Forwarded from دوزخ امّا سرد
تصور سنگ زدن به یک گنجشک روی درخت و با پوتین پا گذاشتن روی جسم نیمهجانش، چنین خیالی شاید در ذهنم نزدیکترین چیزیه که به کشتار دی دارم. تداعی کامل پرپر شدنه. از امیدهایی رنجکشیده.
Forwarded from دوزخ امّا سرد
نظر جالب و اخیرِ یاشار جیرانی:
«جمهوری اسلامی یک رژیم (آن هم از نوع سلطانیستی) نیست بلکه یک "جامعهٔ سیاسی" کامل است. یعنی یک بدنهٔ مردمی است که بر مبنای باورهای الهیاتی ایدئولوژیک از یک ارادهٔ واحد برخوردار است. مهم نیست که بدنهٔ مردمی آن چند درصد از جمعیت حاضر در مرزهای ایران است؛ مهم این است که ارادهٔ واحد دارد و آنقدر پُرتعداد هست که بتواند از هستی خود دفاع کند (=تلقی اشمیتی). در این جامعهٔ سیاسی نسبت اساسی محافظت و پاسخگویی نیز وجود دارد. یعنی حکومت از بدنهٔ مردمیاش حفاظت میکند و در برابر خواستههای آن (که مبنایی الهیاتی-ایدئولوژیک دارد) پاسخگوست و آن بدنهٔ مردمی هم در مواقع تهدید وجودیِ جامعهٔ سیاسی به میدان میآید. تصویر پروپاگاندایی از وضعیت ایران، اینکه یک حکومت فاسد و ۱۰ درصد جیرهخوار در برابر ۹۰ درصد مردم قرار گرفتهاند، هر چقدر از حیث عاطفی برانگیزاننده باشد، سرتاسر نادرست است و مولد توهم. مسألهٔ کنونی جامعهٔ ایران این است که به قول هابز یک جماعت پریشان (multitudo dissoluta) در برابر جامعهٔ سیاسی کنونی شکل گرفته است. اینکه تعداد قابل توجهی از جمعیت ایران (آنقدر پُرتعداد هستند که "بحران سیاسی" ایجاد کنند)، علیرغم اینکه ارادهٔ واحدی ندارند (="پریشان")، خود را بخشی از جامعهٔ سیاسی نمیداند. یا به این خاطر که خودش نمیخواهد بخشی از آن جامعه باشد، یا چون مطرودِ آن جامعه است. این از نگاه هابز بغرنجترین وضعیت سیاسی برای یک کشور است که راهحل سریعِ واقعگرایانهای هم برای آن وجود ندارد. چه با مصالحه، چه با تقابل، مگر اینکه کسی بخواهد به اوهام معجزات، یا انتزاعات یونیورسال و فراسیاسی پناه بَرَد. جنگ هم (چه خارجی و چه داخلی) شاید پیامد این وضعیت بغرنج باشد، ولی «راهحل» آن نیست؛ شايد حتى وضعیت را بغرنجتر کند.»
Forwarded from دوزخ امّا سرد
واقعاً جالبه که توئیتر این روزها -برعکس تصور شخصیم- اصلاً جو سیاسی خاصی نسبت به دو/سه ماه پیش نداره و هنوز بحث سر پسر آکادمیک-بازاری بیشترین پسند رو میخوره.
Forwarded from دوزخ امّا سرد
دوزخ امّا سرد
واقعاً جالبه که توئیتر این روزها -برعکس تصور شخصیم- اصلاً جو سیاسی خاصی نسبت به دو/سه ماه پیش نداره و هنوز بحث سر پسر آکادمیک-بازاری بیشترین پسند رو میخوره.
دوستی همونجا نوشته بود بخش مهمی از ادبیات جنگ، خصوصاً در قرن بیست و بیست و یکم همیشه پرداختن به روزمرگیها، آب و هوا، آشپزی، طبیعت، خانواده و سرگشتگی ناشی از «ملال» رو در اولویت قرار داده تا اظهار نظر سیاسی و نظامی.
انتخابی که تجربیات امروز ما پذیرفتنیترش میکنه.
انتخابی که تجربیات امروز ما پذیرفتنیترش میکنه.
وقتی راجب احزاب مختلف ایران و کشورای دیگه میخونم احساس میکنم این گسستگی هیچوقت قرار نیست درست بشه چون هیچ رهبری و هیچ گروه سیاسی قسمت خوب ماجرا نیست و برای اینکه طرف مقابل رو سرکوب کنن دست به قتل عام غیرنظامیها زدن و مردم حتی اگه رئیس خودشون رو قبول نداشته باشن بازم سمت طرف مقابل نمیرن و این کینه فقط بین خود مردم مونده و سمت رهبر گروه نیستش
چیزی که خیلی دلم براش تنگ شده همون فندوم اسپیس کوچیکی بود که توی تلگرام داشتم و میتونست حواسمو از زندگی پرت کنه
Forwarded from محتوای فاخر. (-Mahpareh)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من unironically