با مشت داخل آیینه میزند.
به شیشه خوردهها نگاه میکند و میگوید:
حالا درست شد.
تصویر من در آیینه باید با روحم هماهنگی داشته باشد؛
"شکسته شده ، تکه تکه و به زانو افتاده."
@framazon13 -جایی برای مردن
با مشت داخل آیینه میزند.
به شیشه خوردهها نگاه میکند و میگوید:
حالا درست شد.
تصویر من در آیینه باید با روحم هماهنگی داشته باشد؛
"شکسته شده ، تکه تکه و به زانو افتاده."
@framazon13 -جایی برای مردن
حالا که نیستم
پیراهنم را اتو بزن
دکمههایم را ببند
کفشهایم را برق بیانداز
بُگذار
نبودنم مرتب باشد
@framazon13 گروس عبدالملکیان
حالا که نیستم
پیراهنم را اتو بزن
دکمههایم را ببند
کفشهایم را برق بیانداز
بُگذار
نبودنم مرتب باشد
@framazon13 گروس عبدالملکیان