_آقا ببخشید برج میلاد میخواستم برم
+بنداز تو میدون آزادی، بعد بزرگراه مهسا امینی، میرسی به فلکه امیر حسین خادمی،
بعد برو تو بزرگراه نیکا شاکرمی ،تا اخر برو
تابلو بزرگ (زن زندگی آزادی) رو میبینی
که نزدیک برج میلاده!
@framazon13 مهند
+بنداز تو میدون آزادی، بعد بزرگراه مهسا امینی، میرسی به فلکه امیر حسین خادمی،
بعد برو تو بزرگراه نیکا شاکرمی ،تا اخر برو
تابلو بزرگ (زن زندگی آزادی) رو میبینی
که نزدیک برج میلاده!
@framazon13 مهند
❤1
نخ آخر سیگارمو میکشم و میندازم دور،
چند ثانیه خبری نیست،
یهو دوباره فشار ذهنی بهم هجوم میاره!
@framazon13 سعید
چند ثانیه خبری نیست،
یهو دوباره فشار ذهنی بهم هجوم میاره!
@framazon13 سعید
از پله دوتا دوتا بالا میرم
همه کارارو تند تند انجام میدم
وقتی ماشین جلوم وایمیسه بوق میزنم
هی به ساعتم نگاه میکنم
سریع حرف میزنم
برا چی عجله دارم؟
این ساعت و تایم که برای مرگ کار میکنن!
@framazon13. مهند
همه کارارو تند تند انجام میدم
وقتی ماشین جلوم وایمیسه بوق میزنم
هی به ساعتم نگاه میکنم
سریع حرف میزنم
برا چی عجله دارم؟
این ساعت و تایم که برای مرگ کار میکنن!
@framazon13. مهند
درون من خواسته ها و ناخواسته هایم سر جنگ دارند، که هیچکدام نمیخواهد در این جنگ برنده شوند!
@framazon13 مهند
@framazon13 مهند
به قیافه هامون دقت کردم؛
نه به پدرمون رفته نه به مادرمون
به خشم و عصبانیت و جنگ رفته!
@framazon13 مهند
نه به پدرمون رفته نه به مادرمون
به خشم و عصبانیت و جنگ رفته!
@framazon13 مهند
میتوانم مغزم را به جنگل تشبیه کنم،
جنگلی که همیشه پاییز است
درختانش نمیدانند برای کدام غصه برگ میریزند،
به کدامین هدف از خاک بیرون می آیند و برای کدام فردا میوه بدهند
جنگلی که هیچ جوانه ایی درختان خشکیده اش را تحریک نمیکند.
@framazon13 مهند
جنگلی که همیشه پاییز است
درختانش نمیدانند برای کدام غصه برگ میریزند،
به کدامین هدف از خاک بیرون می آیند و برای کدام فردا میوه بدهند
جنگلی که هیچ جوانه ایی درختان خشکیده اش را تحریک نمیکند.
@framazon13 مهند