مرحله ۱ — ۱۰ دقیقه تا ۱ ساعت:
شروع میکنی به احساس وابستگی به اتاق.
مرحله ۲ — ۱ تا ۵ ساعت:
کمکم باور میکنی که اینجا واقعاً خانهی توست و نمیخواهی بیرون بروی.
مرحله ۳ — ۵ تا ۲۰ ساعت:
وضعیت به نوعی حالت روانپریشانه/گسسته میرسد؛ ممکن است دیگر به حرف دیگران توجه نکنی و فکر کنی در جای دیگری هستی.
مرحله ۴ — ۲۰ ساعت تا حدود ۲.۵ روز:
دیگر تقریباً از نظر ذهنی قادر به ترک اتاق نیستی و حتی موجودات خطرناک را تهدید تلقی نمیکنی.
مرحله ۵ — از حدود ۲.۵ روز به بعد:
فرد ممکن است فقط در اتاق بایستد یا بنشیند، دیگر آب و غذا مصرف نکند و در نهایت از گرسنگی یا کمآبی بمیرد.
یعنی ترس Level فقط «هیولا در خانه» نیستش؛ خود احساس خانهبودن تبدیل به تله شده.
شروع میکنی به احساس وابستگی به اتاق.
مرحله ۲ — ۱ تا ۵ ساعت:
کمکم باور میکنی که اینجا واقعاً خانهی توست و نمیخواهی بیرون بروی.
مرحله ۳ — ۵ تا ۲۰ ساعت:
وضعیت به نوعی حالت روانپریشانه/گسسته میرسد؛ ممکن است دیگر به حرف دیگران توجه نکنی و فکر کنی در جای دیگری هستی.
مرحله ۴ — ۲۰ ساعت تا حدود ۲.۵ روز:
دیگر تقریباً از نظر ذهنی قادر به ترک اتاق نیستی و حتی موجودات خطرناک را تهدید تلقی نمیکنی.
مرحله ۵ — از حدود ۲.۵ روز به بعد:
فرد ممکن است فقط در اتاق بایستد یا بنشیند، دیگر آب و غذا مصرف نکند و در نهایت از گرسنگی یا کمآبی بمیرد.
یعنی ترس Level فقط «هیولا در خانه» نیستش؛ خود احساس خانهبودن تبدیل به تله شده.
The Hollow
یک موجود انساننمای خاکستری و بسیار بلند است که در Level 193 زندگی میکند. ارتفاعش حدود ۲٫۳ متر ذکر شده و تقریباً تمام بدنش با سوراخ پوشیده شده است. بزرگترین سوراخها روی صورتش قرار دارند و مثل چشمها به نظر میرسند. داخل این سوراخها بهجای اندام یا ساختار بدن، چیزی شبیه خلأ کاملاً سیاه دیده میشود.
ظاهر:
شکل کلی انساننما دارد.
حدود ۲٫۳ متر قد دارد.
کاملاً خاکستری است.
ویژگیهای معمول چهرهی انسانی ندارد.
سراسر بدنش پر از سوراخ است.
سوراخهای صورت بزرگترین سوراخها هستند.
داخل سوراخها کاملاً سیاه است.
مشخص نیست این سیاهی واقعاً یک فضای خالی است یا صرفاً ظاهر/توهم است.
الهام ظاهری The Hollow، شخصیت The Spot از Spider-Man: Across the Spider-Verse بوده است.
یک موجود انساننمای خاکستری و بسیار بلند است که در Level 193 زندگی میکند. ارتفاعش حدود ۲٫۳ متر ذکر شده و تقریباً تمام بدنش با سوراخ پوشیده شده است. بزرگترین سوراخها روی صورتش قرار دارند و مثل چشمها به نظر میرسند. داخل این سوراخها بهجای اندام یا ساختار بدن، چیزی شبیه خلأ کاملاً سیاه دیده میشود.
ظاهر:
شکل کلی انساننما دارد.
حدود ۲٫۳ متر قد دارد.
کاملاً خاکستری است.
ویژگیهای معمول چهرهی انسانی ندارد.
سراسر بدنش پر از سوراخ است.
سوراخهای صورت بزرگترین سوراخها هستند.
داخل سوراخها کاملاً سیاه است.
مشخص نیست این سیاهی واقعاً یک فضای خالی است یا صرفاً ظاهر/توهم است.
الهام ظاهری The Hollow، شخصیت The Spot از Spider-Man: Across the Spider-Verse بوده است.
اولین برخورد با hollow هم توسط M.E.G( major explorer group که یک سازمان از wandereها هستن و سعی میکنن نقشه مراحل رو پیدا کنن٫ موجودات رو شناسایی کنن٫ گمشدهها رو پیدا کنن٫ پایگاه و محل امن بسازن٫ گزارش تهیه و ثبت کنن وغیره) به این شکل بوده که از ۵ نفری که رفتن کسی زنده نمونده و از روی صدای ضبط شده فهمیدن که این موجود قدرت بدنی بالایی داره٫ از زیر کاغذ دیواری میاد بیرون و گلوله و نارنجک اثری روش نداره.
The sacrificial lamb
Josefa de Ayala (Portuguese, ca. 1630-1684)
در مسیحیت٫ مسیح نماد بره رو داره؛
یکی از ریشههای این نماد به عید پسح یهودیان (Passover) برمیگردد.
طبق روایت کتاب خروج، بنیاسرائیل در مصر تحت بردگی بودند و خدا قرار بود آخرین بلا را بر مصر نازل کند. برای اینکه خانههای بنیاسرائیل از این بلا در امان بمانند، به آنها دستور داده شد که خون برهٔ قربانیشده را بر در خانههایشان بزنند.
بنابراین بره و خون آن در این داستان تبدیل به نشانهای از نجات و محافظت میشود.
بعدها در سنت مسیحی، این تصویر با مرگ و فداکاری عیسی پیوند خورد.
همچنین روایتهای ابراهیمی هم توی این نمادگذاری نقش داشتن.
Josefa de Ayala (Portuguese, ca. 1630-1684)
در مسیحیت٫ مسیح نماد بره رو داره؛
یکی از ریشههای این نماد به عید پسح یهودیان (Passover) برمیگردد.
طبق روایت کتاب خروج، بنیاسرائیل در مصر تحت بردگی بودند و خدا قرار بود آخرین بلا را بر مصر نازل کند. برای اینکه خانههای بنیاسرائیل از این بلا در امان بمانند، به آنها دستور داده شد که خون برهٔ قربانیشده را بر در خانههایشان بزنند.
بنابراین بره و خون آن در این داستان تبدیل به نشانهای از نجات و محافظت میشود.
بعدها در سنت مسیحی، این تصویر با مرگ و فداکاری عیسی پیوند خورد.
همچنین روایتهای ابراهیمی هم توی این نمادگذاری نقش داشتن.
این ویکیپدیا هم برای هر کلمه یه مقاله نوشته اصلا نمیذاره یه مطلبو تموم کنم بعد برم بعدی
Forwarded from Gibson girl (Rosha)
گوجو که تمام زندگیاش weapon بود حتی بعد از مرگش هم دست از استفاده کردن از بدنش برنمیداشتن. سوکونا لیترلی تبدیل به tool شد و اونم وارد یه چرخهای شده که نه میتونه بمیره نه میتونه زندگی کنه.
This happens to real people every day. Doesn’t matter if you’re too weak or too powerful either way you’d still be a sacrificial lamb.
This happens to real people every day. Doesn’t matter if you’re too weak or too powerful either way you’d still be a sacrificial lamb.
Forwarded from Behold The Lamb Of God (Rosha)
اصطلاح lamb of god یا sacrificial lamb به حضرت مسیح گفته میشه. چون "بره" نماد پاکی و تقدسه و این موجود بیگناه برای آمرزش گناهان انسان قربانی میشه.
وقتی همچین کانسپتی توی هنیبال مطرح شد، این نقد بهش وارد بود که چرا برایان به دو نفر این لقب رو داده. ویل و ابیگل. در صورتی که اگر این حقیقت رو در نظر بگیریم که توی این سریال نقشها کلا درحال تبدیل شدن و جایگزینیان، نقشهی ذهنی نویسنده بهتر جلوه میکنه.
توی میزومونو، به صورت نمادین، ابیگل برهی قربانیه. ویل انسانِ خاطیه. هنیبال خداست. انسان خدا رو نمیپذیره، مرتکب گناه میشه و برای آمرزش طبیعتا بره یا مسیح باید قربانی بشه. (خداوند بخشنده است ول سخت انتقام میگیرد.)
توی دو اپیزود آخر فصل سوم، طبق مکالمهی جک و هنیبال، جک خودش رو خدا میبینه، هنیبال رو شیطانی که توی جهنم به زنجیر کشیده شده. رددراگون و هنیبال شیاطینی هستن که خدا باید باهاشون مقابله کنه درسته؟ اسم اپیزود ۱۲ هم the number of the devil is 666 هست.
هنیبال به جک میگه:
"lest we forget about the lamb"
و بهش یادآوری میکنه شخصیت اصلی، حداقل برای هنیبال، همیشه ویله. جک ویل رو برای نجات جون انسانها (کسایی که ویل به واسطه شغلش نجاتشون میداد) قربانی کرد و حتی دیگه جزئی از داستان حساب نکرد. هنیبال میگه این رو میفهمه چون all gods demand sacrifices و چون خودش هم قبلا این سمتِ داستان بوده.
•°. *࿐ #FollowingTheThread
وقتی همچین کانسپتی توی هنیبال مطرح شد، این نقد بهش وارد بود که چرا برایان به دو نفر این لقب رو داده. ویل و ابیگل. در صورتی که اگر این حقیقت رو در نظر بگیریم که توی این سریال نقشها کلا درحال تبدیل شدن و جایگزینیان، نقشهی ذهنی نویسنده بهتر جلوه میکنه.
توی میزومونو، به صورت نمادین، ابیگل برهی قربانیه. ویل انسانِ خاطیه. هنیبال خداست. انسان خدا رو نمیپذیره، مرتکب گناه میشه و برای آمرزش طبیعتا بره یا مسیح باید قربانی بشه. (خداوند بخشنده است ول سخت انتقام میگیرد.)
توی دو اپیزود آخر فصل سوم، طبق مکالمهی جک و هنیبال، جک خودش رو خدا میبینه، هنیبال رو شیطانی که توی جهنم به زنجیر کشیده شده. رددراگون و هنیبال شیاطینی هستن که خدا باید باهاشون مقابله کنه درسته؟ اسم اپیزود ۱۲ هم the number of the devil is 666 هست.
هنیبال به جک میگه:
"lest we forget about the lamb"
و بهش یادآوری میکنه شخصیت اصلی، حداقل برای هنیبال، همیشه ویله. جک ویل رو برای نجات جون انسانها (کسایی که ویل به واسطه شغلش نجاتشون میداد) قربانی کرد و حتی دیگه جزئی از داستان حساب نکرد. هنیبال میگه این رو میفهمه چون all gods demand sacrifices و چون خودش هم قبلا این سمتِ داستان بوده.
•°. *࿐ #FollowingTheThread