Forwarded from راچِستر
بیشتر مشکلات زندگیتون رو با مامانتون دارید، در حالی که مقصر مشکلات بین شما و مامانتون در بیشتر مواقع باباتونه.
Never gonna forget that she said you're gonna grow up and understand that your mother is the actual victim.
Is it making your relationship better? No probably it makes it worse because you understand that aside from all problems, you can never hate your mother.
یه نفر تحلیل میکرد کاراکتر لویی رو توی فصل اول که چرا انقدر اختلاف نظر راجبش زیاده و خیلی خوب توضیحش داد
گفت کل پوینت این کاراکتر اینکه coping mechanism ناسالم رو victim blaming به حساب بیاری یا نه چون توی دنیای واقعی شرایط مشخصه ولی توی فیکشنال عمیقا گذشته و حال و تمام احساسات طرف رو میبینی و خودت باید تصمیم بگیری که این رفتار ناسالم رو میتونی توجیح کنی یا نه یا اینکه کاراکترهای مورالی گری تا کجا میتونن ادامه بدن و خط قرمز هر فرد تا کجا کشیده شده
گفت کل پوینت این کاراکتر اینکه coping mechanism ناسالم رو victim blaming به حساب بیاری یا نه چون توی دنیای واقعی شرایط مشخصه ولی توی فیکشنال عمیقا گذشته و حال و تمام احساسات طرف رو میبینی و خودت باید تصمیم بگیری که این رفتار ناسالم رو میتونی توجیح کنی یا نه یا اینکه کاراکترهای مورالی گری تا کجا میتونن ادامه بدن و خط قرمز هر فرد تا کجا کشیده شده
Oyasumi, Punpun is a manga that scours the soul of the author, as per his own admission:
I’ve been frightened for a long time now by the thought that I could be killed by someone, or even become a killer myself. Punpun came about when I decided to make a manga out of what would happen if that fear became true…
It can never be completely erased, I think, but as I made the manga it felt like I managed to put it behind me, little by little.
One of my reasons for making manga is to resolve my own personal doubts and fears. If you compare the me who started Punpun and the me I am now, I’m a lot better now. A lot of the irritation and fear I had back then is gone now, and I think it was creating manga that helped me through it.
Asano Inio
مخصوصا بخش کودکیش با اینکه از جملات کودکانه استفاده شده, چون از دید یه بزرگساله اذیت کنندست و قبل خوندن تحلیل حس میکردم توسط مانگاکا فتیشایز شده
میزی کلی افکار منفی داره, ممکنه هر لحظه دست به قتل بزنه ولی در عین حال هیچ کدوم رو انجام نمیده و دوباره همزمان خودشو بابت همچین افکاری سرزنش میکنه و توی یه سایکل خیلی وحشتناک گیر میوفته که تیل میخواد ازش خارجش کنه
و سوا توی هر دو سری کسی که شدیدا با میزی ابسسده فقط توی سری زامبی اون بخش منفی میزی رو هم میپرسته برخلاف سری الین که جلوی میزی رو میگرفت