فِرامازون
749 subscribers
140 photos
3 videos
2 files
7 links
ناشناس
https://telegram.me/BChatBot?start=sc-828457-6Tx2Up4


۱۰۰ ممبر دقیق بین رو به ۱۰۰۰۰ ممبر سطحی بین
ترجیح میدم ..

برای حفظ شخصیت خودتون متن هارو با ذکر نام نویسنده یا نام چنل کپی کنید.
Download Telegram

شیرجه های نرفته گاهی اوقات کوفتگی های
عجیبی به جا می‌گذارد.

@framazon13 آلبر کامو

قبل از تو تنها بودم،
بعد تو فهمیدم که تنهام.

@framazon13 مصطفا موسوی
کف دریا دنبال سنگی مرواریدی شکل میگشتم. چون تو مروارید را دوست داشتی. نقاشی اش را هم به دیوار اتاقم چسبانده بودم. همیشه درباره دنیای بعد از مرگ حرف میزدی. یادت هست؟
میگفتی ادم ها وقتی میمیرند بهترین اتفاقات را در دنیای دیگر یک بار دیگر زندگی خواهند کرد.
همیشه خاطره اولین بوسه مان را برایم بازگو میکردی، همیشه خوشحال میشدی از گفتنش و منم ذوق میکردم.
میگفتی میدانم بعد مرگم، در دنیای دیگر این لحظه را دوباره زندگی میکنم، و منم میگفتم با من؟
تو هم میگفتی اگر با تو نه پس با کی؟
اما حالا نیستی. دلم برای تو تنگ میشود. دلتنگی درد است. یک دردی که همیشه گلوی انسان را فشار میدهد.
حالا برایت سنگ مرواریدی می اورم. کنار مزارت میگذارم. برایت گریه نمیکنم، و نخواهم کرد. چون یادم است لحظاتی که گریه میکردم ناراحت میشدی.
اما همیشه، هربار که به دیدارت می ایم این جمله را تکرار میکنم.
عزیزم. شاید در جای دیگری همدیگر را دیدیم. در دنیای بهتر و مناسب تر از اینجا. اینجا برای اتراق کردن شادی ها خطرناک است. خودت هم میدانی دوستت دارم. چشمانت را بستی چشمانم را میبندم. قرارمان در جایی بهتر.

آدمی که موقع رفتن خداحافظی نمیکند،
تکه ایی از وجودش نرفته است، و نخواهد رفت.

@framazon13 مهند

اندیشه‌های پریشان و دیوانه مغزم را فشار میدهد، پشت سرم درد می‌گیرد، تیر میکشد، شقیقه‌هایم داغ شده، بخودم می‌پیچم.
لحاف را جلو چشمم نگه میدارم، فکر میکنم ! خسته شدم،
خوب بود می‌توانستم کاسه سر خودم را باز بکنم و همه این توده نرم خاکستری پیچ‌پیچ کله خودم را درآورده بيندازم دور، بیندازم جلو سگ.

@framazon13 صادق هدایت

به مغزش گفت:
با لحن دستوری با من حرف نزن!

@framazon13 هایپریون

مریضت بودم و دلم به بودنت قرص بود.

@framazon13 مهند

یکی از تلخ ترین نادانی ها همین است:

مزاحم روز ها و زندگی شخصی باشی و ندانی.

@framazon13 معین دهاز

در سرزمینی هستم که هر روز میمیرم و زنده نمی‌شوم اما نمیدانم چطور
دوباره میمیرم

@framazon13 زهرا جابری
یه همچین چیزی...

@framazon13

تو برا من مُردی و الان مغزم سردخونه جسد فکر مُردته‌!


@framazon13 مهند

هرچقدر دلم رو صابون میزنم لکه سیاهی که روش انداختی پاک نمیشه!

@framazon13 نیلوفر

تنم درد تنت را دارد نه میل تنت را

@framazon13 فروغ فرخزاد
‌‌
بعد از تمام شدن مجسمه من آن را نشانم داد. هیچی را جا ننداخته بود. جوش‌هایم، دماغ الکلیم، دهانِ شبیهّ میمونم، چشمای باریک و صورت احمقانه‌ام. تنها فرق ما این بود که مجسمه سی ساله بود و من پنجاه ساله.

@framazon13 بوکوفسکی