𝔭𝔱𝔬𝔩𝔢𝔪𝔞𝔢𝔞
13 subscribers
1.26K photos
303 videos
184 links
Hmmm

or I just talk about things that give
me a sense of being alive.

https://t.me/archiveofmyownig

t.me/RedChtBot?start=663025961

https://t.me/sweetmourninglambbot
Download Telegram
دیروز به شیما می‌گفتم که خوندن و دیدن آثار تاریخی سیاسی باعث میشه فکر کنم از سبک زندگی قبیله‌ای٫ نژادپرستی٫ کشتار و محرومیت زنان عبور کردیم و رسیدیم به جایی که الان مذاکره هست٫ تنبیه بدنی جرمه٫ نیاز نیست براساس کلیشه‌های جنسیتی رفتار کنیم ولی الان که بهتر فکر می‌کنم انگار فقط یه تکه از جهان پیشرفت کرده و بقیه دارم سینه‌خیز می‌رن تا همون حقوق اندک هم ازشون دریغ نشه٫ شاید نسبت به صد سال پیش تغییر کرده باشن ولی اصلا شبیه جهان اول نیستیم و نمی‌دونم روزی قراره شبیه‌شون بشیم یا نه.
(خود جهان اول هم معلوم نیست چه بلایی سرش بیاد٫ از لحاظ سیاسی بیشتر ولی در عین حال علم و صنعت داره پیشرفت زیاد می‌کنه؟ که اونم تضمینی برای حقوق انسانی نیست٫ نمی‌دونم دیگه چی میشه)
Forwarded from دوزخ امّا سرد
تصور سنگ زدن به یک گنجشک روی درخت و با پوتین پا گذاشتن روی جسم نیمه‌جانش، چنین خیالی شاید در ذهنم نزدیک‌ترین چیزیه که به کشتار دی دارم. تداعی کامل پرپر شدنه. از امیدهایی رنج‌کشیده.
Forwarded from دوزخ امّا سرد
نظر جالب و اخیرِ یاشار جیرانی:
«جمهوری اسلامی یک رژیم (آن هم از نوع سلطانیستی) نیست بل‌که یک "جامعهٔ سیاسی" کامل است. یعنی یک بدنهٔ مردمی است که بر مبنای باورهای الهیاتی ایدئولوژیک از یک ارادهٔ واحد برخوردار است. مهم نیست که بدنهٔ مردمی آن چند درصد از جمعیت حاضر در مرزهای ایران است؛ مهم این است که ارادهٔ واحد دارد و آنقدر پُرتعداد هست که بتواند از هستی خود دفاع کند (=تلقی اشمیتی). در این جامعهٔ سیاسی نسبت اساسی محافظت و پاسخ‌گویی نیز وجود دارد. یعنی حکومت از بدنهٔ مردمی‌اش حفاظت می‌کند و در برابر خواسته‌های آن (که مبنایی الهیاتی-ایدئولوژیک دارد) پاسخ‌گوست و آن بدنهٔ مردمی هم در مواقع تهدید وجودیِ جامعهٔ سیاسی به میدان می‌آید. تصویر پروپاگاندایی از وضعیت ایران، این‌که یک حکومت فاسد و ۱۰ درصد جیره‌خوار در برابر ۹۰ درصد مردم قرار گرفته‌اند، هر چقدر از حیث عاطفی برانگیزاننده باشد، سرتاسر نادرست است و مولد توهم. مسألهٔ کنونی جامعهٔ ایران این است که به قول هابز یک جماعت پریشان (multitudo dissoluta) در برابر جامعهٔ سیاسی کنونی شکل گرفته است. این‌که تعداد قابل توجهی از جمعیت ایران (آن‌قدر پُرتعداد هستند که "بحران سیاسی" ایجاد کنند)، علی‌رغم این‌که ارادهٔ واحدی ندارند (="پریشان")، خود را بخشی از جامعهٔ سیاسی نمی‌داند. یا به این خاطر که خودش نمی‌خواهد بخشی از آن جامعه باشد، یا چون مطرودِ آن جامعه است. این از نگاه هابز بغرنج‌ترین وضعیت سیاسی برای یک کشور است که راه‌حل سریعِ واقع‌گرایانه‌ای هم برای آن وجود ندارد. چه با مصالحه، چه با تقابل، مگر این‌که کسی بخواهد به اوهام معجزات، یا انتزاعات یونیورسال و فراسیاسی پناه بَرَد. جنگ هم (چه خارجی و چه داخلی) شاید پیامد این وضعیت بغرنج باشد، ولی «راه‌حل» آن نیست؛ شايد حتى وضعیت را بغرنج‌تر کند.»
My stolen revolution خیلی عبارت خوبیه
Forwarded from دوزخ امّا سرد
واقعاً جالبه که توئیتر این روزها -برعکس تصور شخصیم- اصلاً جو سیاسی خاصی نسبت به دو/سه ماه پیش نداره و هنوز بحث سر پسر آکادمیک-بازاری بیش‌ترین پسند رو می‌خوره.
Forwarded from دوزخ امّا سرد
دوزخ امّا سرد
واقعاً جالبه که توئیتر این روزها -برعکس تصور شخصیم- اصلاً جو سیاسی خاصی نسبت به دو/سه ماه پیش نداره و هنوز بحث سر پسر آکادمیک-بازاری بیش‌ترین پسند رو می‌خوره.
دوستی همون‌جا نوشته بود بخش مهمی از ادبیات جنگ، خصوصاً در قرن بیست و بیست و یکم همیشه پرداختن به روزمرگی‌ها، آب و هوا، آشپزی، طبیعت، خانواده و سرگشتگی ناشی از «ملال» رو در اولویت قرار داده تا اظهار نظر سیاسی و نظامی.
انتخابی که تجربیات امروز ما پذیرفتنی‌ترش می‌کنه.
Forwarded from 🪾🏰
بچه ها کانسپت گون کردن با مردای کارتونی انقدر برای بقیه غریبه ست که وقتی برگشتم گفتم مرد دوبعدی دوست دارم فقط دوستم گفت فکردم منظورت اینه که مرد تک بعدی دوست نداری، دوست داری چندتا چیزو بتونه هندل کنه