روز پر هیاهویی بود.شلوغ و آشفته
توی این دو هفته بخاطر چند قرون حقوق بیشتر،صبح ها ساعت ۵ به سرکار برم،هر چقدر که میگذشت با حال بدتر و سرگیجه بیشتری از خواب بیدار میشدم،چیزی برای خوردن توی خونه نداشتم،هر دفعه یادم میرفت برای صبحونه خرید کنم،معمولا توی راه با کیک و شیر کاکائو خودم رو زنده نگه میداشتم.صبحونه حساب نمیشد ولی بهتر از هیچی بود.
کار کاره،حتی اگه ازش متنفر باشی هم کاره،معمولا آدما توی دوره ای مجبورن برای پول وارد شغل هایی که دوست ندارن بشن.اون اوایل با خودم میگفتم با اینکه این شغلو دوست ندارم ولی میتونم با همکارام صمیمی شم،حداقل کمتر سخت بگذره،توی این مدت هنوز نتونستم با هیچ کدومشون ارتباط برقرار کنم،کسایی که باهاشون کار میکنم آدمای عجیب و رو مخی هستن.امروز با یکیشون بحثم شد،نتیجه بحث یه کبودی زیر چشم راستم بود.
ساعت ۳ تونستم از محل کارم خلاص بشم.درسته که بعدش باید میرفتم کلاس زبان ولی حداقل فشار کمتری بهم وارد میشد.کلاسم بر خلاف چیزی که انتظار داشتم سریع تموم شد.
ناهار نخورده بودم ولی احساس گرسنگی نداشتم.ساعت ۸ رسیدم خونه،مثل همیشه سکوت توی خونه حکمرانی میکرد.توی یخچال یه ذره از غذای دیروز باقی مونده بود،خوشبختانه طعمش زیاد تغییر نکرده بود و به خوشمزگی دیروز بود.
سرگیجه و سردرد زیادی دارم،باید برم بخوابم تا بتونم فردا به موقع بیدار شم،حدودا ۶ ساعت خواب،کم لود ولی فعلا برای من جواب میداد.روی تشک دراز کشیدم و دارم به این فکر میکنم کاش حدافل یک انگیزه به جز خواب برای ادامه دادن داشتم
شاید حقوق بیشتر
شاید غذای ارزون
شاید یه بغل موقعی که خوابم
#ذهن_من
توی این دو هفته بخاطر چند قرون حقوق بیشتر،صبح ها ساعت ۵ به سرکار برم،هر چقدر که میگذشت با حال بدتر و سرگیجه بیشتری از خواب بیدار میشدم،چیزی برای خوردن توی خونه نداشتم،هر دفعه یادم میرفت برای صبحونه خرید کنم،معمولا توی راه با کیک و شیر کاکائو خودم رو زنده نگه میداشتم.صبحونه حساب نمیشد ولی بهتر از هیچی بود.
کار کاره،حتی اگه ازش متنفر باشی هم کاره،معمولا آدما توی دوره ای مجبورن برای پول وارد شغل هایی که دوست ندارن بشن.اون اوایل با خودم میگفتم با اینکه این شغلو دوست ندارم ولی میتونم با همکارام صمیمی شم،حداقل کمتر سخت بگذره،توی این مدت هنوز نتونستم با هیچ کدومشون ارتباط برقرار کنم،کسایی که باهاشون کار میکنم آدمای عجیب و رو مخی هستن.امروز با یکیشون بحثم شد،نتیجه بحث یه کبودی زیر چشم راستم بود.
ساعت ۳ تونستم از محل کارم خلاص بشم.درسته که بعدش باید میرفتم کلاس زبان ولی حداقل فشار کمتری بهم وارد میشد.کلاسم بر خلاف چیزی که انتظار داشتم سریع تموم شد.
ناهار نخورده بودم ولی احساس گرسنگی نداشتم.ساعت ۸ رسیدم خونه،مثل همیشه سکوت توی خونه حکمرانی میکرد.توی یخچال یه ذره از غذای دیروز باقی مونده بود،خوشبختانه طعمش زیاد تغییر نکرده بود و به خوشمزگی دیروز بود.
سرگیجه و سردرد زیادی دارم،باید برم بخوابم تا بتونم فردا به موقع بیدار شم،حدودا ۶ ساعت خواب،کم لود ولی فعلا برای من جواب میداد.روی تشک دراز کشیدم و دارم به این فکر میکنم کاش حدافل یک انگیزه به جز خواب برای ادامه دادن داشتم
شاید حقوق بیشتر
شاید غذای ارزون
شاید یه بغل موقعی که خوابم
#ذهن_من
❤2
Frame Maker
روز پر هیاهویی بود.شلوغ و آشفته توی این دو هفته بخاطر چند قرون حقوق بیشتر،صبح ها ساعت ۵ به سرکار برم،هر چقدر که میگذشت با حال بدتر و سرگیجه بیشتری از خواب بیدار میشدم،چیزی برای خوردن توی خونه نداشتم،هر دفعه یادم میرفت برای صبحونه خرید کنم،معمولا توی راه با…
من یه سال پیش اینو نوشتم
قبلا زیاد مینوشتم،نمیدونم به اینجور متن ها چی میگن.احتمال زیاد برا متنوع کردن محتوای کانال بازم از نوشته هام بزارم.
قبلا زیاد مینوشتم،نمیدونم به اینجور متن ها چی میگن.احتمال زیاد برا متنوع کردن محتوای کانال بازم از نوشته هام بزارم.
👍1
چند ماه پیش یه ایده داستانی خیلی خفن به ذهنم رسیده بود ولی یادم رفته بود ایده رو،چند روز پیش یادم اومد و انگار یه انگیزه شد برام برم به تصویر دربیارمش
❤2👍2
رنگ آمیزی یه کرکتری که از قبل کشیده بودم یک ساعتو نیم طول کشید 💀
نمیدونم ادیتش چقدر قراره طول بکشه
نمیدونم ادیتش چقدر قراره طول بکشه
Forwarded from MOONY (Holy Mother)
اوکی
من این لعنتی انجام دادم
#map #shadow #Gohst_town
*این نقشه شدو لاین
*که جاهای مهم نشون دادم
وگرنه این لاین کلان جنگل ماننده
من این لعنتی انجام دادم
#map #shadow #Gohst_town
*این نقشه شدو لاین
*که جاهای مهم نشون دادم
وگرنه این لاین کلان جنگل ماننده
MOONY
اوکی من این لعنتی انجام دادم #map #shadow #Gohst_town *این نقشه شدو لاین *که جاهای مهم نشون دادم وگرنه این لاین کلان جنگل ماننده
یه زمانی،وقتی لور داستانمو نوشتم
نقشه دنیای داستانم هم میکشم
نقشه دنیای داستانم هم میکشم
👍5
Tranquil Dreams
این آهنگ خیلی حس های عجیبی بهم میده
ترسناکه
حماسیه
آرامش بخشه
راز آلوده
غمگینه
انگار داره داستان میگه
اونقدر خوبه این آهنگ،دلم میخواد راجبش داستان بنویسم :)
ترسناکه
حماسیه
آرامش بخشه
راز آلوده
غمگینه
انگار داره داستان میگه
اونقدر خوبه این آهنگ،دلم میخواد راجبش داستان بنویسم :)
🆒2🔥1
Frame Maker
از سکسی ترین چیزایی که دیدم رِیدِن(کرکتر مرد) از Metal gear rising و 2B(کرکتر زن) از nier
دلم میخواد با کرکترای خودم این پوز هارو بکشم ولی متاسفانه داستانم اسپویل میشه
Forwarded from Labyrinth
«به بهانه اخر سال میخوام که از هم دیگه حمایت کنیم و من هم کمکی باشم در دیده شدن. پس این پیام فوروارد کنین تا بترکونیم خلاصه🌱✨»
Forwarded from Pixel Nerd
😭😭😭تمام شد😭😭😭
امیدوارم راضی کننده باشه البته ممکنه کلا این کاغذه رو حذف کنم اینم بگم که پس زمینه با جلو بردن بازی چیز های جدید بهش اضاف میشه و عوض میشه
اگر خوشتون اومد شیرش کنید❤️
#game
امیدوارم راضی کننده باشه البته ممکنه کلا این کاغذه رو حذف کنم اینم بگم که پس زمینه با جلو بردن بازی چیز های جدید بهش اضاف میشه و عوض میشه
اگر خوشتون اومد شیرش کنید❤️
#game
👍3🔥1
Forwarded from Pixel Nerd
این پیام رو بفرستید به همراه یکی از آرت هایی که من زدم و یک پست از خودتون ریپلای کنید بفرستمش اینجا تا آخر امروزم پستا میمونن