𝔭𝔱𝔬𝔩𝔢𝔪𝔞𝔢𝔞
10 subscribers
1.22K photos
289 videos
175 links
Hmmm

or I just talk about things that give
me a sense of being alive.

https://t.me/archiveofmyownig

t.me/RedChtBot?start=663025961

https://t.me/sweetmourninglambbot
Download Telegram
Forwarded from دوزخ امّا سرد
گرانی، فقر و تنگ‌دستی جوری همه‌گیر شده که حرف زدن از چیزی جز آن‌ها مثل فخر فروشی از داشتن روانی «آسوده» و بی‌توجه به وضعیت می‌ماند. هر نوشته‌ای که بوی «رفاه» بدهد خیانتی به مخاطبان است. سقفِ تخیل جمعی به کف انتظار می‌رسد. «فراغت» تجملی‌ دست‌نیافتنی‌ست. شوخی‌ها سنگین و زمخت‌اند. اولین فکر بعد دیدن هر تصویر، فهرست هزینه‌هاست.
زیستن به تعلیقی بی‌پایان بدل شده. تعویق خواستن، تعویق گفتن، تا روزی تعویق آرزو داشتن. هر بیان باید از صافیِ ضرورت عبور کند تا مُجاز شمرده شود. بیرون از آن هر چیز یا اسراف است یا انکار. پس انسان به تدریج یاد می‌گیرد کم‌تر بخواهد تا کم‌تر محکوم شود، یا بیش‌تر معترض باشد تا زودتر کشته شود.
سال‌هاست که این‌طور است، و هر سال بدتر از پارسال.
Forwarded from دوزخ امّا سرد
دوزخ امّا سرد
گرانی، فقر و تنگ‌دستی جوری همه‌گیر شده که حرف زدن از چیزی جز آن‌ها مثل فخر فروشی از داشتن روانی «آسوده» و بی‌توجه به وضعیت می‌ماند. هر نوشته‌ای که بوی «رفاه» بدهد خیانتی به مخاطبان است. سقفِ تخیل جمعی به کف انتظار می‌رسد. «فراغت» تجملی‌ دست‌نیافتنی‌ست. شوخی‌ها…
برخی می‌گویند خب کم‌تر مصرف کنید!، اما «زدن از خرج‌های غیرضروری توسط اکثریت جامعه» یعنی بدبختی خود جامعه. «غیرضروری‌ها» در مقیاس فردی شاید حذف‌پذیر باشند، مسئله مقیاس جمعی است! «غیرضروری» تقاضایی‌ست که چرخ تولید و دستمزد را می‌گرداند و به شکل درآمد به مردم برمی‌گردد.

با کاهش عمدهٔ مصرف توسط اکثریت، بنگاه‌ها با افت فروش روبه‌رو شده و کاهش فروش به کاهش تولید می‌انجامد و کاهش تولید به تعدیل نیرو و ایستایی دستمزد و این چرخه دوباره به افت بیش‌تر تقاضا ختم می‌شود. پس «صرفه‌جوییِ همگانی» می‌شود سازوکار تکثیر فقر. به این می‌گویند «تناقض خِسّت».

اصلاً خود غیرضروری چیست؟ کافه، سفر، فرهنگ، خدمات، خرده‌فروشی و... که همه زنجیره‌هایی از شغل و درآمدند و حذف آنان قطع معاشِ بخشی از جامعه است. هزینه‌ای برای توی نوعی «تفریحی» است برای دیگری اجاره و نان شب است.
آسمون و ابرها خیلی قشنگن و خیلی احساس خوبی بهم میدن٫ از اون احساساته که موقع ناراحتی ازش دوری می‌کنم چون انگار موقع غم یه بهانه‌ای برای هیچ کاری نکردن دارم و وقتی یه چیز زیبا می‌بینم حس می‌کنم باید پاشم یه کاری انجام بدم تا قدردانش باشم ولی تواناییش رو ندارم پس نادیدش می‌گیرم
Forwarded from 𝒟𝒶𝓇𝒸𝒾ℯ
بیگانه
برای اونی که ابر دوست‌داره
قبلا اصلا به ابر‌ها توجه نمی‌کردم, یه‌جورایی دوستی با سلما باعث شد بهشون توجه کنم. الان هر‌بار که میرم بیرون آسمون رو نگاه می‌کنم و دیدن ابرها با پس زمینه آسمان برام مثل نقاشی می‌مونه؛ اونقدر که زیبا و غیر واقعیه, به‌خاطر همین هر‌بار ازشون عکس می‌گیرم.
It’s so cute that part of the people in your life will always be with you.
Gooners don’t have a masturbation problem
Forwarded from Gibson girl (Rosha)
Goon is a constant state. It’s even a continuous measure. You guys are using numerical values which don’t make sense in this case.
Forwarded from Gibson girl (Rosha)
You guys are referring to masturbation and orgasms THEYRE NOT THE SAME THING
Forwarded from Gibson girl (Rosha)
You can be a masterbator but not really a gooner you can also be a gooner but not a masterbator
Forwarded from Gibson girl (Rosha)
غذای روح vs غذای جسمwe got
Forwarded from Gibson girl (Rosha)
Non-gooners dni
قیافه‌ام رو فقط توی گوشی و آیینه خودم قبول دارم
باید همون موقع می‌خریدم پارت ۳۷۲۹۲۷ام
چند وقت بعد هم دوباره به لیستم نگاه می‌کنم همینو می‌گم
I really like jalman but don’t tell my mom
بخش بارونش عالی بود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Plot? The plot is some mf can’t get his man into his bed and makes it everyone’s problem
He’s a very sensitive topic for me