فِرامازون
749 subscribers
140 photos
3 videos
2 files
7 links
ناشناس
https://telegram.me/BChatBot?start=sc-828457-6Tx2Up4


۱۰۰ ممبر دقیق بین رو به ۱۰۰۰۰ ممبر سطحی بین
ترجیح میدم ..

برای حفظ شخصیت خودتون متن هارو با ذکر نام نویسنده یا نام چنل کپی کنید.
Download Telegram

از پله های ترقی پایین رفتیم...

@framazon13 مهند

یک کلمه بسیار عجیب است. «عشق».
معروف است به محبوب بودنش. مشهور است به درد. اعتیاد دارد. «کمتر کسی گرفتارش میشود» یا به این شکل هم میتوان گفت:
«کمتر کسی لیاقتش را دارد»
بد و خوب بودنش به بد و خوب بودن خودتان ربط دارد.
عشق من هستم، عشق تو هستی، عشق تجمعی از لیاقت و احساسات است.
گفتند کسی کامل نیست، اما با عشق معشوق کامل ترین کامل ها میشود. یک کلمه بسیار عجیب است.«عشق».
داستان دارد. قصه و غصه است. بد و خوب است. نیاز و محتاج به نیاز است. خارج عادی و درون باتلاق است.
عشق، گرداوری شده از کلکسیون و گلچینه شدت نیاز و اغوش ادمی به ادم دیگر است. عشق عجیب است و غریب. واقعا غریب.

@framazon13 مهند
1

+اسم هتلی که ۲۰ تا اتاق فکر داره؟
_پاکت سیگار..!

@framazon13 مهند

بسه، من به تو اومدم به خودت بیا!

@framazon13 نیلوفر

تو فکر می‌کنی من خوشحالم که ناراحتم؟

@framazon13 مهموم

ازم که دور میشی باید بگم "خداحافظم" به جای "خداحافظت"

@framazon13 انگاشته

گریه کردن فعل مقدسیه
که با هزاران کلمه می‌‌شه ستایشش کرد.
وقتی انتزاعی‌ترین و درعین‌حال دردناک‌ترین مفاهیم تبدیل به «ماده» میشه و از حیرت‌انگیزترین دریچه‌ی وجودت، یعنی چشمات، می‌ریزن بیرون... شگفتا! واقعا شگفتا!
آیا این فعل مقدس نیست؟!

@framazon13 عاطفه

بعد تو حس خفگی و بغض هم نفسم شد

@framazon13 شاهین نجفی

چهارمحال فقط دیدنت، بوسیدنت، بوییدنت، آغوشیدنت

@framazon13 مصطفا موسوی
4
Forwarded from فِرامازون
این زندگی یک انتحاری در وجود من بود؛
همه چیزش باعث رنجش و انفجار درون من میشد،
از دوران کودکی همیشه رنجیدم، در نوجوانی رنجیدم، و با کیسه های پر از تجربه که تماما منتهی میشود به رنج به سمت پیری میروم،
رنج باعث شکل دهی شخصیت من شده، انگار بدون رنج یک بدن توخالی ام که تنها با رنج تبدیل به من شده،
اما چرا اینقدر باید رنج کشید؟
حتی این سوال هم باعث رنج من میشود.

@framazon13 مهند

خواب دیدم که با دستانت، لبخند دریا را بر روی چشمانم میریزی،
اما وقتی بیدار شدم،
نه دریایی بود، نه تو
اما چشمانم خیس بود...

@framazon13 ناشناس
1💔1

در ادبیات فارسی، یک کلمه بد جور درد میکند،
خیانت. خیانت.خیانت.
این کلمه دردناک است. کاش کسی گرفتارش نشود.
تصور کنید، برای یک کسی جان خود را میدهید اما او جانش برای کس دیگری دَر میرود.
واقعا درد دارد.

@framazon13 مهند
1💔1

تلفنی حرف میزدیم که بهم گفت حواست هست چند وقت نگفتی دوست دارم؟ گفتم من همیشه میگم دوست دارم ولی یه طوری که تو نشنوی. گفت یعنی چی؟! چجوری؟ گفتم من با هربار دم و بازدم دارم میگم دوست دارم و تو صدای نفس کشیدنم‌و نمیشنوی ...
بعدها، یه شب گفت دیگه دوسم نداشته باش، گفتم تا زنده ام نمیتونم
منظورمو نفهمید... بعد رفتنش خودکشی نکردم اما زنده هم نبودم، هنوزم فقط نفس میکشم.

@framazon13 سعید
💔1

جانم به لبم رسید، تا لبت به لبم رسید

@framazon13 مهند

قیافم تابلوعه؛
تابلو خطرِ ریزش مَن!

@framazon13 مهند
1

داشت می‌خندید؛ گریَش گرفت، نمی‌دونم
بغضِشو با خنده پنهان میکرد
یا خنده رو با بغض

@framazon13. اتوسا

‌ ‌در نهایت بین گیر و دار زندگی دار را انتخاب کرد

@framazon13 انگاشته

تورو بوسیدم گذاشتم کنار خودم!

@framazon13 مهند
1