دردناکترین قسمت این کاراکترا وقتیه که دیگه به خوشبین بودنشون ادامه نمیدن، هدفشون بیمعنی میشه و انگار اون آدمی که به بقیه امید میداده دیگه وجود نداره.
برای شخص خود من گذر نادرست زمان خیلی اذیتکنندست چون به خودم میام و میبینم مدت طولانی گذشته و من حتی لحظات کوچک هم یادم نمیاد چیکار کردم و انگار یه مه توی مغزمه و نمیذاره من به خاطراتم دسترسی داشته باشم ولی این بار فرق داره چون تنها چیزی که یادم میاد یه مرگ وحشتناکه و اینکه زمان همینطوری میگذره انگار نه انگار که اتفاقی افتاده فقط حالم رو بدتر میکنه.
این چند روز حقیقت بیشتر توی صورتم میخوره, بیشتر یادم میاد که چقدر همه چیز غیر منصفانهست و هیچ کاری از دست من برنمیاد؛ هرکاری که میتونستم انجام بدم تا قبل این فاجعه بود و دیگه الان معنایی نداره.
Forwarded from #1 malewife
کاش تا قبل ۲۲ بهمن یا ستاره دنبالهدار ببینیم یا شهاب سنگی که دایناسورهارو منقرض کرد.