگه راه فراری نیست ولی با این حال جاخالی میشه داد ولی خیلی سریع ، چون پوزشو دوباره خیلی سریع جلو میاره و بار سوم رو دو تا پاش بلند میشه و بعد ضربه فینیشر ، برای هر 3 حرکت باید خیلی بموقع و سریع جاخالی بدین مگر نه گیرتون میاره و دیگه راه فراری نیست .

_ آبشار لایتنینگ : یکهو میشینه و بعد لایتنینگ میریزه زمین که تا شعاع دو متریش میریزه زمین ، قبل از شروع نعره میزنه که 2 ثانیه تقریبا طول میکشه و سریع برین پشتش و ضربات اسلش سنگین یا شارژی بهش بزنین .

ترفند هایی برای این موجود :
_ وقتی سرشو خم کرد و آروم مثل گربه هیچ کاری نمیکرد و بهتون نزدیک میشد همونجا یک ضربه شارژی قوی با اسلحه های کوبه ای بزنین بهش . ( هر چی قوی تر اثر بیشتر )

_ وقتی ضرباتش رو تموم کرد ، و کمی مکث کرد ، همونجا سریع اسپل ( دورهیز ناوینگ ) رو بزنین .
_ از سلاح ویژه برای این باس که میشه در نظر گرفت ( اسپایکد میس ) استفاده کنین ، چون هم قابلیت خونریزی داره و هم کوبه ایه ، یا شلاق های تیغه ای .
_ اگه از سلاح های معمولی استفاده میکنین ، از پودر ( کارفس روگ ) که تو دخمه های کارفس پبدا کردین ، به شمشیرا بزنین تا قابلیت خونریزی پیدا کنه شمشیرتون .

#dark_souls
#irithyll_of_the_boreal_valley
#mini_boss
#strategy
#training

@playfromsoftware
منبع آگاهی در Reddit جدیدا اعلام کرده که بازی بعدی استودیو Fromsoftware بر طبق اساطیر اسکاندیناوی ساخته خواهد شد و با یک شاهکار واقعی از کل این سری روبرو خواهیم بود.
#news
#fromsoftware

@playfromsoftware
تنها چیزی که برای شکست یک دشمن سخت نیاز داری، یه دوسته خوبه. 🤝🤝❤️
#art
@playfromsoftware
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Juzou the Drunkard (No Damage/Prosthetic/Item)

جرئیات ویدیو :

کشتن سریع مینی باس
کشتن مینی باس بدون دریافت دمیج

اختصاصی کانال

#gameplay
#no_damage
#juzou_the_drunkard
#training
#mar_wither
#sekiro
@playfromsoftware
میگن یکی از دلایل تبعید نیملس کینگ همین بوده 😂😂
#fun
#dark_souls

@playfromsoftware
Death Hall (( Killing All Jailers Easily ))

@playfromsoftware
FROMSOFTWARE
Death Hall (( Killing All Jailers Easily )) @playfromsoftware
دار و دسته زندان بان ها ...

کسانی که برا اولین بار بازی دارک 3 رو بازی میکنند ( یا شایدم بعضی با تجربه ها ) میدونن که این سالن یه سالن معمولی نیست . اینجا 8 یا 9 تا زندانبان هستن که تا وقتی که بخواین حساب همرو برسین مردین ! بخاطر چشمای زیبایی که دارن ، شمارو از راه دورم ناک اوت میکنن .
حالا راهکار واسه اینکه همشونو راحت راحت بدون حتی دریافت یک دمیج قتل عام کنین ! (نکته این راهکار برای بار اولیه که تو یه انجی میرین تو این اتاق، بار های بعدی ممکن نیست و حتما برای استفاده از این تکنیک باید انجی بزنین )

_ تکنیک : وقتی از سلول موش ها وارد این سالن شدید ، سریع به سلول روبرویی برین ، و از در دیگه اون سلول برین بیرون تا وارد یه راهروی تنگ بشین ، بعد از راهرو یه سلول دیگه هست که توش آیتم راهبردی ما ینی ( حلقه داسک ) قرار داره ، اون حلقرو بردارین و جسد جیغ میکشه و سریع برین بیرون از اون سالن ( از راه سمت چپ برین بعد از خروج از سلول ) و بعد همه زندان بان ها میریزن توی اون سلول و جالبه که دیگه هم بیرون نمیان !
ابنجا شما میتونین اونارو ول کنین و راحت سالنو بگردین و آیتمارو بردارین ، اما اگر میخواین ازشون انتقام بگیرین ، برین سلول روبرویی که زندان بانا رفتن توشو باز کنین و یک (خود گرگ پندار) رو آزاد کنین . حالا بزارین دنبالتون کنه و بکشونینش تا جلوی در سلول زندان بانا ، همینکه یکی از اونارو ببینه ، میپره به سمتشونو شروع میکنه به قتل عام ، حالا برا اینکه یوقت اون حیوون بدبخت کشته نشه ، برین کمکش و شما هم زندان بان هارو بکشین ( محض احتیاط ) و بعد از کشته شدنشون خود گرگ پندار بدبختو بکشین .
بازی دارک سولز 3 میخواد این موضوع رو به اثبات برسونه که این ضرب المثل که میگن : (( هر جا زهر هست ، پادزهرم هست )) کاملا درسته .
#strategy
#dark_souls
#irithyll_dungeon

@playfromsoftware
#news اخبار مربوط به شرکت فرام سافتور
#dark_souls پست های مربوط به دارک سولز
#npc_lore داستان شخصیت های بازی
#boss_lore داستان باس های بازی
#Npc_guide راهنمایی خط داستانی شخصیت
#boss_guide راهنمایی کشتن و نابودی باس
#pro_killer راهنمایی های حرفه ای سری سولز
#fun مطالب و عکس های فان
#souls_borne مطالب مشترک دارک سولز وبلادبورن
#blood_borne مطالب بازی بلادبورن
#sekiro_shadows_die_twice مطالب بازی سکیرو
#lore داستان های دنیای دارک سولز و بلادبورن
#fact فکت های بازی
#art والپیپر و عکس ها هنری بازیها

@playfromsoftware
Pontiff Sulyvahn
#art
@playfromsoftware
FROMSOFTWARE
Pontiff Sulyvahn #art @playfromsoftware
پسری جوان در جستجوی شعله ...
(( لور پانتیف سالیوان قسمت اول ))

روزی از روز ها ، در شهر نقاشی شده ( آریندل ) پسری بنام (سالیوان ) بدنیا آمد و در همان شهر نیز بزرگ شد . او جوانی جاه طلب بود و همیشه دنبال راهی بود که بتواند بر نه تنها آریندل بلکه بر تمام سرزمین وادی شمالی ، حکومت کند . برای اینکار او قصد سفر کرد ، و در طول سفر (به علت استعداد های خارق العاده اش ) به انضمام ( کورت سورسرر ها ) یا همان ساحره های دادگاه درآمد . درست معلوم نیست چطور ولی او به همراه تعداد کمی از زنان ساکن ( پروفند کپیتال ) که گویا 3 تا بوده اند ، شعله پایان ناپذیر پروفند رو کشف کرد .
همزمان با این اتفاقات ، در شهر افسانه ای و باستانی ایریثل ، شخصی بنام ( آلدریچ ) بر کلیسای مرکزی آنجا مستولی بود . او تعداد زیادی خدم و هشم و شوالیه هایی داشت که چشم و گوش او بودند ( بطور کلی اگه بخوایم بگیم ، ایریثل خودش یه قلمرو جدایی طلب بوده از همون اول و آلدریچ در واقع همه کاره ایریثل بوده و در ظاهر از فرامین شاه بزرگ لاثریک ، اسایرس ، تبعیت و اطاعت میکرد .) آلدریچ به شوالیه های مخلص و ساحران زبر دست و به طور کلی نور چشمی هایش نیزه مخصوصی بنام ( نیزه رسمی طلایی ) اهدا میکرد و البته خود نیز یدونه از این نیزه ها داشت .
در همین زمان ، سالیوان از دسته ساحران دادگاه جدا شده و به ایریثل میرود . و عضو زیردستان و نور چشمی های آلدریچ میشود . این دقیقا معلوم نیست که سالیوان زیر گوش آلدریچ میخوانده که او به پادشاه یگوید که آلدریچ را به کلیسای مشهور و محبوب بزرگ ( همون کلیسای تاریک که اون وقتا هنوز تاریک نشده بود ) برود ، یا خود پادشاه خودسرانه دستور به این کار داده . اما به هر حال آلدریچ منتقل شده و سالیوان ، به نوعی حاکم و اسقف اعظم شهر ایریثل میشود .
نکته ای راجع به کشف شعله پروفند هست و اون اینه که اون شعله درست مثل همون شعله ای که گوین کشف کرد و همه رو داغون کرد و همچنین ابیس رو هم بوجود آورد ، درون سالیوان رو خراب و فاسد و زنانی که با سالیوان در این امر همکاری میکردند ، به جانور زشت و بدترکیب و منفور ( به نام کله دست : چون کله هاشون شبیه دسته ) تبدیل شدند و بیشتر ساکنان شهر هم (زیر دستان بسیار زنان دستیار سالیوان ) به موجوداتی عنکبوت مانند تبدیل شدند . بله این شعله به نوبه خود خسارت زیادی به بار آورد ، ولی سالیوان از آن برای شعله ور کردن شمشیر خودش استفاده کرد و شمشیر رسمی خود را به آن آغشته کرد .
در ضمن شهر و بطور کلی منطقه ( آنر لاندو ) زیر نظر و تحت پوشش ( گویندولین : خدای ماه سیاه ) و به همین خاطر ماه سیاه در این منطقه بسیار بولد شده و همه جا بخصوص آنر لاندو تاریکه . اما اینکه چرا در ایریثل برف میاد و در آنر لاندو نه ، یک بحث جداست .
برخی تئوریا حاکی بر این هستند که ایریثل به این شکل برفی و ظاهر جدیدش ، یک نقاشی هستش . یک دنیای نقاشی شده درست مثل آریندل ، چون طبق گفته های دخترک بی نام نقاش در آریندل [: من منتظر کسی هستم که شعله رو به من بده و من دنیای ( سرد ، تاریک و ... رو ((که ویژگی های ایریثله کنونی هستش)) بهش هدیه بدم ...]
و برخی گفته اند که سالیوان با استفاده از اسپلی که بلد بوده و همه جارو فریز میکرده ، به همه افراد شهر یاد داده و همه با هم شهر را به این شکل در آورده اند که این یک مقدار دور از عقلانیته .
و برخی دیگر گفته اند که ایریثل رو سالیوان بوجود آورده که وجود آلدریچ قبل از سالیوان این نظریه رو نقض میکنه .
پس بنظر ، نظریه درست در این بین اینه :
سالیوان بعد از پیدا کردن شعله پروفند در زیر جنگل های توندرای ایریثل ، اونو از ان خودش میکنه و بعد اونو به نقاش میده و اونم شهرو به شکل کنونی برای سالیوان میکشه.

ادامه دارد ...
#lore
#pontiff_sulyvahn
#irithyll_of_the_boreal_valley
#boss_lore
#dark_souls

@playfromsoftware
Lady Maria
یکی از مهم ترین شخصیت های بازی لیدی ماریاست. ماریا یکی اولین از شاگردان و معشوقه گرمن بود و همچنین نسبت فامیلی با Annalise,Queen of Cainhurst داره، ماریا سلاحی بنام Rakuyo داشت که در Cainhurst ساخته شده بود و مهارت مبارزه رو از Gehrman یاد گرفته بود. شایعاتی از Fishing hamlet به گوش Master willem میرسه که Great one بزرگی به نام Kos که فرزندی درون شکمش داشت بر روی ساحل این منطقه اومده، مردم kos را می پرستیند و به اون لقب Mother رو داده بودند، ‌Willem به این نتیجه رسیده بود که با استفاده از بند ناف فرزند یک Great one میتونه با اونها ارتباط برقرار کنه و به بالاترین درجه بینش برسه بنابراین Willem گروهی از شکارچی ها رو که در بین اون ها Gehrman وMaria نیز بودند را برای بدست آوردن بند ناف به Fishing Hamlet میفرسته، هانترها به Fishing hamlet حمله می کنند و بدن Kos رو سلاخی و بچه درون شکمش رو میکشند و بند ناف رو بدست میارند و شروع به آزمایش ها وحشتناک روی مردم میکنند.
(با استفاده از Milkweed rune و صحبت کردن با فردی که در ورودی Fishing Hamlet وجود داره میتونید ایتمی رو بگیرید که نشون دهنده شکنجه و سلاخی مردم بیچاره اون منطقه برای بدست اوردن چشم اونها بوده.) این کار باعث ایجاد نفرینی میشه که گریبان تمام هانتر ها رو میگیره.
ماریا شروع به انجام آزمایشاتی بر روی مردم در بالای Clock tower میکنه که 2 تئوری برای اینکار وجود داره: 1. اینکه بتونه با Great one ها ارتباط برقرار کنه و تا شاید بتونه این نفرین رو باطل کنه
2. یا اینکه بتونه راهی برای تبدیل شدن انسان ها به great one پیدا کنه(مثل کاری که اعضای گروه choir بر روی بچه انجام دادند و تقربیا موفق شدند و اون ها رو تبدیل به celestial کنند که نوعی از great one هاست) ولی در انجام این آزمایش ها شکست میخوره.
پس از این اتفاق دقیقا معلوم نیس که به چه علتی Maria از هانترها جدا میشه و سلاح مورده علاقه خودش یعنی Rakuyo رو به درون چاهی میندازه ولی احتمالا بدلیل پشیمونی از کارهایی بوده که انجام داده بوده، ماریا به بالای Clock tower میره،
رگ گردن خودش رو میزنه و به زندگیش پایان میده.
گرمن بشدت از این اتفاق غمگین میشه و گل سر ماریا رو برای یادگاری برمیداره.
گرمن که تحمل از دست دادن ماریا رو نداشته عروسکی (Doll) به شکل ماریا میسازه تا همیشه به یاد ماریا عزیزش باشه(با رفتن به old workshop میتونید گل سر رو در یکی از کمدها پیدا کنید و همچنین عروسکی که گرمن ساخته رو در گوشه ای از اونجا پیدا کنید و اگر به انگشت دست او دقت کنید میبینید که تکون میخوره). Moon presence بعد از ایجادHunter's dream به عروسک جون میده و اونو زنده میکنه.
با رفتن به بالاترین نقطه clock tower ماریا رو میبینید که اون رگ گردن خودش رو زده و در کنارش یک جام شراب و یک قاب عکس شکسته شده است که احتمالا عکس گرمنه. با نزدیک کردن دستتون به ماریا اون دست شما رو میگیره و میگه یک جسد باید رها شده باقی بمونه(که منظورش جسد kos هست) و به شما حمله میکنه.
پس از کشتن ماریا ایتمی ازش دراپ میشه که برای ادامه مسیر باید ازش در جلوی ساعت بزرگی که پشت سر ماریا بود استفاده کنید که این ایتم در واقع کلید باز شدن دروازه ای به سمت Fishing hamlet که ماریا سعی داشت از مکان محافظت کنه و اونو مخفی نگه داره.
📌نکات اضافی:
با دادن گل سری که در old workshop پیدا میکنید به doll اون به شما میگه "این دقیقا چیه؟، خاطراتی که دقیقا به یاد نمیارم...حسرت چیزی...چیزی که هرگز احساس نکرده بودم..." و اشکی از چشم اون به پایین میوفته و شما میتونید با use کردن اون اشک اونو تبدیل به بلاد جم بکنید.
پس از کشتن ماریا با رفتن به Hunter's dream و با صحبت کردن با doll اون میگه که "چند لحظه پیش چیزی عجیبی رو در اعماق وجودش حس کرده انگار که از بند و استارت آزاد شده..."
این نکات نشون دهنده connection ای بین Doll و Lady Maria ست.
#bloodborne
#lore
#lady_Maria
#boss_lore
@playfromsoftware
2