Frame Maker
53 subscribers
414 photos
17 videos
4 files
38 links
اینجا قراره طراحی کنیم
حرف بزنیم(شاید)
انیمیت کنیم

اینستاگرام: https://www.instagram.com/frame._.maker?igsh=OGQ5ZDc2ODk2ZA==
ناشناس:
https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-639998-wHPqYEf
Download Telegram
Channel created
Channel photo updated
Forwarded from Huakobi (Mitsuri ໒꒰ྀི´ ˘ `ྀི ꒱ა)
خبب کلاب داریم
هرکس اوسی یا پرسونا یا یک کاراکتر رو یکی از فیگور ها میکشه و در نهایت اسم چنل همه زیرش قرار میگره همه میزارن توی چنل هاشون -
هیچ محدودیت یا ظرفیتی نداره اگه یک گروه پر شد دوباره انجامش میدیم پس نگران نباشین
شرایط شرکت :
این پیامو تا فردا چهارشنبه ساعت 12 شب فور کنین توی چنل تون و زیرش شماره هایی که دوست دارین رو به ترتیب الویت تون میزنن سعی میکنم به هرکس شماره ای که دوست داره رو بدم ولی ممکنه نشه پس الویت رو میزارم رو کسی که زود تر فور کرده 🥲
همه باید تا ۸ فروردین چیبی شون رو کشیده باشن ولی اگه زود تر تموم کردیم زود تر شیر می‌کنیم
نکته مهم : لطفا حتما رو فایل نقاشی که بعدا توی چنل میزارم نقاشی کنین و ابعاد فایل رو تغیر ندین و در نهایت بک گراند فایل رو ببینید و png شو برام بفرستین تا روی هم منتاژ کنم ( فکر کنم خوب نتونستم توضیح بدم منظورمو البته ولی خب نگران نباشین بهتون میگم چیکار کنین 😭😂)
و اینکه لطفا از چیزی که محتوای توهین آمیز ، سیاسی ، ۱۸+ و کلا هر چیزی که ممکنه یکی دوست نداشته باشه بزاره توی چنلش نکشین
👍1
آقا من هنوز چنلم فعالیت شروع نکردم ولی این چالشو واقعا میخوام شرکت کنم 😂😭
من یه دوره ای فکر میکردم با رفرنس طراحی کنی ینی ضعف و میگفتم یه طراح واقعی از رفرنس استفاده نمیکنه(اصن اون موقع نمیدونستم اصطلاح رفرنس چی هست) و خیلی تز طرحام مثل این ذهنین و به نظرم نیاز به remake دارن
👍2
دست چپش زیادی بزرگ دراومد و البته تلفن هم جاش اشتباس 😂
👍1🍓1
دانشگاه واقعا انرژی نمیذاره برا آدم
👍4
امروز اگه بعد دانشگاه جونی برام مونده بود،میشبنم پای ۴ تا طرح
👏2
روز پر هیاهویی بود.شلوغ و آشفته
توی این دو هفته بخاطر چند قرون حقوق بیشتر،صبح ها ساعت ۵ به سرکار برم،هر چقدر که میگذشت با حال بدتر و سرگیجه بیشتری از خواب بیدار میشدم،چیزی برای خوردن توی خونه نداشتم،هر دفعه یادم میرفت برای صبحونه خرید کنم،معمولا توی راه با کیک و  شیر کاکائو خودم رو زنده نگه میداشتم.صبحونه حساب نمیشد ولی بهتر از هیچی بود.
کار کاره،حتی اگه ازش متنفر باشی هم کاره،معمولا آدما توی دوره ای مجبورن برای پول وارد شغل هایی که دوست ندارن بشن.اون اوایل با خودم میگفتم با اینکه این شغلو دوست ندارم ولی میتونم با همکارام صمیمی شم،حداقل کمتر سخت بگذره،توی این مدت هنوز نتونستم با هیچ کدومشون ارتباط برقرار کنم،کسایی که باهاشون کار میکنم آدمای عجیب و رو مخی هستن.امروز با یکیشون بحثم شد،نتیجه بحث یه کبودی زیر چشم راستم بود.
ساعت ۳ تونستم از محل کارم خلاص بشم.درسته که بعدش باید میرفتم کلاس زبان ولی حداقل فشار کمتری بهم وارد میشد.کلاسم بر خلاف چیزی که انتظار داشتم سریع تموم شد.
ناهار نخورده بودم ولی احساس گرسنگی نداشتم.ساعت ۸ رسیدم خونه،مثل همیشه سکوت توی خونه حکمرانی میکرد.توی یخچال یه ذره از غذای دیروز باقی مونده بود،خوشبختانه طعمش زیاد تغییر نکرده بود و به خوشمزگی دیروز بود.
سرگیجه و سردرد زیادی دارم،باید برم بخوابم تا بتونم فردا به موقع بیدار شم،حدودا ۶ ساعت خواب،کم لود ولی فعلا برای من جواب میداد.روی تشک دراز کشیدم و دارم به این فکر میکنم کاش حدافل یک انگیزه به جز خواب برای ادامه دادن داشتم
شاید حقوق بیشتر
شاید غذای ارزون
شاید یه بغل موقعی که خوابم

#ذهن_من
2
چند ماه پیش یه ایده داستانی خیلی خفن به ذهنم رسیده بود ولی یادم رفته بود ایده رو،چند روز پیش یادم اومد و انگار یه انگیزه شد برام برم به تصویر دربیارمش
2👍2