هاناهاکی خیلی خوبه چون وایب انگست و رومنس مورد علاقمه
کاراکتر اصلی انقدر بدبخت و فداکاره که فقط دم مرگش بقیه متوجه اشتباهاتشون میشن
کاراکتر اصلی انقدر بدبخت و فداکاره که فقط دم مرگش بقیه متوجه اشتباهاتشون میشن
قشر خاکستری بودن توی ایران راحته دیگه چه برسه به جاهای دیگه که آدم راحتتر میتونه از زندگی لذت ببره چون درنهایت اتفاقات وحشتناک توی دنیا میوفته و تو اهمیتی نمیدی چون تقصیر تو نیست
ولی بازم حس میکنم از privilege هایی که دارم متنفرم چون نه میشه به بقیه کمک کرد نه خودم ازشون استفاده میکنم
و حتی اگه راهحلی باشه برای حل مشکلات بزرگ دنیا بازم پول و قدرت زیاد میخواد و بعد اونم همکاری بقیه چون چیزی نیست که به تنهایی بتونی به دستش بیاری برای همین سخنرانی توی سازمان ملل هرچقدر هم صادقانه باشه به درد نخوره
و بهعنوان کسی که سینما دوست دارم میدونم نمیشه گفت هنر، فرهنگ؛ خشونت نه چون کتاب خوندن هم تا یه جایی جوابه
یک جور دنبال راهحل برای مشکلات دنیام انگار نه انگار از تخت هم نمیتونم بلند بشم