Forwarded from 𝖣𝗒𝗂𝗇𝗀 𝗐𝗂𝗌𝗁 𝖿𝗈𝗋 آخوند. 🏳️🌈🏳️⚧️ (Deep sea bacteria. (Nicki de Cunt ver.))
Forwarded from 𝖣𝗒𝗂𝗇𝗀 𝗐𝗂𝗌𝗁 𝖿𝗈𝗋 آخوند. 🏳️🌈🏳️⚧️ (Deep sea bacteria. (Nicki de Cunt ver.))
Forwarded from 𝖣𝗒𝗂𝗇𝗀 𝗐𝗂𝗌𝗁 𝖿𝗈𝗋 آخوند. 🏳️🌈🏳️⚧️ (Deep sea bacteria. (Nicki de Cunt ver.))
Forwarded from 𝖣𝗒𝗂𝗇𝗀 𝗐𝗂𝗌𝗁 𝖿𝗈𝗋 آخوند. 🏳️🌈🏳️⚧️ (Deep sea bacteria. (Nicki de Cunt ver.))
Forwarded from Attic by the cemetery
9/4/1973 🕯️🦇
53 years ago….
53 years ago….
Forwarded from dykery (zal)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from pieces of ace
pieces of ace
👹👹👹🤪👹👹👹👹
اون ایموجی وسطی احساس ارمانده از درون وقتی لویی رو ساعتش کرد
𝔭𝔱𝔬𝔩𝔢𝔪𝔞𝔢𝔞
کاش از آسمون یه لزبین مین برام بیوفته پایین
خودشم از اونا که در ظاهر خیلی خوش برخوردن ولی عمیقا اهمیتی نمیدن و تفریح مورد علاقشون اینکه سر به سرت بذارن
Forwarded from دوزخ امّا سرد
گرانی، فقر و تنگدستی جوری همهگیر شده که حرف زدن از چیزی جز آنها مثل فخر فروشی از داشتن روانی «آسوده» و بیتوجه به وضعیت میماند. هر نوشتهای که بوی «رفاه» بدهد خیانتی به مخاطبان است. سقفِ تخیل جمعی به کف انتظار میرسد. «فراغت» تجملی دستنیافتنیست. شوخیها سنگین و زمختاند. اولین فکر بعد دیدن هر تصویر، فهرست هزینههاست.
زیستن به تعلیقی بیپایان بدل شده. تعویق خواستن، تعویق گفتن، تا روزی تعویق آرزو داشتن. هر بیان باید از صافیِ ضرورت عبور کند تا مُجاز شمرده شود. بیرون از آن هر چیز یا اسراف است یا انکار. پس انسان به تدریج یاد میگیرد کمتر بخواهد تا کمتر محکوم شود، یا بیشتر معترض باشد تا زودتر کشته شود.
سالهاست که اینطور است، و هر سال بدتر از پارسال.
زیستن به تعلیقی بیپایان بدل شده. تعویق خواستن، تعویق گفتن، تا روزی تعویق آرزو داشتن. هر بیان باید از صافیِ ضرورت عبور کند تا مُجاز شمرده شود. بیرون از آن هر چیز یا اسراف است یا انکار. پس انسان به تدریج یاد میگیرد کمتر بخواهد تا کمتر محکوم شود، یا بیشتر معترض باشد تا زودتر کشته شود.
سالهاست که اینطور است، و هر سال بدتر از پارسال.
Forwarded from دوزخ امّا سرد
دوزخ امّا سرد
گرانی، فقر و تنگدستی جوری همهگیر شده که حرف زدن از چیزی جز آنها مثل فخر فروشی از داشتن روانی «آسوده» و بیتوجه به وضعیت میماند. هر نوشتهای که بوی «رفاه» بدهد خیانتی به مخاطبان است. سقفِ تخیل جمعی به کف انتظار میرسد. «فراغت» تجملی دستنیافتنیست. شوخیها…
برخی میگویند خب کمتر مصرف کنید!، اما «زدن از خرجهای غیرضروری توسط اکثریت جامعه» یعنی بدبختی خود جامعه. «غیرضروریها» در مقیاس فردی شاید حذفپذیر باشند، مسئله مقیاس جمعی است! «غیرضروری» تقاضاییست که چرخ تولید و دستمزد را میگرداند و به شکل درآمد به مردم برمیگردد.
با کاهش عمدهٔ مصرف توسط اکثریت، بنگاهها با افت فروش روبهرو شده و کاهش فروش به کاهش تولید میانجامد و کاهش تولید به تعدیل نیرو و ایستایی دستمزد و این چرخه دوباره به افت بیشتر تقاضا ختم میشود. پس «صرفهجوییِ همگانی» میشود سازوکار تکثیر فقر. به این میگویند «تناقض خِسّت».
اصلاً خود غیرضروری چیست؟ کافه، سفر، فرهنگ، خدمات، خردهفروشی و... که همه زنجیرههایی از شغل و درآمدند و حذف آنان قطع معاشِ بخشی از جامعه است. هزینهای برای توی نوعی «تفریحی» است برای دیگری اجاره و نان شب است.
با کاهش عمدهٔ مصرف توسط اکثریت، بنگاهها با افت فروش روبهرو شده و کاهش فروش به کاهش تولید میانجامد و کاهش تولید به تعدیل نیرو و ایستایی دستمزد و این چرخه دوباره به افت بیشتر تقاضا ختم میشود. پس «صرفهجوییِ همگانی» میشود سازوکار تکثیر فقر. به این میگویند «تناقض خِسّت».
اصلاً خود غیرضروری چیست؟ کافه، سفر، فرهنگ، خدمات، خردهفروشی و... که همه زنجیرههایی از شغل و درآمدند و حذف آنان قطع معاشِ بخشی از جامعه است. هزینهای برای توی نوعی «تفریحی» است برای دیگری اجاره و نان شب است.