Forwarded from اخبار هواشناسی کل کشور 🔖
🔴مدل های پاییزی چه زمان منتشر میشوند!!
ورود به دوره ی ترسالی قطعی ست!!
🔹 مدل های هواشناسی و پیش بینی های سه ماهه فصل پاییز، از اواسط شهریور ماه آپدیت و منتشر می شوند لذا انتشار هر گونه اخباری مبنا بر اوضاع آب و هوای پاییز تا قبل از دهم شهریور نادرست ،کذب و نهایتا با درصد خطای بسیار بالایی همراه است،
🔹 اینکه ایران بعد از سالها وارد یک دوره ترسالی و پربارش شود قطعی ست اما زمان آن هنوز نامشخص است، بنابراین طی این مدت مدیریت مسئولین در ایجاد راهکارها در قبال تولید و توزیع انرژی و مدیریت صرفه جویی مردم در قبال مصرف انرژی و منابع، بخصوص آب ،باید اصولی و اجرایی باشد،
💥منابع آبی کشور در وضعیت نامناسبی قرار گرفته اند،
✍امیرسینا
🔎مرکز آنالیز گروه اکتشافات
📵 @aerology_ir
ورود به دوره ی ترسالی قطعی ست!!
🔹 مدل های هواشناسی و پیش بینی های سه ماهه فصل پاییز، از اواسط شهریور ماه آپدیت و منتشر می شوند لذا انتشار هر گونه اخباری مبنا بر اوضاع آب و هوای پاییز تا قبل از دهم شهریور نادرست ،کذب و نهایتا با درصد خطای بسیار بالایی همراه است،
🔹 اینکه ایران بعد از سالها وارد یک دوره ترسالی و پربارش شود قطعی ست اما زمان آن هنوز نامشخص است، بنابراین طی این مدت مدیریت مسئولین در ایجاد راهکارها در قبال تولید و توزیع انرژی و مدیریت صرفه جویی مردم در قبال مصرف انرژی و منابع، بخصوص آب ،باید اصولی و اجرایی باشد،
💥منابع آبی کشور در وضعیت نامناسبی قرار گرفته اند،
✍امیرسینا
🔎مرکز آنالیز گروه اکتشافات
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from اخبار البرز (Seyedi)
♦️وسایلی که در گرمای تابستان نباید در خودرو بمانند
🔹اسپریهای تحت فشار، مانند خوشبوکنندهها یا حشرهکشها
🔹بطریهای پلاستیکی آب، چرا که بهعنوان عدسی عمل میکنند
🔹پاوربانکها و شارژرهای باتریدار با باتریهای لیتیومیونی
🔹مواد شیمیایی مانند تینر یا الکل
🔹فندکهای ساده
@akhbare_Alborz
🔹اسپریهای تحت فشار، مانند خوشبوکنندهها یا حشرهکشها
🔹بطریهای پلاستیکی آب، چرا که بهعنوان عدسی عمل میکنند
🔹پاوربانکها و شارژرهای باتریدار با باتریهای لیتیومیونی
🔹مواد شیمیایی مانند تینر یا الکل
🔹فندکهای ساده
@akhbare_Alborz
Forwarded from توییتر نشنال
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح را آغاز می کنیم
با یگانه خدایی
که در دلهای ماست
و در اعماق وجودمان منزل دارد
خدای عاشقی که
هر روز عشق را
ترویج می کند برکل جهان
سلام صبح بخیر🌷
امروزتون سرشار از مهر خدا
@weetk
با یگانه خدایی
که در دلهای ماست
و در اعماق وجودمان منزل دارد
خدای عاشقی که
هر روز عشق را
ترویج می کند برکل جهان
سلام صبح بخیر🌷
امروزتون سرشار از مهر خدا
@weetk
Forwarded from کافینت عزیزیان
شادمانی بهسرعت حاصل نمیشود شادمانی از چندین ویژگی ضروری ناشی میشود و یک محصول فرعی است شادمانی مجموع دوازده ویژگی است همه این ویژگیها نباید وجود داشته باشند اگرچه بیشتر آنها برای شخصی که نوعی شادمانی طولانی مدت را تجربه میکند باید به وفور وجود داشته باشد.
دوازده ویژگی شادمانی:
عشق، خوشبینی، شهامت، احساس آزادی، فعالیت، امنیت، سلامتی، معنویت، نوعدوستی، دوراندیشی، شوخطبعی، هدف...
دوازده ویژگی شادمانی:
عشق، خوشبینی، شهامت، احساس آزادی، فعالیت، امنیت، سلامتی، معنویت، نوعدوستی، دوراندیشی، شوخطبعی، هدف...
Forwarded from کافینت عزیزیان
از حق خودت گذشتن واقعا همیشه جواب نیست
ساکت بودن واقعا همیشه جواب نیست
نادیده گرفتن خودت برای یکی دیگه همیشه جواب نیست
آدمی که برای یکی بیش از حد اینطوری باشه دیده نمیشه که هیچ، بلکه دور انداخته میشه
و وقتی توقعی داشته باشی برات یک کاری بکنه هیچ اهمیتی به تو و احساسات تو نمیده
🍃❤️🩹🍃❤️🩹🍃
ساکت بودن واقعا همیشه جواب نیست
نادیده گرفتن خودت برای یکی دیگه همیشه جواب نیست
آدمی که برای یکی بیش از حد اینطوری باشه دیده نمیشه که هیچ، بلکه دور انداخته میشه
و وقتی توقعی داشته باشی برات یک کاری بکنه هیچ اهمیتی به تو و احساسات تو نمیده
🍃❤️🩹🍃❤️🩹🍃
Forwarded from کافینت عزیزیان
*دوستی که پس از یک سوء تفاهم جزئى تبديل به دشمن مىشود، همیشه دشمن بوده است؛ فقط دیگر تظاهر نمیکند.*
👤: *رابرت گرین*
🌹
👤: *رابرت گرین*
🌹
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from البرز خبر
🔻خاموشیهای البرز دو نوبتی شد+برنامه قطع 11 تا 17 مرداد
🔹طبق برنامه خاموشی که شرکت توزیع برق البرز منتشر کرده است؛ این هفته خاموشیهای مناطق به صورت دو نوبته و هر نوبت دو ساعت اعمال میشود.
🔹این خاموشیها از ساعت ۹ صبح تا ۱۱ شب اجرا خواهد شد./ایسنا
🆔 @NEWSAGENCY_ALBORZ
🔹طبق برنامه خاموشی که شرکت توزیع برق البرز منتشر کرده است؛ این هفته خاموشیهای مناطق به صورت دو نوبته و هر نوبت دو ساعت اعمال میشود.
🔹این خاموشیها از ساعت ۹ صبح تا ۱۱ شب اجرا خواهد شد./ایسنا
🆔 @NEWSAGENCY_ALBORZ
Forwarded from کافینت عزیزیان
"*خوشبختی*"
حراجِ روزانه دنیاست!
اینکه ما قدمی برنمیداریم و قیمت پیشنهاد نمیکنیم،
داستانِ دیگریست.
"خوشبختی" پیداکردنی نیست!
"خوشبختی"
ساختنیست...
*درود بامداد خوش*
💐💐💐💐
حراجِ روزانه دنیاست!
اینکه ما قدمی برنمیداریم و قیمت پیشنهاد نمیکنیم،
داستانِ دیگریست.
"خوشبختی" پیداکردنی نیست!
"خوشبختی"
ساختنیست...
*درود بامداد خوش*
💐💐💐💐
Forwarded from کافینت عزیزیان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴❤️ این آقا ایرانی است و سالها مقیم ایتالیاست تنها آروزی او دیدن مادرش است، مجری برنامه تلویزیون او را سوپرایز میکنه و مادرش را از ایران دعوت میکنه، خیلی جالبه،
تقدیم به تمام مادران😭😭😭
هر کی ببینه مطمئنم اشکش سرازیر میشه.. مخصوصا اونایی که مادرشون ازش دوره یا تو این دنیا نیستن.
😭😭
تقدیم به تمام مادران😭😭😭
هر کی ببینه مطمئنم اشکش سرازیر میشه.. مخصوصا اونایی که مادرشون ازش دوره یا تو این دنیا نیستن.
😭😭
Forwarded from کافینت عزیزیان
*داستان کوتاه امشب*
*امتحانِ جانها..*
*خاطرهای تربیتی از کلاسِ سوم دبیرستان*
پس از تصحیحِ اوراق امتحان،
لیستِ نمرات را چون گنجی پنهان در کیف نهادم.
برگهها را به شاگردان بازگرداندم و گفتم:
«نمرهها را بکاوید.
اگر خاری از اشتباه در آن دیدید،
فردا بیاورید تا از جانِ برگهها بَرکَنم.»
سه هفته،
همچون رودی خموش گذشت.
روزی با چهرهای آکنده از دلواپسی وارد کلاس شدم.
دفترم را بر میز کوبیدم و گفتم:
«لیستِ نمرات گم شده..!
راستش را بگویم..
تنها چاره این است که هرکس نمرهی خویش را بگوید تا دوباره بنویسم.»
شاگردان..
چشم در چشمِ هم دوختند.
نخستین صدا برخاست:
«بیست..!»
دومی فریاد زد: «نوزده و نیم..!»
سومی با لهجهای شیرین: «من هم بیست، آقا..!»
لبخندهای راز آلود،
همچون شرری در کلاس پراکنده شد.
برخی با اشارهی چشم به هم میگفتند: «چه آسان گذشت امتحان..!»
من، بیهیچ واکنش،
رقمها را مینوشتم.
انگار قلمم بر پوستِ وجدانها خط میکشید...
لیستِ تازه را به دفتر سپردم.
شادیِ شاگردان،
هوای کلاس را تلألویی عجیب بخشید.
ایام گذشت نمره بچه ها ثبت و خیالشان راحت بود
روزی دیگر در میانهی درس،
ناگهان کیفم را گشودم.
لیستِ نخستین را همان که گم کرده بودم همچون تیغی از نیام برکشیدم:
«بچهها؛ لیستِ گمشده پیدا شد..
حالا ببینیم راستِ نمرهها چه بود..!»
هوا بند آمد.
رنگ از رخسارها پرید.
دستهای لرزان، میزها را میفشرد.
چشمانِ خیس از شرم، به زمین دوخته شد.
پسرکی پشتِ نیمکت، با انگشتانِ مرتعش،
دکمهی پیراهنش را میپیچاند.
دیگری در ردیفِ جلو، چانهاش میلرزید؛
گویی پردهی آبرویش دریده شده است.
همه در هیبتی یخزده میپرسیدند: «چگونه این لیستِ لعنتی، پس از سه هفته سر برآورد..؟!»
سکوتی مرگبار فرونشست... ناگهان،
همان لیستِ اصلی را پیش از چشمانِ حیرتزدهشان بالا گرفتم.
تکهتکهاش کردم..!
ریزِ کاغذهای پاره را چون برفِ توبه بر سطلِ زباله ریختم و گفتم: «به وجدانِ شما ایمان دارم.
هر نمرهای که گفتهاید،
حجّتِ من است..!»
همان نمرات خودتان را ثبت کرده ام،
نفسهای بریده، یکباره رها شد.
گویی زنجیر از پایِ روحها گسسته شد.
آنان که آستینهای دروغ را بالا زده بودند،
شرم کنان میپرسیدند:
«چرا رسوایمان نکرد..؟!»
هفتهی بعد...
هنگامِ ورود، کلاسی دیگرگونه دیدم:
بر چهرهها، سکوتی سنگین نشسته بود؛
گویی همگی در محرابِ شرم به نماز ایستادهاند..!
ناگهان محمد برخاست.
پاهایش میلرزید،
ولی گامها استوار بود.
رویِ تختهی سیاه نوشت: «ببخشید...»
سپس رو به کلاس کرد و با صدایی که از گلوگاهِ اشک برمیخاست،
فریاد زد: آقا..
این شرم تا ابد در استخوانهایمان میدود...
شما با پارهکردنِ آن لیست،
آینهی روحمان را شکستید،
تا خود را آنگونه که هستیم ببینیم..!
ما فریفتیم...
ولی شما بخشیدید.
درس گرفتیم:
راستی، بالاترین نمرهست..!
قول میدهیم از امروز:
« تنها با وجدانمان امتحان پس دهیم...»
و من، پشتِ میزِ معلمی،
اشک در چشمانم حلقه زد.
آری،
بزرگترین امتحان،
همان است که هرگز بر کاغذ نمیآید...
بلکه در کارگاهِ جانها ساخته میشود.
👤:هادی بهمنی
*زمستانِ ۱۳۷۴*
*پی نوشت*
🔹نقش معلم در تربیت و شکلدهی شخصیت دانشآموزان
🔹اهمیت صداقت و وجدان در زندگی
🔹تأثیر رفتار معلم بر روحیه و رفتار دانشآموزان
🔹پاره کردن لیست نمرات به عنوان نمادی از اعتماد به وجدان دانشآموزان
این داستان نشان میدهد که معلم با استفاده از یک استراتژی آموزشی، دانشآموزان را به سمت درک اهمیت صداقت و وجدان سوق میدهد. این استراتژی نه تنها منجر به اعتراف دانشآموزان به نمرات واقعی خود میشود، بلکه آنها را به تفکر عمیقتر درباره رفتارشان وامیدارد.
در نهایت، داستان به این نتیجه میرسد که بزرگترین امتحان، امتحان وجدان است و معلم با پاره کردن لیست نمرات، به دانشآموزان میآموزد که بالاترین نمره، راستی و صداقت است !
🌙⭐️🌙
*شبتون خوش وجدانتان آگاه و بیدار*
*امتحانِ جانها..*
*خاطرهای تربیتی از کلاسِ سوم دبیرستان*
پس از تصحیحِ اوراق امتحان،
لیستِ نمرات را چون گنجی پنهان در کیف نهادم.
برگهها را به شاگردان بازگرداندم و گفتم:
«نمرهها را بکاوید.
اگر خاری از اشتباه در آن دیدید،
فردا بیاورید تا از جانِ برگهها بَرکَنم.»
سه هفته،
همچون رودی خموش گذشت.
روزی با چهرهای آکنده از دلواپسی وارد کلاس شدم.
دفترم را بر میز کوبیدم و گفتم:
«لیستِ نمرات گم شده..!
راستش را بگویم..
تنها چاره این است که هرکس نمرهی خویش را بگوید تا دوباره بنویسم.»
شاگردان..
چشم در چشمِ هم دوختند.
نخستین صدا برخاست:
«بیست..!»
دومی فریاد زد: «نوزده و نیم..!»
سومی با لهجهای شیرین: «من هم بیست، آقا..!»
لبخندهای راز آلود،
همچون شرری در کلاس پراکنده شد.
برخی با اشارهی چشم به هم میگفتند: «چه آسان گذشت امتحان..!»
من، بیهیچ واکنش،
رقمها را مینوشتم.
انگار قلمم بر پوستِ وجدانها خط میکشید...
لیستِ تازه را به دفتر سپردم.
شادیِ شاگردان،
هوای کلاس را تلألویی عجیب بخشید.
ایام گذشت نمره بچه ها ثبت و خیالشان راحت بود
روزی دیگر در میانهی درس،
ناگهان کیفم را گشودم.
لیستِ نخستین را همان که گم کرده بودم همچون تیغی از نیام برکشیدم:
«بچهها؛ لیستِ گمشده پیدا شد..
حالا ببینیم راستِ نمرهها چه بود..!»
هوا بند آمد.
رنگ از رخسارها پرید.
دستهای لرزان، میزها را میفشرد.
چشمانِ خیس از شرم، به زمین دوخته شد.
پسرکی پشتِ نیمکت، با انگشتانِ مرتعش،
دکمهی پیراهنش را میپیچاند.
دیگری در ردیفِ جلو، چانهاش میلرزید؛
گویی پردهی آبرویش دریده شده است.
همه در هیبتی یخزده میپرسیدند: «چگونه این لیستِ لعنتی، پس از سه هفته سر برآورد..؟!»
سکوتی مرگبار فرونشست... ناگهان،
همان لیستِ اصلی را پیش از چشمانِ حیرتزدهشان بالا گرفتم.
تکهتکهاش کردم..!
ریزِ کاغذهای پاره را چون برفِ توبه بر سطلِ زباله ریختم و گفتم: «به وجدانِ شما ایمان دارم.
هر نمرهای که گفتهاید،
حجّتِ من است..!»
همان نمرات خودتان را ثبت کرده ام،
نفسهای بریده، یکباره رها شد.
گویی زنجیر از پایِ روحها گسسته شد.
آنان که آستینهای دروغ را بالا زده بودند،
شرم کنان میپرسیدند:
«چرا رسوایمان نکرد..؟!»
هفتهی بعد...
هنگامِ ورود، کلاسی دیگرگونه دیدم:
بر چهرهها، سکوتی سنگین نشسته بود؛
گویی همگی در محرابِ شرم به نماز ایستادهاند..!
ناگهان محمد برخاست.
پاهایش میلرزید،
ولی گامها استوار بود.
رویِ تختهی سیاه نوشت: «ببخشید...»
سپس رو به کلاس کرد و با صدایی که از گلوگاهِ اشک برمیخاست،
فریاد زد: آقا..
این شرم تا ابد در استخوانهایمان میدود...
شما با پارهکردنِ آن لیست،
آینهی روحمان را شکستید،
تا خود را آنگونه که هستیم ببینیم..!
ما فریفتیم...
ولی شما بخشیدید.
درس گرفتیم:
راستی، بالاترین نمرهست..!
قول میدهیم از امروز:
« تنها با وجدانمان امتحان پس دهیم...»
و من، پشتِ میزِ معلمی،
اشک در چشمانم حلقه زد.
آری،
بزرگترین امتحان،
همان است که هرگز بر کاغذ نمیآید...
بلکه در کارگاهِ جانها ساخته میشود.
👤:هادی بهمنی
*زمستانِ ۱۳۷۴*
*پی نوشت*
🔹نقش معلم در تربیت و شکلدهی شخصیت دانشآموزان
🔹اهمیت صداقت و وجدان در زندگی
🔹تأثیر رفتار معلم بر روحیه و رفتار دانشآموزان
🔹پاره کردن لیست نمرات به عنوان نمادی از اعتماد به وجدان دانشآموزان
این داستان نشان میدهد که معلم با استفاده از یک استراتژی آموزشی، دانشآموزان را به سمت درک اهمیت صداقت و وجدان سوق میدهد. این استراتژی نه تنها منجر به اعتراف دانشآموزان به نمرات واقعی خود میشود، بلکه آنها را به تفکر عمیقتر درباره رفتارشان وامیدارد.
در نهایت، داستان به این نتیجه میرسد که بزرگترین امتحان، امتحان وجدان است و معلم با پاره کردن لیست نمرات، به دانشآموزان میآموزد که بالاترین نمره، راستی و صداقت است !
🌙⭐️🌙
*شبتون خوش وجدانتان آگاه و بیدار*
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM