فِرامازون
749 subscribers
140 photos
3 videos
2 files
7 links
ناشناس
https://telegram.me/BChatBot?start=sc-828457-6Tx2Up4


۱۰۰ ممبر دقیق بین رو به ۱۰۰۰۰ ممبر سطحی بین
ترجیح میدم ..

برای حفظ شخصیت خودتون متن هارو با ذکر نام نویسنده یا نام چنل کپی کنید.
Download Telegram

امروز جلو آیینه رفتم و آیینه گفت:
اره غم خورت خوبه؛ مثل هر روز غم بهت میاد!

@framazon13 مهند
Can You Hold Me
NF ft. Britt Nicole
به مدت 3:41 دقیقه با این موزیک از زندگی لذت ببرید

به نام خداوند مرگین کمون

@framazon13

اولین مسیر منفی که تو زندگی رفتم
مثبت نشون دادنم رو بِیبی چِک مادرم بود

@framzon13 مهند

کاش به جای خوابت، تورو می‌دیدم

@framazon13 نیلوفر

مثل ماهی ایی که نفس عمیق می‌کشید تا
آروم بشه...

@framazon13 مهند

در قید حیاتم، ولی قید حیات رو زدم.

@framazon13 مهند

آیا بینش کم از بیم شکمه؟

@framazon13 یاس

+ قبلنا خیلی بهمون ظلم میشد.
_ یعنی چی؟ یعنی الان نمیشه؟
+ نه بهش عادت کردیم..

@framazon13 مهند

خسته شدم از خونه، می‌خوام برم بیرون.
میام بیرون انقدر تو فکرم که پام به هیچی گیر نمیکنه ولی میخورم زمین.
رو زمین بیهوش شدم و دارم یه خیالاتی رو تو سرم میپرونم..
خیال اینکه تو خونم ام، خسته شدم از خونه و می‌خوام برم بیرون، میام بیرون انقدر تو فکرم که کسی که بیهوش افتاده جلوم رو نمی‌بینم و میخورم زمین، درحالی که بیهوش رو زمین افتادم ، دارم یه خیالاتی رو تو سرم میپرونم،
خیال اینکه از خونه خسته شدم، میام بیرون
انقدر تو فکر اینم که چند بار باید بیهوش بشم تا بمیرم این چند نفری که بیهوش افتادن رو زمین رو نمی‌بینم و کاش ایندفعه به جای بیهوش شدن بمیرم...

@framazon13 مهند

مثل کروکودیلی که اشک تمساح میریخت.

@framazon13 ضهرا
یادم رفته که باید فراموشت کنم
تو نیستی همه‌ش شبه. هی زمستونه‌. غروب جمعه‌ست. بی‌خوابم ساعت دوی صبح و نخ آخر سیگاره. از اون‌ور شهر کوبیدم اومدم این‌ور شهر واسه خاطر کافه‌ای که بسته‌س. تو نیستی بستنی آب می‌شه. ته‌دیگ می‌سوزه. هندونه سفیده. کلیدی که کپی کردم درو باز نمی‌کنه. جای حساسِ شعار اسپری تموم می‌شه. آستین تی‌شرتم گیر می‌کنه به دستگیره‌ی در. توی تاکسی طرف آفتاب می‌شینم. صدام وسط ویس گرفتن دورگه می‌شه. عضله‌ی پشت پام تو خواب می‌گیره. تو نیستی رُمانی که سه ماهه دارم می‌خونم بد تموم می‌شه. بازیگر اصلی سریال مورد علاقه‌م می‌میره. گربه‌ی غریبه‌ای که توی خیابون ناز می‌کنم برام شاخ و شونه می‌کشه. جورابم توی مهمونی سوراخ می‌شه. لای در مترو می‌مونم. کیوب آخر سودوکو یه هفت اضافه‌ست می‌‌فهمم همه‌ش غلطه. کتونی‌ای که تازه خریدم پامو می‌زنه. تو نیستی ضدحاله؛ همه‌چی. زندگی. این خونه. حتی من به این قشنگی، تو نیستی ضدحالم.

@framazon13 ناپیرو

چند سالی پیش دفتری خریدم، اسمش را گذاشته بودم
«دفتر خاطرات خوشی»
دیشب که نگاهش میکردم دلم می‌سوخت
تماما خالی بود...

@framazon13 مهند
باز فکرت تو سرم گل کرد!

@framazon13 مهند

اگه حرف زدن راجب اعتقاداتتون تموم شد؛
اون قرآن روی طاقچتون هم گردگیری کنید...

@framazon13

یه مُشت تَرَکت رو تَنمون, اینه درد مشترکمون...

@framazon13 مهند