صادق هدایت:
هیچ کس به درد من نمیتواند پی ببرد
این دواها خندهآور است.
آنجا روی میز هفت هشت جور دوا برایم قطار کردهاند.من پیش خودم میخندم،
چه بازیگر خانهایست...
@framazon13
هیچ کس به درد من نمیتواند پی ببرد
این دواها خندهآور است.
آنجا روی میز هفت هشت جور دوا برایم قطار کردهاند.من پیش خودم میخندم،
چه بازیگر خانهایست...
@framazon13
دارم قهقهه میزنم همراش گریه میکنم به شدت خوابم میاد ولی خوابم نمیبره میخوام حرف بزنم ولی نمیخوام حرف بزنم انگار در بدنم جنگی بین خواسته ها و ناخواسته ها رخ داده!
که هیچکدوم نمیخوان برنده بشن.
@framazon13
که هیچکدوم نمیخوان برنده بشن.
@framazon13
انگار امشب به جای فکرو خیال واقعیت های زندگی دارن اذیتم میکنن!
نمیدونم کدوم رو ترجیح بدم!
واقعیت هارو
یا خیال هارو
یا دلتنگی هارو
درواقع همشون یه نقطه مشترک دارن
"میگایند"
@framazon13
نمیدونم کدوم رو ترجیح بدم!
واقعیت هارو
یا خیال هارو
یا دلتنگی هارو
درواقع همشون یه نقطه مشترک دارن
"میگایند"
@framazon13
میترسم، میترسم بمیرم و کسی نفهمیده باشد
چه زجر هایی کشیده ام
میترسم تمام شوم و کسی نفهمیده باشد حتی
شروع شده ام!
@framazon13 _محمد رضوی
چه زجر هایی کشیده ام
میترسم تمام شوم و کسی نفهمیده باشد حتی
شروع شده ام!
@framazon13 _محمد رضوی
مثل رنگ مشکی توی دنیای سفید:
همونقدر، نا آشنا
همونقدر، غریب
همونقدر، تنها
همونقدر، نفهمیده شده!
@framazon13
همونقدر، نا آشنا
همونقدر، غریب
همونقدر، تنها
همونقدر، نفهمیده شده!
@framazon13
مثل کبکی که سرش را از برف بیرون می آورد
چیز هایی میبیند!
محکم تر سرش را فرو میکند!
@framazon13 مهند
چیز هایی میبیند!
محکم تر سرش را فرو میکند!
@framazon13 مهند