Forwarded from Land of myth (Aban)
He did not direct a play and them come home canoodling with one of it's victims, did he? Who did that I wonder? Repeat the name
Land of myth
He did not direct a play and them come home canoodling with one of it's victims, did he? Who did that I wonder? Repeat the name
من هر دو دقیقه یکبار چون در مرز فروپاشیم
𝔭𝔱𝔬𝔩𝔢𝔪𝔞𝔢𝔞
Photo
به نظرتون تا کی میشه دلوژنال بود و میشه خودت رو با کامفرت کاراکترات آروم کنی
Forwarded from راه بیدار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت اعدام اصفهان از شاهد عینی
خانواده علیرضا و ابوالفضل سپاهی (که پسر عموی هم میشن) قبل از اعدام حدود ساعت ۳ صبح در محل اعدام جمع شدن. در ویس صدای مادر علیرضا رو میشنوید، مامان علیرضا دقیقا دم جوی آب نشسته بود و از اول داشت گریه و زاری میکرد مردم هم دورشون بودن، مادر علیرضا خطاب به (فردی به نام هادی) که صدای گریه هادی هم میشنوید، میگفت بگم براتون که تیر زده بودن تو پای علیرضا، بگم براتون که زیرچشماشو با فندک اتمی سوزونده بودن بگم براتون که ۲۰ روز بهش آب نداده بودن بگم براتون که فکشو شکسته بودن. صدای گریه و مویه خواهر علیرضا رو میشنوید. صدای شعر خوندن پدر علیرضا رو میشنوید که کارگر شهرداری بوده.
@Rahebidar
خانواده علیرضا و ابوالفضل سپاهی (که پسر عموی هم میشن) قبل از اعدام حدود ساعت ۳ صبح در محل اعدام جمع شدن. در ویس صدای مادر علیرضا رو میشنوید، مامان علیرضا دقیقا دم جوی آب نشسته بود و از اول داشت گریه و زاری میکرد مردم هم دورشون بودن، مادر علیرضا خطاب به (فردی به نام هادی) که صدای گریه هادی هم میشنوید، میگفت بگم براتون که تیر زده بودن تو پای علیرضا، بگم براتون که زیرچشماشو با فندک اتمی سوزونده بودن بگم براتون که ۲۰ روز بهش آب نداده بودن بگم براتون که فکشو شکسته بودن. صدای گریه و مویه خواهر علیرضا رو میشنوید. صدای شعر خوندن پدر علیرضا رو میشنوید که کارگر شهرداری بوده.
@Rahebidar