⋆ 𝖲𝖺𝗇𝖼𝗍𝗎𝖺𝗋𝗒 ⋆
*⏝︶⏝Soojun fiction⏝︶⏝*
⋆.°.‧₊🫐
⋆.°.‧₊ 𝖲𝖺𝗇𝖼𝗍𝗎𝖺𝗋𝗒⋆.°.‧₊
*⏝︶⏝Soojun fiction⏝︶⏝*
⋆.°.‧₊🫐
استاد دستش رو روی موهای اقیانوسی رنگ یونجون فشار داد:⋆.°.‧₊🫐
- دهنت رو باز کن!
این یه خواهش نبود بلکه دستور بود.
+ اگه مجبور باشی منو بخاطر محافظت از کارت بکشی اینکارو میکنی..⋆.°.‧₊🫐
- فقط یه جایگاه عشق و محافظت برای مردایی مثل من وجود یونجون داره و اون جایگاه فقط مال مافیاست
- مطمئن میشم وقتی که مطیع شدی تنها چیزی که یادت بمونه لمسهای من باشه، تو مال منی یونجون و جرات نکن این لحظه رو فراموش کنی⋆.°.‧₊🫐
+ لطفا...لطفا تمومش کن.. کاری که میخوای رو میکنم
سوبین از کنار اسلحه نگاهی به سرتاپاش انداخت و ابرو بالا انداخت:
- ولی هنوز لباسات تنته.
⋆.°.‧₊ 𝖲𝖺𝗇𝖼𝗍𝗎𝖺𝗋𝗒⋆.°.‧₊
𝖲𝖺𝗇𝖼𝗍𝗎𝖺𝗋𝗒.ˑ☽
꩜ ⋆ ˚。𝗦𝗜𝗥𝗘𝗡 ˚。⋆ ꩜ 𝟭 ⋆ 𝟮
فیکشنهای آپ شده رو چک کردی؟🔥