از پنجره بوی سوختگی میآید.
انگار همین حوالی، یک نفر تمام گذشتهاش را آتش زده.
جنگلی را سوزانده، که یک درخت را فراموش کند.
@framazon13 حسین حائریان
از پنجره بوی سوختگی میآید.
انگار همین حوالی، یک نفر تمام گذشتهاش را آتش زده.
جنگلی را سوزانده، که یک درخت را فراموش کند.
@framazon13 حسین حائریان
من؛
خودم را لای دیوار، لای بوته های درخت، در بین جماعت، در اتاقم، زیر پَتو، پشت ماشین، زیر صندلی یا تخت پنهان میکنم،
اما هیچ وقت حاظر نیستم نقابی بگذارم که نشان دهد من نیستم.
@framazon13 مهند
من؛
خودم را لای دیوار، لای بوته های درخت، در بین جماعت، در اتاقم، زیر پَتو، پشت ماشین، زیر صندلی یا تخت پنهان میکنم،
اما هیچ وقت حاظر نیستم نقابی بگذارم که نشان دهد من نیستم.
@framazon13 مهند
به آیندگان بگو که شبِ ما چقدر شب بود و
روز و روزگار ما چطور مُرد و
پیکر رویاباخته ی ما در کدام درّه یا پَستو پرت شد، رها شد، لگد شد.
@framazon13 معین دهاز
به آیندگان بگو که شبِ ما چقدر شب بود و
روز و روزگار ما چطور مُرد و
پیکر رویاباخته ی ما در کدام درّه یا پَستو پرت شد، رها شد، لگد شد.
@framazon13 معین دهاز
حرفام رو مَزه مَزه میکنم بعد بهت میزنم
میترسم حرفام مزه خون بده°
اخه همیشه حرفام رو میکشم.!
@framazon13 مهند
حرفام رو مَزه مَزه میکنم بعد بهت میزنم
میترسم حرفام مزه خون بده°
اخه همیشه حرفام رو میکشم.!
@framazon13 مهند
میخورم حرف و قورت میدم بغض و بالا میارم خشم.
هم حرف های خودمو میخورم
هم حرف از دیگران
میخورم و میخورم و میخورم.
حالا چیکارشون کنم؟
باید فریاد بزنم! فریاد هام هم خشم داره، عصبانیت داره اما صدا نداره خب
چ فایده..
@framazon13 نیلوفر
میخورم حرف و قورت میدم بغض و بالا میارم خشم.
هم حرف های خودمو میخورم
هم حرف از دیگران
میخورم و میخورم و میخورم.
حالا چیکارشون کنم؟
باید فریاد بزنم! فریاد هام هم خشم داره، عصبانیت داره اما صدا نداره خب
چ فایده..
@framazon13 نیلوفر
Forwarded from مهند