Forwarded from منننننن گه خوردم گووووه (wAh)
I still have that light in me
Im just like GET MEEE OUT OF HERE
Im just like GET MEEE OUT OF HERE
Forwarded from One of them Queers 𓂀 (𝙼𝚊𝚛𝚢꩜)
جوری که برای بچه های ایران گریه کردم
برای هیچچیز دیگهای نکردم.
برای هیچچیز دیگهای نکردم.
خدایان رو شکر بابت وجود کوثر که میتونم در مورد دانمی اشغالی هم باهاش صحبت کنم. واقعا درود بر ادبیات و اسطوره, فیزیک، شیمی و ریاضی هم میتونن برن بمیرن.
Forwarded from le vent nous portera
زنده باش و آسیب ببین. رنج بکش و بیزار شو. اما زنده باش! با دستهایت به روی رنج تنت دست بکش و در زیر آفتاب بسوز. زنده باش و آسیب ببین. خواهش میکنم زنده باش. و آسیب ببین. اگر آسیب نمیبینی بهخاطر آن است که زنده نیستی! خواهش میکنم زنده باش! زنده باش!
Forwarded from le vent nous portera
«همین که وسط تموم چیزهایی که به اصطلاح درستن و توو ذهنم کاملا برعکسشونو میخوام، همونجایی که از بچگی سرکوب شد هیجان و اشتباهاتم، یادم میاد یه رهایی هست بگه هرچی دلت میخواد. وسط زندان درستها، یه وقت اشتباهنکنیها ذهنم میره سمت صحبتکردنهامون که اینقدر بیحیا (به قول دنیای اینجا) صحبت میکردیم در مورد تمام چیزهایی که مال منه و زندگی منه، باید اگه دوست دارم خراب بشه حتا.»
Forwarded from le vent nous portera
+ دیگه به چیزی فکر نمیکنم. درونش فرو میرم و همون لحظه که در موقعیتش قرار میگیرم کاری میکنم. کل زندگیم رو همینطوری پیش بردم. ترجیح میدم در حرکت و جریان بمیرم تا در سکون و مردابشدن.
Forwarded from le vent nous portera
اینجای کتابه گفته: «در واقع شهامت مترادف با خوشبینیست، من خوشبین نبودم چون شجاع نبودم.» فکر میکنم اگر «خوشبینی» رو با دوستداشتن جایگزین کنم خیلی برام صدق کنه. در واقع شهامت مترادف با دوستداشتن است، من دوست نداشتم چون شجاع نبودم.
Forwarded from le vent nous portera
دائم دارم حرفها و سوالهای شیرکو بیکس رو با خودم تکرار میکنم؛ مگه من چه چیزی از وطن میخوام؟ چه چیزی ازش میخوام به جز یک لقمه نان و خیالی که آسوده باشه؟ به جز باریکههای نور و آفتاب و بارانی که به آهستگی میباره؟ به جز یک پنجرهی عمیق و بزرگ که رو به عشق و آزادی باز میشه؟ چه چیزی جز آفتاب و باران در عشق و آزادی؟ چه چیز به جز زندگی؟
نان، خیالی آسوده، آفتاب، باران، پنجره، عشق، آزادی و زندگی.
نان، خیالی آسوده، آفتاب، باران، پنجره، عشق، آزادی و زندگی.
بله من میدونم مغزم میتونه با شرایط سخت خودشو وفق بده٫ بله من میدونم آدمایی بودن که در شرایط سختتر از من بودن و دووم آوردن مسئله اینکه من نمیخوام دووم بیارم٫ نمیخوام تحمل کنم٫ نمیخوام عادت کنم؛ این زندگی هیچ وقت تصمیم من نبوده و حتی اجبارش هم شرایط درستی نداره و همه فقط میگن تحمل کن انگار که کاری نیست که از همون اول زندگی انجام میدادم و حتی نمیخوام بمیرم وقتی شوق زندگی دارم ولی این چیزی نیست که من میخوام و احتمالا اون زندگی که میخوام رو هیچوقت نداشته باشم.
کاش شجاعتر بودم و میتونستم برای خودم تصمیم بگیرم ولی چندین سال گذشته و من توی همون نقطه قبلی ایستادم انگار که هیچی تغییر نکرده و حتی نمیدونم چطوری تغییرش بدم فقط میخوام بخوابم و دیگه توی این نقطه از زندگیم نباشم.
Forwarded from دوزخ امّا سرد
خیلی بده که بسیاری صرفاً متوسل شدن به استدلال راجع به ضرر مالی قطعی اینترنت برای اثبات بد بودنش، یا توصیف شدت بد بودنش.
دسترسی به اینترنت یه حق و آزادیه مثل حق دسترسی به آب و برق. اینترنت مخصوص تاجران و استادان دانشگاه نیست که بخوان برای اونارو وصل کنند و برای افراد دیگر رو نه. اینترنت طبقاتی و ترجیحی با چنین صورتبندیهایی عادیسازی میشه. دو هفتهست ملّتی رو از حق طبیعی خودش محروم کردند و به گروگاناش گرفتند.
دسترسی به اینترنت یه حق و آزادیه مثل حق دسترسی به آب و برق. اینترنت مخصوص تاجران و استادان دانشگاه نیست که بخوان برای اونارو وصل کنند و برای افراد دیگر رو نه. اینترنت طبقاتی و ترجیحی با چنین صورتبندیهایی عادیسازی میشه. دو هفتهست ملّتی رو از حق طبیعی خودش محروم کردند و به گروگاناش گرفتند.
Forwarded from دوزخ امّا سرد
دوزخ امّا سرد
خیلی بده که بسیاری صرفاً متوسل شدن به استدلال راجع به ضرر مالی قطعی اینترنت برای اثبات بد بودنش، یا توصیف شدت بد بودنش. دسترسی به اینترنت یه حق و آزادیه مثل حق دسترسی به آب و برق. اینترنت مخصوص تاجران و استادان دانشگاه نیست که بخوان برای اونارو وصل کنند و…
دقت کنید مسئله این نیست «حکومت به ما اینترنت بِده»، حکومت جلوی اینترنت مارو گرفته! یعنی انگار فروش آبمعدنی ممنوع باشه و لولههای آب هم بترکونن اگر کسی چاه زد هم زندانیاش کنن. حکومت چیزی از اموال خودش رو در انحصار نگرفته، حق و مالی که پولش رو دادیم گرفته. چون حدی برای دخالت خودش در هرچیز قائل نیست.
خیلی عصبانی میشم وقتی میگن برای تو خوب شد چون اعتیادت کمتر میشه. جدای اینکه فکر کنی کانسپت اعتیاد به اینترنت وجود داره و بخوای بقیه رو باهاش سرزنش کنی خیلی احمقانهست اینکه فکر میکنی برای درمان اعتیادم باید آزادی رو ازم بگیری خیلی مسخرهتره.
با اینکه میدونم مطالبی که نگاه میکنم خیلی از مال تو بهتره ولی اگه همش گی سکس هم نگاه کنم بازم حق منه که اینترنت آزاد داشته باشم.
Forwarded from Debauchery
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM