الان سنیوریتا رو شنیدم یادمه اولین بار که ملینا بهم آهنگ پیشنهاد داد همین بود چون شان و کامیلا خونده بودن ولی من هیچ کدومشون رو نمیشناختم انگار توی همون صف مدرسه با یه چیز جدید و متفاوت آشنا شده بودم
درنهایت هرچی هم بشه و اگه یه روز دیگه باهم صحبت نکنیم همیشه یادم میمونه راهنمایی چقدر زندگی فرق کرد و چه تاثیری روم گذاشت
هاناهاکی خیلی خوبه چون وایب انگست و رومنس مورد علاقمه
کاراکتر اصلی انقدر بدبخت و فداکاره که فقط دم مرگش بقیه متوجه اشتباهاتشون میشن
کاراکتر اصلی انقدر بدبخت و فداکاره که فقط دم مرگش بقیه متوجه اشتباهاتشون میشن
قشر خاکستری بودن توی ایران راحته دیگه چه برسه به جاهای دیگه که آدم راحتتر میتونه از زندگی لذت ببره چون درنهایت اتفاقات وحشتناک توی دنیا میوفته و تو اهمیتی نمیدی چون تقصیر تو نیست
ولی بازم حس میکنم از privilege هایی که دارم متنفرم چون نه میشه به بقیه کمک کرد نه خودم ازشون استفاده میکنم
و حتی اگه راهحلی باشه برای حل مشکلات بزرگ دنیا بازم پول و قدرت زیاد میخواد و بعد اونم همکاری بقیه چون چیزی نیست که به تنهایی بتونی به دستش بیاری برای همین سخنرانی توی سازمان ملل هرچقدر هم صادقانه باشه به درد نخوره