Forwarded from دوزخ امّا سرد
حتماً این رباعی منسوب به خیام را شنیدید:
«آن قصر که بهرام در او جام گرفت
آهو بچه کرد و روبَه آرام گرفت
بهرام که گور میگرفتی همه عمر
دیدی که چهگونه گور بهرام گرفت؟»
که تنها در یک منبع کهن (سفينهٔ كهن رباعیات) به نام خیام و در اصل چنین آمده:
«آن قصر که بهرام در او جام گرفت
آهو بچه کرد و گور آرام گرفت
تا جای گرفته است بهرام به گور
دیر است که گور جای بهرام گرفت»
تغییرات بیت دوم در هر سده، تصرف ادیبان برای زیباتر شدن شعر را نشان میدهد:
سدۀ ششم: تا جای گرفته است بهرام به گور/ دیرست که گور جای بهرام گرفت (جوامع الحكايات)
سدۀ هفتم: بهرام همی گور گرفتی یک چند/اکنون بنگر که گور بهرام گرفت (مقالات سديدالدين اعور)
سدۀ هشتم: بهرام که او گور گرفتی همه سال/این نادره بین که گور بهرام گرفت (المعجم فی آثار ملوک العجم)
سدۀ نهم: بهرام که گور میگرفتی همه عمر/ دیدی که چهگونه گور بهرام گرفت (طربخانه)
مثال فوق نمونهای بارز از دشواری رسیدن به نسخهٔ نزدیک به نسخهٔ اصلی در بررسی و تصحیح یک شعر است که گاه از در مخالف با ذوق عوام درمیآید.
«آن قصر که بهرام در او جام گرفت
آهو بچه کرد و روبَه آرام گرفت
بهرام که گور میگرفتی همه عمر
دیدی که چهگونه گور بهرام گرفت؟»
که تنها در یک منبع کهن (سفينهٔ كهن رباعیات) به نام خیام و در اصل چنین آمده:
«آن قصر که بهرام در او جام گرفت
آهو بچه کرد و گور آرام گرفت
تا جای گرفته است بهرام به گور
دیر است که گور جای بهرام گرفت»
تغییرات بیت دوم در هر سده، تصرف ادیبان برای زیباتر شدن شعر را نشان میدهد:
سدۀ ششم: تا جای گرفته است بهرام به گور/ دیرست که گور جای بهرام گرفت (جوامع الحكايات)
سدۀ هفتم: بهرام همی گور گرفتی یک چند/اکنون بنگر که گور بهرام گرفت (مقالات سديدالدين اعور)
سدۀ هشتم: بهرام که او گور گرفتی همه سال/این نادره بین که گور بهرام گرفت (المعجم فی آثار ملوک العجم)
سدۀ نهم: بهرام که گور میگرفتی همه عمر/ دیدی که چهگونه گور بهرام گرفت (طربخانه)
مثال فوق نمونهای بارز از دشواری رسیدن به نسخهٔ نزدیک به نسخهٔ اصلی در بررسی و تصحیح یک شعر است که گاه از در مخالف با ذوق عوام درمیآید.
Forwarded from ارجاعات
«پاسخ ملکالشعرای بهار [سال ۱۳۰۲]: ملت ایران و هند و عرب... حس وطنپرستی را تبدیل به حس شاهپرستی و مذهبپرستی و پیغمبرپرستی نموده و مذهب توحید قوی و ظهور انبیاء عظام که همواره در این مرز و بوم پرچم اقتدار خود را برافراشته بوده است، به ضمیمهٔ موفقیتهای درخشان نظامی و تکثیر متوالی نژاد و اعادهٔ کیان و عظمت ملّی یکی بعد از دیگری که غالباً به توسط رجال شجاع و پادشاهان و سرداران نامدار به عمل میآمده، حس وطنپرستی را به حس مذهبپرستی و دولتخواهی تبدیل نموده و از بعضی آثار تاریخی و اخلاقی ایرانیان معلوم میشود که اطاعت و پرستش پادشاه «اولوالامر» همواره جای تمام آداب و نوامیس اجتماعی و شخصیتهای ملّی را گرفته بوده است. اتفاقاً اسلام نیز این عادت ادبی و شخصیت ملّی را تقویت نموده و همه چیز را با خود به ایران آورد غیر از وطنپرستی.»
- "کمال مطلوب - ایدهآلهای ایرانی"، به کوشش رضا آذری شهرضایی، صفحهٔ ۱۳۱-۱۳۰.
@erjahat
- "کمال مطلوب - ایدهآلهای ایرانی"، به کوشش رضا آذری شهرضایی، صفحهٔ ۱۳۱-۱۳۰.
@erjahat
ارجاعات
«پاسخ ملکالشعرای بهار [سال ۱۳۰۲]: ملت ایران و هند و عرب... حس وطنپرستی را تبدیل به حس شاهپرستی و مذهبپرستی و پیغمبرپرستی نموده و مذهب توحید قوی و ظهور انبیاء عظام که همواره در این مرز و بوم پرچم اقتدار خود را برافراشته بوده است، به ضمیمهٔ موفقیتهای درخشان…
پوپولیسم و پارانویا کلا هیچ وقت نتیجه خوب نداشته چه توی جنگ سرد بعد جنگ جهانی دوم چه زمان شاهنشاهی؛ وقتی از ترس یه گروه کوچک دست به خشونتی زدن که درنهایت کارنامه خودشون رو خراب کرده و هم از کسایی کمک گرفتن که بعدا دست به نابودیشون زدن
و همین الانش هم مردم طاقت بیطرف بودن و جزو حزب خاصی نبودن رو قبول ندارن جدای اینکه دراما داره و جا افتاده که موقع ریاست جمهوری یه حزب وقتی به قدرت برسه میتونه ایدههای گروههای کوچیک و زیادی سفید رو اجرا کنه توی موضوعات بزرگتر و جریانات سیاسی خیلی بزرگ هم این کارو تکرار میکنند که تهش به ضرر خودشون تموم میشه و اون مشکل انقدر بزرگ میشه که هیچ راهحلی کاملا اخلاقی و درست براش پیدا نمیشه ولی کسی عقب نمیکشه چون به این معنیه که بیشتر ماجرا پروپاگاندا بوده و توی دنیایی زندگی میکنیم که سفید و سیاهی وجود نداره؛ نتیجش هم دقیقا میشه مثل پارانویا و پوپولیسم سیاستمدارا٫ لقب دادن و آسیب زدن به یه گروه کوچک بیطرف که حقیقت رو میگن و حتی اگه طرف گروه خاصی باشن در جای خودش نقدش هم میکنن.
و چون افتاده دوران تغییرات بزرگ تا وقتی قدرتهای اصلی مشخص نشن کاری نمیشه انجام داد