Forwarded from le vent nous portera
دائم دارم حرفها و سوالهای شیرکو بیکس رو با خودم تکرار میکنم؛ مگه من چه چیزی از وطن میخوام؟ چه چیزی ازش میخوام به جز یک لقمه نان و خیالی که آسوده باشه؟ به جز باریکههای نور و آفتاب و بارانی که به آهستگی میباره؟ به جز یک پنجرهی عمیق و بزرگ که رو به عشق و آزادی باز میشه؟ چه چیزی جز آفتاب و باران در عشق و آزادی؟ چه چیز به جز زندگی؟
نان، خیالی آسوده، آفتاب، باران، پنجره، عشق، آزادی و زندگی.
نان، خیالی آسوده، آفتاب، باران، پنجره، عشق، آزادی و زندگی.
بله من میدونم مغزم میتونه با شرایط سخت خودشو وفق بده٫ بله من میدونم آدمایی بودن که در شرایط سختتر از من بودن و دووم آوردن مسئله اینکه من نمیخوام دووم بیارم٫ نمیخوام تحمل کنم٫ نمیخوام عادت کنم؛ این زندگی هیچ وقت تصمیم من نبوده و حتی اجبارش هم شرایط درستی نداره و همه فقط میگن تحمل کن انگار که کاری نیست که از همون اول زندگی انجام میدادم و حتی نمیخوام بمیرم وقتی شوق زندگی دارم ولی این چیزی نیست که من میخوام و احتمالا اون زندگی که میخوام رو هیچوقت نداشته باشم.
کاش شجاعتر بودم و میتونستم برای خودم تصمیم بگیرم ولی چندین سال گذشته و من توی همون نقطه قبلی ایستادم انگار که هیچی تغییر نکرده و حتی نمیدونم چطوری تغییرش بدم فقط میخوام بخوابم و دیگه توی این نقطه از زندگیم نباشم.
Forwarded from دوزخ امّا سرد
خیلی بده که بسیاری صرفاً متوسل شدن به استدلال راجع به ضرر مالی قطعی اینترنت برای اثبات بد بودنش، یا توصیف شدت بد بودنش.
دسترسی به اینترنت یه حق و آزادیه مثل حق دسترسی به آب و برق. اینترنت مخصوص تاجران و استادان دانشگاه نیست که بخوان برای اونارو وصل کنند و برای افراد دیگر رو نه. اینترنت طبقاتی و ترجیحی با چنین صورتبندیهایی عادیسازی میشه. دو هفتهست ملّتی رو از حق طبیعی خودش محروم کردند و به گروگاناش گرفتند.
دسترسی به اینترنت یه حق و آزادیه مثل حق دسترسی به آب و برق. اینترنت مخصوص تاجران و استادان دانشگاه نیست که بخوان برای اونارو وصل کنند و برای افراد دیگر رو نه. اینترنت طبقاتی و ترجیحی با چنین صورتبندیهایی عادیسازی میشه. دو هفتهست ملّتی رو از حق طبیعی خودش محروم کردند و به گروگاناش گرفتند.
Forwarded from دوزخ امّا سرد
دوزخ امّا سرد
خیلی بده که بسیاری صرفاً متوسل شدن به استدلال راجع به ضرر مالی قطعی اینترنت برای اثبات بد بودنش، یا توصیف شدت بد بودنش. دسترسی به اینترنت یه حق و آزادیه مثل حق دسترسی به آب و برق. اینترنت مخصوص تاجران و استادان دانشگاه نیست که بخوان برای اونارو وصل کنند و…
دقت کنید مسئله این نیست «حکومت به ما اینترنت بِده»، حکومت جلوی اینترنت مارو گرفته! یعنی انگار فروش آبمعدنی ممنوع باشه و لولههای آب هم بترکونن اگر کسی چاه زد هم زندانیاش کنن. حکومت چیزی از اموال خودش رو در انحصار نگرفته، حق و مالی که پولش رو دادیم گرفته. چون حدی برای دخالت خودش در هرچیز قائل نیست.
خیلی عصبانی میشم وقتی میگن برای تو خوب شد چون اعتیادت کمتر میشه. جدای اینکه فکر کنی کانسپت اعتیاد به اینترنت وجود داره و بخوای بقیه رو باهاش سرزنش کنی خیلی احمقانهست اینکه فکر میکنی برای درمان اعتیادم باید آزادی رو ازم بگیری خیلی مسخرهتره.
با اینکه میدونم مطالبی که نگاه میکنم خیلی از مال تو بهتره ولی اگه همش گی سکس هم نگاه کنم بازم حق منه که اینترنت آزاد داشته باشم.
Forwarded from Debauchery
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Debauchery (هوری)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نمیتونم بگم چقدر از زنده بودن٫ شرایط الان زندگیم٫ ضعیف و ترسو بودن و همه وجودم خجالت میکشم.